شاید تعداد اندكی از اتاق ۴ رئیس موزه هنرهای معاصر تهران در چند سال اخیر بازدید كرده‌اند. اصلا اتاق حاشیه‌ای موزه هنرهای معاصر تهران كه روی آن علاوه بر عنوان ریاست این مركز، عنوان مدیر كل هنرهای تجسمی ‌را نیز در دوره‌های مختلف آویخته‌اند ، نمود كامل اندیشه‌های آن مقام مسوول به شمار می‌رود.

شما حساب كنید گنجینه‌ای از تابلوهای ‌‌آدم‌های مختلف با جریان‌های فكری و روحی مختلف در اختیارتان باشد و آن ‌وقت بخواهید از میان انبوه ‌این آثار، تنها چند اثر را برای آویخته شدن به دیوارتان برگزینید. قبول كنید كار سختی است، اما شیرین و در عین حال آسان.

از آن جهت آسان، چون وقتی همه به اتاقتان می‌آیند می‌فهمند شما به چه فكر می‌كنید و قرار است چگونه فكرتان را عملی كنید. دكتر محمود شالویی مدت زیادی نیست كه به ‌این اتاق حاشیه‌ای آمده است؛ مردی كه دكتری عرفان اسلامی‌ دارد و از قضای روزگار در چهارمین دهه زندگی‌اش شده است مرد اول هنرهای تجسمی‌ ایران.

او نیز به سنت تمام روسای سابق، وقتی در خرداد امسال پا به موزه هنرهای معاصر تهران گذاشت پیش از هر چیز تابلوهای اتاقش را عوض كرد و برای همه چیز آیین‌نامه نوشت.

در یك جمله فكر می‌كند كه مشكل اصلی هنرهای تجسمی ‌ایران، نبود آیین‌نامه و ضوابط است. شاید اكنون در مورد كارهایش صحبت كردن راه در تاریكی باشد. تنها باید منتظر ماند و دید آیین‌نامه‌های وی بیشتر به كار می‌آید یا روش‌های روسای پیشین.

آقای شالویی! شاید این پرسش حسن شروعی برای این گفتگو باشد، شاید هم نباشد؛‌ اما در محافل هنری بسیاری عقیده دارند شما در آغاز راه با دست پر، وعده‌های بزرگی برای رونق هنرهای تجسمی‌ در ایران می‌دهید، در حالی كه به عقیده ‌ایشان بسیاری از این موارد با واقعیت‌های موجود این بخش از هنر در ایران شاید دست نیافتنی جلوه كند.

● دست پر یعنی برنامه‌هایمان زیاد است؟

▪ بله. بسیاری عقیده دارند برنامه‌هایی كه شما در روزهای نخستین عهده‌دار شدن مسوولیت مركز هنرهای تجسمی‌ وزارت ارشاد، در جمع رسانه‌ها از آنها یاد كردید هیچ روزی به وقوع نپیوندند.

بخشی از برنامه‌هایی كه ما اعلام كردیم، روتین است و مطابق سال‌های گذشته انجام می‌شود و از سویی، تعداد برنامه‌هایی كه من ابتدای عهده‌دار شدنم در این مسوولیت از آنها یاد كردم، خیلی زیاد نیست كه تصور شود نتوان آنها را به انجام رساند. به عنوان مثال، امسال ۴ دوسالانه ملی در راه داریم كه در تاریخ خود افت و خیز‌هایی داشته و بعضی وقت‌ها به تعویق افتاده و باید تا پایان امسال همه آنها برگزار شود.

● شما اما در همان جلسه از یكسانی نگاه و محتوای هنرهای تجسمی ‌در شهرهای مختلف ایران تا پایان دوره مسوولیت خویش سخن گفتید.

