شورای نظامی یک بازی زیرکانه چهار ضلعی را طراحی کرد که یک طرف آن اسلامگرایان اخوان المسلمون، یک ضلع اسلامگرایان سلفی، یک ضلع حکومتی‌ها و ضلع دیگر چپ‌های ملی‌گرا هستند؛ آرا هم به یکدیگر نزدیک است که این خود نشانی از مهندسی انتخابات دارد.

به گزارش شورای راهبردی فارس، انتخابات ریاست‌جمهوری مصر شاهد شوک مشارکت بوده است و میزان مشارکت به شکل غیرقابل پیش بینی کاهش یافته است و این در حالی است که اهمیت انتخابات پارلمان پائین‌تر از ریاست‌جمهوری است.

جایگاه انتخابات ریاست جمهوری به مراتب از انتخابات پارلمانی بیشتر است

رئیس جمهور مصر نقش به مراتب مهمتری از پارلمان دارد و فرد رئیس‌جمهور است که با انتخاب نخست‌وزیر، سفیران و استانداران عملاً سیاست‌داخلی و خارجی را کاملاً در اختیار دارد. رئیس‌جمهور علاوه بر این کنترل‌های سیاسی در حوزه نظامی_امنیتی نیز نقش مهمی دارد و فرمانده ارتش و نیروهای امنیتی است که این نشان دهنده اهمیت بالای انتخابات ریاست‌جمهوری در مصر است و به طور طبیعی این انتخابات باید بهتر از انتخابات پارلمان برگزار شود اما کمرنگ‌تر برگزار شد، سؤال اصلی این است که مسئله‌ای که باید افزایش یابد کاهش یافته، چرا چنین چیزی روی داده است.

مشارکت مردمی در انتخابات ریاست جمهوری باید بیشتر باشد

این مسئله نشان غیر طبیعی بودن است که باید مورد بحث قرار گیرد که ممکن است نشانه‌ای بر مهندسی شدن انتخابات داشته باشد. علاوه بر آن شبکه‌های تلویزیونی نیز صفوف انبوه و فشرده مردم را نشان می‌داد ولی وقتی آمار منتشر شد میزان مشارکت ۴۶ درصد بود، از سوی دیگر اسلام‌گرایان در انتخابات پارلمان مصر بیش از ۳۶۰ کرسی را سه حزب آزادی عدالت شاخه سیاسی اخوان المسلمون، النور و الوسط بدست آوردند و عملاً ۸۰درصد کرسی‌ها را کسب کردند و در مقابل جریان‌های لیبرال نزدیک به رژیم سابق از مجموع ۳۶۰کرسی تنها یک کرسی به دست آورد و جریان ناصری هم تنها ۱۰ تا ۱۲ کرسی را به دست آورد و دیگر گروه‌های حاضر هم رأی قابل توجهی نداشتند اما انتخابات ریاست‌جمهوری به گونه‌ای دیگر است، یعنی در انتخابات رأی جریان‌های اسلامگراها حدود ۲/۴۶ درصد است. یعنی چهار نامزد اسلامگرا در مجموع ۴۰درصد را آرا را بدست آوردند که در واقع عبدالمنعم ابوالفتوح و محمد مرسی دو نامزد اصلی اسلامگرا این رأی را به دست آورده‌اند و دو نفر دیگر به زحمت به یک درصد می‌رسد. در مقابل احمد شفیق و عمرو موسی دو نامزد لیبرال در مجموع ۳۰درصد رأی را به دست‌آوردند و جریان ملی‌گرای ناصری به ۲۰درصد رسیده است، به این ترتیب غیر اسلامگرایان ۵۵درصد آرا را به دست آورده‌اند.

