مكارم اخلاقی وجه تمایز انسان و حیوان است، از همین رو ارزش هر انسانی بستگی به برخورداری او از سجایای اخلاقی دارد. هدف و فلسفه بعثت پیامبران الهی هم تكامل اخلاق بشری بوده است در نتیجه پیشرفت های علمی بشری زمانی برای نوع بشر مفید و ثمربخش است كه از پشتوانه اخلاقی برخوردار باشد.

تخصص بدون بهره مندی از اخلاقیات پاسخ گوی نیازهای فطری بشر نیست. در عرصه پزشكی نیز این حكم صادق است و اساس طب بر مبانی اخلاقی استوار است.

كوشش برای نجات جان انسان ها، برگرداندن سلامت و زندگی به آن ها، درمان بیماری ها، تسكین آلام دردمندان، تلاش برای بقا و حفظ نسل و سالم سازی محیط انسانی از ارزش های اخلاقی در جامعه پزشكی است كه اگر تكاپو و تلاش متصدیان امور پزشكی برای دستیابی به این اهداف باشد، خدمات ایشان جنبه عبادی به خود می گیرد.

جلوه گاه این كرامت های اخلاقی در دنیای پزشكی در مرحله سرنوشت ساز برخورد پزشك و بیمار رخ می دهد. هر چه قدر این برخورد انسانی، اخلاقی، عاطفی، صمیمانه، شرافت مندانه و احترام آمیز باشد، حصول آرمان های مقدس پزشكی و امنیت روانی و جسمی بیمار بیشتر خواهد بود.

ممكن است پزشكی از دیدگاه علمی به وظیفه خود عمل كرده و بیمار را معالجه كند ولیكن كم توجهی به جنبه های اخلاقی و انسانی در برخورد با بیمار مثل بی حرمتی یا بی توجهی به بیمار یا اطرافیان او، وی را از اهداف متعالی پزشكی دور خواهد ساخت. این مسئله یعنی نحوه برخورد صحیح پزشك و بیمار می بایست سرلوحه خدمات جامعه پزشكی قرار گیرد، تا از رهگذر این اصول اهداف متعالی پزشكی كه نجات جان و مداوای روحی و روانی بیماران است، محقق شود. این گزارش به موضوع اخلاق پزشكی در جامعه امروز و مقایسه آن با دیگر جوامع و زمان ها می پردازد.

● حساسیت بحث اخلاق پزشكی

در تاریخ همیشه بین فلسفه و پزشكی رابطه نزدیكی وجود داشته است. چنان که در دوره باستان ارسطو و بقراط هم فیلسوف بودند و هم پزشك. در قرون وسطی هم رابطه پزشكی و فلسفه باقی ماند. اما این رابطه در فرهنگ امروز اگر نگوییم به كلی قطع شده باید اذعان كرد به میزان زیادی كم رنگ شده است. در فرهنگ ایران قدیم هم پزشكانی چون رازی و ابن سینا داشتیم كه هم فیلسوف بودند و هم پزشك. اما آن چه در این رابطه اهمیت داشت، بحث اخلاق بود كه با پزشكی تلفیق می شد. در كشور ما به جنبه فلسفی اخلاق به خصوص در صد سال اخیر خیلی كم پرداخته شده است.

یكی از جنبه های اصلی اخلاق پزشكی این است كه ما عاقبت می توانیم بر مسئله حساسی انگشت بگذاریم كه به زندگی كردن و زیستن در این جهان مربوط می شود. به عنوان مثال برای بسیاری از بیماران اهمیت دارد كه در مورد جزئیات بیماری خود بدانند و یا حتی در صورت احتمال مرگ، از زمان و یا حتی وقوع آن بر اثر آن بیماری آگاه شوند و در این هنگام اگر پزشك، بیمار خود را آگاه نكند عملی غیراخلاقی انجام داده است اما در مورد بیمار دیگر ممكن است قضیه متفاوت باشد و بیمار با آگاهی از وقوع و دانستن زمان مرگ روحیه خود را از دست بدهد و چه بسا دچار مرگ زودرس شود. در این زمان ممكن است آگاه كردن بیمار از سوی پزشك عملی غیراخلاقی به شمار رود. پس مشاهده می شود كه در یك موضوع چند جنبه متفاوت می تواند بروز كند و این است كه بحث اخلاق پزشكی را بسیار مهم و حساس كرده است.

● بررسی تفاوت ها

شاید بسیاری از افراد با شنیدن كلمات اخلاق پزشكی به یاد سریال پرستاران بیفتند. سریالی كه از مشكلات داخل یك بیمارستان در كشور استرالیا حكایت دارد و روابط ویژه و منحصر به فردی را بین پرستار و پزشك با بیمار نشان می دهد، روابطی كه بیشتر به یك افسانه شبیه است؛ احترام فوق العاده به بیمار حتی هنگامی كه بیمار بددهنی می كند و اخلاق نامناسبی را از خود نشان می دهد.

