اژدهایی با فلس های ضخیم و چهار دست است كه از دهان غرانش آتش می جهد.

چه گویم از آن اژدهای دژم كه هشتاد گز بود از دم به دم و پهلوانی با كلاهخود و مو و ریش بلند كه گبر و خفتان مرصعی به بر و شمشیر سر كجی در دست دارد و به همراه اسب عظیم الجثه خود با اژدها درآویخته است.

چنین داد پاسخ كه من رستمم

زدستان سامم هم از نیرم

معلوم است كه پهلوان و اسبش آرامش ترس زای اژدها را بر هم زده اند و اژدها را عصبانی كرده اند. زمینه سیاه اثر و بوته های بیابانی آن، صحرای سرگردانی را به خاطر می آورد كه فرزند حضور اژدهاست.

«حدود ۱۶ سال پیش این تابلو را درست كردم.»

جهانبخش بساك پور سی و پنج سال پیش در سفر به چین هنر درست كردن تابلوی معرق با ساقه های گندم را از مردم آن دیار آموخته است.

هنر در هر منطقه متناسب با نوع علایق و ویژگی های موجود در آن ناحیه متولد می شود و رشد می كند. خاستگاه هنر معرق با ساقه های گندم و جو آسیای جنوب شرقی و چین است.

بساك پور می گوید: «با این كه اصل كار را در چین آموختم اما از فرهنگ آنجا متأثر نشدم. وقتی هنر را به ایران آوردم رنگ ایرانی به آثارم دادم. من یك كشاورززاده ساده اهل لرستان هستم به همین خاطر خیلی راحت با گندم و زمین ارتباط برقرار می كنم.»

برای ساختن این تابلوها ساقه های گندم را اندكی شكاف می دهند، سپس آنها را در آب می جوشانند و اطوكشی شان می كنند تا صاف شوند و برای درآوردن شكل های گوناگون آماده شوند، بعد طرح را روی الگو كه حتماً باید از جنس مخمل باشد پیاده می كنند. برای ایجاد رنگ و سایه روشن و حجم و بعد بخشیدن به اثر، ساقه های گندم را با حرارت اطو و هویه می سوزانند.

معرق از نظر مواد و مصالح مورد استفاده به معرق چوب، صدف، معرق خاتم، معرق روكش و معرق ساقه گندم و جو تقسیم می شود.

طریقه كار در معرق هم بدین صورت است كه ابتدا طرح مورد نظر را كه معمولاً نقوش اسلیمی، ختایی و.‎/‎/ است روی الگو می كشند سپس تكه های چوب، در برخی موارد فلز، تكه های صدف و یا ساقه برش خورده گندم را در مسیر خطوط نقاشی شده می چسبانند. هنرمندان این عرصه معتقدند برای پرداختن به هنر معرق فرد باید در زمینه خط و نقاشی سررشته داشته باشد. این هنر در آسیا بیشتر جنبه تزئینی دارد اما در كشورهای اروپایی جنبه كاربردی تری یافته است.

بساك پور به همراه همكارانش در پی یافتن ساقه هایی كه در برابر پستی و بلندی های داستان های تابلوهایش انعطاف نشان دهند نیمه دوم خرداد ماه كه فصل درو است به تمام سرزمین های زراندود از كشت گندم می رود. وقتی از گرمای گندم زارها می گوید قطره های عرق را بر پیشانی ام احساس می كنم. اینجا تهران است زمستان سال ۸۷‎/ «نیمه دوم خرداد به گندمزارهای ورامین و اصفهان می رویم. در گرمای ۴۵ درجه با اجازه كشاورز صاحب خرمن دانه دانه ساقه هایی كه مناسب این كار هستند را جدا می كنیم. بیشتر ساقه هایی را انتخاب می كنیم كه درخشان باشند و از لحاظ ضخامت حد متوسطی داشته باشند تا هم خوب برش بخورند و در عین حال كه كار ظریف درمی آید تاب برش های مختلف افقی و عمودی را داشته باشند.»

هنرمند معرق كار، در انتخاب مواد اولیه برای ساخت اثر خود باید موارد متعددی را در نظر بگیرد كه می توان از جمله آنها، نوع بذر، نوع زمین و نوع آبیاری كه در تولید ساقه های زیبا و یكدست تأثیر بسزایی دارند را نام برد. هر منطقه محصولش از لحاظ رنگ و شكل ظاهر با محصول منطقه دیگر متفاوت است. این خصوصیات ویژه، باعث دوام و استحكام ساقه ها می گردد و آنها را از آسیب حشرات موذی، سرما، گرما و رطوبت محافظت می كند. سازنده این تابلوها ماندگاری تابلوهایش را با پایداری ارگ بم مقایسه می كند: «استحكام و مقاومت در برابر تأثیرات جوی از شاخصه های كاه است به همین خاطر ایام قدیم خانه ها را با كاهگل می ساخته اند. نمونه تاریخی و جاودان آن هم ارگ بم است كه با كاهگل ساخته شده است.»

اینجا نقال پرده های احساس هنرمند، گندم است.

اینجا نگارخانه فرهنگسرای اندیشه است كه در میان هیاهوی اطراف پل سیدخندان به كمك درختان كاج اطراف آرامش را به بازدیدكنندگان هدیه می كند و آرام و صبور، همیشه و همیشه با دست های دلسوز خود آثار عشق و اشتیاق هنرمندان را در برابر دیدگان بازدیدكنندگان نگه می دارد و عطش جامعه را در قالب طپش هنر و دغدغه های هنرمند فرو می نشاند.

