چهارمین نشست انجمن اعضای هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع هفته گذشته با موضوع سد‌سازی و پیامدهای آن بر منابع طبیعی در محل باغ گیاه‌شناسی ایران برگزار شد. موضوع سدسازی كه این روزها به داغ‌ترین بحث روز در بین متخصصان و گروه‌های زیست‌محیطی بدل شده در حالی اهمیت بیشتری می‌یابد كه دریابیم، در سالی كه هم‌اكنون نیمی از آن را پشت سر گذاشتیم، تالاب‌ها و دریاچه‌های ارزشمندی در چهارگوشه كشور در اثر سد‌سازی‌های بی‌رویه و بدون مطالعه، ‌خشك شده و در حال از بین رفتن هستند. در بسیاری از موارد نابودی این دریاچه‌ها همچون دریاچه ارومیه و بختگان به یك چالش جدی برای استان‌های فارس و آذربایجان تبدیل شده است. با این وجود هشدار جدی محافل زیست‌محیطی و علمی ایران كه از سال‌ها پیش آغاز شده همچنان جدی تلقی نشده و نتوانسته سیاستمداران و برنامه‌ریزان كشور را به تامل وادارد، چراكه هنوز هم هستند كسانی كه می‌پندارند سد ولو به هر قیمتی و حتی اگر آبی هم پشت آن نباشد، نمادی از توسعه است. اینقدر كه در همایش هفته گذشته و به‌رغم تاكید‌های مكرر سخنرانان بر این موضوع كه سد باید آخرین گزینه در مدیریت آب باشد، باز هم رئیس كمیته ملی سد و طغیان از وزرات نیرو در اعتراض به این موضوع برخاست و گفت:« اگر سد نداشتیم باید مثل روستانشین‌ها زندگی می‌كردیم!» وی همچنین در ادامه افزود: «برای اثبات اینكه سد تا چه حد برای ایران لازم است به این جمله از استاد بزرگ پرویز كردوانی بسنده می‌كنم كه گفتند: سد در ایران كم است و در هر دره‌ای كه در ایران وجود دارد باید سد احداث شود!» البته این نماینده محترم وزرات نیرو گویا این واقعیت را فراموش كرده بود كه دكتر پرویز كردوانی سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین استاد جغرافیا در رشته كویرشناسی است نه سدسازی و یا آبخوان داری! و بهتر آن بود كه ایشان این جمله بجا از دكتر آهنگ كوثر را كه بنیانگذار آبخوانداری در كشور و منتقد اصلی سدسازی در ایران است نقل قول می‌كردند كه گفتند:«ایران به دلیل داشتن آبرفت‌های درشت دانه، نیازی به سدسازی ندارد!» به هر حال در این نشست گزارش مفصلی از سوی فاطمه ظفرنژاد، ‌پژوهشگر آب، در نقد سدسازی با تكیه بر آثار مخرب سد البرز و سلیمان تنگه در شمال ایران ارائه شد ضمن اینكه قبل از وی نیز، ‌استاد احمد آل‌یاسین، پژوهشگر صاحبنام در حوزه آب و سازه‌های آبی به ایراد سخنرانی پرداخت.

