ما در بخش آب، با تمرکز بر مدیریت عرضه و گزینش الگوی مدیریت با رویکرد سازه یی، سیمای ناپایداری برای منابع آب شیرین کشور ترسیم کرده ایم. هم اینک پنج دهه است که با مدیریت سازه یی، رودها، و سیلاب دشت ها، پیکره های آبی و تالاب ها را به سوی ناپایداری کامل کشانیده ایم. «مدیریت آب= مدیریت عرضه= مدیریت سازه یی= سدسازی» نگرشی است که از پیمانکاران و مشاوران بخش آب به دولتمردان سرایت کرده و ناپایداری و تخصیص ناموثر منابع را در پی داشته است. رهیافت های مدیریت تقاضای آب روشی پایدار برای دستیابی به منابع آب تازه بدون هزینه سنگین و پیامدهای نامطلوب است. تاکنون برای هیچ یک از سدهای کشور مطالعات ارزیابی تطبیقی انجام نداده ایم تا روشن شود دستاوردها با پیش بینی های اولیه چه تفاوت هایی دارد. مطالعات سدها بسیار نارسا است. آمارسازی آورد رودخانه ها و ناتوانی در شبیه سازی طبیعت به ساخت سدهایی با حجم و ارتفاع بسیار بیشتر از توان آورد رودخانه ها انجامیده است که نشانه های بارز تخصیص ناموثرند. ارزیابی توجیه فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی طرح های آب راستی آزمایی نمی شود یا اصلاً انجام نمی شود. ناکارآمدی کاربرد مدل های ریاضی در برنامه ریزی منابع آب چند دهه است به اثبات رسیده است، اما ما همچنان بدون توجه به مصارف کنونی و آتی حوضه های آبخیز تصمیم گیری برای اجرا را نهایی می کنیم. مطالعات منابع و مصارف را تاکنون تنها در دو زیرحوضه به انجام رسانده ایم ولی یافته ها را به کار نگرفته ایم. آبخیزهای کشور را بدون آینده نگری و جامع نگری سدبندی کرده ایم. سازوکاری سامانمند برای ارزیابی راستی آزمایی ادعاهای طرح های سدسازی نداریم. نه تنها روند تصمیم گیری ها شفاف نیست که در دایره یی بسیار بسته و نامشخص انجام می شود. فرآیند تخصیص بودجه اجرایی سدهای کشور چارچوبی مبهم دارد. مسوولیت پذیری صحت تصمیم گیری ها ناروشن است و برای پیامدهای عظیم اقتصادی، زیست محیطی و خسارت های انسانی پاسخگویی وجود ندارد. گزاره «مطالعات طرح های آب جنبه تزئینی دارند» گزاف گویی نیست. اگر به حجم بودجه تخصیصی یک سد بیندیشیم روند تصمیم گیری توأم با تخصیص ناموثر کنونی را تغییر می دهیم.

رودها و سدسازی؛ پتریک مک کالی عضو برنامه محیط زیست و از فعالان «کمیسیون جهانی سدها» می نویسد؛ «هیچ چیز یک رود را آن اندازه دگرگون نمی کند که یک سد. یک مخزن متضاد رودخانه است- جوهره و طبع رود رفتن و جریان یافتن است ، اما جوهره یک مخزن ماندن است.» قادر اسمال رئیس کمیسیون جهانی سدها بر آن است؛«بشر در قرن بیستم به طور متوسط در هر روز یک سد بزرگ ساخت بی آنکه تحلیل مستقل و جامعی در دست داشته باشد که چرا سد می سازد... و آیا سرمایه گذاری بشر در این زمینه بازدهی مناسبی داشته است یا نه؟»

برپایی کنفرانس آب ۱۹۷۷ در آرژانتین و تردید پیکره های کارشناسی بانک جهانی آهنگ سدسازی در جهان را کند کرد. امریکا از دهه ۸۰ میلادی به این سو سدی نساخت و ناگزیر از برچیدن شمار زیادی از سدهای خود شد.

