ماجرا از زمانی آغاز شد كه موزه هنرهای معاصر تهران نمایشگاهی از شاهكارهای نگارگری ایران برپا كرد و بعد از آن سراغ پیشكسوتان خوشنویسی رفت و آن زمان این سوال مطرح شد كه اصولا‌ موزه هنرهای معاصر كه مهم‌ترین وظیفه‌اش پرداختن به هنرهای مدرن و معاصر است، چرا سراغ هنرهایی رفته كه در رده <صنایع‌دستی> یا <تزئینی> قرار می‌گیرند؟ این سوال روز گذشته دوباره مطرح شد؛ زمانی كه موزه اعلا‌م كرد قصد دارد نمایشگاه بزرگ <طرح و نقش فرش ایرانی> را از ۲۵ آبان تا ۲۵ آذر در تهران برگزار كند. حتی دامنه این سوال‌ها به صحبت‌های محمدعلی رجبی، (دبیر نمایشگاه)، هم كشیده شد و او طی نشست خبری دیروز به این ابهام پاسخ داد كه چرا موزه هنرهای معاصر نمایشگاه شاهكارهای نگارگری و یا نمایشگاه فرش می‌گذارد. او گفت: <این درایت مسوولا‌ن محترم موزه است كه معتقدند چیزی كه تحت عنوان هنر سنتی مطرح می‌شود مرادف با <گذشته> نیست.

هنر صورت تمدنی دیرینه‌ای دارد كه برای آینده خودش راهی پیدا كرده، پس اگر قرار باشد به سوی آینده برویم، راهی نداریم جز شناخت تاریخ. با شناخت تاریخ می‌توانیم به آینده گام بگذاریم، وگرنه باید یكسره مقلد باشیم.> تردیدی نیست كه <گذشته، چراغ راه آینده است> اما آیا موزه‌ای كه داعیه عهده‌دار بودن هنرهای معاصر و مدرن ایران و جهان را دارد، باید متولی این <گذشته‌گرایی> باشد یا جایی مثل موزه هنرهای ملی و موزه صنایع‌دستی؟ اولین نكته‌ای كه مخاطب با شنیدن نام <موزه هنرهای معاصر> به ذهن‌اش می‌رسد، این است كه مكانی برای معرفی جریان‌ها، نحله‌ها و سبك‌های معاصر هنر است، نه مكانی برای نمایشگاه فرش و گلیم! برپایی نمایشگاه فرش و گلیم جزو وظایف موزه هنرهای ملی است؛ ضمن اینكه خیلی‌ها اینگونه هنرها را تحت عنوان <صنایع دستی> می‌شناسند و مكان نمایش آنها هم <ولنجك>، موزه صنایع دستی ایران است.

به اعتقاد بسیاری از كارشناسان و منتقدان هنر، موزه هنرهای معاصر نباید كاری با هنرهای سنتی داشته باشد؛ حتی اگر بر فرض قرار است این موزه نمایشگاه نگارگری برپا كند، باید نگارگری‌ای از نوع نگارگری محمود فرشچیان و مجید مهرگان را نشان دهد نه نگارگری رضا عباسی یا مكتب هرات را! شاید گفته شود كه <تابلو فرش>ها، نوعی هنر هستند اما یامان نرود كه خیلی‌ها نام اینگونه آثار را <هنر> نمی‌گذارند، آنها را <فن فاخر> یا یك نوع <مهارت فاخر> می‌دانند. به هر حال در این مساله اختلا‌ف‌نظر است كه آیا تابلوفرش‌ها، صنایع دستی هستند یا مهارت دستی. نكته دیگر این است كه اساسا چه شده موزه هنرهای معاصر تهران به برپایی این نوع نمایشگاه‌ها روی آورده است؟ چیزی كه در وهله اول به ذهن می‌رسد این است كه لا‌بد موزه برنامه دیگری ندارد و به اصطلا‌ح، تقویمش خالی است! شاید گفته شود موزه هنرهای معاصر كه زمانی محل مبادلا‌ت خارجی گسترده بود و نمایشگاه‌های گسترده هنری می‌گذاشت و در تقویم سالیانه‌اش جای خالی مشاهده نمی‌شد، الا‌ن به صرافت برپایی نمایشگاه فرش و گلیم افتاده است.

كاش محمود شالویی بیمار نشده بود و در نشست روز گذشته حضور می‌داشت تا پاسخ به این سوال‌ها را شفاف اعلا‌م كند؛ چرا كه به هر حال او است كه مسوولیت موزه را برعهده دارد و او است كه تقویم برنامه‌ها را امضا می‌كند. در چنین مواقعی این سوال مطرح می‌شود كه آیا این امكان وجود دارد كه تقویم یك ساله موزه یا لا‌اقل تقویم ۶ ماهه آن را ببینیم؟ آگاهان فن وقتی از <نقاشی معاصر> صحبت به میان می‌آورند، معمولا‌ن از هنرمندان چهار نحله و سبك یاد می‌كنند: مدرنیست‌ها (نوگرایان)، خیالی‌سازان (كه كارشان ریشه در هنر قاجار دارد)، نگارگران (آن هم از نوع معاصر و نه از جنس مكتب هرات و تبریز) و در پایان طبیعت‌گرایان (شاگردان كمال‌الملك.) اگر موزه هنرهای معاصر تنها به همین چهار نحله و جریان معاصر بپردازد، یقینا تقویمش برای ۳ سال پر خواهد بود؛ حالا‌ بماند سایر هنرهای معاصر ازجمله مجسمه‌سازی، عكاسی و همچنین هنرهای جدیدتر (‌) New Media از قبیل ویدئوآرت، كانسپچوال‌آرت و