دكتر آل‌یاسین، كه در سال‌های دهه ۵۰ مدیر سازمان آب خوزستان و نخستین مدیر سد دز بوده و صاحب تالیفات و تحقیقات زیادی در حوزه آب است مشكل اصلی جهان و ایران را افزایش جمعیت عنوان كرد كه نیاز به آب را افزایش داده است. وی با انتقاد از نبود نظام جامع آمایش سرزمین و فقدان برنامه‌ریزی در كشور گفت: من مخالف سدسازی نیستم اما مخالف سدسازی‌های بی‌رویه هستم و پرسش من این است كه چرا هیچ یك از سدهایی كه در كشور ساخته شده بعد از بهره‌برداری، مورد ارزیابی قرار نگرفته تا معلوم شود چقدر در تحقق اهداف اولیه موفق بوده است؟ چرا شبكه‌های آبیاری سد دز از سال ۱۳۴۷ تاكنون هنوز ساخته نشده است؟.... آنچه در ذیل می‌آید خلاصه‌ای از سخنرانی وی درباره سدسازی در جهان و ایران است. بنا به متون تاریخی، سدسازی در ایران از سابقه چند هزار ساله برخوردار است و طبق لوح‌های به‌دست آمده در شوش، مشخص شده که سلاطین ایلامی در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح به سد بندی روی رودخانه‌ها مبادرت کرده بودند. بر همین اساس در نواحی بین‌النهرین یا میان رودان، مصر و چین حافظه تاریخ، سدهای متعددی را در خود ثبت کرده است. اما سدسازی مدرن در جهان از آغاز قرن بیستم شروع شد و به سرعت پیشرفت کرد به‌طوری‌ که در اروپا تا جنگ دوم جهانی سدها بیشتر در نواحی کوهستانی آلپ برای تولید انرژی و آب شهری ساخته می‌شدند. آثار سدهای ساخته شده در ایران نیز از قبل از اسلام تاکنون، هنوز در نقاط مختلف کشور دیده می‌شود اما سدسازی مدرن در ایران به دوره رضاشاه در خوزستان برمی‌گردد که پس از یک وقفه طولانی دوباره از اواخر دهه ۱۳۳۰ با احداث سدهای مخزنی همچون کرج و سفیدرود و دز توسط طراحان و پیمانکاران خارجی، فصل جدیدی از سدسازی در ایران آغاز شد . خوشبختانه مهندسان ایرانی در چند دهه اخیر خیلی سریع جای خود را در میان طراحان و سازندگان سد در جهان باز کردند، به‌طوری که در دهه‌های اخیر سدهای مخزنی بزرگی توسط مهندسان ایرانی طراحی، اجرا و به بهره‌برداری رسیده است. اما اینکه به واقع گدام عامل باعث شد تا ایجاد سد در جهان شدت بگیرد پرسش مهمی ایست که به اعتقاد من پاسخ آن را در جمعیت جهان باید جستجو کرد. افزایش جمعیت سبب شد تا بیشتر کشورهای جهان برای تامین نیازهای فزاینده آب به سدسازی روی آورند، به‌طوری که از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۰ احداث سدهای بزرگ تجلی توسعه و پیشرفت اقتصادی و نمادی از تجددگرایی و توان بشر در کنترل طبیعت شناخته می‌شد، این امر باعث شد تا روزی دو تا سه سد در یکی از نقاط دنیا به بهره‌برداری برسد.

● مزایای سد‌های مخرنی

اگر بخواهیم مهمترین مزایای سدهای مخزنی را که برای جوامع مختلف تا سال ۲۰۰۰ میلادی عنوان شده، بیان کنیم باید بگوییم ۹۰ درصد برق مصرفی در ۲۴ کشور جهان از طریق همین سدها و نیروگاه‌های برق‌آبی تامین می‌شود، ضمن اینکه در هر کشور، درصد قابل ملاحظه‌ای از برق مصرفی از طریق همین نیروگاه‌ها تامین می‌شود، نیمی از سدهای بزرگ برای مقاصد کشاورزی ساخته شده است، ۱۲ تا ۱۶ درصد مواد غذایی جهان محصول سدهاست، سدهای ۷۵ کشور جهان برای مقاصد کنترل سیلاب ساخته شده است، ۳۰ تا ۴۰ درصد از ۲۷۷ میلیون هکتار اراضی آبی جهان هم‌اکنون به سدهای بزرگ وابسته‌اند. جمع‌آوری سیلاب‌های فصلی مناطق خشک و کم‌باران از طریق سدها رونق‌بخش زندگی ساکنان محروم منطقه است و.... به همین دلیل تا سال ۲۰۰۵ میلادی، نزدیک به ۵۲ هزار و ۴۰۰ سد در پاسخ به نیازهای انرژی و آب کشاورزی جهان بشرح زیر در جهان ساخته شد: در چین۳۲۰۰۰ سد، آمریكا ۹۲۶۵، هند ۴۶۳۶، ژاپن ۲۶۷۵، اسپانیا ۱۲۶۷، كانادا ۷۹۳، كره جنوبی ۱۲۰۵، تركیه ۶۲۵، برزیل ۶۳۵، فرانسه ۵۹۷ و در دیگر کشورها مجموعا ۷۳۷۲ سد ساخته شده. تنها در آمریکا بیش از ۷۶ هزار سد کوچک و بزرگ ساخته شده که حدود ۹ هزار و ۲۶۵ واحد آن سد‌های بزرگ است. در ایران نیز تعداد حدود ۳۰۰ سد گزارش شده است.

