عقربه‌های ساعت بر پس زمینه‌ای از دشت سرسبز و اسبی در حال تاخت، چاقوهای کوچک و اشیائی مچاله، عکاسی شده بر پس زمینه شطرنجی رنگین و اسکناس‌هایی با تصاویر نامانوس همگی آثاری از چند مجموعه عکس «پیمان هوشمندزاده» است که به تازگی در گالری «آران» به نمایش درآمده است. «هوشمندزاده» را پیش از این آثار با تصاویری مستندنگارانه از قهوه خانه‌ها و زورخانه ها، و مجموعه‌هایی نمایشگر خرده فرهنگ‌های جاری در ابرشهری همچون تهران – مثل مجموعه کمربندها، سبیل‌ها، پیراهن‌ها و حتی ایوان‌ها- می‌شناسیم. عکاس در این مجموعه‌ها با تصاویری به ظاهر ساده، به واکاوی خرده فرهنگ‌های بخشی از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم پرداخته است. او که عکاسی را از عکس‌های مستند‌نگارانه آغاز می‌کند، به تدریج موضوعات مورد علاقه‌اش را از بستر خود جدا و از آنها در زمینه‌ای تخت و ساده، بی‌هیچ عنصر اضافه‌ای عکاسی می‌کند تا تمرکز بر موضوع مورد نظر را افزون کند. از این منظر مجموعه‌های «هوشمندزاده» را می‌توان عکاسی تیپ نگارانه نامید که در آنها به راحتی می‌توان رد پای بخش مشخصی از جامعه را دنبال کرد. ظاهرا شیوه زندگی و خلق و خو و سلیقه مردم نواحی خاصی از جنوب ابر شهر تهران بیشتر توجه عکاس را به خود معطوف می‌کند، اگرچه در دوره‌ای به عکاسی از قشر دیگری از مردم تهران – روشنفکران در مجموعه «اهالی کافه شوکا»- که به شدت با گروه اول در تضاد قرار دارند پرداخت، اما در نهایت – آنطور که در گفت‌و‌گویی در فصلنامه «حرفه – هنرمند» به آن اشاره کرد- محصول کار چندان به مذاق خود نیز خوش نیامد چراکه اهالی کافه شوکا چندان به دوربین عکاس روی خوش نشان ندادند و با آن صمیمی نشدند؛ مشکلی که عکاس در مجموعه‌های قبلی‌اش هرگز با آن درگیر نبود.

در مرور آثار «هوشمندزاده» هرچه به مجموعه‌های اخیر نزدیک می‌شویم از شیوه مستند نگارانه عکاس فاصله می‌گیریم. او به مرور در عکس هایش دست می‌برد تا جایی که دیگر از دغدغه فضای مستند خارج می‌شود و به شیوه‌های هنری جدیدتری متوسل می‌شود. مجموعه «زمان»، «چاقوها» و «له‌شده‌ها» را می‌توان آثاری در حوزه «پاپ‌آرت» قلمداد کرد، آثاری که در آن شمایل‌هایی از جغرافیای مورد علاقه عکاس را می‌توان پیدا کرد؛ چاقوهای کوچکی که در جیب آدم‌های آن مناطق دیده می‌شود، نقاشی‌های پس زمینه‌ای «کیچ» که اگر به عنوان زمینه برای ساعت دیواری هم به کار گرفته نمی‌شدند و تنها نقشی بر دیوار خانه‌ها بودند، به خودی خود «زمان» مشخصی از گذشته را نمایندگی می‌کردند. این شمایل‌ها بر زمینه پر زرق و برقی که هنرمند از آن بهره برده - و آنها را به حوزه «کیچ» نزدیک تر می‌کند- در مقایسه با تصاویر قهوه‌خانه‌ها و زورخانه‌ها اگرچه از منبع و بستری واحد منتشر می‌شوند، اما ورود هنرمند به فضایی دیگر را نوید می‌دهند.

اما در کنار «چاقوها»، «له شده‌ها» و «زمان»، مجموعه «اسکناس‌ها» از جنس دیگری است. در اینجا اگرچه عناصری از آثار قبل تر – مثل چاقوها – یا عناصری از همان گروه دیده می‌شود، اما در نگاه عکاس احترام و تکریمی را می‌توان دنبال کرد؛ احترامی که شاید با آوردن نشانه‌هایی از گذشته – تصاویری از اعضاء خانواده عکاس یا عکس‌های دوران سربازی - بتوان مهر تایید بر آن زد یا با شیوه ساخت و پرداخت توام با ظرافت و زیباشناسانه هنرمند در کل اثر. این مجموعه را شاید بیشتر بتوان در حوزه پست مدرن مورد بررسی قرار داد؛ از این منظر، این آثار را می‌توان «فتوآرت» نامید- هرچند «فتوآرتی» که در آن زیبایی‌شناسی دخیل شده است. بنابراین چنین انتسابی هرگز قطعی نخواهد بود چراکه هنرمند در آثار این مجموعه از زیبایی‌شناسی فوری، نشانه‌های سانتی مانتال و احساساتی - مثل چهره زن جوان و کودک (همسر و دختر عکاس)- و تزئین که همگی از ویژگی‌های هنر «کیچ» به‌شمار می‌رود بهره برده است.