زمانی که کتاب عکس فیلم «محاکمه در خیابان» رونمایی شد، بهانه ای یافتم تا با بابک برزویه عکاس این فیلم که کتاب عکسهایش را همزمان با اکران فیلم چاپ کرده بود گفتگو کنم.

بابک برزویه متولد ۱۳۴۸ تهران است و لیسانس عکاسی اش را از دانشگاه تهران و لیسانس کارگردانی و بازیگری را از دانشگاه آزاد گرفته که به عقیده خودش، تحصیل در این دو رشته، تأثیر مهمی در روند کاری اش داشته است.

او می گوید: وقتی من ویژگی های بازیگری یک بازیگر و ابزار کارگردانی یک سینماگر را بشناسم، بهتر می توانم از آنها در موقعیت عکاسی استفاده کنم. او تاکنون، عکاسی از بسیاری از فیلم ها و سریالهای سینما و تلویزیون را برعهده داشته و از دیگر فعالیتهای او، تدریس رشته گرافیک و عکاسی و عکاسی صنعتی و تبلیغاتی را می توان نام برد.زمانی که می خواستم با بابک برزویه گفتگو کنم، او مشغول عکاسی از پشت صحنه سریال «دارا و ندار» مسعود ده نمکی بود و با آنکه سرش شلوغ بود، اما به سؤالات من پاسخ داد.با او پیرامون عکاسی- و بیشتر عکاسی فیلم- گفتگو کرده ام که می خوانید.

● آقای برزویه چه شد در بین رشته های مختلف عکاسی، عکاسی سینما را انتخاب کردید؟

▪ من به خاطر علاقه شخصی ام به سینما وارد عکاسی شدم و به همین خاطر هم بیشتر روی عکاسی فیلم زوم کرده ام و بیشتر در این عرصه کار می کنم.

● پس با این نوع نگاه، دوست دارم بدانم از منظر شما، سینما به عکاسی نزدیک است یا عکاسی به سینما؟!

▪ به نظر من، مادر هنر فیلمبرداری، عکاسی است. هر چند بعد از مدتی عکاسی فیلم کردن، عکاس علاقه مند می شود که عکسهایش حرکت دار شوند! برای همین معمولاً بهترین عکاسان، فیلمبردار می شوند و معمولاً در زمینه فیلمبرداری هم نسبت به بقیه فیلمبرداران، موفق تر عمل می کنند. مثل آقای عزیز ساعتی، محمود کلاری و بسیاری از دوستانی که قبلاً همه شان عکاسان ماهری بودند و بعد فیلمبرداران ماهری شدند.

● به نظر شما چه عاملی سبب گرایش این عکاسان به سمت فیلمبرداری سینما شده است؟

▪ دلیلش همانی است که گفتم! بعد از مدتی که عکاس در زمینه عکس فیلم کار می کند تمایل پیدا می کند که عکسهایش حرکت داشته باشند و روح دیگری بیابند و به همین علت است که این اتفاق می افتد!

● و این مسأله، اتفاق خوبی است؟!

▪ به نظر من، اتفاق خوبی است! الان، مطرحترین فیلمبرداران سینمای ایران، عکاسان خوب قدیمی اند.

● در قدم اول، وظیفه اصلی یک عکاس فیلم چیست؟

▪ وظیفه عکاس فیلم این است که در خدمت فیلم باشد و بتواند با عکسهایش، بازگشت سرمایه تهیه کننده را تضمین کند. در حقیقیت عکسهای فیلم باید چنان جذابیتی داشته باشند که بتوانند مخاطب را به سالن سینما بکشاند.

● یعنی شما عکس فیلم را، فقط به عنوان یک ابزار تبلیغی برای فیلم می شناسید؟

▪ نه! متاسفانه جامعه سینمایی ما نسبت به هنر عکاسی فیلم، فقط یک نگاه ابزاری دارد، اما برای من عکاس، این نوع عکاسی، یک نوع زندگی است. برای من، زندگی در پشت صحنه یک فیلم به مراتب از خود فیلم مهم تر است، همچنان که برای همه فیلمهایی که عکاسی کرده ام سایت اینترنتی به راه انداخته ام و کتاب «محاکمه در خیابان» که به عنوان اولین کتاب عکس فیلم مطرح است را چاپ کردم که همزمان با اکران این فیلم، کتاب عکسهای آن هم برای فروش آماده شده است.