▪ ببینید در استان‌های مختلف كشورمان اكنون این نگاه جامع رایج نیست. در واقع ما به دنبال نگاه دیگری هستیم كه به تحقق بپیوندد و شاید دوستان به خاطر این می‌گویند كه برنامه‌های ما در دوره جدید بسیار پر شده و من در جواب ایشان باید بگویم تحلیل ما در حوزه هنرهای تجسمی‌ این است كه ما فقط متولی تهران نیستیم زیرا یك بخش و حجم عمده‌ای از این برنامه‌ها به كل كشور مربوط می‌شود كه تاكنون مغفول مانده است، یعنی تاكنون عمده برنامه‌ها در تهران صورت گرفته است و حركت هرچند كوچكی نیز از سوی استان‌های دیگر كشور به چشم نمی‌خورد.

ما در واقع می‌خواهیم در این دوره تمركززدایی را در حوزه هنرهای تجسمی‌داشته باشیم. به عنوان مثال در همان جلسه هم اعلام كردیم چند دوسالانه ملی قرار است در شهرستان‌ها برگزار شود.

● دوسالانه‌های سفال و سرامیك، تصویرگری كتاب كودك و نوجوان و عكس، دوسالانه‌هایی است كه مقرر شده در شهرستان‌ها برپا شود و در این میان تنها دوسالانه نگارگری در تهران برپا می‌شود و در واقع می‌خواهیم تعدادی و اگر هم نشد همه دوسالانه‌ها را در شهرستان‌ها برگزار كنیم. به نظر شما این خودش نگاه یكسان ملی به هنرهای تجسمی‌ نیست؟آیا ما جایی را برای ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری آثار هنری حتی در پایتخت كشورمان داریم كه ‌این اتفاق در شهرستان‌های دورافتاده نیز رخ دهد؟

▪ بله. قیمت‌گذاری آثار هنری در ایران تاكنون ضابطه‌مند نبوده است. برای همین، ما شورای عمومی‌ را برای خرید آثار هنری انتخاب كردیم تا این مشكل كمی ‌برطرف شود. تا چند ماه گذشته تقریبا ‌خرید آثار در ایران به شكل سلیقه‌ای و در بهترین وضع خود با حضور تنها یك كارشناس صورت می‌گرفت یا در برخی موارد، مدیر مجموعه به طور مستقیم تصمیم می‌گرفت یك اثر را بخرد.

این موضوع چندان جالب به نظر نمی‌رسید و به همین منظور ما تعدادی كارشناس را از همه طیف‌ها دعوت كردیم و آنها به عنوان شورای عمومی‌ خرید آثار شروع به فعالیت كردند و حتی آثاری كه از قبل خریده و در برخی موارد، پیش فاكتور نیز برای آنها داده شده بود دوباره برای خرید بررسی شدند.

این شورای خرید در واقع اولویت‌بندی‌هایی را برای آثار هنری در نظر گرفته‌اند كه با توجه به آنها، خرید آثار هنری صورت می‌گیرد. جالب است بدانید هنوز آثاری كه قرار بود در نمایشگاه مثل بهار ایرانی كه اكنون بیشتر از یك سال است به كار خود پایان داده خریداری شوند، به دلایل مختلف گوشه‌ای نگهداری می‌شوند و هنرمندان نمی‌دانستند كه ‌این آثار خریده شده‌اند یا خیر.

بلاتكلیفی در این حوزه آنقدر زیاد شده بود كه اگر خرید آثار هنری در گذشته را بی‌سامان‌ترین بخش در این هنرهای تجسمی‌ بنامیم، چندان بیراهه نرفته‌ایم.

از دیگر سو، در همین خصوص پس از این شورای عمومی‌، شورای دیگری را نیز با عنوان شورای خرید عالی آثار هنری پیشنهاد كردیم تا آثار نفیس و عالی تنها با نظر این شورا خریداری شوند.

● یكی دیگر از مسائلی كه در شهرستان‌های كشورمان روند هنرهای تجسمی‌ را با كندی بیشتر روبه‌رو كرده است، نبود زیرساخت نمایشگاهی برای این هنر است. با این موضوع موافقید؟

▪ بله. نبود موزه‌های استانی و نمایشگاه‌ها نیز به ‌این مشكل می‌افزاید. برخی استان‌های كشورمان ساختمانی برای موزه دارند و حتی در مقطعی نیروی انسانی این موزه‌ها را نیز تامین كرده‌اند؛ اما در عمل اگر هم شروع كردند، ادامه ندادند و متاسفانه برخی از این موزه‌ها به فعالیت‌های دیگری گماشته شدند.