موضوع جالب توجه این است كه پرستاران و پزشكان این بیمارستان در هیچ شرایطی لبخند خود را از بیمار دریغ نمی كنند حتی در شرایطی كه از بیمار به واسطه بدرفتاری اش نفرت دارند. بارها در این سریال شاهد بودیم كه پزشك یا پرستار مدت ها از وقت خود را صرف دلداری و هم صحبتی با بیمار می كنند، آن هم در مواردی كه شاید هیچ ربطی به بیماری نداشته و بیشتر به مشكلات شخصی بیمار برمی گردد. در این سریال به نظر می رسد هر یك از افراد كادری بیمارستان در نوع خود یك مشاور محسوب می شوند و در حل مشكلات بیماران نقش مهمی دارند. به هر صورت اتفاقاتی كه درون این بیمارستان و سریال رخ می دهد با آن چه كه در بیمارستان های كشور و استان خودمان شاهد آن هستیم از زمین تا آسمان متفاوت به نظر می رسد.

یك پرستار كه نخواست نامش فاش شود می گوید: اكثر کارکنان بیمارستان ها رفتار خوبی با بیماران دارند اما متاسفانه بسیاری از حقوق بیمار رعایت نمی شود به عنوان مثال پزشكان در رابطه با بیماری توضیح چندانی به بیمار نمی دهند و از عواقب هر انتخاب در مورد نوع درمان، او را آگاه نمی كنند.

وی تصریح می كند: در اكثر بیمارستان های كشور ما، تنها یك راه حل درمان به بیمار ارائه می شود و یا رفتار پزشكان به گونه ای است كه بیمار مجبور به انتخاب راه درمان مورد نظر پزشك می شود و این در حالی است كه بیمار حتی از عواقب انتخاب خود نیز اطلاع درستی پیدا نمی كند.

● ارتباط بر مبنای حفظ حرمت ها

این پرستار می گوید: اخلاق در پرستاری و اخلاق در پزشكی از جمله واحدهای درسی هستند كه همه پزشكان و پرستاران در دوران تحصیل آن ها را گذرانده اند اما این كه بتوانند به بیمار خود مشاوره دهند جزو وظایف تعریف شده نیست.

وی می افزاید: در بسیاری از كشورهای توسعه یافته هر پرستار وكیل بیمار خود به شمار می رود و در برخی موارد باتوجه به آشنایی خود با بیمار در برخی تصمیمات پزشك معالج هم دخالت می كند اما این موضوع در كشور ما دیده نمی شود مضاف بر این كه پزشكان در برخی موارد هنوز احساس تحكم بر پرستار را بروز می دهند.

رئیس دانشگاه علوم پزشكی خراسان شمالی نظر متفاوتی در این باره دارد. دكتر «جواد شاهین فر» می گوید: ارتباط پزشك و پرستار تا حدود زیادی از شكل سنتی تحكم پزشك بر پرستار خارج شده است و بیشتر حریم های شغلی، علمی و قانونی رعایت می شود.

وی اضافه می كند: ارتباطات در این بخش بیشتر بر مبنای حفظ حرمت هاست.

● در راهروهای بیمارستان

هنگام تهیه این گزارش پیشامدی حادث شد كه توانستم از نزدیك با مشكلات بیماران در بیمارستان آشنا شوم. با توجه به بارش برف در روزهای گذشته و این كه بسیاری از همشهریان برای تفریح و تیوپ سواری عازم مناطق برف گیر اطراف شهر شده بودند و از آن جا كه به طور معمول این نواحی خالی از حادثه نیست، به نظر می رسید بخش اورژانس بیمارستان ها در روزهای تعطیلی فعال تر عمل كنند اما آن چه مشاهده می شد خلاف این موضوع را ثابت می كرد.

تشخیص با تجویز و درمان توسط تنها یك پزشك كشیك بخش اورژانس و هجوم چندین گروه بیمار تصادفی كه در آن روز مراجعه كرده بودند، نه تنها ستودنی نبود بلكه با سرزنش های پیاپی همراهان بیماران روبه رو می شد.

