كشتی است و هزار انتظار؛ انتظارات شایسته و بایسته‌ای كه مردم علاقه‌مند و پرشور و حال ما از آن دارند، خواسته‌هایی در ابعاد مختلف و به وسعت موفقیت در عرصه‌های قهرمانی، پهلوانی، اخلاقی و اجتماعی.

در واقع كشتی را فقط با رویكرد مسابقه‌ای و از زوایای برد و باخت‌ها نباید ارزیابی، تعریف و معنا كرد، چرا كه كشتی در فرهنگ تاریخی و اسلامی ما ریشه‌ای عمیق و محكم و جایگاه ویژه‌ای دارد و از چنان ارزش‌های معنوی، اخلاقی، انسانی و پهلوانی قابل تعمق و مورد توجهی بهره‌ گرفته كه در همه زمینه‌های قهرمانی و افتخار‌آفرینی و ابعاد فرهنگی و اجتماعی می‌تواند برای جوان‌ها و نوجوان‌ها عبرت‌آموز و الگوساز قلمداد شود.

البته در كنار تمامی خواسته‌های آرمانی و ایده‌آلیستی كه باید مورد توجه و مدنظر مسوولان و دست‌اندركاران ورزش و بویژه كشتی قرار بگیرد، حقایقی در این رهگذر وجود دارد كه از نوعی مغایرت حكایتمی‌كند و به مصداق قیاس مع‌الفارق میان انتظارات و واقعیات، سد و فاصله ایجاد می‌كند و مانع تحقق اهداف و تامین و برآورده شدن توقعات بجای مردمی می‌شود.

مدت مدیدی است كه در فضای كشتی كمتر یا بسختی می‌توان بوی خوش پهلوانی و مملو و آمیخته به صفا و صمیمت، یكرنگی و همدلی را استنشاق كرد و از آن حظ و لذت برد. به عبارتی واضح‌تر و بصراحت باید اذعان كرد در ورزش كشتی دیگر روحیه پهلوانی رنگ باخته و حكم كیمیا را دارد.

این واپس‌گرایی اخلاقی و نزول خصایل پهلوانی را می‌توان در برخورد رودرروی آدم‌های كشتی و جماعت گوش‌شكسته به عینه دید و تاسف خورد، چرا كه چند صباحی است رفتار و گفتمان اهالی كشتی فاقد صمیمت، صداقت، ارزش‌های اخلاقی و صفات مردانگی است كه ما از رهروان و سینه‌چاكان بزرگان و اسطوره‌های اجتناب‌ناپذیری چون پوریای ولی و جهان پهلوان غلامرضا تختی می‌شناسیم و انتظار داریم.

امروزه حال و هوای كشتی بدجوری پس است. حاشیه‌های آن چنان پرتنش و دردسر‌ساز شده كه حتی متن و دایره طلایی‌ آن را هم مورد تاثیر و تخریب خود قرار داده است. هر پیشكسوت و گوش‌شكسته‌ای در این جو احساس آرامش نمی‌كند و چه بسا از وجود این همه اختلافات و كدورت‌ها نصیبی جز سرافكندگی و شرمساری نمی‌برد.

برای زدودن و پاك‌كردن این فضای خاكستری از پهنه گسترده كشتی، بیش از هر زمانی ضرورت تعامل و تحمل یكدیگر از یك‌سو و از طرف دیگر هفكری و تقویت خصایل اخلاقی و معنوی در میان خانواده بزرگ كشتی‌ احساس می‌شود.

برای تقویت و اشاعه روح همدلی و همبستگی در میان اعضای خانواده بزرگ كشتی باید طرحی نو ارائه كرد و برای پاك كردن كینه و كدورت‌ها و سوء‌تفاهمات از همه بزرگان و پیشكسوتان مدد گرفت و به نوعی پای آنها را به میان كشید، البته بزرگانی كه بزرگوار و بلند‌نظر بوده و از روحیه پهلوانی و گذشت و جوانمردی بهره لازم را از كناره‌های تشك‌كشتی برده و ملكه ذهن خود كرده‌اند.

به طور قطع برای تحقق این مساله اساسی و ساختاری، نیاز به حضور و هم‌اندیشی تمامی جامعه بزرگ كشتی است. در این میان و در وهله اول، بیش از همه از نامداران و بزرگان كشتی انتظار و توقع داریم تا درخت صلح و دوستی را در فضا و خانه‌كشتی بكارند و در كسوت یك معلم، راه دوستی و صداقت را به دیگر خانواده‌ كشتی نشان دهند و آنها را به سوی صفا و صمیمت و وحدت بیشتر هدایت كنند.