مثلا موزه هنرهای معاصر آبادان در زمانی نمایشگاه آثار بهداشتی و آرایشی شده بود. اكنون این موضوع را بشدت مورد توجه قرار داده‌ایم تا استان‌هایی كه مكان نمایش و امكانات را دارند، اما آثار ندارند با دریافت تابلوهایی كه در موزه هنرهای معاصر تهران جایی برای نمایش ندارند، به سامان برسند .

● با این وصف ما بیشتر در زمینه زیرساخت نمایشگاهی در استان‌های كشور مشكل داریم تا فرهنگ، درست است؟

▪ ما وقتی در استانی موزه و مكان نمایش آثار نداریم، چطور می‌خواهیم فرهنگ‌سازی كنیم؟ مردم كوچه و بازار درباره چه نظر بدهند؟

● این یك واقعیت است كه خرید آثار هنری در ایران از شاكله و ساماندهی درستی برخوردار نیست. با این موضوع موافقید؟

▪ به نظر من، مشكل برنامه‌ریزی مدیران هنری است. گردانندگان و برپاكنندگان این گونه نمایشگاه‌ها و در یك كلام خود ما هم می‌توانیم در این حلقه باشیم. اگر ما در برنامه‌ریزی‌هایمان همه جامعه هنری را در نظر بگیریم و بتوانیم برای همه برنامه مدونی داشته باشیم، قطعا‌ كلیه هنرمندان می‌توانند از فضایل و منافع آن بهرمند بشوند، اما اگر این امر تنها برای عده‌ای خاص منظور شد یا به یك سلسله برنامه‌های مقطعی اقناع كردیم، طبیعی است بخش وسیعی از جامعه هنری ما از آن بهره‌مند نخواهد شد.

● مثلا ما نمایشگاه بین‌المللی كتاب را در تهران برگزار می‌كنیم و تمام ناشران خرد و كلان حتی از شهرستان‌ها بسهولت امكان حضور پیدا می‌كنند. اما آیا در بخش هنرهای تجسمی‌ ما این كار را كرده‌ایم؟

▪ در همین خصوص برنامه‌ای با موافقت وزیر در نظر گرفته شده است تا بتوانیم نمایشگاه بزرگی به موازات نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران برپا كنیم تا هنرمندان مناطق محروم و شهرستانی آثار خود را برای فروش بیاورند و آن وقت اثر خودش را نشان می‌دهد و می‌تواند در این تحول اقتصادی نقش داشته باشد. امیدواریم این اتفاق امسال بیفتد.

● می‌توانم یك سوال صریح برای گرفتن جوابی صریح‌تر بپرسم؟

▪ بله. چراكه نه.

● خیلی‌ها معتقدند مدیریت‌های قبلی مركز هنرهای تجسمی‌ تنها به پررنگ كردن هنرمندانی خاص پرداختند تا جایی كه حتی برچسبی هم به برخی از آنها خورد و هنرمندانی كه در حد هنر معاصر ایران نبودند، به عنوان سمبل این بخش معرفی شدند. فكر نمی‌كنید ‌این موضوع از سوی دولتی‌ترین مركز هنرهای تجسمی ‌ایران باعث شده است طبق گفته شما تنها عده خاصی در این حوزه بهره‌برداری كنند؟

▪ عوامل متعددی دست به دست هم دادند كه ‌این شرایط به وجود بیاید. این ‌كه تنها یك عامل را به عنوان علت اصلی بگوییم، شاید چندان درست نباشد. من تحقیقی نكرده‌ام كه ‌این اتفاق به‌ شیوه‌ای كه شما گفتید، افتاده یا نه. یك موضوع برای من مشخص است.

این كه همه هنرمندان از موجی كه در اقتصاد هنرهای تجسمی‌ در چند سال اخیر به راه افتاده است، منتفع نشده‌اند و آنهایی كه اكنون دارند از این حوزه بهره‌برداری می‌كنند، تعدادشان زیاد نیست. این كه ما چه كنیم كه ‌این موضوع جامعیتی پیدا كند، شاید از اصل موضوع مهم‌تر باشد.

