غلامرضا محمدی هرچند یكی از مربیان تیم ملی كشتی آزاد بود كه به دلیل كسب نتایج ضعیف در مسابقات جهانی ۲۰۰۵ از سمت خود بركنار شد، اما آن زمان مدافعان به كارگیری مربیان جوان تیم ملی معتقد بودند كه كادر فنی این تیم دست به جوانگرایی زده و باید باز هم به آنها فرصت داد، ولی فرصتی در كار نبود تا پس از ۵ سال و به دنبال ناكامی بزرگ در المپیك پكن، غلامرضا محمدی دیگر بار سكاندار هدایت تیم ملی كشتی شود.

محمدی در مسابقات جهانی پخته‌تر و با چاشنی احتیاط برای كسب نتیجه پیش رفت و در تركیب تیم از نفرات باتجربه نیز استفاده كرد، هر چه بود تیم ملی كشتی آزاد در دانمارك بر سكوی سوم ایستاد تا سرمربی جوان تیم ملی كه ۴ مدال جهانی را در كارنامه افتخاراتش می بیند به خود ببالد و برای المپیك لندن تیمش را آماده كند.

چیزی كه باز هم در مسابقات جهانی دانمارك ملموس بود تغییر و تحولات به وجود آمده در قوانین كشتی است كه كشتی را به نسبت قبل خیلی راحت كرده به نظر می‌رسد این تغییرات از زیبایی‌های كشتی كاسته است، این طور نیست؟

این یك واقعیت است، متاسفانه در سال‌های اخیر فیلا با هدف زیبا كردن و در نتیجه بقای كشتی در المپیك، تغییرات متعددی در قوانین این ورزش به وجود آورده، از تغییر زمان كشتی تا كمرگیری و خم‌گیری. هیچ كدام از این تدابیر نه‌تنها به زیبا شدن كشتی كمكی نكرد، بلكه زیبایی‌های موجود را نیز از بین برد و از سویی تنها كشتی گرفتن و در نتیجه مدال گرفتن را آسان كرد. این وضعیت حالت پهلوانی را از كشتی گرفته و شكل و شمایل خاصی به آن بخشیده و كشتی‌گیران به دنبال زرنگ بازی هستند. از یك سو زمانی برای اجرای فنون وجود ندارد و از سوی دیگر خیلی‌ها می‌كوشند كار را به شانس و پرتاب سكه بكشانند، در نتیجه با قوانین موجود كشتی‌گیر برتر الزاما برنده نخواهد بود.

ما به عنوان یكی از قدرت های برتر كشتی دنیا در این زمینه چه كاری می توانیم انجام دهیم؟

قبل از این كه در این باره بخواهیم پیشنهادی ارائه كنیم، باید به فكر كسب كرسی‌های تاثیرگذار در فیلا باشیم. تا زمانی كه در این مرجع بین‌المللی كشتی صاحب نفوذ نباشیم حرفمان خریدار نخواهد داشت. هم‌اكنون تعدادی از كشورها كه جایگاه چندانی در كشتی دنیا ندارند به واسطه نفوذی كه دارند، پیشنهادهایشان در فیلا مورد موافقت قرار می‌گیرد.

در مسابقات جهانی دانمارك شیوه برگزاری مسابقات هم قدری دچار تغییر شده بود. این تغییرات جانبی را چطور ارزیابی می‌كنید؟

برگزاری مسابقات هر وزن در یك روز آن هم در بعدازظهر را به فال نیك می‌گیرم و امیدوارم این موضوع به تصویب برسد، چون همین كه كشتی‌گیران صبح‌ها روی تشك نمی‌روند، استرس كمتری دارند و راحت‌تر می‌توانند روی تشك حاضر شوند از سوی دیگر تماشاگران هم خسته نمی‌شوند و بعدازظهرها استقبال بیشتری از كشتی خواهند داشت. با وجود این در مجموع كشتی را در معرض خطر می‌بینم، زیرا كشتی‌گیران با این قانون از ثانیه ۶۰ به بعد جرات هیچ كاری را ندارند و می‌ترسند امتیاز از دست بدهند و فرصتی برای جبران آن نداشته باشند. از سوی دیگر كمتر كشتی‌گیری هم حاضر است كه در خاك فن اجرا كند، به عبارت دیگر كشتی تبدیل شده به هل دادن و همچنین اداره آن برای كشاندن به پرتاب سكه، این خطر بزرگی برای این رشته است.