در این نمایشگاه ۴۸ اثر انفرادی و ۴ اثر مشترك در معرض دید عموم قرار دارند. آثار مشترك تلفـیقی از نقاشی و معرق ساقه گندم هستند كه بخش نقاشی رنگ و روغن آنها را اكرم حقـدادیان بر عهده دارد. حقدادیان هم زمان هنرجوی استاد بساك پور نیز هست. بساك پور از وی و فرامرز نجفی به عنوان هنرجویان شایق و با استعداد معرق ساقه گندم یاد می كند و می افزاید: «آقای نجفی اقدام به كتابت قرآن كریم به این شیوه نموده است و تاكنون سه چهارم آن را تكمیل كرده است.» بساك پور كه با شوق خاصی از آموزش هنرجویانش صحبت می كند و به موفقیت های آنها می بالد ادامه می دهد: «برای من مهم انتقال این هنر است. اگر در هنرجویی نشانه های عشق و علاقه را به این كار ببینم، بدون گرفتن شهریه برای آموزشش وقت صرف می كنم حتی اگر چند سال طول بكشد.»

در طرحی توجیهی به منظور امكان اشتغالزایی این هنر كه در سال ۱۳۸۵ توسط سازمان فنی و حرفه ای كشور منتشر شده است، هزینه برای تولید ۵۰۰ تابلو كه برای ۹ نفر شغل ایجاد می كند ۱۴۰۰ میلیون ریال سرمایه گذاری ثابت و ۸۰ میلیون ریال گردش در سرمایه برآورد شده است. در این گزارش درآمد سالیانه این طرح ۱۵۰۰ میلیون ریال و سود ویژه آن ۵۰۹ میلیون ریال تخمین زده شده است. همچنین نرخ بازدهی سرمایه ۳۶% و دوره بازگشت آن ۳۳ ماه در نظر گرفته شده است.

بساك پور در رابطه با فروش آثار معرق ساقه گندمی می گوید: «من به تبلیغ برای فروش هنرم فكر نمی كنم با عرضه كردن هنرم در نگارخانه ها و فرهنگسراها هم زكات هنرم را می پردازم هم زمینه تشویق هنرجویانم را فراهم می كنم. وی با اشاره به این كه این كار نیاز به صرف وقت و حوصله زیادی دارد، می افزاید: «هزینه تهیه مواد اولیه تابلوهای معرق با ساقه گندم بالاست كه این امر موجب می شود قیمت تابلوهای ساخته شده گران تمام شود و در نتیجه استقبال مردم از خرید آنها نیز كمتر می شود. مردم در برخورد با ما می گویند این تابلوها كه با یك مشت حصیر تهیه شده اند چرا اینقدر گران هستند به عنوان مثال می گویم برای ایجاد برش در ساقه گندم بدون این كه ساقه بشكند و از بین برود به تیغ تیزی نیاز است؛ ما در كارمان از تیغ جراحی كه بسیار گران است استفاده می كنیم.»

بساك پور اولین نمایشگاه آثار خود را ۲۵ سال پیش و با اصرار دوستانش برپا كرده است و به قول خودش هرگز تابلویی را برای فروش و كاسبی نساخته است، گو این كه در طول فعالیتش با بیشترین استقبال برای خرید تابلوی آیه «و ان یكاد» مواجه بوده است. این هنرمند با بیان این كه تاكنون نمایشگاه های مختلفی در سطح كشور برگزار كرده، می گوید: «با این كه معمولاً استقبال مردم كشورهای خارجی از هنرهای دستی ایران در مقایسه با میزان استقبال در برخی استان های داخل كشور بسیار بیشتر است اما برای شركت در نمایشگاه های بین المللی دنیا و یا برپایی چنین نمایشگاههایی پول كافی ندارم.»

وی در خصوص انتخاب سوژه برای آثارش می گوید: «هیچ وقت در طول كارم مسیر خاصی را دنبال نكرده ام. روی هر موضوعی كه به نظرم جالب می آید و متناسب با احوال من در زمان ساخت تابلو است كار می كنم. در این آثار شما به وضوح نشانه غم، شادی، فقر، دارایی و ‎/‎/‎/ را كه در زمانی خاص بر روحیه من حاكم بوده است، می بینید. من با كارهایم زنده می شوم و تمام ناپاكی ها و پلیدی ها ازروح من زایل می شوند. به تازگی نیز خانم حقـدادیان پیشنهاد ساخت تصاویر شاهنامه ای را مطرح كرده اند كه اگر خدا بخواهد این پروژه را شروع می كنم.»

در ساخت تابلوهای این نمایشگاه ساقه گندم ابزار اولیه است و طبیعت در آنها نفس می كشد و برخلاف معمول معرق از كیلر و سیلر و چسب های پلی استر و رزین و شیر پولیش برای براق كردن سطح اثراستفاده نمی شود.

جهانبخش بساك پور كه به دنبال اخبار سراسری، امواج رادیو جیبی خود را مدام تغییر می دهد می گوید: «دوست دارم كارم را مردم ببینند؛ بعضی از این كارها را به هیچ قیمتی نمی فروشم فقط به این خاطر كه مردم این كار را ببینند و با آن آشنا شوند.»

در مسیر نگارخانه میوه های كاج به پابوس علاقه مندان هنر افتاده اند و در آستانه در، خوشه های گندم به استقبال چشمان بازدید كنندگان می شتابند و با درخشش خود از آنها پذیرایی می كنند. اینجا نگارخانه اندیشه است.