به عقیده من، این جامعیت امكان نخواهد داشت، مگر این ‌كه برنامه‌های مدرنی را در سطح كشور داشته باشیم تا وضعیت از این حالت خارج شود.

● بسیاری معتقدند در چند سال اخیر بسیاری از هنرمندان انقلاب عرصه هنرهای تجسمی‌ به حاشیه رانده شده‌اند. از سویی دیگر، با آمدن هر مدیر سیاست‌های كلان حوزه هنرهای تجسمی‌ نیز تغییر كرد و به عنوان مثال، در چند سال گذشته روی مفاهیمی ‌همچون هنر جدید بیشتر تاكید شد. در حالی كه هنرمند معاصر ما هنوز با لایه‌های قبل‌تر از این مفهوم نیز آشنا نبودند. نظر شخصی شما در این باره چیست؟

▪ شما شاید اگر به تابلوهایی كه اكنون در اتاق من به دیوار آویخته شده و در زمان من تغییر كرده است، توجه كنید؛ متوجه ‌این موضوع بشوید كه نظر شخصی من در این باره چیست. من عقیده دارم هر كشوری با فرهنگ، هنرش، داشته‌ها و اصالت‌هایش شناخته می‌شود.

ما اولین كاری كه باید در موضوع هنرهای تجسمی ‌به انجام برسانیم، توجه به هنر و هنرهایی است كه متعلق به خودمان است تا وقتی در جایی ارائه می‌شود، معرف ‌ایران باشد؛ اقدامی كه سال‌ها مورد غفلت بوده است. صریح بگویم كه با هنر مدرن مخالفتی ندارم و معتقدم آنها هم بخشی از نیازهای جامعه را تامین می‌كنند؛ اما می‌گویم نباید اینقدر محصور هنری شویم كه بیرون از مرزهای ما اتفاق افتاده است و آن را نشانه ترقی بدانیم و هنر خودمان را كنار بگذاریم.

من برای برگزاری نمایشگاه خوشنویسی كه چندی پیش در موزه برپا شد، در جمع خبرنگاران مورد مواخذه عده‌ای قرار گرفتم كه چرا به هنر خوشنویسی كه متعلق به گذشته است می‌پردازید. دلیلشان هم این بود كه شما متولی هنر معاصر هستید. اگر هنرهای معاصر را هنری در نظر بگیریم كه از خارج از مرز آمده است و به هنر خودمان به ‌این دلیل كه ریشه در گذشته دارد توجه نكنیم، به بیراهه رفته‌ایم.

‌● آقای شالویی پیش از انقلاب جریان حاكم بر هنر تجسمی ‌ایران جریان چندسویه بود و روند مشخصی نداشت. هرچند حركت‌هایی صورت می‌گرفت و نت‌هایی نواخته می‌شد؛ اما این نتها قوی نبود و پس از انقلاب دیدیم موج هنرمندانی كه نامشان شد هنرمندان انقلاب، بخوبی توانستند در این زمینه جریان‌سازی كنند. آیا موافقید كه امروز هنر انقلاب ایران و هنرمندان انقلاب ما ابا دارند كه بگویند در این حوزه فعالیت كردند و اصولا موافقید كه‌ این هنر به فراموشی كامل نزدیك شده است؟

▪ همان طور كه شما اشاره كردید، هنر در دوران انقلاب اسلامی ‌ما اوج گرفت، آن هم به دلیل مفاهیم و مضامین ارزشمندی كه انقلاب درون خود داشت، اما آن حركت متعالی سیرش به كندی گرایید و تعدادی از هنرمندان این هنر را رها كردند.

شاید این امر دلایل متعددی داشته باشد كه همه آنها یك پاسخ نداشته باشد. شاید بخشی از آن محصول كم‌توجهی مسوولان به ‌این هنرمندان باشد و بخشی دیگر به دلیل این باشد كه بازارهای بهتری برای هنرهای دیگر گشوده شده است. ما نمی‌توانیم این موضوع را در یك فضا بررسی كنیم.

