مجسمه فردوسی میدان فردوسی و خیام در پارك لاله تهران، از جمله آثار ابوالحسن‌خان صدیقی است كه در اثر بی‌توجهی و آسیب‌های جدی ۵۰ سال اخیر در معرض تخریب قرار گرفته‌اند.

فردا نكوداشت مجسمه‌ساز فقید ایران ابوالحسن‌خان صدیقی است، خالق مجسمه‌هایی چون فردوسی، خیام، امیركبیر و نادرشاه افشار.

صدیقی شاگرد كمال‌الملك بود و از بزرگ‌ترین مجسمه‌سازان ایران در قرن‌های اخیر به‌شمار می‌رود و برخی از صاحب‌نظران معتقدند،‌ هنر مدرن با آثار او در ایران آغاز می‌شود.

به بهانه نكوداشت این هنرمند برجسته ایرانی، سراغی از دو مجسمه فردوسی و خیام این هنرمند گرفتیم. مجسمه‌هایی كه اكنون پس از گذشت ۵۰ سال از عمرشان به آه و ناله افتاده‌‌اند و هنوز برای درمان و نجات آن‌ها از نابودی چاره‌ای اندیشیده نشده است.

مجسمه فردوسی اثر این مجسمه‌ساز بزرگ را همه در میدان فردوسی تهران بارها دیده‌اند.

صدیقی این مجسمه را از جنس سنگ مرمر به ارتفاع سه متر ساخت و كار نصب آن را به فرزندش فریدون صدیقی سپرد. مجسمه فردوسی خردادماه ۱۳۳۸ طی مراسمی در میدان فردوسی تهران نصب شد.

این مجسمه، در طول ۵۰ سال گذشته مرارت‌های بسیاری كشیده،‌گاهی به آن سنگ زدند، گاهی به آن رنگ زدند، گاهی پلاكاردهای سنگین‌وزن تبلیغاتی را به گردنش آویختند، گاهی در جریان چهارشنبه‌سوری هدف مواد منفجره قرار گرفت و گاهی باغبان دلسوز میدان در گرم‌ترین روزهای سال، آب سرد به سر و رویش ریخت كه همه این اتفاقات در طول زمان باعث ترك برداشتن بیشتر و بیشتر آن شد.

این مجسمه یك بار به همت سازمان زیباسازی شهرداری تهران مرمت شده است، اما با این وجود مجسمه‌های سنگی شهر تا چه اندازه می‌توانند در برابر آسیب‌های مختلف مقاومت كنند؟ آیا بهتر نیست برای پیشگیری از نابودی، اصل اثر را به موزه‌‌ای مخصوص آثار حجمی شهر منتقل كنیم و برای حفظ هویت شهر و مردمی كه به دیدن این آثار عادت كرده‌اند،‌كپی آن را جایگزین كنیم؟

مجتبی موسوی مدیر اداره حجم سازمان زیباسازی شهرداری تهران در پاسخ به این سؤال گفت:

در اداره حجم سازمان زیباسازی، پروژه مرمت آثار حجمی و مجسمه‌های قدیمی شهر را داریم و در همین راستا مجسمه‌های خیام ابوالحسن صدیقی دوبار و مجسمه فردوسی وی یك بار مرمت شده است.

وی افزود: این دو مجسمه اكنون مشكلی ندارند، اما به مرور دچار مشكل می‌شوند و لاجرم باید یك روزی وارد موزه‌ شوند.

موسوی با بیان این كه فضایی برای نگهداری و محافظت از مجسمه‌های قدیمی شهر نداریم، تصریح كرد: ساخت موزه‌ای اختصاصی برای نجات این مجسمه‌ها،كار یك ارگان و یك نهاد نیست. بلكه باید همه ارگان‌های زیربط در ساخت چنین موزه‌ای مشاركت داشته باشند.

وی همچنین گفت:‌ ساخت موزه از جمله پروژه‌های سازمان زیباسازی شهرداری است كه در سال آینده مورد مطالعه جدی قرار خواهد گرفت.

مجسمه خیام ابوالحسن صدیقی نیز كه در پارك لاله تهران قرار دارد، وضع مناسبی ندارد. صدیقی سال ۱۳۵۱ مجسمه خیام را در كشور ایتالیا و به سفارش انجمن آثار ملی ساخت و پس از انتقال به ایران، در پارك لاله نصب كرد. این مجسمه نیز در طول ۳۰ سال گذشته بارها دچار شكستگی شده و بارها مرمت شده است.

این دو، تنها نمونه‌هایی از مجسمه‌های ارزشمند شهرمان است كه اگر چه اثری از یك مجسمه‌ساز بزرگ و فقید ایرانی است، اما تاكنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است و به نظر می‌رسد تا این آثار در معرض نابودی كامل قرار نگیرند، كسی به فكر نجات آن‌ها نخواهد افتاد.

