آیدین آغداشلو با مرور جایگاه ویژه‌ی عكاسی ایران از دهه ۴۰ به بعد و هنرمندان این نسل‌ها گفت:جریانی كه امروز در عكاسی شروع شده است به درستی حركت می‌كند. عكسها خریداری و عرضه می‌شوند و تقریبا جایگاه كاری عكاسان مشخص است. چقدر خوب كه عكاسان باز هم در ثبت این زندگی حضور دارند، اما چه حیف كه نسل اول این مراحل را به سختی گذراند و كارش بی اجر و مزد باقی ماند.

در نشستی كه صبح امروز- ششم مهرماه - در گالری شماره ۶ برپا شده بود، آیدین آغداشلو ـ هنرمند نقاش و منتقد معاصر ـ با اشاره به مجموعه‌ عكس‌های «تداوم» كه به زودی در این گالری به نمایش گذاشته خواهد شد، گفت: بی‌شك این نمایشگاه مفید است، هر چند كه نمی‌توان ادعا كرد نمایشگاه جامعی از عكاسی ایران در طول این ۵۰ سال عرضه خواهد شد. این كار شدنی نیست، اما خدا را شكر كه عكاسان ما تعدادشان زیاد است و این بار نیز یك گالری با گزینه‌های شخصی خودش چنین نمایشگاهی را برپا كرده است.

او اضافه كرد: قطعا در این نمایشگاه كسانی نیستند، زیرا حتی اگر یك موزه رسمی هم بخواهد چنین كاری انجام دهد حركت بسیار سخت و دور از دسترسی است. با این وجود همین اتفاق هم در این عرصه لازم است.

آغداشلو با اشاره به حضورش در جامعه هنری و تدریس میان نسل‌های مختلف در مقاطع مختلف به دلیل حضور و آشنایی با شاخه‌های مختلف هنرهای تجسمی و عكاسی عنوان كرد: طی این رفت و آمدها، لطف كسانی را كه در این نمایشگاه حضور دارند درك كرده‌ام. ما همگی از یك خانواده هستیم و خوشحالم كه این یك جریان مداوم و پویا در میان ماست. این خبر را می‌توان از نمونه‌هایی كه اطرافمان است و یا شاگردانمان دریافت كنیم. چنین نمایشگاهی نیز این جریان مداوم و پویا را به ما یادآوری خواهد كرد.

این هنرمند هم‌چنین به ویژگی‌های متفاوت هنر عكاسی در قیاس با سایر گرایش‌های تجسمی اشاره كرد و افزود: عكاسی برای سال‌ها خریدار بلافاصله‌ای همچون نقاشی نداشت و مردم تا مدت‌ها عادت نداشتند كه عكس را به خانه‌هایشان ببرند، لذا عكاسی آن جایگاهی را كه شایسته آن بوده كسب نكرد. اما جای خوشحالی دارد كه این روزها پی در پی نمایشگاه عكس هنرمندان جوان برپا می‌شود. تمام اینها خبرهای خوبی است و هر خبر نشانه یك جریان و اتفاق مستمر است. اسم‌هایی كه دراین نمایشگاه می‌بینیم برای تمام ما آشناست. تك تك آنها را به خوبی می‌شناسم و كارهایشان را از حفظ هستم، به همین دلیل هم نیازی ندیدم تا آثارشان را قبل از نمایشگاه ببینم و بعد درباره آنها سخن بگویم.

این هنرمند نقاش سپس به جریان عكاسی ایران از دهه ۴۰ به بعد اشاره كرد و توضیح داد: عكاسی ما در طول ۵۰ سال اخیر یعنی از دهه ۴۰ به این سمت، دوران بسیار مهمی را سپری كرده است. هسته اصلی بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی در این دهه‌ها به ظهور رسیده است. به طوری كه عكاسی از سال ۱۳۴۰ به بعد جدی‌تر و در عین حال رسمی‌تر می‌شود.

او توضیح داد:هادی شفائیه در این سال‌ها حضور پیدا می‌كند و با معرفی عكاسی و تعلیم شاگردان ،این هنر را كاربردی می‌كند. این نكات باید در تاریخ عكاسی ایران دنبال شود و در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.

