یك دولت با چه سرعتی قادر به تغییر كشورش است؟! نخست‌وزیر ایتالیا بعد از گذشت سه ماه كشورش را از یك "بچه مشكل ساز" برای اتحادیه اروپا به یك "عامل امیدبخش" تبدیل كرد، یونانی‌ها هم می‌توانند اكنون تنها چشم امید و انتظار به كابینه تكنوكرات ایتالیا بدوزند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجله آلمانی "اشپیگل" در تحلیلی كه به گزارش "فابین راین بلد" نوشته شده، ضمن اشاره به ایتالیا و یونان به عنوان دو كشوری كه پیشتر از نگران كننده‌ترین كشورهای اتحادیه اروپا بودند و سیر تحولات این دو كشور آورده است:

«از‌١٠٠ روز گذشته تاكنون ایتالیا یكی از پرتنش‌ترین سیاست‌های اروپا را داشته است، سیاستی كه بیشتر حول محور این سئوال چرخیده است كه یك دولت باید چه كاری را انجام دهد تا اعتماد از دست رفته را بازیابد! یك كشور مقروض به چه مقدار زمان نیازمند است تا بازارهای مالی كشورش را آرام كند! آیا یك كابینه با حضور كارشناسان مسائل اقتصادی قادر است ذهنیت مردم كشورش را تغییر دهد؟! ماریو مونتی، پرفسور اقتصاد ایتالیا كه از اواسط نوامبر به عنوان نخست‌وزیر كشورش انتخاب شد با گذشت ‌١٠٠ روز به این سئوالات كلیدی پاسخ داد.

حضور مونتی و پاسخ وی به سئوالاتی كه در این ارتباط مطرح شد، حاكی از آن است كه ایتالیا از كودك دردسرساز اتحادیه اروپا به یك كودك امیدبخش برای نجات منطقه یورو تبدیل شد؛ به گونه‌ای كه در شرایط كنونی بسیاری از شخصیت‌های اروپا از وی به عنوان "مهمترین مرد" اروپا یاد می‌كنند. با آنكه با گذشت ‌١٠٠ روز از حضور مونتی نمی‌توان از دگرگونی كامل شرایط و اوضاع در ایتالیا یاد كرد اما باید گفت كه اوضاع بسیار بهبود یافته است؛ اروپا بار دیگر اعتماد مردم این كشور را به دست آورده است و این مساله را قبل از هر چیز می‌توان به مونتی نسبت داد. این پروفسور ‌٦٨ ساله اقتصاد ایتالیا بار دیگر اقتصاد كشورش را به یك اقتصاد قابل اتكا تبدیل كرد، مونتی كه با نگرش‌ها و دیدگاه‌های "ضد برلوسكنیایی" به گونه‌ای مودبانه و آرام وارد عرصه سیاسی این كشور شد، ‌آوای جدیدی را وارد عرصه سیاسی این كشور كرد.

همزمان با دولت تكنوكرات و كابینه مونتی، دولت آتن كار خود را با ماموریتی یكسان آغاز كرد. وظیفه دو كشور مبارزه با بحران اقتصادی، بحران بدهی‌های این كشور و بازیابی اعتماد در دو كشور بود. اما نگاهی ساده حاكی از توفیق ایتالیا در موفقیت بیشتر در این زمینه است كه می‌توان آن را با دلایل زیر توجیه كرد.

مونتی كابینه‌ای كاملا تكنوكرات را كه از كارشناسان مسائل اقتصادی تشكیل یافته بود، تشكیل داد؛ وی هدف خود را روی حضور نمایندگان احزاب بزرگ در كابینه دولت متمركز نكرد و در عملی كردن و تحقق برنامه‌هایش بر خلاف لوكاس پاپادموس، رئیس‌جمهور یونان توجه كمتری را به طبقات رای دهنده كشورش و گروه‌های حزبی معطوف كرد؛ احزاب ایتالیا به كابینه مونتی اجازه دادند كه اصلاحات فاقد محبوبیت اما ضروری و مبرم را عملی كند.

بعد از سقوط دولت برلوسكنی، جورجیو ناپولیتانو، رئیس‌جمهور ایتالیا بر خلاف یونان با برگزاری انتخابات زود هنگام و درگیر شدن احزاب ایتالیا در رقابت‌های انتخابات و دور شدن از بحث اصلاحات جلوگیری كرد این در حالی است كه احزاب یونان با توجه به انتخابات جدید ماه آوریل در این كشور با اصلاحات ضروری مخالف هستند. مونتی از زمان حضور در دولت ایتالیا مكررا این مساله را برای هموطنان خود تشریح كرد كه این اروپا نیست كه ما را مجبور به اصلاحات و برنامه‌های ریاضتی می‌كند بلكه وضعیت مالی واقتصادی در ایتالیاست كه ما را به اتخاذ این تصمیمات كشانده است. برلوسكنی مشكلات كشورش را نادیده می‌گرفت و با تصمیمات اتحادیه اروپا مخالفت می‌كرد این در حالی است كه مونتی با جدیت مردم ایتالیا را بامشكلات رو به رو ساخت؛ مونتی حتی برای عمل كردن برنامه‌های خود از درآمد خود به عنوان نخست وزیر و وزیر اقتصاد نیز صرف نظر كرد؛ با وجود برنامه‌های ریاضت اقتصادی همچنین اكثریت مردم ایتالیا حامی مونتی هستند.

نخست‌وزیر ایتالیا همچنین طی روزهای گذشته اعلام كرد كه كشورش به میزان كافی صرفه‌جویی اقتصادی داشته و اكنون زمان رشد اقتصادی فرا رسیده است. به گونه‌ای كه طبق اعلام صندوق بین‌المللی پول، كسری بودجه‌ای معادل ‌٢/٢ درصد را برای ایتالیا پیش بینی ‌كرده بود و با وضعیت فعلی ایتالیا به نظر می‌رسد كه این كشور بتواند در سال ‌٢٠١٣ بدهی‌های جدید خود را كاملا پرداخت كند.

در هر صورت ایتالیا در دوران مونتی مجبور است كه از سخنرانی‌های "همه چیز خوب است" برلوسكنی به اظهارات جدی و صریح این پروفسور ایتالیایی عادت كند. پروفسوری كه قبل از هر چیز از مردم كشورش قربانی شدن و آمادگی برای تغییر را طلب می‌كند. هدف نهایی وی نیز تزریق فرهنگی جدید برای مردم ایتالیاست البته مونتی در ابتدای مسیری طولانی قرار گرفته و زمان برای وی بسیار كوتاه است. وی حداكثر تا پایان ماه مارس به دنبال تحقق لیبرالیسم حتی با وجود مخالفت تمام اتحادیه‌های كشورش است. مونتی تلاش می‌كند قبل از آن سیاست كلاسیك و قدیمی ایتالیا بار دیگر پررنگ شود، دگرگونی فرهنگی در ایتالیا را عملی كند.»