سدسازی در ایران پیشینه یی طولانی دارد. ایرانیان از نخستین اقوامی بودند که روش های توسعه منابع آب را آزمودند و به جهانیان آموختند؛ ساخت آبراهه ها، چرخ چاه ها، قنات ها، بندها و سدهای کوچک. ما در گذشته روش های پایدار کاربرد آب های سطحی و زیرزمینی را با هماهنگی مصرف در سال های خشک و تر و بدون تخریب محیط به کار می گرفتیم. اما در پنج دهه گذشته با حفر بی رویه چاه ها و ساخت بی رویه سدها، «مصرف منابع آب را با آهنگی بسیار بیشتر از نرخ پایداری آنها بالا بردیم.» دکتر کدیور می نویسد؛«در اردیبهشت ۱۳۸۴ تهران میزبان برگزاری هفتاد و سومین گردهمایی کمیسیون بین المللی سدهای بزرگ بود و با ابراز مباهات اعلام شد که ایران... به «دوره سدسازی بزرگ» وارد شده. .. و پس از چین و ترکیه، خود را در مقام سوم سدسازی پیشرو جهان می داند.» اما آیا باید از این بابت به خود ببالیم؟ ما با مدیریت متکی بر عرضه در بخش آب، بهره برداری ناپایدار منابع آب و ویرانی اکوسیستم های رودخانه یی را رقم زدیم.

مدیریت آب در کشور همواره با عرضه آب، رویکرد سازه یی و سدسازی یکی گرفته شده است. مدیریت بخش آب کشور، با توصیه های سازمان ملل، دستورالعمل های توسعه پایدار، یافته های کمیسیون جهانی سدها، بیانیه سان فرانسیسکو و بیانیه مدیریت آبخیز همخوانی ندارد. اینک نزدیک به ۲۰۰ سد بزرگ در دست بهره برداری، نزدیک به ۱۰۰ سد بزرگ در دست ساخت و چندین برابر این ارقام سدهای بزرگ در دست مطالعه داریم که از بودجه عمومی و از سوی بازوهای دولتی مطالعه، تصمیم گیری و اجرا می شوند. تصویب بودجه سدهای کشور در روندی ناشفاف، فارغ از ضوابط تخصیص موثر، و مغایر با اصول مدیریت آبخیزها انجام شده و می شود.

مطالعات طرح های سدسازی بسیار نارسا است. استانداردهای مطالعاتی رعایت نمی شود. بسیاری از طرح های در دست مطالعه، همزمان اجرایی نیز هستند یعنی پیش از اتمام مطالعه و اثبات توجیه پذیری، اجرای آن آغاز شده است. پدیده طرح و اجرا (تصمیم گیری بر پایه مطالعات ابتدایی و اجرا با طراحی همزمان) گذشته از ناهمخوانی با استانداردها، خطر اشتباهات را افزایش می دهد. اشتباهات ناشی از نارسایی مطالعات به سبب نبود «بررسی تطبیقی طرح ها» ناشناخته می ماند. تمایل به ساخت سد چنان زیاد است که رد توجیه در مطالعات مشاوری، به گزینش مشاوری دیگر برای توجیه و ساخت سد می انجامد. سد بار نیشابور در مطالعات فاقد توجیه شناخته شد اما کار به مشاور دیگری سپرده شد که ساختگاهی خارج از بستر (سه سد و دیواره) را برگزید تا قناتی فعال را کور کند، اراضی زراعی زیادی را در مخزنش زیر آب ببرد، بدون راستی آزمایی درآمدها، با هزینه بسیار سنگین بر بودجه ملی، همان اراضی را آبرسانی کند که قنات می کرد.

مشکل رسوب بخش بزرگی از مخزن را به حجم مرده تبدیل و آب تنظیمی را کم می کند. کاهش رسوب پشت سد سفیدرود پرهزینه بود و هست. مک کالی می نویسد هر سال ۵۰ میلیارد مترمکعب رسوب (۱درصد ظرفیت مخازن جهان) پشت سدهای دنیا جمع می شود.