درباره مسابقات جهانی دانمارك كه صحبت می‌كنیم نتایج ملی‌پوشان كشورمان نیز در ذهن متبادر می‌شود، تیمی كه در جهانی باكو و المپیك پكن ناكام بوده چگونه است كه در مسابقات جهانی دوباره اوج گرفته و بر سكوی سوم جهان می‌ایستد؟

ما پس از پایان فصل گذشته مسابقات لیگ در بهمن ۸۷ كار خود را در شرایطی شروع كردیم كه روحیه كل كشتی ایران به دلیل نتایج ضعیف در المپیك وضعیت بسیار نامناسبی داشت و جمع كردن این مساله كار دشواری بود. بویژه این كه ما چندین رویداد پشت‌سر هم مثل جام جهانی تهران، جام تختی، قهرمانی آسیا و تورنمنت‌های اوكراین، آذربایجان، لهستان و ازبكستان را در پیش داشتیم كه البته با ترمیم قوای روحی كشتی‌گیران در همه این مسابقات شركت كردیم و به لحاظ فنی تیم را این گونه برای جهانی دانمارك آماده كردیم. مهم‌ترین نكته‌ای كه ما در برنامه آماده‌سازی تیم ملی قرار دادیم برقراری ارتباط عاطفی و دوستانه بین كادر فنی و كشتی‌گیران بود و همین مساله در ارتقای سطح روحی تیم بسیار تاثیرگذار بود. این مطلبی است كه همه كشتی‌گیران به آن اذعان دارند.

در ارنج تیمی چه اشتباهاتی مرتكب شدید كه اگر قرار باشد به عقب برگردید آنها را تكرار نخواهید كرد؟

باز هم روندی را كه برای آماده‌سازی و ارنج تیم سپری كردیم، تكرار خواهم كرد، چراكه معتقدم با كمترین ضریب اشتباه تیم را بستیم. هرچند در ۲ وزن ۵۵ و ۸۴ ناچار به برگزاری مسابقات انتخابی شدیم و حسن رحیمی و جمال میرزایی نتوانستند انتظارها را برآورده كنند.

اما جمال میرزایی در باكو كشتی‌های خوبی گرفت و چندان هم بی‌تجربه نبود.

میرزایی واقعا در جام جایزه بزرگ باكو در حد یك ستاره كشتی گرفت و همه حریفانش را یكی پس از دیگری پشت‌سر گذاشت، او در این مسابقات نفرات اول و سوم جهانی دانمارك را شكست داد و در مسابقه انتخابی هم برابر لشكری ۲ بار پیروز شد. با توجه به میزان آمادگی‌ای كه از او سراغ داشتیم بسیار امیدوار بودیم در دانمارك هم مدال بگیرد، اما میرزایی در آنجا هیچ نشانی چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی از مسابقات باكو و همچنین اردوهای تیم ملی نداشت. در تایم اول مسابقه مقابل حریف كوبایی بسیار خوب كشتی گرفت، اما در تایم دوم از ۱۰۰ نمره هم نمی‌توان به او بیشتر از صفر داد. در مجموع این شكست برای ما هم تعجب‌برانگیز بود، فكر می‌كنم استرس مسابقات جهانی بر او غلبه كرده بود و در نتیجه نتوانست خودش باشد.

با توجه به نارضایتی شدید كادر فنی از میرزایی پیش‌بینی می‌شود كه او دیگر در تیم ملی جایی نداشته باشد، حتی اگر همه حریفان داخلی‌اش را شكست دهد.

به این سوال به صورت كلی جواب می‌دهم. این مسابقات تجربه‌ای بزرگ برای ما بود و از این پس تیم ملی جای كسانی است كه با تعصب و غیرت روی تشك بروند و از حریفان نترسند.

