نمایشگاه عکس‌های سهراب کاشانی با عنوان «قوری» از روز گذشته ـ ۸ خرداد ماه ـ در نگارخانه شماره ۶ به نمایش درآمد.

در این مجموعه ۱۰ عكس سیاه و سفید نمایش داده می‌شود.

ایرج اسماعیل‌پور قوچانی - انسان‌شناس از برلین در یادداشتی با عنوان «قبیله‌ی قوری» درباره این نمایشگاه می‌نویسد:«قبیله یعنی جماعتی از یك قبیل و یا همان‌طور كه می‌گویند: از قماش هم. در منتهی‌الارب و در تعریف قبیله آمده است: گروهی از فرزندان یك پدر. اما در قبیله‌ی قوری نیای مشترك نه پدر است و نه نظم پدرسالار بلكه حد اعلای اهل قوری، همان قورباغه است:«قوری»، نامیست كه اهالی پارك از آن به جای نام اصلی پارك كه «بوستان كودك» است استفاده می‌كنند كه خود آن نیز كوتاه‌شده‌ی لغت قورباغه است. تاریخچه‌ی برگزیدن این نام توسط اهالی قدیمی پارك بر می‌گردد به سال‌ها پیش زمانی كه داخل پارك بركه‌ای روان بوده؛ زیستگاه قورباغه‌ها‌ی كوچك و بزرگ، كه البته امروز خشك است. نام این مجموعه جدا از اشاره‌ی مستقیم آن به این پارك و به‌صورت كلی‌تر اهالی پارك قوری، با اشاره به بركه‌ی تاریخی پارك كه طول این سال‌ها خشك شده نمادی از این جوانان و حس به حالشان در طول سالیان معاشرت با یكدیگر است.»

بنابراین اهل قوری نیای مشترك خود را نه انسان بلكه حیوانی دوزیست گرفته‌اند و بدین ترتیب و مانند هر نظم توتمی دیگری موفق شده‌اند تا این نام را در طی چند ذهنیت نسلی پشت هم، بر روی خود حمل كنند. نامی كه ارزش‌های آنها را عاطفی می‌كند. ارزش‌هایی كه از اعتراضی خاموش (در حد قورقور) به ارزش‌های حاكم آب می‌خورد. ارزش كار كاشانی هم در همین جاست: مطالعه‌ی یك قبیله در بدو تولد در بطن یك كلان‌شهر كه اگر كمی مهربان‌تر می‌بود «مادر شهر» بود، كه نیست.

«... اهالی قوری از قشرهای مختلف فرهنگی هستند كه از مناطق مختلف شهر تهران به دور هم جمع می‌شوند...»

كار كاشانی از این لحاظ شباهت به قوم‌نگاری ژان‌ روش در فیلم «اربابان دیوانه» دارد كه در آنجا هم تكوین و پیدایش یك تعداد آدم مورد بررسی است كه برای خود نیای مشتركی را در نظر می‌گیرند، تا با كمك آن نظم خفقان‌آور سفید‌پوستان را تاب بیاورند. هر دو رویكرد، تصویری است و هر دو این شانس را داشته‌اند كه پیدایش اسطوره‌های مدرن‌شهری را از نزدیك مطالعه كنند. اتفاقی كه بسیار نادر می‌افتد، اما نشان می‌دهد كه انسان همواره آماده است تا از درون عقلانیت صوری دوباره به درون طبیعت بپرد، كاری كه اهل قوری می‌كنند. زندگی مانند یك دو زیست در میان فرهنگ غالبی كه نمی‌خواهندش و طبیعت خودشان كه دیگر قادر به بازگشت به بطنش نیستند. همانند بركه‌ای كه اكنون خشك است،اما با این همه آنها را كنار یكدیگر نگه داشته است. منظور از فرهنگ غالب همان فرهنگی است كه آنها با آن مدارا می‌كنند، یعنی فرهنگی به آنها این اجازه را می‌دهد تا تفننا دیدش بزنند و آنها هم در عوض صدای اعتراض خود را در حد یك قور‌قور پایین نگه می‌دارند.