جوامع بومی ساکن دریاچه مخزن سدها، در پی کمیابی ساختگاه های مناسب تر و وسیع ترشدن دریاچه سدها(دریاچه کرخه ۱۶۲ کیلومترمربع است) روزبه روز شمارشان به ازای هر سد جدید بیشتر می شود. آنها غالباً سرنوشت ناخوشایندی می یابند و جابه جایی آنان، محسوس یا نامحسوس، به زور انجام می شود. آنها سکونتگاه، معیشت و اراضی کشاورزی خود را از دست می دهند و از تولیدکننده به حاشیه نشین شهرها تبدیل می شوند.

از ۱۳۷۵ بخشنامه هایی برای تامین خسارت مردم مخزن سدها تنظیم شده اما بخشنامه ها هرگز اجرا نشده اند. تاکنون طرح جایگزین معیشتی، سکونتی برای ساکنان مخزن سدها ارائه و اجرا نکرده ایم. بومیان را در بهترین حالت با پرداخت مبلغی کم به نزدیک ترین شهرها کوچانده ایم. به رغم شمار زیاد سدهای ساخته شده، تاکنون پژوهشی درباره سرنوشت جوامع بومی ساکن مخزن سدها انجام نداده ایم. کسی که خانه اش در مخزن سد تجن را از دست داده بود می گفت بارها با نامه نگاری، ناکافی بودن مبلغ دریافتی را اعلام کرده اما جوابی دریافت نکرده است.

تغییر کیفیت آب مخزن از دیگر مسائلی است که در پی یک جا ماندن و خوراک ور شدن آب در مخزن رخ می دهد. عموماً دریاچه ها در مرحله پیری خوراک ور می شوند. اما دریاچه سدها استعداد زیادی برای خوراک وری سریع دارند. سد میناب در هرمزگان برای شرب بندرعباس ساخته شد اما کاهش کیفیت و بویناکی، آب آن را برای شرب نامناسب ساخت و البته آب خوراک ور برای کشاورزی نیز نامطلوب است. درخواست جلوگیری از تکرار تجربه سد میناب، در نظرات کارشناسی دفتر فنی آب برای سدهای شمیل، نیان (جایگزین های ناپایدار شرب بندرعباس)، و سایر سدهای کشور بازتاب یافته است. مطالعات لایه بندی و پیش بینی کیفیت آتی آب، پیش از تصمیم گیری ضروری است.

تبخیر آب از سطح دریاچه سدها بسیار زیادتر از رودخانه ها است. تبخیر از سطح دریاچه کرخه سالانه بیشتر از ۳۰ میلیون مترمکعب و معادل حجم یک سد بزرگ است. جریان این آب در رودخانه، سفره زیرزمینی دشت های پایین دست را تغذیه و کیفیت خود را حفظ می کرد.

نارسایی مطالعات تاکنون پیامدهای جدی دربرداشته است. به ویژه نارسایی مطالعات زمین شناسی کم وبیش در همه سدهای کشور دیده می شود. سد لار پرآوازه ترین نمونه، سد آبشینه شاید مهم ترین و سد کرخه (با بیش از ۸ مترمکعب فرار آب) شاید پرهزینه ترین نمونه های این نارسایی باشند. لرزه خیزی ناشی از سدها تاکنون در ایران مورد بررسی قرار نگرفته اما رابطه میان لرزش های زمین و مخزن سدها در بیش از ۷۰ سد جهان به ثبت رسیده است.

میراث فرهنگی تمدن بشری از کنار رودها آغاز شده است، دره ها به ویژه در خاورمیانه میراث فرهنگی ارزشمندی را در خود دارند. سد سیوند دارای پیامدهای منفی بر آثار باستانی است اما مهم تر اینکه از دست رفتن میراث فرهنگی چند هزار ساله به خاطر سدی است که مطالعات درست و مصرف مستند نداشت. اجرای طرح سال ۱۳۷۱ روی سیوند آغاز شد یعنی زمانی که مطالعات آن نارسا و توجیه پذیری آن اثبات نشده بود.

