پهلوان و پهلوانی و چگونه پهلوان شدن از دغدغه های جوامع بوده و هست و باید اصل پهلوانی را در ریشه های آن جستجو كرد.

رسول خادم قهرمان سابق جهان و المپیك و یكی از بهترین های تاریخ كشتی ایران ویژگی ها پهلوان و پهلوانی را این‌گونه بر‌می‌شمارد: " پهلوان چون با دردهای جامعه خویش گره می‌خورد، بدنبال ابزارهایی در جهت رفع این دردها خواهد بود. بسیاری از دردها در نتیجه منفعت طلبی جریانها و گروههای خاص گره خورده، با قدرت است كه خواه ناخواه درگیر مسائل سیاسی می‌شود. پهلوان بدون بعد سیاسی از مرز پهلوانیش به سطوح عالیه نخواهد رسید. بالاترین الگوی پهلوانی ما علی‌ابن‌ابیطالب (ع) است كه در بطن مسائل سیاسی و اجتماعی دوره خویش حضور داشت و حتی كلامی كه از او باقی مانده، دقت نظر و عمق نظر یك انسان مافوق انسان در مسائل سیاسی و اجتماعی آینده‌اش را تدوین می‌كند."

" چرا تختی زنده است؟ اگر همایش‌ها و سالگردها را برگزار نكنیم، تختی دیگر زنده نیست؟ آیا در برخی سال‌ها كه در جهت اعتلای این نام مقاومت‌هایی وجود داشت، تختی مرد؟ "

" تختی یك نماد است و یك هویت را در یك دوره در این كالبد تعریف كرده‌ایم. چرا جایگاه پهلوانی به گونه‌ای است كه گرفتار خط قرمزهای نظام‌های سیاسی نیست؟ حكومت، پهلوان را انتخاب نكرده چون مردم خودشان آن را انتخاب كرده‌اند و هیچ حكومتی نتوانسته پهلوان را از مردم بگیرد. نمایش پهلوانی صرفا نمایش پهلوانی و جوانمردی است كه خود آن از عهده‌اش برمی‌آید. خیلی‌ها تلاش كردند ادای پهلوانی را درآورند اما جامعه آنها را نمی‌پذیرد."

" خیلی‌ها را بارها جهان پهلوان نامیده‌اند اما مردم پهلوانان‌شان را خودشان انتخاب می‌كنند. سخت‌گیرترین جامعه در انتخاب پهلوانی جامعه ایران است اما اگر انتخابی كرد، آن انتخاب را جزوی از هویت خودش می‌گیرد. تختی و پوریای ولی یك نماد هستند وجامعه هویت خود را در این نمادها دنبال می‌كند و با پرچم‌داری آنها، جامعه آن ابر مردی را احساس می‌كند."

" افتادن پهلوان در تاریخ ما سخت‌ترین لحظات جامعه بوده است و افتادن او افتادن وجود جامعه است. در شاهنامه نیز به پهلوانی‌ها اشاره شده است. تفاوت رستم و اسفندیار در چیست؟ هر دو هفت خوان را می‌گذرانند و هر دو با اژدها و جادوگر می‌جنگند اما چرا مردم، چرا حكیم ابوالقاسم فردوسی اسفندیار را به عنوان جهان پهلوان انتخاب نكرد؟ چون اسفندیار پهلوان حكومت بود. پس از ۱۱۰۰ سال نیز مردم هیچ وقت اسفندیار را به عنوان پهلوان برنگزیدند. این تفاوت را جامعه به خوبی تشخیص می‌دهد. "

" دلدادگی پهلوان فقط به مردم و ملتش است و پهلوان زمانی كه جامعه‌اش در خطر قرار می‌گیرد در صحنه است. علی ابن ابی‌طالب را داریم، قبل از رایج شدن شیعه در زمان صفویه، مردم علی (ع) را پذیرفتند. چه تفاوتی بین علی (ع) با بقیه بود و چه شباهتی پهلوانان ما با او داشتند؟ مردم او را فارغ از جایگاه حكومتی‌اش پذیرفتند. چندین سال خانه نشین می‌شود اما وقتی كار مردم گیر می‌كرد، در ظهرهای گرم مدینه و كوفه در كوچه‌ها راه می‌رفت تا كار مردم را راه بیاندازد. باختن همه چیز به پای مردم، تمام وجود هستی و دارایی را به پای مردم گذاشتن و آزادگی، شاخصه و ویژگی‌های برتر روحیه پهلوانی هستند. "

" هیچ پهلوانی را نمی‌بینید كه آویزان بنده‌ای یا نظامی باشد. پهلوان یك وجود مستقل از میان مردم است و برای حفظ این استقلال تاوان‌های سنگینی می‌دهد. درجامعه‌آی كه معاویه است، پهلوانی كردن و مسوولیت علی بودن، علی (ع) را الگوی پهلوانی می‌كند و این مسوولیت به قدری سنگین است كه در هنگام شهادتش می‌گوید «فزت و رب الكعبه» به خدای كعبه سوگند رستگار شدم. "

" تنهایی مفرد و بیش از حد تختی در گزارشات به چشم می‌خورد. تنگناهای اقتصادی و اجتماعی طبیعت و تاوان مسیری است كه دغدغه‌اش درد مردم است. مردم پهلوان را نماد چیزهایی كه ندارند می‌دانند. این هویت است. مردم از پهلوان جامعه‌شان توقع دارند. هویت خود و كمال خود را در او می‌بینند. "