● آغاز مخالفت با سدسازی

نخستین مخالفت‌ها با سدسازی از چه زمانی آغاز شد ؟ از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی که رفته‌رفته آثار و پیامدهای زیانبار زیست‌محیطی سدسازی آشکار شد، زمزمه مخالفت با سد و سدسازی از طرف کارشناسان اجتماعی و محیط زیستی هم شروع شد، به‌ویژه آنکه تا آن زمان هرگز مطالعات اجتماعی و زیست محیطی در مجموعه مطالعات مهندسی سدها جایگاهی نداشت. به همین مناسبت در آوریل ۱۹۹۷ از طرف بانک جهانی نمایندگان و صاحبنظران گوناگون در حوزه سدسازی به سوئیس دعوت شدند تا درباره سدها گفت‌وگو کنند. نتیجه این گردهمایی به تشکیل «کمیته جهانی سدها» منجر شد که چندین محور را در دستور کار خود قرار داد. مروری بر اثرات احداث سدهای بزرگ و بررسی گزینه‌های جانشین توسعه منابع آب و انرژی، تدوین خط‌مشی‌ها، استانداردها و ضوابط جهانی برای مقاصد طراحی، ارزیابی، اجرا و بهره‌برداری و سرانجام از کار انداختن سدها از مهمترین این محورها بود . گزارش نهایی کمیته جهانی سدها نهایتا در نوامبر ۲۰۰۰ منتشر شد که تا به امروز انبوهی از نظرات مخالف و موافق را با خود به همراه داشته است. مهمترین نتایج بررسی سیستماتیک کمیته سدهای بزرگ که روی ۱۵۳ سد در ۵۲ کشور از قاره‌های مختلف جهان صورت گرفت، حاکی از این است که :

عملکرد تعداد قابل ملاحظه‌ای از سد‌های بزرگ کمتر از اهداف طراحی آنها بوده است.

اغلب سدها در مرحله ساخت از ۲ تا ۱۰ سال تاخیر در اتمام پروژه برخوردار بودند که در نتیجه گران‌تر تمام شدند.

قیمت تمام شده ۸۱ سد ارزیابی شده، ۵۶ درصد از برآورد طراحی اولیه آنها بیشتر شده است .

شبکه‌های آبیاری زیر سدها عموما به اهداف طراحی دست نیافتند به عنوان مثال در کشور خودمان ایران، شبکه‌های آبیاری سد دز در خوزستان که بیش از ۳۸ سال از ساخت آن می‌گذرد هنوز ساخته نشده است.

ارزیابی سدهای تامین آب شهری نشان داد که ۲۵ درصد از ۲۹ سد ارزیابی شده، ۵۰ درصد زیر ظرفیت طراحی عمل کردند و ۲۵ درصد دیگر، بیش از ظرفیت طراحی از خود قابلیت نشان دادند که البته ۲۵ درصد دوم از جمله سدهای چندمنظوره بودند.

در مورد سدهای کنترل سیلاب، نتایج به‌جز مواردی تقریبا رضایت‌بخش بود.

از نظر تولید برق، سدها به اهداف طراحی نزدیک بودند و نتایج رضایت‌بخشی به‌ دست دادند.

و بالاخره اینکه مشخص شد حتی سدهایی که بعد از سال ۱۹۹۰ و قبل از ۲۰۰۰ ساخته شدند عاری از معضلات زیست‌محیطی نبودند! حال بعد از بررسی‌های کارشناسان محیط زیست و سایر متخصصان روی نتایج مطالعات کمیته سدها به‌شرحی که آمد، در اینجا می‌توان مهم‌ترین آثار کلی و منفی سد‌ها که از دهه ۱۹۹۰ مورد توجه قرار گرفت را به‌شرح زیر خلاصه کرد:

چند پاره شدن رودخانه‌هایی که چندین سد در مسیر خود دارند

دگرگونی زیست محیطی پیکره رودخانه

اشباع اراضی پایین‌دست سدها

تبخیر بیشتر از سطح دریاچه سدها

در مواردی اثرات منفی روی تغذیه آبخوان‌ها

آواره‌گی و جابه‌جایی اجباری ده‌ها میلیون نفر

ممانعت از مهاجرت ماهیان و سایر آبزیان

ایجاد تغییر در جریان طبیعی رودخانه

تجمع رسوبات و مواد غذایی در مخازن سدها، پایین‌دست از دسترسی به آنها محروم می‌شود

● تخریب ۶۵۰ سد در آمریکا

بعد از مشخص شدن آثار و پیامدهای زیانبار سدسازی در جهان که در برخی نقاط همچون آمریکا به انقراض نسل آبزیان منجر شده بود، جنبش تخریب سدها به تدریج آغاز شد. این جنبش در آمریکا سال‌هاست آغاز شده و ارقام مختلف گزارش‌ها حاکی است که تا سال ۲۰۰۷ بیش از ۶۵۰ سد در این کشور تخریب شده است. بر اساس گزارش‌های موجود در مسیر رودخانه بزرگ ایالت ماین در آمریکا، سدهای ساخته شده سبب انقراض نسل ماهی آزاد آتلانتیک می‌‌شدند که پس از تخریب سد ادوارد در سال ۱۹۹۹ از آن پس وضعیت ماهی‌ها بهتر شد. از سوی دیگر در ایالات متحده قرار است در سال ۲۰۰۹ دو سد دیگر هم تخریب شود که یکی از این دو سد با ۷۰ متر ارتفاع بلندترین سدی است که در آمریکا تخریب می‌شود. توجه به این نکته نیز ضروری است که همزمان با تخریب سدها در آمریکا، از دهه ۱۹۹۰ ساخت سدهای جدید هم ادامه یافت اما نه به شیوه گذشته، بلکه تمامی ملاحظات زیست محیطی در جریان ساخت سدها رعایت شده و می‌شود تا پیامدهای سدها روی محیط زیست کمتر باشد.

در ایران چه باید کرد؟

حال با آنچه درباره مزایا و معایب سدها به اجمال و فشرده بیان شد، سوال اینست که در ایران چه باید کرد؟ در تحلیل‌های فنی، سد بر شانه‌های کوه می‌نشیند و مطالعات ژئوتکنیک و مکانیک خاک پاسخ پایداری آن را می‌دهد. اما در تحلیل اجتماعی و اقتصادی سد، متغیرهای بیشتری دخالت می‌کند، زیرا سد بر شانه‌های مردم و طبیعت می‌نشیند و این هر دو باید تحمل سنگینی آن را داشته باشند. بنابراین مهمترین متغییرهای اثرگذار بر سیاست‌های سدسازی را می‌توان در دسترسی به آب برای همه افراد، جمعیت و روند افزایش آن، الگوی مصرف آب، الگوی مصرف غذا، پایداری منابع زیست‌محیطی، حفاظت اراضی کشاورزی و ممانعت از فرسایش خاک و مدفون شدن در توسعه شهرها خلاصه کرد. اما وضعیت آب جهان چگونه است ؟ وضعیت آب در جهان رو به وخامت گذارده است، چراکه جمعیت جهان هرساله حدود ۷۵ میلیون نفر افزایش می‌یابد، الگوی مصرف آب با ارتقای سطح زندگی، در حال ترقی است، آب‌های زیرزمینی رو به نقصان گذارده است، کیفیت آبها مرتبا رو به کاهش می‌رود، استحصال آب با محدودیت بیشتری روبه‌رو شده به‌طوری که از ۴۳۰۰۰ کیلومتر مکعب آب تجدیدشونده حدود ۳۸۰۰۰ کیلومتر مکعب برداشت آن برداشت شده که از این میزان حدود ۲۶۶۰۰ کیلومتر مکعب آن به مصرف کشاورزی، ۷۶۰۰ کیلومتر مکعب برای صنعت و ۳۸۰۰ کیلومتر مکعب هم برای مصارف شهری و بهداشت مورد استفاده قرار گرفته است که در این میان سهم کشاورزی بسیار قابل‌توجه است. در جهانی که ما زندگی می‌کنیم هم‌اکنون حدود ۲/۲ میلیون نفر از محروم از بهداشت و ۲/۱ میلیون نفر هم محروم از آب سالم هستند. به همین دلیل مدیریت آب اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده و چند سالی است که از مدیریت به‌هم پیوسته و مشارکتی سخن می‌رود، زیرا نگرش به آب در دهه‌های اخیر همواره در تغییر بوده است. حال می‌پردازیم به اقلیم و آب در ایران . ایران با قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان، کشوری خشک شناخته می‌شود که ۶۷ درصد آن کوهستان و کویر است. به‌طور متوسط ۲۵۰ میلی‌متر بارندگی دارد که از ۳۰ درصد متوسط بارندگی جهان هم کمتر است. از ۱۳۰ میلیارد متر مکعب آب‌های تجدیدشونده آن ۳۰ درصد تنها در ۵ درصد مساحت کشور و ۷۰ درصد مابقی در ۹۵ درصد کشور جاری است. همچنین بارندگی کشور برخلاف نواحی سبز و جنگلی جهان در ماه‌های آذر تا اواسط فروردین که نیاز آبی گیاهان و محصولات کشاورزی اندک است صورت می‌گیرد و در زمانی که گیاهان به آب نیاز دارند بر عکس نواحی سبز جهان بارندگی صفر است. جمعیت هم که مرتبا در حال افزایش است . با این اقلیم و با این منابع آب، ایران از گذشته‌های دور چند هزار ساله، برای مبارزه با گرسنگی و قحطی نیازمند آبیاری مصنوعی بوده و به همین دلیل از پیشتازان سدسازی در جهان شناخته شده است.