● و چگونه این نگاه خاص را در عکسهایتان به مخاطب انتقال می دهید؟

▪ از نگاه من، سینما، فیلم و پشت صحنه فیلم مثل زندگی است، تعداد زیادی از آدمها، چندین ماه دور هم جمع می شوند تا فیلمی ساخته شود و به این صورت، خانواده ای تشکیل می شود. خب، این خانواده باید شناسنامه داشته باشند و باید دیده شوند. این جا است که رسالت عکاس برای ثبت آن شناسنامه یا هویت آدمها به کار می آید. من سعی می کنم در عکس هایم، هویت آدمها را در مدت زمان ساخت یک فیلم، به مردمی نشان دهم که در آن موقع، در پشت صحنه فیلم حضور داشته اند.

● نگاه تبلیغی که نسبت به عکاسی فیلم در ایران وجود دارد، در جهان هم وجود دارد یا آنها نگاه خاص تری نسبت به این رشته هنری دارند؟

▪ مسلماً آنها همیشه از ما جلوتر هستند، اما خوشبختانه در زمینه عکاسی فیلم این مسأله آنقدرها مشهود نیست! سینمای جهان، در زمینه های دیگری مثل گریم یا جلوه های ویژه خیلی بیشتر از ما جلو هستند.

● یک عکاس فیلم تا چه حد می تواند خود را مقید به رعایت قاب بندی های فیلمبردار یک فیلم کند؟ آیا او آزاد است تا برداشت خود را از صحنه یک فیلم به عنوان تصویر آن صحنه از فیلم ارائه کند؟

▪ این مسأله به این بستگی دارد که خود عکاس چقدر توانایی و تبحر داشته باشد که بتواند بر مبنای سناریوی فیلم، قاب عکس هایش را انتخاب کند و در موقع عکاسی، به داستان فیلم هم پایبند باشد. اما در خصوص پایبندی به قاب و کادر بندی های دوربین فیلمبرداری، عکاس می تواند استقلال خودش را داشته باشد، اما این استقلال نباید دور از فضای قصه فیلم باشد و در عین حال، باید به داستان فیلم هم نزدیک باشد.

● پس عکاس فیلم حتماً باید با دنیای ذهنی فیلمساز آشنا باشد و فیلمنامه را بخواند!

▪ بله، یک عکاس فیلم، قبل از اینکه عکاسی کند باید سناریو را بخواند و بر اساس سناریو و قسمتهایی از آن که احساس کند عکسهای بهتری از آن صحنه ها می تواند بگیرد، عکاسی کند. برای آن قسمتها بیشتر وقت بگذارد و بیشتر عکس بگیرد.

● معمولاً این همکاریها با شما به عنوان عکاس یک فیلم اتفاق می افتد؟!

▪ بله، صد در صد!

● به نظر شما در عکاسی فیلم ایران، چه خلاهایی وجود دارد؟

▪ عکاسان فیلم ما باید مثل همه رشته های دیگر سینما، امنیت شغلی داشته باشند، اما این امنیت، هنوز برای ما وجود ندارد. هیچ کدام از ما دستمزد ثابت نداریم و هنوز سازماندهی خاصی برای عکاسان فیلم وجود ندارد. هر کارگردان به واسطه رابطه و دوستی ای که با یک عکاس دارد، از او برای عکاسی از فیلمش استفاده می کند و اصلاً هم برایش مهم نیست که این عکاس، به کارش وارد است یا نه! اما اکثر عکاسان تازه وارد به این مقوله، نسبت به سینما آشنایی چندانی ندارند. حتی بعضی عکاسها فقط در یک فیلم کار می کنند و بعد، از صحنه عکاسی خارج می شوند که معمولاً عکسهایی که از همان یک فیلم هم گرفته اند عکس های خوبی نیستند.

● و به عنوان آخرین سؤال، پیشنهاد شما برای ارتقای سطح عکاسی فیلم در سینمای ایران چیست؟

▪ تشکل انجمن عکاسان سینما را باید جدی تر بگیریم که این مسأله می طلبد که همه دوستان عکاس دور هم جمع شویم و جدی تر راجع به مسائلمان صحبت کنیم و اینکه خانه سینما هم باید حمایتهای جدی تری از تشکل ما داشته باشد.

● از شما ممنونم که در این مصاحبه شرکت کردید...

▪ من هم متشکرم ...

خدیجه زمانیان