كشور ایران به دلیل برداشت هفتاد و اندی درصدی از منابع آب تجدید شونده در شرایط تنش بالای آبی قرار دارد؛ در حالی كه امروزه حتی در كشورهایی با میزان بارش بالا، اجرای طرح‌ها و ایجاد سیكل بازیافت آب‌های مصرف شده در چرخه صنعت و جامعه بشدت دنبال می‌شود.

براساس برآوردهای بین‌المللی اما تنش آب در مناطق مختلف جهان مواقعی رخ داده كه میزان مصرف از منابع پیش افتاده و با عبور از این میزان ۴۰ درصد منطقه با تنش بالای آب مواجه خواهد شد. در صورت ادامه رشد مصرف و فراتر رفتن از این میزان و رسیدن به مرز ۸۰‌‌درصد آنگاه منطقه با بحران جدی مواجه خواهد شد.

در ایران نیز با توجه به آمارها متوسط مصرف آب بیش از منابع است و البته در نقطه بحرانی قرار دارد. این شرایط در برخی مناطق همین امروز نیز بحرانی است و در بعضی مناطق هم مدت‌هاست از مرز بحران عبور كرده و فرابحرانی شده است. از این‌رو توجه به تامین آب و حفظ منابع موجود و بویژه بازیافت منابع مصرف شده و بازگرداندن آن به چرخه طبیعت در دوره‌ای معین می‌تواند آینده روشن‌تری برای كشور رقم زند.

متاسفانه با وجود واقع شدن كشور در منطقه‌ای كم‌آب و با پیش‌بینی شرایطی بحرانی هنوز هم آب در اذهان عمومی كالایی معمولی و بی‌ارزش محسوب شده و فرهنگ حفظ و نگهداری آن هنوز از جایگاه مهمی برخوردار نیست. با این‌كه طی دهه اخیر تلاش‌های فراوانی صورت گرفته و تغییرات مهمی در فرهنگ عمومی مردم قابل لمس و مشهود است، اما هنوز هم مشكل تامین آب حل نشده است.

از طرفی نرخ رشد جمعیت به طور طبیعی و گسترش شهرها و توسعه جغرافیایی آنها تقاضای مصرف منابع آب را در كشور افزوده و شرایط بحرانی در بخش آب را نزدیك‌تر و به جامعه تحمیل می‌كند. براساس آخرین آمارهای موجود تا سال ۱۳۸۴ جمعیت تحت پوشش شبكه آب در كشور در شهرها حدود ۵/۴۵ میلیون نفر و در روستاها۷/۲۱ میلیون نفر بوده و به این معناست كه در شهرها ۲/۸۹ درصد و در روستاها ۳/۶۵ درصد از پوشش آب شرب برخوردارند.

این خود بیانگر آن است كه با وجود تلاش‌های بسیار، شرایط مطلوبی از نظر پوشش جمعیتی در كشور وجود ندارد و هنوز بخش‌هایی از جمعیت كشور از دسترسی به منابع آب محروم هستند.

امروزه با این‌كه در زمینه احداث سد در كشور رشد قابل توجهی به وقوع پیوسته و توان فنی ذخیره‌سازی منابع آب جاری كشور كه پیش از این به دریا ریخته می‌شد و به هدر می‌رفت و امكان ذخیره‌سازی و مدیریت نداشت مهیا شده است، اما این تحول بدون عنایت به برنامه‌ریزی برای توزیع مناسب و بازیافت آب، شرایط بحرانی در بخش آب را كاهش نمی‌دهد.

اصولا توزیع مناسب و به موقع آب به ایجاد شبكه‌های توزیع و پایین‌دستی سد نیاز دارد كه در این زمینه البته كم كار شده و در سال‌های اخیر نیز برنامه‌ریزی‌هایی برای ایجاد تاسیسات پایین‌دست سدها شده كه متاسفانه هنوز آمار و اطلاعات روشن و دقیقی از آنها منتشر نشده است. فقدان برنامه‌ریزی و تهیه طرح‌های آمایش سرزمین و اجرا نكردن آن به آینده نامعلومی در مناطق روستایی و كشاورزی كشور منجر شده كه سرنوشت شهرهای بزرگ امروز را در این مناطق نوید می‌دهد.

با وجود تمام برنامه‌ریزی‌ها اما هنوز صنعت آب در كشور همانند بسیاری از بخش‌های خدماتی كه تحت كنترل و مدیریت دولتی است، اقتصادی نیست. براساس گزارش سازمان آب و فاضلاب كشور در سال ۱۳۸۵ متوسط هزینه تولید یك مترمكعب آب شهری در شرایط واقعی ۲ هزار و ۵۶ ریال بوده، در حالی كه براساس هزینه‌های دفتری، هزینه یاد شده یكهزار و ۱۶۳ ریال بوده است.

براساس همین گزارش، متوسط هزینه تولید یك مترمكعب آب در روستاهای كشور نیز ۲ هزار و ۵۵۵ ریال محاسبه شده كه هزینه دفتری در سازمان‌های آب و فاضلاب كشور ۲ هزار و ۳۳۵ ریال محاسبه می‌شده است.

تفاوت قیمت واقعی با قیمت و هزینه‌های پیش‌بینی شده در بودجه‌های دولتی یك معضل مهم و اساسی است. دولت با محاسبه نكردن قیمت واقعی آب در بودجه‌های سالانه در حقیقت بی‌ارزش بودن آب را با وجود ارزش واقعی آن در اقتصاد كشور تزریق كرده، بنابراین محاسبه ارزش واقعی آب در چرخه اقتصاد كشور فرآیندی است كه باید با دقت و شدت دنبال شود و با حركت به این سو اقتصاد این بخش را سالم‌سازی كرده تا از این رهگذر امكان مدیریت دقیق و كارشناسانه در زمینه‌های لازم مهیا شود.

این مساله صرفا به معنای افزایش قیمت برای مصرف‌كنندگان نبوده، بلكه با اعمال این روش ارزش واقعی آب در اقتصاد و بودجه‌های دولتی محاسبه شده و این كالای بی‌بدیل و پرارزش از منظر اقتصادی باارزش حقیقی محاسبه شده و به این ترتیب برنامه‌ریزی‌ها و طرح‌های در دست اجرا ارزش و بازده واقعی خود را در عرصه اقتصادی كشور نشان خواهند داد و لذا دیگر طرح‌های آب و فاضلاب كشور مورد بی‌مهری و كم‌توجهی واقع نخواهند شد.

دكتر فریبرز درجزی