تماشای میراث طبیعی، به وسیله سدها از میان می رود. در این زمینه نیز بررسی مدونی انجام نشده است. رودخانه کرج روزگاری از رودهای مهم ناحیه به شمار می آمد که نه تنها از جغرافیای کشور حذف شده و اراضی و باغ های حقابه بر پایین دست آن دچار مشکل شده اند، که سفره زیرزمینی با افت شدید سطح آب روبه رو است. شکایت های زیادی مبنی بر خشک شدن انهار سنتی یا کم شدن آب چاه های سیلاب دشت وجود دارد. در پی ساخت سدهای زیاد روی سرشاخه های کارون، آب مصرفی در خرمشهر بسیار شور شد. هدایت الکتریکی آب در تابستان تا ۱۷ هزار میکروموس بر سانتیمتر رسید. مردم خرمشهر که در پایین ترین نقطه مصرف کننده آب کارون هستند با بحران روبه رو شده اند.

انقراض نسل ماهی های رودخانه یی در پی ساخت سدها حتمی است. سدها مسیر طبیعی ماهی های مهاجر مانند ماهی آزاد را می بندند. میزان ذخیره ماهی آزاد خزر با ساخت سدها بسیار کاهش یافته اما هنوز مطالعات جامعی در این زمینه انجام نشده است. سد سفیدرود، مهاجرت ماهی های آزاد را ناممکن کرد.

پیامد سدها بر جنگل زدایی نیز درخور توجه است که تاکنون بررسی نشده است اما نمونه های بارزی در گیلان و مازندران مشاهده شده است. اثر سدهای منگل، تجن، البرز، شفارود و سایر عملکردهای مدیریت سازه یی مانند کانال سراسری چالوس سردآبرود بر روند جنگل زدایی انکارناپذیر است.

تخریب پیکره های آبی از دیگر اثرات رویکرد سازه یی مدیریت آب است. تغییرات ایجاد شده در دریاچه ارومیه نمونه یی است از رویکردهای سازه یی در برخورد با پیکره های آبی. ساخت سدهای زیاد روی رودهایی که به دریاچه می ریزند آب ورودی به آن را کاهش داده و اینک برای ترمیم کاهش آب، انتقال آب از سایر حوضه ها با هزینه های زیاد را مطرح کرده ایم،

رویکرد ساخت و ساز اثر زیادی بر پیکره های آبی کشور داشته است. جاده میان گذر دریاچه ارومیه به شکل زخمی عمیق بر پیکر دریاچه باقی ماند. جاده کنارگذر تالاب انزلی پیامدهای منفی زیادی برای تالاب دارد.

سامانه تصمیم گیری ساخت سدها از مسیر روشنی نمی گذرد. طرح ها، گام های مطالعات مرحله یی (پیش شناسایی، شناسایی، امکان یابی، تدقیقی) را طی نمی کنند. دکتر کدیور می نویسد؛ تاکنون روند تصمیم گیری در نظام سدسازی ایران، عموماً تصمیم گیری متمرکز دولتی بوده است. نوری اسفندیاری بر آن است که «مطالعات مدیریت یکپارچه (بخش آب) به صورت پراکنده انجام شده و فرآیندی که آنها را به هم اتصال دهد وجود نداشته که باید با هم اندیشی و تبادل نظر در جهت یکپارچگی آن بکوشیم. در حقیقت روند تصمیم گیری سدسازی کشور نه تنها کاملاً دولتی و متمرکز است (چون بخش خصوصی در این وادی تخصیص ناموثر کمتر وارد شود) که بسیار ناشفاف است. در نتیجه مسوولیت پذیری در قبال اشتباهات به صفر رسیده است. تصمیم گیری ها مطلقاً رویکرد سازه یی دارند از این رو گاه همه مطالعات طرح در چند صفحه خلاصه شده و ردیف بودجه اجرایی گرفته است. تصمیم گیری ها بدون آینده نگری انجام می شود در حالی که با توجه به عمر اقتصادی سدها (۵۰سال)، باید آورد رودخانه ها با توجه به رشد جمعیت و مصرف در آینده، تعدیل شود تا از بیش برآوردها جلوگیری شود. تصمیم گیری ها غالباً بی توجه به ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، و بدون راستی آزمایی ادعاهای ساختگی درباره آورد رودخانه، درآمدهای اقتصادی و از همه مهم تر بدون توجه به متاثران از طرح یا نمایندگان آنها انجام می شود.