بیماری كه برای عكس رادیولوژی مجدد می بایست به آن بیمارستان مراجعه می كرد، در حالی كه شرایط روحی و جسمی خوبی نیز نداشت، گفت: حدود یك ساعت است كه این جا منتظر هستم تا بگویند دلیل سردردهای پس از تصادفم و این كه تا به امروز طول كشیده، چیست، اما آن قدر اورژانس شلوغ است و بیماران تصادفی زیاد هستند كه مجبورم سكوت كنم و مانع اقدامات صحیح كادر پزشكی نشوم. همراه یك بیمار تصادفی نیز كه ساعتی پیش به بیمارستان منتقل شده بود به ما گفت: بیمار ما احتمال شكستگی در چند استخوان بدن داشت و با هر حركت كوچك فریادش از درد به آسمان می رسید. اما كادر بیمارستان چندین بار پیاپی تخت و اتاق او را عوض كردند و خدا می داند عواقب این همه حركات خطرناك برای بیمار چه خواهد بود!

وی می گوید: وقتی كادر اورژانس بزرگ ترین بیمارستان استان، برنامه درستی حتی برای سامان دهی فضای قرارگیری بیماران ندارند، دیگر چه می توان گفت. این همراه بیمار كه بسیار هم مضطرب و پریشان خاطر به نظر می رسید، افزود: برای بخیه زدن بخشی از بدن بیمار ما نیروی كمكی وجود نداشت بنابراین پرستار ازمن خواست كه در تمیز كردن محل بریدگی كمكش كنم.همراه بیمار دیگری نیز با شنیدن این سخنان می گوید: نمی دانم تكلیف بیمارانی كه همراه ندارند یا همراه شان ناتوان است چه می شود چرا كه اكثر كارهای شخصی و نظافتی مربوط به مریض را باید همراه انجام دهد. البته شاید این موضوعات به مبحث گزارش ما مربوط نباشد اما از آن جایی كه تبعاتی هم چون نارضایتی بیمار و همراهان بیمار را به دنبال دارد، گمان می رود ذكر این موارد خالی از فایده هم نباشد

● منشور حقوق بیمار

طبق قانون بیماران حق دارند از حق و حقوق خود در هنگام درمان آگاه شوند و منشور حقوق بیماران به طور معمول در بیمارستان ها نصب می شود.

رئیس دانشگاه علوم پزشكی خراسان شمالی در رابطه با حقوق بیماران می گوید: بیمار حق دارد پزشك و تیم درمانی معالج خود را انتخاب كند و هم چنین حق دارد از نتیجه معاینات و معالجات انجام شده آگاه شود.

دكتر «شاهین فر» قطع روند درمانی در هر زمان و به صلاحدید بیمار را از دیگر حقوق قانونی بیماران عنوان می كند و می افزاید: تخطی پزشكان از وظایف و اختیارات و رعایت نكردن حقوق بیماران، توسط سازمان نظام پزشكی اداره نظارت بر درمان دانشگاه مورد بررسی قرار می گیرد و در صورت احراز تخلف به هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات دانشگاه ارجاع برابر مقررات برخورد می شود.

یك پرستار در رابطه با منشور حقوق بیماران می گوید: از آن جا كه برخی از بیماران از سطح سواد پایینی برخوردارند و موارد ذكر شده در منشور حقوق بیمار نیز شاید به درستی قابل فهم توسط بیمار نباشد، مشكلاتی را ایجاد می كند كه هم باعث ناراحتی خود بیمار و هم كادر درمانی می شود.

● ختم كلام

البته مبحث اخلاق در پزشكی بسیار گسترده تر و پیچیده تر از این حرف هاست. به عنوان مثال برخی معتقدند انقلاب بیولوژیك با ژن درمانی مشكلات عظیم اخلاقی می سازد چرا كه وقتی جنینی را در رحم مادر ژن درمانی می كنیم نمی دانیم چه عوامل دیگری را برمی انگیزیم و یا بیماری را تصور كنید كه وضعیت رقت انگیزی دارد و احتمال مرگ او حتمی است و آن قدر زجر می كشد كه حتی خودش تقاضا می كند معالجه را متوقف كنند اما پس سوگند پزشكی چه می شود؟ برخی مسائل دیگری هم وجود دارد مثل سقط جنین كه طبق موازین شرعی و قانونی كشور ما ممنوع است مگر در موارد خاص كه این موضوع خود باعث می شود بسیاری از مادرانی كه ناخواسته باردار شده اند، دست به اقدامات خطرناك و غیربهداشتی بزنند كه مرگ و میرهای فراوانی را در پی دارد و سوال این جاست كه پزشك تا چه حد مجاز است در بحث درمان ومعالجه بیمار پیش برود؟ خط قرمزها به لحاظ قانونی و تعهدی كجاها هستند؟ تا كجا باید در علم پزشكی پیش برویم تا اخلاقیات حفظ شود و... .این ها و هزاران مورد دیگر سوالاتی هستند كه دنیای پزشكی ما را درگیر خود ساخته اند اما جواب برخی سوالات آن قدر واضح است كه كم لطفی است اگر از جانب جامعه پزشكی نادیده انگاشته شود!