آغداشلو هم‌چنین به شخصیت سیف‌الملوك عكاس اشاره كرد و گفت: او در عكاسی صنعتی یكی از چهره‌های فعال و خلاق بود كه متاسفانه چند سال آخر عمرش را در تنهایی ، كوری و سختی گذراند. سالهای آخر عمرش هفته‌ای یكبار پای صحبت‌هایش می‌نشستم و چه حافظه باورنكردنی داشت.

این نقاش معاصر با تاكید بر گذر عكاسی ایران از مراحل مختلف تاریخی بیان داشت: جای خوشحالی دارد، كسانی كه در آن سالها جدی گرفته‌اند و آرشیوهای خوبی برای خود درست كرده‌اند. امروز می‌فهمیم امثال پاكزاد با عكاسی از نقاط مختلف شهر چه كار بزرگی رقم زده‌اند. اجر و مزد این افراد در دوره خود بلافاصله پرداخت نشد و كارشان هیچ وقت با تحسین مواجه نبوده است.

او تاكید كرد:كسی تصور نمی‌كرد كه هر كدام از این افراد چه تاریخ بزرگ و تاثیرگذاری را رقم خواهند زد. شاید خودشان هم ندانند كه چقدر بزرگ و تاثیرگذار بوده‌اند، اما هنرمند همیشه انتظار این را دارد كه منتقدان به او بگویند كه چه جایگاهی برای خود رقم زده و تا چه اندازه كارش جای تحسین دارد. هنرمند باید بداند كه زندگی بدون او لطفی ندارد، درحالی كه آن سالها این نكات یادآوری نمی‌شد و من به شخصه به یاد نمی‌آورم كه در دهه ۴۰ نمایشگاه‌ عكسی برپا شده باشد.

آغداشلوا متذكر شد: عكاسان آن سالها شغل خود را در سختی انتخاب كرده بودند. به همین دلیل هم به نظر می‌رسد همه ما در هر زمانی نیاز به تحسین و ستایش هنر داریم، زیرا این هنر راه سخت و پیچیده‌ای طی كرده است.هر چند كه ستایش كردن چندان رسم ما نیست.جای خوشحالی دارد كه كسانی همچون توكلی تاریخ عكاسی را می‌نویسد.

این پژوهشگر و مدرس هنر سپس به جریان فعلی عكاسی اشاره كرد و گفت: جریانی كه امروز شروع شده است به درستی حركت می‌كند،عكسها خریداری و عرضه می‌شوند و تقریبا جایگاه كاری عكاسان مشخص است. چقدر خوب كه عكاسان باز هم در ثبت این زندگی حضور دارند اما چه حیف كه نسل اول این مراحل را به سختی گذراند و كارش بی اجر و مزد باقی ماند. در مورد نقاشان هم این اتفاق صادق بودبه شخصه همیشه فكر می كنم.آدم‌هایی همچون ضیا‌ءپور، اسفندیاری، جوادی‌پور و ... چه روزگار سختی را سپری كرده‌اند تا هنر مدرن را آغاز كنند، در هر نسل این اتفاق افتاده است. یك نسل سخت زندگی می‌كند و نسل دیگر می كوشد تا فراموش نشود.

او با تاكید بر اهمیت نگارش تاریخ عكاسی ایران بیان داشت: این تاریخ باید به شكل جامعی نوشته شود تا عكاسی ایران هیچ‌گاه فراموش نگردد. مجموعه‌های فعلی مفصل هستند اما در این میان دهه ۴۰ به بعد جایگاه ویژه‌ای دارد و باید به تاریخ آن و معرفی عكاسانش پرداخت. به شخصه با تك تك آنها دوست بودم و كارشان را از وجوه مختلف دنبال كردم. این عكاسان همزمان چند كار ارایه كرده‌اند.

آغداشلو در ادامه صحبت‌های خود به معرفی برخی از عكاسان كه نامشان در بروشور نمایشگاه عكس «تداوم» قید شده بود، اشاره كرد و گفت: «بهمن جلالی» عكاس پرتره خوبی بود. او یكی از دوست داشتنی‌ترین هنرمندانی بود كه درعین تلخی و تندی روح لطیفی داشت و آرام آرام راه خود را به شكل دیگری دنبال كرد. در دورانی كه عكاسان با حراج‌ها و رویدادهای جهانی آشنا شدند، او تركیب‌هایش با عكس‌های قاجاری و انتزاعی را به نمایش گذاشت. از مرگ او بسیار متاسف شدیم زیرا هنوز جای كار داشت. عكاس باهوشی بود و هنرش را به خوبی می‌شناخت.