آمارسازی آورد رودخانه ها از اشتباهات رایج سدسازی است که به بیش برآورد آورد رودخانه و ساخت سدهایی پرحجم تر، بلندتر، پرخسارت تر و پرهزینه تر می انجامد؛ سدهایی که هرگز پر نمی شوند. حتی اگر آمار نسبتاً درازمدت ۵۰ ساله وجود داشته باشد، نمی توان تضمین کرد الگوی بارندگی در آینده شبیه گذشته باشد. الگوهای ریاضی ابزارهایی نارسا هستند که برای توجیه رویکرد سازه یی به کار گرفته می شود. چندین دهه است ناکارآمدی مدل های ریاضی در مدیریت و برنامه ریزی بخش آب به اثبات رسیده است. بخش بزرگی از حجم مخازن کشور به سبب بیش برآوردهای ناشی از آمارسازی، شبیه سازی و کاربرد مدل های ریاضی ناکارا، خالی مانده است و البته نیمه پرشدن در انگشت شمار سال پرآب پاسخگوی تخصیص موثر منابع نیست. سد پیشین، سد ساوه، سد گاوشان و بسیاری دیگر از نمونه ها در کشور با احجام بسیار بیشتر از آورد عادی رودخانه ساخته شده اند و گویی ساخت سد ژاوه جایگاه یکم این فهرست را پر خواهد کرد. کاربرد نتایج مطالعات مصرف آینده نگر حوضه های آبخیز می تواند از این اشتباهات بکاهد.

کنترل سیلاب گرچه به وسیله سدها امکان پذیر است و خسارت سیل های کوچک و متوسط کاهش می یابد اما سیل های بزرگ خطرآفرین تر می شوند.» بارندگی شدید ۱۹/۵/۸۰ به میزان ۱۵۰ میلیمتر، به خودی خود می توانست خسارات بسیار کمتری داشته باشد، اما وجود سد خاکی دشت و تخریب آن که به یک باره هیدروگراف سیلاب را تا دو برابر (۹۰۰ مترمکعب بر ثانیه) رساند، سبب از میان رفتن روستای دشت در پایین دست شد و متاسفانه تلفات انسانی به بار آورد. در حقیقت اگر این سد وجود نداشت، سیل به روال عادی خود خساراتی عادی دربرمی داشت. مدیریت غیرسازه یی کنترل سیلاب با بهره گیری از آبخیزداری و سامانه های هشدار سیل ایمن تر از سدسازی است.

توسعه شبکه های کشاورزی از اهداف توجیه کننده بسیاری از سدها بوده است. اما به خاطر نبود سامانه پایش و راستی آزمایی مطالعات طرح ها، این هدف غالباً مستندسازی نمی شود و تنها نام آن به عنوان هدف در گزارش های تحلیل طرح بازتاب می یابد. نگارنده در فاصله سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ همکاری با دفتر فنی آب وزارت نیرو، در کم وبیش همه بیش از ۵۰ سد بررسی شده که هدف شان تامین آب کشاورزی اعلام شده بود، با کمبودهای کلیدی در زمینه مستندسازی داده ها و حتی جانمایی اراضی کشاورزی برخورد کرده است. بنابر برآورد کارشناسان دفتر شبکه های آبیاری سازمان مدیریت منابع آب کشور، نزدیک به یک میلیون هکتار شبکه هایی که هدف توجیه ساخت سدها بودند، شناسایی و اجرا نشده اند. سد دز با هدف توسعه آبیاری ساخته شد اما ۱۷ هزار کشاورز بومی از زمین هایشان رانده شدند تا «۱۶ هزار هکتار زمین های کشاورزان رانده شده به شرکت های کشت و صنعت میتسویی، چیس منهتن، بانک امریکا، شل، کمپانی جان دیر و شرکت توسعه کشاورزی جهان واگذار شود». سد حنا با هدف تامین آب کشاورزی ساخته شد اما با همه ارزشی که ویلاهای مشرف به دریاچه آن پیدا کرد، زمین های نیازمند به آب آن نامعلوم ماند. سد قره آقاج سمیرم نیز هدفش را تامین آب کشاورزی اعلام کرد اما اراضی آن شناسایی نشد. سد بهشت آباد بدون مستندسازی مصرف و بدون بررسی پیامدها در پایین دست، با ادعای ذخیره بیش از یک میلیارد مترمکعب آب، نیاز به بررسی های بسیار عمیق تر با استانداردهای روز جهان دارد وگرنه مساله ساز خواهد شد. سد منگل به رغم مخالفت بدنه کارشناسی دفتر فنی آب در زمینه عدم توجیه اقتصادی، زیست محیطی، ناروشنی فواید و اراضی کشاورزی و خسارت مخزن بسیار سنگین، بدون ژرف نگری لازم به اجرا رفت. سد البرز نیز سرنوشتی مشابه داشت. کانال سراسری چالوس نیز از دیگر جلوه فروشی های مدیریت سازه یی بخش آب با فواید نامعلوم است که هدف آن تامین آب کشاورزی اعلام شده بود اما بدون راستی آزمایی و جامع نگری به اجرا رفت. انجام مطالعات تطبیقی می تواند ابهامات را روشن سازد.