● بیایید به ‌این موضوع از این دید نگاه كنیم. فكر نمی‌كنید مدیریت كلان هنری در سال‌های گذشته باعث این امر شده است؟

▪ بعید نیست خود این مساله نیز نقش داشته باشد. من قبلا هم گفتم این موضوع به نگاه مسوولان و توجه متولیان در این خصوص برمی‌گردد.

● اصلا در دوره خودتان به دنبال این هستید مفهومی ‌به عنوان هنر انقلاب احیا شود؟

▪ بله ‌این جزو وظایف ماست. جزو وظایف من نه، بلكه همه ما كه هر یك در دستگاه انقلابی و نظام دولت جمهوری اسلامی ‌داریم كار می‌كنیم. قطعا‌ باید هنر انقلاب را زنده نگه داریم و آن را اشاعه دهیم، حتی غیر از آن نیز هنر دفاع مقدس كه بعد از جریان انقلاب اسلامی ‌بسیار ارزشمند بود باید احیا شود و ما باید زمینه‌هایی را برای فعالیت مجدد آنها فراهم كنیم.

درست است كه اكنون جنگ تمام شده، اما موضوع مقاومت در میان مردم ما رخت برنبسته است، مقاومت همچنان پایدار است و هنرش نیز باید ماندگار بماند.

● بعضی وقت‌ها هنری كه از ایران درمجامع بین‌المللی معرفی می‌شود، هنر سیاهی است و دردناك تر از این موضوع آن است كه برخی از هنرمندان از مجراهای دولتی برای برپایی نمایشگاه‌های مختلف از كشور خارج می‌شوند موضوعاتی همچون زن و حجاب كه معمولا از سوی عكاسان كشورمان دستاویزی برای برپایی نمایشگاهی بین‌المللی می‌شود. واقعا چه اتفاقی افتاده است؟

▪ بله، با این موضوع كاملا ‌موافقم. من چند سال پیش قبل از این‌ كه وارد این حوزه شوم، به جشنواره هنرهای تجسمی ‌ونیز رفته بودم و از نمایشگاه آثار یكی از هنرمندان كشورمان نیز در این دوسالانه بازدید كردم.

● برای خود من اسباب شرمندگی بود آثاری در این آوردگاه مهم بین‌المللی حضور پیدا كرده بودند كه چهره سیاهی از كشورمان را نشان می‌دادند. این موضوع تا جایی پیش رفت كه حتی فرد همراهم كه ساكن آنجا نیز بود از من پرسید واقعا‌ در ایران این طور است؟ من در آن زمان متعجب شدم وقتی دوسالانه‌ای با خرج نظام و حكومت ایران برگزار می‌شود كه در آن هنرمان را به نمایش بگذاریم با وجود این كه آثار ذیقیمتی داریم كه بیانگر فداكاری، رشادت و هنر واقعی مردم ایران هستند چرا این آثار سیاه به نمایش گذاشته می‌شوند؟

▪ این موضوع را قبول دارم و امیدوارم دیگر آن شرایط به وجود نیاید كه ما هنری از ایران را در جهان به نمایش بگذاریم كه معرف كشورمان در جهان نیست. اصلا جهانیان از ما چنین توقعی ندارند. آنها انتظار دارند ‌ایرانیان آن هنر اصیلشان را به نمایش بگذارند و ارزش‌ها و انقلاب خودشان را در قالب هنری به جهان عرضه كنند، نه ‌این ‌كه سیاه‌نمایی كنند.

● اما مجاری دولتی بسیاری برای اعزام هنرمندان به كشورهای دیگر وجود دارد كه باعث می‌شود بسیاری از این آثار كارشناسی نشده بروند.

▪ به نكته جالبی اشاره كردید. مدیریت هنرهای تجسمی‌ در ایران با وجود آن كه طبق قانون به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌گذاشته شده است، اما یكپارچه نیست و دستگاه‌هایی كه وارد این عرصه شده‌اند و دارند فعالیت می‌كنند، متعدد هستند.

