مقامات دو بخش ترک نشین و یونانی نشین قبرس اعلام کرده اند که فعلا تمایلی جهت مذاکره با یکدیگر برای حل بحران جزیره ندارند و به این ترتیب ۴۲ ماه مذاکرات پیوسته میان دو قبرس متوقف شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از مرکز اطلاع رسانی In cyprus ،پس از ۴۲ ماه مذاکرات فشرده میان دو بخش ترک نشین و یونانی نشین قبرس سران این دو بخش تصمیم به ترک صحنه مذاکره و موکول کردن آن به آینده ای مبهم گرفته اند.

درویش اراوغلو رئیس جمهور بخش ترک نشین و کریستوفیاس رئیس جمهور بخش یونانی نشین قبرس در پیام خود به الکساندر داونر مسئول پرونده قبرس در سازمان ملل متحد اعلام کرده اند که فعلا قصد انجام مذاکره ای با یکدیگر را ندارند.

این در حالیست که قبلا سران دو قبرس از تداوم مذاکرات با یکدیگر استقبال کرده و روند مذاکرات را مثبت و موثر ارزیابی کرده بودند.

در هر صورت سرمایه گذاری بان کی مون بر حل بحران قبرس که از زمان پایان ماموریت کوفی عنان در سازمان ملل و جایگزینی دبیر کل جدید شدت بیشتری گرفته بود با بن بست مواجه شد.

وعده های عملی نشده سازمان ملل متحد در قبال بحران قبرس

در سال ۲۰۱۰ میلادی، الکساندر داونر دیپلمات برجسته استرالیایی و مسئول پرونده بحران قبرس در سازمان ملل متحد اعلام کرد که قبل از ورود به سال ۲۰۱۱ میلادی اخبار خوبی در خصوص حل مسئله قبرس منتشر خواهد شد.

البته چنین اخباری هیچ گاه منتشر نشد و بحران دو قبرس همچنان به عنوان یکی از نقاط کور در نظام بین الملل باقی ماند.

همچنین بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد همواره گفت و گوهای میان دو بخش ترک نشین و یونانی نشین قبرس را سازنده و رو به جلو توصیف کرده بود اما در نهایت مشخص شد که چنین ادعایی صحیح نبوده است!عدم توافق دو قبرس بر سر مالکیت اراضی و نحوه تقسیم قدرت سیاسی میان دو بخش ترک نشین و یونانی نشین همچنان به عنوان معضلاتی اصلی باقی مانده و برگزاری بیش از ۱۰۰ دور مذاکرات فشرده و مشترک در نیویورک و دیگر نقاط جهان نتوانسته است منجر به ایجاد اشتراک نظر میان سران دو قبرس شود .در چنین شرایطی مشخص نیست که مستندات بان کی مون و الکساندر داونر در راستای اثبات موثر و مفید بودن مذاکرات دو قبرس چه بوده است؟

بازیگران اصلی بحران قبرس

بدون شک دو کشور یونان و ترکیه را باید اصلی ترین بازیگران بحران قبرس دانست. آتن اصلی ترین حامی قبرس یونانی نشین محسوب می شود و مناسبات اقتصادی وسیاسی آتن و نیکوزیا به یکدیگر گره خورده است. از سوی دیگر،ترکیه نیز اصلی ترین حامی بخش ترک نشین قبرس محسوب می شود و بر معادلات سیاسی و اقتصادی این بخش تسلط کامل دارد. البته بخش ترک نشین قبرس اعلام استقلال کرده و خود را به عنوان یک کشور مستقل معرفی کرده است اما تنها ترکیه قبرس ترک نشین را به عنوان یک کشور مستقل پذیرفته است و دیگر کشورهای دنیا بخش یونانی نشین قبرس را به عنوان کشور قبرس می شناسند. با این حال تا زمانی که دو بازیگردان اصلی مسئله قبرس یعنی ترکیه و یونان تصمیم به حل معادله نگیرند نمی توان بر روی حل این بحران در چارچوب مذاکرات تکراری، طولانی و بی فایده سازمان ملل متحد حسابی ویژه باز کرد.

ترکیه در سال ۱۹۷۴ وارد بخش شمالی جزیره قبرس شد و این بحش را به اشغال خود در آورد. در آن سال دولت سراسقف ماکاریوس، رئیس جمهور وقت قبرس، در کودتای نظامیان سرنگون شد و ترکیه با استناد به موقعیت خود به عنوان یکی از تضمین کنندگان حق حاکمیت قبرس، واحدهای ارتش خود را در شمال این سرزمین مستقر کرد. همین مسئله منجر به تقسیم جزیره قبرس به دو بخش شمالی و جنوبی و در حقیقت ترک نشین و یونانی نشین شد. هم اکنون بحران مالکیت اراضی یکی از اصلی ترین بحرانهای میان دو طرف محسوب می شود. از سوی دیگر، کارشکنی های اتحادیه اروپا در حل بحران قبرس و استفاده از زبان زور و تهدید در قبال حل این معادله سبب شده است تا بحران ادامه پیدا کند.

آینده مبهم مذاکرات دو قبرس

به نظر می رسد حداقل در آینده ای نزدیک نمی توان بر روی مذاکرات سران دو قبرس در خصوص حل بحران موجود سرمایه گذاری کرد. اگرچه ممکن است بان کی مون و الکساندر داونر بار دیگر درویش اراوغلو و کریستوفیاس را در چارچوب برنامه ای تازه پای میز مذاکره بنشانند اما تا زمانی که طرفهای اصلی بحران قبرس وارد معادله نشوند و معضلات اساسی میان دو بخش یونانی نشین و ترک نشین از جمله نحوه تقسیم قدرت سیاسی و حل مسئله مالکیت اراضی حل و فصل نشود سازمان ملل همچنان در ماموریت خود شکست خواهد خورد.در این میان ممکن است سازمان ملل متحد بخواهد از طریق اتحادیه اروپا از ابزارهای تنبیهی برای قبرس ترک نشین و حتی ترکیه در راستای حل بحران قبرس استفاده کند اما تجربه ۳۸ سال اخیر در جزیره قبرس نشان داده است که ورود تهدید محور سازمانهای بین المللی به بحران قبرس منجر به تشدید معضلات موجود خواهد شد. حل بحران قبرس مرهون به کارگیری روشها و ظرافتهای ویژه ای است که تا کنون عملا از سوی بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد و دیگر مقامات سازمان ملل متحد نادیده انگاشته شده است.

بان کی مون دیگر نمی تواند از کلیت برگزاری صدباره مذاکرات میان سران دو قبرس به عنوان یک موفقیت سیاسی برای خود یاد کند زیرا اساسا این مذاکرات به بن بست رسیده است و نتیجه ای عینی برای ساکنان دو بخش شمالی و جنوبی این جزیره نداشته است.