او هم‌چنین به «عباس كیارستمی» اشاره كرد و گفت: ۵۰ سال است كه با هم دوستیم. كیارستمی عكاسی را از سینما شروع كرد و در این زمینه عكاس چیره‌دستی بود اما آرام آرام از عكاسی اصیل خود فاصله گرفت و پا در عرصه عكاسی دیجیتال گذاشت. چیزهایی را كم و زیاد كرد و دست كاری هایی را در این نوع از عكاسی نشان داد و همین اتفاق او را به مرور به سمت هنر ویدیوآرت برد. او امروز نوع دیگری از عكاسی را پیدا كرده و با این وجود مدام كار می‌كند.

آغداشلو هم‌چنین به «امیر نادری» كه نامش در این میان دیده نمی‌شد پرداخت و گفت: برخلاف كیارستمی كه عكاسی را از سینما شروع كرد، امیر نادری ، سینما را از عكاسی شروع كرد و نوع ناشناخته‌ای را در این حرفه دنبال نمود. به همین دلیل هم ای كاش آثار او در این نمایشگاه عرضه می‌شد.

«مریم زندی» دیگر هنرمندی بود كه آغداشلو در میان صحبت‌های خود به كارش پرداخت و این چنین گفت: زندی از آن عكاسانی است كه خودش را در طول زمان ساخت به طوری كه در طی ۲۵ سال می توان مشاهده كرد كه چطور یك عكاس متولد می‌شود و چطور چشم‌انداز متفاوتی برای خودش پیدا می‌كند. او در كارش بسیار كوشا و جدی است و در این حرفه اهل تفنن نیست به همین دلیل می‌تواند در موضوع كاری‌اش رسوخ كند. این هنرمند جهان اطرافش را به خوبی نشان می‌دهد و با عكاسی‌های پرتره‌اش كارهایی ثبت می‌كند كه تنها چهره این آدم‌ها نیست بلكه داوری مریم زندی از آنها را به رخ می‌كشد. او با اثر هنری‌اش گزارش می‌دهد و این داوری در تمام كارهایش دیده می‌شود.

او خاطرنشان كرد: «كامران عدل» هم مختلف عكاسی كرده است. به هر جا سرك كشیده و نمونه‌های قدیمی كارهای او از دخمه‌های یزد آثاری است كه می‌توان آن را ازدید پرندگان هم دید. پوچی كل مرگ و مواجه شدن با این رویداد در اثر عدل یك شاهكار است. این عكاس از هر چیزی عكاسی می‌كند و عكس‌هایش خارج از حوزه نگاه تلخ و تمسخركننده او نیست. او به دنیا این چنین نگاه كرده و با آن شوخی می‌كند. این پراكندگی در آثار عدل نباید ما را دستپاچه كند.

او در ادامه یادآور شد: «فرهاد فخرالدینی» از آن عكاسانی است كه دنبال كار شفائیه را می‌گیرد و در كارش دقیق و كوشاست و عكاسی را در حوزه همیشگی و آكادمیك آن دنبال می‌كند. «كاوه كاظمی» هم آدم زنده و مدرنی است كه هر لحظه در جهان به دنبال چیزی می‌گردد و همگام با آن حركت كرده است. كاظمی خیلی اهل نمایش نبوده و شاهد این بودم كه چطور عكاسی را برای ابراز معنای خود و جهان انتخاب كرد.

«نیكول فریدنی» دیگر عكاسی بود كه آغداشلو درباره‌ی او سخن گفت و ادامه داد: فریدنی را با خودش و عكس‌هایش دوست داشتم .او مرگ را به مدت طولانی به چالش گرفت و آرشیو گرانبهایش كه این روزها نزد همسرش باقی مانده است، بیش از هرچیز نشانه ستایش او از این دنیاست كه در قالب عكس ، ثبت شده است. چه كسی می‌تواند امروز ادعا كند كه نیكول فریدنی مرده و از میان ما رفته است. كارهای او همچون عكس‌های كسرائیان نوعی شعر و تغزل محض در سرزمین ایران است. در مقدمه مجموعه او نوشتم كه تماشای آدمی كه دل خودش را در هر برگ از طبیعت گذاشته چقدر جای ستایش دارد. این كه فردی تا این اندازه به سرزمین وفادار مانده است. كسرائیان هم تمام عمر خودش را برای ثبت تاریخ گذاشت.