با توجه به نیازی كه امروزه در فضای كشتی بیش از هر زمانی مشاهده می‌شود، این موضوع نگرانی و دغدغه بسیاری از گوش‌شكسته‌ها را هم به دنبال داشته است. ازجمله منصور برزگر، یكی از بزرگان و عناصر فعال كشتی طی ۴۰ سال گذشته نیز برای برون‌رفت كشتی از شرایط فعلی بر ضرورت آشتی ملی در كشتی تاكید دارد. حرف درستی كه از زبان یك بزرگ دردآشنا بیرون می‌آید اگر به عمل بینجامد بدون شك می‌تواند دل‌های اهالی كشتی را به هم نزدیك‌تر كند، اما افسوس كه فاصله بین حرف تا عمل بسیار است.

بی‌شك پیشكسوتان و بزرگان باید از افتخارآفرینان جوان، اما پردل و جرات امروزه كشتی كه نسبت به اوضاع و احوال نابسامان ورزش اول دغدغه و احساس مسوولیت نشان می‌دهند، بیاموزند و از شاگردان خود درس بگیرند كه برای بزرگی باید مرد عمل بود و از جهات گوناگون از خود خرج كنند.

مصداق این ادعا را می‌توان به افتخارآفرینی جوان اما دلواپس فردای كشتی ربط داد كه جور بزرگان كشتی را این روزها بر دوش می‌كشد. علیرضا حیدری كه هنوز خاطرات بلندپروازی‌های او در صحنه‌های جهانی و المپیك و افتخارات باارزشی كه از این میدان‌ها به ارمغان آورده است، تازگی دارد.

اكنون نیز در قبال كشتی احساس دین و مسوولیت می‌كند تا جماعت گوش‌شكسته بیش از این حقیر و كوچك شمرده نشوند و برای تحقق چنین اهداف والایی و جمع كردن اهالی كشتی یك لحظه غفلت و قصور هم ندارد.

در واقع از جمع افتخارآفرینان دهه گذشته كشتی ایران چون امیر و رسول خادم، علیرضا دبیر، عباس جدیدی، علیرضا رضایی و... تنها علی از نوع حیدری در صحنه كشتی باقی مانده و برای آن دل می‌سوزاند، ولی دیگر فاتحان سكوهای جهانی المپیك و هم‌دوره‌ای‌های او نسبت به كشتی كه همه چیز خود را مدیون آن هستند به طور كلی منفك و غافل شده‌اند و در راه دیگری تلاش می‌كنند و كشتی را از یاد برده‌اند.

به هر صورت حیدری مدتی است برای تحقق آشتی در كشتی خطر كرده و وارد میدان عمل شده است. در اولین گام، بسیاری از بزرگان و پیشكسوتانی كه گاهی بر اثر سوءتفاهمات و اختلافات خبری از هم نداشتند را دور هم جمع كرد تا اهالی كشتی به یك اتفاق نظر و همدلی برسند بدون جبهه‌گیری و مقابله با فدراسیون كشتی.

این تشكل در حالی راه‌اندازی شد كه تعدادی انگشت‌شمار از تنگ‌نظران مغرض با مطرح كردن مطالب حاشیه‌ای و شایعات بی‌اساس مبنی بر شكل‌گیری یك توطئه علیه فدراسیون كشتی سعی بر مخدوش كردن روابط بزرگان و اهالی كشتی با فدراسیون از یك سو و از طرف دیگر لوث كردن و بی‌نتیجه نشان دادن اهداف و افكار پاك یك دلسوز واقعی در كشتی برای شكل‌گیری این تشكیلات، منظور دیگری ندارند.

به هر صورت امیدواریم در پناه قوام و دوام بیشتر نشست‌ها و همایش‌هایی كه با عنوان همبستگی و آشتی اهالی كشتی شكل می‌گیرد شاهد قوت گرفتن هر چه بیشتر روحیه گذشت و جوانمردی میان جماعت كشتی از پیشكسوتان و بزرگان كشتی گرفته تا جوان‌های پرافتخار و آینده‌ساز باشیم؛ آرزوی بزرگی كه در صورت تحقق می‌تواند بزودی پرچم آشتی را بر آسمان پرافتخار كشتی ایران به اهتزاز دربیاورد.

سعید میرزاشفیع