«... سال‌هاست كه این جوانان گرد هم می‌آیند و در طول این سالیان از تعدادشان كم و به تعدادشان افزوده می‌شود. هرسال چهره‌های جدیدی به چهره‌های قدیمی اهالی پارك افزوده شده و عده‌ای هم با تغییر روش زندگی و پیدایش مشغولیت‌های جدید با پارك و اهالی آن وداع می‌گویند. قبل‌ترها از صبح تا شب گروه‌های مختلف ساكن پارك بودند و امروز بعد از دوسه سال، تنها گروهی از آنها بعد از ظهرها و شب‌ها سروكله‌شان پیدا می‌شود - به غیر از جمعه‌ها البته كه شلوغ‌ترین روز پارك قوری و آدینه روز اهالی آن است.»

«... خیلی از این جوانان با نزدیك‌شدن به غروب آفتاب و رسیدن شب، برای تغییر فضا و پرسه‌زنی راهی مجتمع تجاری گلستان كه تنها یك خیابان با پارك فاصله دارد می‌شوند. ویترین مغازه‌ها را تماشا می‌كنند و نهایتا در حیاط مجتمع اجتماع می‌كنند. گفت‌وگوهای همیشگی، موسیقی، سیگار و تماشای رهگذران مجتمع...»

پاتوق آنها به نوعی گویای این زندگی دوگانه و یا دوزیستانه است: پارك: جایی كه نه طبیعت است و نه فرهنگ بلكه طبیعتی است به زورفرهنگی شده و فرهنگ مداما آن را دست كاری می‌كند. مكانی پر از درخت كاشته شده در سطح افقی، مهیا‌كردن خاك افقی برای درختی كه طبیعتا رو به بالا می‌رود، در میان ساختمان‌های بالا‌رفته از خاكی كه طبیعتا میل به پایین‌آمدن دارد و تنها تا زلزله‌ی بعدی راست می‌ماند. نكته‌ی ارزشمند دیگر در كار كاشانی كه فعالیت او را به یك اثر انسان‌شناسی تصویری ناب نزدیك‌تر می‌كند تاكید او بر صداست:

«صدای متن نمایشگاه، صدایی است كه از داخل پارك، زمانی كه كسی در آن نبوده ضبط كرده‌ام. برایم مهم بوده كه اهالی قوری، عكس‌هایشان در فضایی به نمایش در بیاید كه تا حد امكان تداعی‌كننده‌ی حس و حال فضای اصلی خود آنجا باشد. به واسطه‌ی تصاویر به نمایش درآمده و با صدای فضای خود پارك.»

پاركی خالی از سكنه. خالی از آدم‌ها و قورباغه‌ها و ابوعطا...»

سهراب كاشانی تا كنون دو نمایشگاه انفرادی در گالری شماره ۶ و طراحان آزاد برپا كرده است و آثار او از سال ۸۶ تا امروز در نمایشگاه‌های متعدد گروهی در كشورهای آمریكا، موزه ملی ویلز، صربستان، لندن، ایتالیا، انگلستان، تركیه، مكزیك و شهرهای گرگان، تهران، مشهد،كرج و ... به نمایش درآمده است.

همچنین ویدئو‌های این هنرمند جوان در دانشكده علوم اجتماعی تهران، فستیوال ویدئو فرمز فرانسه، سینه دیزاین در برزیل، آرت فیر سوپرماركت در سوئد، موزه خوزه ماهوا در پرتغال و كشورهای دیگری همچون دانمارك، آمریكا، مكزیك، كانادا، یونان،آفریقای جنوبی، اسپانیا و ... پخش شده است.

این نمایشگاه عكس تا ۱۲ خرداد ادامه خواهد داشت و علاقه‌مندان می‌توانند از ساعت ۱۵ تا ۱۹ از این عكس‌ها به نشانی خیابان خردمند شمالی، کوچه هجدهم، پلاک شش، طبقه همکف دیدن كنند.

گفتنی است: در بخش‌هایی از یادداشت اسماعیل‌پور قوچانی برخی مطالب در داخل گیومه به نقل از سهراب كاشانی نوشته شده است.