چرا آرای اسلامگرایان از ۸۰درصد به ۴۵ درصد کاهش یافته است

بر اساس آمار دیگر ۲۶ میلیون نفر در این انتخابات رأی داده‌اند که ۱۰میلیون این رأی‌دهندگان اسلامگرا هستند، هم‌اکنون این مسئله سؤال است که چطور آرا اسلامگرایان از ۸۰درصد به زیر ۴۵درصد رسیده و چطور لیبرال‌ها بازمانده از مبارک از یک کرسی به ۳۷درصد و بیش از یک سوم آرا افزایش یافته است.همچنین در مورد ناصری‌ها اگر ادعای آنها درست باشد که در منطقه بحرالاحمر و سینا همه آرا برای آنهاست، پس چگونه در انتخابات پارلمانی هیچ کرسی در این مناطق به دست نیاوردند.

آمار استان‌ها ثروتمندتری چون سوئز که صنایع دولتی مستقر است، نشان می‌دهد شفیق رای آورده و تا حدی در اسکندریه به وی رأی داده بودند و در مقابل بخش های فقیرنشین مصر در جنوب و غرب به محمد مرسی رأی داده‌اند.

علت عدم طرح تغلب انتخابات از سوی اخوان و سکوت آنها

در واقع این انتخابات مهندسی شده و کاهش رأی طی ۳ یا ۴ ماه چیزی جز مهندسی نیست که هدفش کاهش رأی نامزدهای اسلامگرا بوده علاوه بر این با پول سعودی‌ها آرا لیبرال‌ها و بازماندگان رژیم سابق افزایش داده، همچنین در شمارش آرا ناظر اخوان وجود نداشته‌اند علاوه بر این خود اخوانی‌ها هم به شدت به موفقیت خود ایمان داشتند. شورای نظامی منتظر است تا اخوان اعلام کند که تقلب شده تا به این طریق انتخابات را باطل و با این بهانه ۶ماه تا یکسال بیشتر زمام امور را داشته باشد و بعد بگوید انتخابات برگزار شود که بعد هم مشخص نیست چه اتفاقی قرار است، روی دهد.دلیل اینکه اخوان روی کد تقلب نرفته همین مسئله بود که نگران پذیرش آن توسط شورای نظامی برای کودتا سیاسی بودند.

مهندسی چهار ضلعی شورای نظامی برای انتخابات

شورای نظامی یک بازی زیرکانه چهار ضلعی طراحی کرد که یک سو آن اسلامگرایان اخوان المسلمون، یک ضلع اسلامگرایان سلفی، یک ضلع حکومتی‌ها و ضلع دیگر چپ‌های ملی‌گرا هستند؛ آرا هم به یکدیگر نزدیک است که این خود نشانی از مهندسی است که به طور طبیعی دو گروه اسلامگرا با هم متحد می‌شوند ولی این اتحاد نمی‌تواند نتیجه را مشخص کند چون مجموع به ۵۰درصد نمی‌رسد پس باید با یکی از دو ضلع ائتلاف کند، با بازماندگان رژیم که نمی‌توانند ائتلاف کنند پس با "حمدین صباحی" و ناصری‌های چپ‌گرا وارد ائتلاف می‌شوند که در انقلاب حضور داشته؛ اسلام‌گرایان زمانی که به ائتلاف با چپ‌گرایان وارد شوند باید با تشکیل دولت اسلامی و اجرای شریعت خداحافظی کنند، با حکومت اسلامی خداحافظی کنند و دولتی ائتلاف تشکیل شود که پنبه اسلام‌گرایی زده می‌شود و به نظر می‌رسد که اصلاً طراحی حضور شفیق در انتخابات برای ریاست جمهوری نبوده بلکه هدفش کم‌رنگ کردن و خارج کردن اسلام گراها از دور بازی‌ است.

درخواست‌ آیپک که برای باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا درباره مصر ارسال شده براین سه اصل است که اول کمپ‌دیوید حفظ شد، دوم مصر وارد ائتلاف با جریان مقاومت نشود و سوم گزینه دولت اسلامی مطرح نشود. این نظر که عدم موفقیت قاطع اسلامگراها طبیعی بوده به نظر مردود است و اینکه رأی فقرا عامل بوده یا رأی قبطی‌ها هر کدام به دنبال توجیه این مسئله هستند که نمی تواند دلایل قاطع و تعیین کننده باشد.