اكنون به موازات وزارت ارشاد دستگاه‌های متعددی دارند فعالیت می‌كنند. من خودم هم وقتی وارد این كار شدم، تعجب كردم كه چطور باید این همه دستگاه‌های متفاوت در خصوص هنرهای تجسمی ‌باشند، اما هیچ هماهنگی‌ای با متولی اصلی كار یعنی وزارت ارشاد نداشته باشند.

ما از این كه دستگاه‌های مختلف اعم از دستگاه‌هایی كه متعلق به نهاد‌ها هستند و همچنین بخش خصوصی مثل گالری دار‌ها بیایند در عرصه فعالیت هنرهای تجسمی‌ فعالیت كنند، خوشحال هستیم و استقبال می‌كنیم، اما این حضور باید با یك نوع هماهنگی باشد، یعنی مجموعه مجاری اداری و برنامه‌ریزی هنرهای تجسمی‌ باید یك منشا داشته باشد و از یك جا مدیریت شود.

این از هم گسستگی‌ها باعث می‌شود چنین مسائل و مشكلاتی به وجود بیاید كه شما اشاره كردید. در همین خصوص ما چند وقت پیش‌ نامه‌ای به همه نهاد‌های فرهنگی دولتی و غیردولتی ارسال كردیم كه هرچند در نظر برخی عنوان شد ‌این نامه برگشت به عقب است، اما ما در این نامه تنها قانون را متذكر شدیم، كه مطابق قانون مصوبه سال ۷۳ تمام دستگاه‌های خصوصی و دولتی مكلف و موظف هستند وقتی می‌خواهند برنامه‌ای در حوزه هنرهای تجسمی ‌داشته باشند باید با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌هماهنگ كنند.

متاسفانه در وهله اول برخی از دستگاه‌های موازی ما اظهار نگرانی و گله كردند. بعد هم برخی از مجموعه‌دارهای خصوصی. در حالی كه‌ این قانون در هیچ دوره‌ای ملغا نشده بود ولی به شكل سلیقه‌ای گاه به آن عمل می‌شد و گاه عمل نمی‌شد.

● نترسیدید كه برچسب مدیریت سلیقه‌ای به شما چسبانده شود؟

▪ نه، زیرا مدیریت من در عرصه هنرهای تجسمی‌ مدیریت سلیقه‌ای نیست. من معتقدم تمام كارها باید طبق قانون انجام شود. ببینید همین دوسالانه‌ها كه قبل‌تر از آنها سخن گفتیم، چندین سال برگزار شده بود، اما آیین‌نامه نداشت. یعنی برای تعیین یك دبیر در یك دوسالانه اختلاف‌نظر بسیاری بود. مثلا برخی موارد می‌گفتند رئیس موزه دبیر را انتخاب می‌كند و در برخی موارد شورای سیاستگذاری برخی موارد هم... دیدیم آیین‌نامه نداریم.

یا مثال بهتری بیاورم كه هیچ مبنایی برای اعزام هنرمندان به مركز هنری سیته در فرانسه وجود نداشت. هیچ كس نمی‌دانست هنرمندان برای حضور در این مركز و استفاده از خدماتش اسم‌نویسی می‌كردند یا آن‌ كه از سوی شخص خاصی سفارش می‌شدند تا چند وقتی را در فرانسه به سر ببرند.

دیدیم كه ضابطه معینی در این زمینه وجود ندارد و بهترین كار را تدوین آیین‌نامه حضور در سیته دانستیم. یعنی هركس به سیته می‌رود طبق آیین‌نامه باید باشد و وقتی هم كه هنرمند برگشت یك تعهداتی نسبت به وزارت ارشاد داشته باشد مثلا آثارش را ارائه كند یا نمایشگاهی بگذارد.