این نقاش معاصر هم‌چنین به بخشی از عكاسان ایرانی كه این روزها در سرزمین خود نیستند و همچنین عكاسان خبری اشاره كرد و گفت: عكاسی خبری در آن سالها رشد حیرت‌انگیزی كرد و البته بسیاری از هنرمندان آن نسل كه روزهای پرتلاطم جنگ و انقلاب را ثبت كرده‌اند در ایران حضور ندارند، اما آنها در ایام انقلاب و جنگ به تمام جهان نشان دادند كه چه اتفاقی در حال گذر است. بدون این افراد اساسا تاریخ نوشته نمی‌شود. آنها به ما گفتند كه در همسایگی‌مان چه می‌گذرد.آنها در هر لحظه از كارشان در معرض خطر قرار گرفتند.

او «كاوه گلستان» را نمونه‌ی یكی از این عكاسان معرفی كرد و گفت: او نمونه كامل از یك عكاس خبری بود.چطور می‌توان به عكاسی همچون كاوه گلستان بگوییم كه به هر جا سرك نكشد و نبیند؟ گزارشهای او اغلب گزارش فاجعه بود زیرا او برای این حرفه متولد شده است. ما هر چه امروز از جنگ و انقلاب می‌دانیم به یمن حضور عكاسان این حوزه است كه این اتفاق عجیب و شگفت‌انگیز را برای ما ثبت كرده‌اند.

این منتقد هنری اضافه كرد: كاوه گلستان در آثارش نگاه آسوده ، آرام و نوازشگری ندارد، بلكه با عكس‌هایش ما را تكان می‌دهد و در برخی مواقع پس گردنی هم می‌زند. او تعریف خودش را از زندگی دارد.

آغداشلو یادآور شد: «محمد فرنود»، «كاوه گلستان» ، «محسن راستانی» و خیلی‌های دیگر این روزگار را برای ما بازگو كرده‌اند و عكس‌های دردناكشان نشان می‌دهد كه این «حماسه» چه معنی می‌دهد. البته آنها هر كدام شخصیت خود را دارند.

او اضافه كرد: هر اتفاقی كه در این مسیر افتاده ،از دوستی ، قهرها، مخالفت‌ها و ... هیچ تاثیر و اهمیتی ندارد. نكته مهم در این است كه همه ما در كنار هم زندگی كرده‌ایم.

آغداشلو در پایان صحبت‌های خود به مرگ ناگهانی بسیاری از هنرمندان تجسمی در این روزها اشاره كرد و گفت: از نوروز به این سمت شاهد از دست دادن هنرمندان بسیاری بودیم. هانیبال از میان ما رفته و تقریبا هیچ یادی از او نشده است. او نقاش بانفوذی بود ولی تقریبا هیچ كاری برایش انجام نشد. ترقی‌جاه نیز حرف‌های زیادی برای گفتن داشت اما از او نیز زیاد حرف نزدیم و تنها این حسرت برایمان باقی مانده است.

كتایون ده‌چمنی -مدیر گالری شماره ۶ - نیز در ادامه این نشست با اشاره به سخنان آغداشلو و عدم حضور برخی از چهره‌های عكاسی در این نمایشگاه توضیح داد: ۴ ماه در تدارك برپایی این نمایشگاه بودیم، بی‌شك دسترسی به خیلی از این افراد سخت بود و خیلی‌ها را هم پیدا نكردیم اما از همین الان این وعده را می‌دهم كه برای سال آینده در تدارك برپایی نمایشگاهی از آثار عكاسانی همچون ناصر حقیقی، سیف‌الملوكی، هادی شفائیه، امیر نادری، آلفرد یعقوب‌زاده و خیلی‌های دیگر هستیم.

او گفت: گالری شماره ۶ به دنبال این است تا عكاسی را از ابتدای شروعش و با حضور آنهایی كه راه را برای این هنر هموار كردند دنبال كند. ما هر ماه تنها دو نمایشگاه خواهیم داشت كه یكی از این نمایشگاه‌ها به یكی از هنرمندان حاضر در همین نمایشگاه فعلی اختصاص دارد.