● بحران غذا

اما امروز جهان علاوه بر آب با بحران غذا هم روبه‌رو است، هم جمعیت زیاد می‌شود و اینکه همه زمین‌ها به زیر کشت رفته‌اند و زمین بیشتری وجود ندارد، آب‌های زیرزمینی کاهش پیدا کرده‌اند و زمین‌های کشاورزی با خطرات فرسایش و بیابان‌زایی روبه‌رو هستند و با رشد فزاینده اقتصاد کاذب جهانی و اضافه شدن بر جمعیت طبقه متوسط جهان، الگوهای مصرف منابع ضایع‌کن غربی جایگزین الگوهای سنتی می‌شود. لذا دسترسی کشورهای در حال توسعه به بازار‌های غله جهان روز به روز دشوارتر می‌شود، به‌طوری ‌که پیش‌بینی می‌شود روزی فرا رسد که غله‌ای برای فروش در بازار نباشد. سد هم رحمت است و هم لعنت، حال چگونه باید بین این عوامل متضاد، سازگاری ایجاد کرد؟ با سیمایی که از بحران آب و غذا در جهان و به تبع آن در ایران و رشد جمعیت ترسیم شد می‌بینیم که سدسازی هم می‌تواند رحمت باشد و هم لعنت! نلسون ماندلا رئیس‌جمهور پیشین آفریقای‌جنوبی در سخنرانی اختتامیه گزارش کمیته جهانی سد‌ها به‌طور رسا گفت: «مشکل، سدها نیستند بلکه مشکل تشنگی است، مشکل خاموشی روستاهاست. کلبه‌های روستاییان بدون روشنایی، بدون آب آشامیدنی و بدون بهداشت است و دوران جمع‌آوری و حمل آب با دست سپری شده است.» پس سخن آخر این است که سدسازی آخرین گزینه است، یعنی زمانی باید اقدام به سد سازی کرد که هیچ گزینه بهتری وجود نداشته باشد. در این هنگام است که باید تمامی استانداردهای تعریف شده بین‌المللی هم رعایت شود. نمی‌توان سفارش کرد یا دستور داد که در فلان نقطه سد ساخته شود، نمی‌توان هم نسخه نوشت که نباید سد ساخته شود، بلکه منطق توسعه و نیاز‌های جامعه حکم می‌کند که در قالب طرح آمایش سرزمین یا طرح جامع توسعه، گزینه‌های متعدد توسعه که یکی از آنها سدسازی است بر پایه‌های علمی و منطقی توسعه مطالعه، بررسی، مقایسه و بر اساس همان موازین، گزینه برتر که شرایط محیط زیست پایدار در آن ملحوظ شده باشد انتخاب گردد. زیرا نمی‌توان به یک انسان گفت آب ننوش و بمیر، زیرا همانطور که گفتم سدسازی هم رحمت است و هم لعنت و ما باید دنبال رحمت آن باشیم، نه لعنت آن!

مژگان جمشیدی