● برخی از كشورهای عربی حوزه خلیج ‌فارس كم‌كم دارند بازار هنرهای تجسمی‌ منطقه را از آن خود می‌كنند، حراج‌های بزرگ برگزار می‌كنند و این مساله باعث شده كه هنرمندان كشورمان به سلیقه آنها می‌كشند و نه با توجه به جریان حاكم بر هنرهای تجسمی‌ كشورمان. فكر نمی‌كنید وقت آن رسیده كه برای از بین رفتن این مشكل حضور حراجی‌های خارجی در ایران به نوعی توجیه شوند؟

▪ همان ‌طور كه گفتم، با برپایی نمایشگاه بزرگ هنرهای تجسمی‌ در بخش نمایشگاه بین‌المللی در آینده می‌خواهیم مجالی برای حضور هنرمندان بین‌المللی در ایران فراهم كنیم، اما این كه بخواهیم به نحوی جلوی كشورهای عربی را بگیریم كه ما نمی‌توانیم چون به ما ربطی ندارد. مهم اینجاست كه به موازات برنامه‌هایی كه آنجا دارند، برنامه‌هایی داشته باشیم و برنامه برگزاری نمایشگاه بزرگ هنرهای تجسمی‌كه قرار است همچون نمایشگاه كتاب برگزار شود، در همین راستاست.

● دوباره می‌خواهم سوالم را تكرار كنم؛ آیا روزی حضور حراجی‌های معتبر بین‌المللی مثل كریستی و ساتبی در ایران ممكن می‌شود یا خیر؟

▪ هنوز درخواستی به دست من نرسیده، ولی اگر برسد قابل بررسی است. زیرا فكر می‌كنم در موضوعات اینچنینی بدون بررسی كارشناسانه نمی‌توان كاری كرد. باید بررسی شود.

حتما شما با من هم عقیده هستید كه گنجینه موزه هنرهای معاصر گنجینه‌ای كم‌نظیر است. از آنجا كه گنجینه‌های معتبر موزه‌های دنیا هر چند سال یكدفعه، نگاه دوباره‌ای به آثار گنجینه‌ای خود برای تكمیل آثار دارند، می‌خواهم بدانم در دوره شما هنوز صور قبیح بودن برخی از این آثار گنجینه‌ای بهانه‌ای برای فروش یا تعویض این آثار است یا خیر؟ این سوال من از آنجا نشات می‌گیرد كه شنیده‌ام بعد از تصدی شما به ‌این سمت، برخی از دلال‌های بین‌المللی برای تعویض یا خرید برخی از این آثار به ایران آمده‌اند.

گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران جزو ذخایر ارزشمند هنری ماست كه اولین وظیفه ما حفاظت و حراست اصولی از آنهاست كه خوشبختانه تا به حال خوب صورت گرفته است. جالب اینجاست كه خیلی از كشورهای دنیا برای برپایی نمایشگاه‌های مختلف و معتبر خود با ما مكاتباتی دارند تا این آثار را برای امانت به‌ ایشان بدهیم. حتی بتازگی از زوریخ آلمان با ما مكاتبه كردند كه ما یكی از آثار پیكاسو را به ‌ایشان امانت بدهیم و این نشان‌دهنده راكد بودن این گنجینه نیست.

اما درباره تعویض این آثار با آثار دیگر باید بگویم در دوره من، تاكنون پیشنهادی در این خصوص نداشته‌ام كه مورد بررسی قرار بدهیم ولی قطعا اگر چنین پیشنهادهایی به ما بشود یا چنین موضوعی پیش بیاید كه مثلا این اثر با اثر دیگری تعویض شود، منافع ما را در بر می‌گیرد.

من نظر مسوولان را در نظر می‌گیرم و در انتها اگر به ‌این نتیجه رسیدیم، من در این باره هیچ‌ گونه لجاجتی ندارم و آثار را تعویض می‌كنیم. برای ما مهم است كه ارزش هنری و منافع كشورمان حفظ شود.

می‌گویند قانون نانوشته‌ای درباره آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران وجود دارد كه ‌این آثار نه حق فروش دارند نه حق تعویض... فقط صرفا امانت سپاری كه به نظر من امانت سپاری جز آسیب به اثر چیز دیگری ندارد.

خودتان می‌گویید قانون نانوشته. من چه بگویم، اما باید كلی بگویم كه من فقط با قیمت‌گذاری آثار گنجینه مخالفم. به نظر من قیمت‌گذاری كاری غیركارشناسی است هر چند كه در دوره‌های قبل زمانی اعلام شده بود كه قرار است آثار گنجینه قیمت‌گذاری شوند.

مهدی نورعلیشاهی‌