این آثار ارزشمند را می‌توان با احداث موزه‌ای اختصاصی از آسیب‌های بیشتر نجات داد و برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشت.

ابوالحسن‌خان صدیقی همه هنرمندان به خوبی می‌شناسند. او در سال ۱۲۷۳ خورشیدی در محله‌ عودلاجان تهران به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل به مدرسه‌ آلیانس رفت و در آن‌جا بدون این كه استاد نقاشی داشته باشد، شروع به نقاشی كرد و نقاشی‌های او روی دیوارهای مدرسه اعتراض مدیران مدرسه را در پی داشت.

علاقه‌ بیش از حد وی به نقاشی موجب شد، درس را در سال آخر مدرسه رها كند و همراه دوستش علی‌محمد حیدریان نزد كمال‌الملك غفاری برود. او پس از سه سال تحصیل در سال ۱۲۹۹ با درجه‌ی ممتاز دیپلم گرفت و در همان مدرسه به‌عنوان معلم مشغول تدریس شد.

میل درونی، صدیقی را كم كم به سوی مجسمه‌سازی كشاند و در حالی كه در آن زمان هیچ استاد مجسمه‌سازی در ایران وجود نداشت و در هیچ كجا از جمله مدرسه‌ صنایع مستظرفه این رشته تدریس نمی‌شد ، او در سال ۱۳۰۱ با وسایلی ابتدایی مجسمه‌ای گچی از نیم‌تنه كودكی می‌سازد و به كمال‌الملك عرضه می‌كند.

كمال‌الملك با دیدن مجسمه متوجه استعداد صدیقی می‌شود و گل‌خانه‌ مدرسه را تبدیل به كارگاه مجسمه‌سازی می‌كند. صدیقی همزمان با تدریس نقاشی به تجربه‌اندوزی در زمینه‌ مجسمه‌سازی می‌پردازد و با مطالعه‌ كتاب‌هایی كه كمال‌الملك از اروپا با خود آورده بود تا حدودی به جنبه‌های نظری مجسمه‌سازی نیز آشنا می‌شود.

صدیقی پس از آن كه چندین مجسمه‌ گچی می‌سازد، از روی عكسی از مجسمه ونوس دومیلو كار ساختن مجسمه ونوس را از جنس سنگ شروع می‌كند و سرانجام در سال ۱۳۰۴ كار این مجسمه سنگی به اتمام می‌رسد.

كمال‌الملك كه متوجه استعداد كم‌نظیر شاگرد خود می‌شود، او را به همراه مجسمه‌ سنگی «ونوس میلو» به حضور احمدشاه می‌برد و در این دیدار احمدشاه پنجاه تومان كه در آن زمان پول زیادی بود به كمال‌الملك می‌دهد و مقرری ماهانه‌ای به مبلغ ۲۰ تومان برای پیش‌برد و تداوم كارهای صدیقی برای او تعیین می‌كند. كمال‌الملك هم سرپرستی كارگاه تازه تأسیس شده‌ مجسمه‌سازی مدرسه صنایع مستظرفه را به او می‌سپارد.

در سال ۱۳۲۹ صدیقی به انجمن آثار ملی پیوست. در این دوران او چهره‌نگاری از مشاهیر علمی و ادبی ایرانی را به انجام رساند و مجسمه‌های ماندگاری از این مشاهیر ساخت. چهره‌نگاری از سعدی، بوعلی سینا، فردوسی و حافظ حاصل این دوران است.

او سرانجام در سال ۱۳۴۰ از دانشگاه تهران بازنشسته شد اما تمام هم و غم خود را به مجسمه‌سازی اختصاص داد. با سفر به ایتالیا موفق شد مجسمه‌های ماندگاری در ایتالیا بسازد. مجسمه نادر و همراه‌اش در آرامگاه نادرشاه مشهد و مجسمه فردوسی در میدان فردوسی تهران و مجسمه خیام پارك لاله تهران هم حاصل این سال‌ها است.

در اواخر دهه ۵۰ مجسمه خیام آسیب جدی دید و به دلیل پرتاب سنگ به این مجسمه صورت و انگشتان‌اش شكست. همچنین گروهی ناشناس سر مجسمه فردوسی را از تن جدا كردند كه بعدها مرمت شد.

صدیقی بعد از مدتی به ایران بازگشت و سال‌های پایانی را در سكوت و انزوا به‌سر برد. در سال ۱۳۷۰ كمیسیون ملی یونسكو در ایران تصمیم گرفت از آثار صدیقی عكس‌برداری كند و كتابی در این زمینه منتشر كند. كتاب در سال ۱۳۷۳ منتشر شد. صدیقی یك سال پس از انتشار این كتاب در ۲۰ آذر ۱۳۷۴ درگذشت.

مراسم نكوداشت این هنرمند مجسمه‌ساز فردا در نگارخانه برگ واقع در عمارت عین‌الدوله برگزار خواهد شد.