در این وزن از زمانی كه یزدانی به وزن ۹۶ كیلوگرم رفت، زنگ خطر برای تیم ملی به صدا درآمد، چرا مانع از این كار یزدانی نشدید؟

تدابیر فیلا‌ نه‌تنها به زیبا شدن كشتی كمكی نكرد، بلكه حالت پهلوانی را از این ورزش‌گرفت و كشتی‌گیران را به سوی زرنگ بازی كشاندامثال یزدانی‌ها سرمایه كشتی ما هستند و دوست نداریم براحتی این سرمایه ها را از دست بدهیم. یزدانی به خاطر شركت در مسابقات المپیك مانند یك ورزشكار پرورش‌اندام رژیم غذایی گرفت و در نتیجه بعد از المپیك به شكل كاذبی وزن او بسیار بالا رفت و در لیگ در وزن ۹۶ كیلو كشتی گرفت. حیف شد! یزدانی می‌توانست سال‌ها در ۸۴ كیلو برای تیم ملی افتخار كسب كند. من مربی هم شرح وظایف و اختیاراتی دارم، اما این كشتی‌گیر است كه باید تفكر قهرمانی داشته باشد و این تفكر را به هیچ عنوان نمی‌توان در ذهن ورزشكار جای داد و تنها خود اوست كه می‌تواند این گونه فكر كند. از سویی وقتی كشتی‌گیر به تیم ملی دعوت می‌شود، باید بپذیرد كه در چارچوب تیم قرار گیرد، چون من هم به عنوان سرمربی تیم باید پاسخگوی عملكردم باشم. با وجود این در این وزن جوانان خوبی مثل نجاتیان، لشكری و محمد حسین‌زاده را داریم كه باید روی آنها هم سرمایه‌گذاری كنیم تا خلا‡ این وزن پر شود.

مسابقات جهانی دانمارك ظهور یك ستاره را برای كشتی ایران نوید داد، چه برنامه‌ای برای حفظ مهدی تقوی دارید؟

خانواده، دوستان، فدراسیون، مسوولان ورزش، مسوولان شهرستان، مربیان تیم ملی و خود تقوی در این میان وظایفی دارند و باید به آنها عمل كنند تا این جوان بااستعداد بتواند سال‌ها برای كشتی كشور افتخارآفرینی كند. تقوی با توجه به این كه پیش از این هم ۲ عنوان قهرمانی جوانان جهان را در كارنامه داشت، ظرفیت قهرمانی را دارد و اگر همه شرایط مهیا باشد یقین بدانید او همچنان در اوج باقی خواهد ماند. با وجود این ما یك اصل را باید به ورزشكارانمان یاد بدهیم، این كه هم باید ظرفیت پیروزی‌های بزرگ و هم شكست ها را داشته باشند.

یكی از انتقاداتی كه به كادر فنی تیم ملی وارد است این كه در عین شعار جوانگرایی مراد محمدی را در ۶۰ كیلو به دانمارك برد و در این وزن هم تیم ما به مدالی دست نیافت، گفته می‌شود هدف كادر فنی حفظ محمدی به دلیل سوابق درخشانش بود وگرنه او آماده حضور در جهانی نبود.

پیش از پاسخ به این موضوع باید توضیح بدهم كه مراد محمدی در سال‌های اخیر افتخارات زیادی برای كشتی ما كسب كرده است و شكی نیست، اما ما صرفا به دلیل افتخاراتش او را در تركیب تیم اعزامی به دانمارك قرار ندادیم، او نه‌تنها در اردوهای تیم ملی حضور مداوم و منظم داشت بلكه به لحاظ آمادگی هم وضعیت مطلوبی داشت. ما در این وزن پس از برگزاری مسابقات انتخابی و قهرمان شدن سعید احمدی، او را به مسابقات جایزه بزرگ باكو فرستادیم كه در این مسابقات احمدی سوم شد، مراد محمدی را به لهستان اعزام كردیم كه او هم خوب كشتی گرفت و حتی واسلی فدروشین را شكست داد. بدیهی است چنانچه احمدی در آذربایجان خوب كشتی می‌گرفت، این شانس را داشت كه در جهانی هم روی تشك برود. به هر حال پس از مسابقات بین‌المللی لهستان كادر فنی تیم ملی متفق‌القول به مراد محمدی رای داد، اما متاسفانه او در دانمارك نتوانست مدالی كسب كند، همچنان كه سعید ابراهیمی هم چنین وضعیتی در جهانی داشت.