ده چمنی متذكر شد: آرشیوهای بسیار دیده نشده‌ای از این هنرمندان وجود دارد كه باید در یك گالری تخصصی عكاسی مرور شود. نمایشگاه بعدی ما به كارهای «كاوه گلستان» اختصاص دارد و در كنار آن تلاش می كنیم آثاری از هنرمندان جوان را هم به نمایش بگذاریم ،اما قبول كنید كه انتخاب در این حوزه كمی سخت است.

او هم‌چنین در پاسخ به دلایل انتخاب این عكاسان برای نمایشگاه «تداوم» توضیح داد: عكاسان بیشتری بودندكه قابل دسترسی برای این نمایشگاه باشند، اما همانطور كه می‌بینید فضای نمایشگاه محدود است و ما برای همین برنامه هم مجبور شدیم دو افتتاحیه متفاوت داشته باشیم. قطعا برای نمایش آثار بیشتر نیاز به فضای بزرگتری همچون خانه هنرمندان ایران داشتیم اما در این نمایشگاه تلاش كردیم آنهایی را انتخاب كنیم كه بین ۴۰ تا ۵۰ سال عكاسی مداوم كرده‌اند و تاكید ما بر آنهایی بود كه حرفه اصلی‌شان عكاسی است. البته عباس كیارستمی و یا محمود كلاری در این میان استثنا هستند زیرا نمی‌توان حضور جهانی آنها و قدمت فعالیتشان را در این عرصه را نادیده گرفت. آنها با عكاسی كار خود را شروع كرده‌اند.

ده‌چمنی هم‌چنین درباره این عكس‌ها و اولویت‌های انتخاب آن توضیح داد: از هر هنرمند یك اثر سیاه و سفید كه نگاتیو است در این نمایشگاه ارایه می‌شود.این آثار تا به حال در هیچ نمایشگاه و كتابی نمایش داده نشده است و برای اولین بار بر دیوار می‌رود. در انتخاب آنها سعی شده كه حداقل ۲۰ تا ۳۰ سال از تاریخ آن سپری شده باشد و به نوعی تداعی كننده یك گذشته باشند.

مدیر گالری شماره ۶ با اشاره به دیگر اهداف خود از برپایی این نمایشگاه توضیح داد: دلم می‌خواست جوانانی كه به این نمایشگاه می‌آیند متوجه شوند كه آنهایی كه عكاسی را شروع كرده‌اند با چه كیفیتی كار می‌كردند.می‌خواهیم به جوانان یادآوری كنیم كه درحرفه خود عجله نداشته باشند،به خصوص كه این روزها با دیجیتالی شدن عكاسی هزینه كمتری هم صرف می‌شود اما این نسل جوان باید عادت كند تا آنقدر عكس بگیرد كه از میان هر مجموعه حداقل ۱۰ تا ۱۵ فرم خوب ، قابل انتخاب باشد.

او عنوان كرد:تداوم و پشتكار تك تك عكاسانی كه در این نمایشگاه حضور دارند یكی از دلایل برپایی این مجموعه بود. مخاطب این نمایشگاه نسل جوان است تا به او نكاتی را گوشزد كنیم و نشان دهیم كه برای ادامه كار خود باید كمی سخت‌گیری كند تا مثل عكاسان این مجموعه روزگاری بدرخشد.

او هم‌چنین درباره مراسم بزرگداشتی كه همزمان با این نمایشگاه تدارك دیده شده ،توضیح داد: طی سه روز متوالی از سه عكاسی كه نامشان در این نمایشگاه قید شده اما خودشان در میان ما حضور ندارند تجلیل خواهیم كرد. روز ۱۲ مهرماه به نام «بهمن جلالی»، ۱۷ مهرماه به نام «كاوه گلستان» و ۱۹ مهرماه به نام «نیكول فریدنی» نامگذاری شده است و در این روزها منتقدانی همچون حمید سوری، حجت سپهوند، شادمهر راستین و سیمون آیوازیان از این هنرمندان سخن خواهند گفت.

گفتنی است؛ افتتاحیه اول این نمایشگاه روز جمعه نهم مهرماه برپا می‌شود.