مطالعات مصارف و منابع یکپارچه حوضه های آبخیز توام با بررسی های مشارکت مردمی تغییر معنی داری در نگرش به مدیریت منابع آب خواهد داد به شرط آنکه فرآیند تصمیم گیری شفاف شود.

گزینه های سدها؛ حفاظت از روش های سنتی کشاورزی مانند شیب بندی (لته بندی در دامنه های شیب دار)، کشت- جنگل (کشت همراه با حفاظت از جنگل) به کاهش پیامدهای منفی هیدرولوژیک ناشی از کشاورزی در آبخیزها کمک می کند. گردآوری و دروی باران، از دیگر راه های کشاورزی آبی بدون سد است که در بسیاری از نقاط کشور از دیرباز انجام می شود. استخرها و آب بندان ها (به شیوه کشاورزان مازندرانی و کوهپایه های البرز) این آب ها را به خوبی گردآوری می کند و در فصل خشک به مصرف می رساند.

قنات ها به عنوان روش های سنتی ماهرانه کاربرد آب زیرزمینی هستند. مک کالی می نویسد؛ «از سه هزار سال پیش نزدیک به چهار هزار قنات در ایران احداث شد که نزدیک به نیمی از آنها تا دهه ۴۰ در دست بهره برداری بودند و سه چهارم کل نیاز آب ایران از قنات ها تامین می شد. به عکس قنات ها که تنها با آهنگی از آبخوان آب برمی دارند که بتواند تجدید شود، موتور تلمبه ها تخلیه آبخوان را تا آنجا ادامه می دهند که سطح آب زیرزمینی پایین می افتد و قنات های فعال می خشکند.» سدها نیز در از میان بردن قنات های ایران سهم موثری داشته اند. بسیاری از قنات های فعال در مخزن سدها زیر آب رفته اند. سدهای بارنیشابور، نهرین طبس و... با هزینه بسیار سنگین تر از قنات ها ساخته شدند تا همان اراضی را آبرسانی کنند که قنات های غرق شده آبیاری می کردند. با این تفاوت که قنات ها آب را در برابر آفتاب قرار نمی دهند که تبخیر شود، کیفیت آب را کاملاً حفظ می کنند، به دست مردم ساخته و نگهداری - بهره برداری می شوند، پیامد منفی بر محیط ندارند، و سامانه های تخصیص موثر منابع آب به شمار می روند.

متاسفانه در نیم قرن اخیر، با ورود تکنولوژی جدید. چاه های عمیق و نیمه عمیق در همه جا حفر شد. آبکشی های بی رویه باعث افت شدید سطح آب زیرزمینی و برهم زدن تعادل بیلان آبی سرزمین ها شد.فناوری وارداتی حفر چاه و تخلیه آب زیرزمینی به کمک موتور پمپ البته یکی از مهم ترین دلایل از میان رفتن کاریزهاست و نیز پیامدهای نشست زمین را دربر داشته است. تحقیقات میدانی عبدالعظیم پویا نشان داده است، با تخلیه بی رویه سفره های آب زیرزمینی در برخی جاها با پدیده نشست زمین تا ۱۲ متر روبه رو شده ایم. (دشت محمدآباد میبد)

فاطمه ظفرنژاد

znejad@hotmail.com