آیا واقعا گاتسالوف روس شكست‌ناپذیر است كه ابراهیمی در دانمارك باز هم مقابل او تن به شكست داد؟

به هیچ عنوان چنین نیست، ابراهیمی اگر در تایم اول مبارزه مقابل گاتسالوف تنها ۲ ثانیه زودتر اقدام به زیرگیری می‌كرد، كشتی را برده بود. فكر می‌كنم ابراهیمی احتیاج به خودباوری بیشتری دارد او مقابل گوگشیلیدزه هم به خودش باخت و گرنه مدال برنز كمترین حقش بود، هرچند نباید از حق بگذریم كه ابراهیمی در این مسابقات قرعه خیلی سختی داشت.

فكر نمی‌كنید در این وزن با توجه به فاصله زیاد ابراهیمی با رقیبان داخلی‌اش، یك حاشیه امنیتی برای او به وجود آمده و در نتیجه از حضورش در تیم ملی خاطر جمع است؟

یكی از نقاط ضعف ما دقیقا همین موضوع است، به هر حال ما بهترین‌های كشتی ایران را در هر وزن به مسابقات جهانی اعزام كردیم، اما در بعضی اوزان مثل ۹۶ كیلو با چنین مشكلی مواجه هستیم. دست روی دست نمی‌گذاریم و قصد داریم در این اوزان به نفرات جوان میدان داده و آنها را نیز آبدیده كنیم تا در همه وزن ها رقابت برای ملی‌پوش شدن میلی‌متری شود.

معصومی چطور؟ كشتی فینال او خیلی انتقادبرانگیز نبود؟ ظاهرا او به مدال نقره راضی شده بود كه اینقدر ضعیف كشتی گرفت؟

من هم چنین نظری دارم، اما نباید فراموش كنیم كه بلال ماخوف روس كه چند سال از معصومی جوان‌تر و باانرژی‌تر است با قرعه آسانی به فینال رسیده بود و معصومی با قرعه سختی. در نتیجه فردین خسته به دیدار فینال رسید، از سوی دیگر واقعا كشتی‌گیر روس قلدرتر بود و نباید ارزش مدال نقره معصومی را زیرسوال ببریم.

در مجموع گفته می‌شود كیفیت مسابقات جهانی پایین بود كه ما توانستیم به عنوان سومی این مسابقات دست یابیم.

این بی‌انصافی است. واقعیت‌ها روشن است، حضور ۴۹ كشور و حضور پررنگ قهرمانان جهان و المپیك كیفیت بالای مسابقات را ثابت می‌كند.اگر با بدشانسی در قرعه‌ها مواجه نمی‌شدیم، حق ما كسب ۵ مدال همراه با عنوان نایب‌قهرمانی بود نه سومی.

همه این برنامه‌ریزی، سعی و تلاش و بحث و بررسی‌ها برای حضور پرقدرت در بازی‌های آسیایی گوانگ‌جو و المپیك لندن است. برای این دو رویداد بزرگ چه باید كرد؟

همان طور كه گفتید این دو رویداد ارزش فوق‌العاده بالایی برای كل ورزش ما دارد. جا دارد مسوولان ورزش در عمل این حرف را كه ورزش اول ایران كشتی است، ثابت كنند و از فدراسیون و قهرمانان كشتی حمایت و آنها را تشویق كنند. كادر فنی و كشتی‌گیران برای این دو رویداد سعی و تلاش خود را می‌كنند و كم‌فروشی نخواهند كرد، اما مسوولان هم از ما حمایت كنند تا بتوانیم دل میلیون‌ها ایرانی را در سراسر جهان شاد كنیم.

امید توفیقی