مودیلیانی با تكیه بر میراث هنر ایتالیا به سبك منحصر به فرد خود در نقاشی دست یافت

آمادئو مودیلیانی؛ نقاش و مجسمه ساز؛ در ایتالیا متولد شد اما بیشتر زندگی هنری اش را در پاریس گذراند. او یكی از اعضای سرشناس گروه هنرمندان موسوم به «مدرسه آوانگارد پاریس» بود. آمادئو كلیمنت مودیلیانی در سال ۱۸۸۴ میلادی در ناحیه توسكانی ایتالیا دیده به جهان گشود. او آموزش های ابتدایی را نزد مادرش تا سن ده سالگی فرا گرفت. مادر وی علاقه خاصی به این فرزند داشت و هنگامی كه پسرش یازده ساله بود در دفترچه یادداشت های روزانه اش نوشت: «هنوز شخصیت این پسرك شكل نگرفته.

گرچه در ظاهر پسر بچه ای لوس به نظر می رسد ولی می توانم رگه هایی از نبوغی خاص را در وجودش احساس كنم. كسی نمی داند در آینده این استعداد را در چه راهی به كار خواهد گرفت. من فكر می كنم هنر.» آمادئو در نوجوانی به همراه مادر برای دیدن دیگر شهرهای ایتالیا عازم سفر شد. بازدید از شهرهای ناپل، كاپری، رم، فلورانس و ونیز و دیدن آثار هنرمندان كبیر دوران رنسانس، روح ناآرام آمادئو نوجوان را تسخیر كرد. او پس از بازگشت از این سفر به طور جدی به كار نقاشی پرداخت. سپس به مدت دو سال در مدرسه هنر میچلی به شیوه آكادمیك با هنر قرن نوزده ایتالیا آشنا شد و آن را آزمود. پاریس در آن زمان مركز حضور هنرمندان نقاش و ادیبان و فرهنگ دوستان بود. مودیلیانی در سال ۱۹۰۶ ترك وطن كرد و به جرگه هنرمندان پیشرو پاریسی پیوست. وی در پاریس، زندگی ناآرامی را در پیش گرفت. گرچه آثار نقاشی اش تحسین منتقدان را بر می انگیخت ولی تمایلش به افیون او را از مجامع هنری دور ساخت. در بازدیدی كه خبرنگاری از استودیواش داشت درباره وی نوشت: « اتاق كار این هنرمند نابغه ایتالیایی همچون ذهنش آشفته است.

می توان بوم های رنگارنگ كه مطالعه او را بر آثار شاخص تاریخ هنر نشان می دهد در گوشه و كنار مشاهده كرد ولی چیزی كه باعث لجام گسیختگی این كنكاش ها می شود؛ ضعف نقاش در برابر اعتیاد به مواد روانگردان است.» مودیلیانی در سال ۱۹۰۹ به خانه پدری اش در لیورنو ایتالیا بازگشت . خسته و آشفته از زندگی وحشی ای كه برای خود در پاریس ساخته بود. بعد از استراحتی كوتاه به پاریس بازگشت و استودیوای را در مونت پارننس اجاره كرد. در این زمان او خود را بیشتر یك مجسمه ساز می شناخت تا یك نقاش. سپس به واسطه یك دوست به كنستانتین برانكوزی ؛ پیكره تراش رومانیایی؛ معرفی شد.

این آشنایی تأثیر بسزایی در قوام شیوه كاری مودیلیانی گذاشت. بعد از به نمایش گذاشتن مجسمه هایش در «سالن پاییز» در فاصله سال های ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ بار دیگر به سراغ بوم و رنگ رفت و پیكره هایش را در قالب نقاشی بازآفرینی كرد. نمایش آثار هنر آفریقا و مصر در موزه «دلاهوم» او را با پیكره ها و ماسك های آفریقایی آشنا ساخت. چشم های كشیده، صورت های تخت و بدون سایه نقاشی های مودیلیانی برآمده از علاقه وی به هنر ساكنان قاره سیاه است. مودیلیانی با تكیه بر میراث و دانسته های خود از هنر ایتالیا و نیز مطالعه پیكره های آفریقایی، آثار پیكاسو و نیز پل سزان، سبك منحصر به فرد خود را در نقاشی و پیكره سازی یافت. وی در زمان اقامتش در مونت پارننس مجموعه ای از پرتره های نقاشان معاصرش نظیر «پابلو پیكاسو»، «ماكس جاكوب»، «دیگو ریورا» و «مویس كیسلینگ» را با شیوه خاص خود و نیم نگاهی به هنر آفریقا ترسیم كرد. شخصیت پریشان و خودتخریب این هنرمند باعث شد كه بیماری سلی كه از دوران كودكی از آن رنج می برد، تشدید شود و در اوج خلاقیت هنری، در سن ۳۵ سالگی در پاریس فوت كند .

او را بزرگترین هنرمند قرن بیستم ایتالیا می شناسند گرچه اوج دوران هنری اش را در خارج از وطنش گذراند. اراده سست او در برابر افیون اجازه نداد تا دنیای هنر بیش از این از استعداد وی بهره برد. آثار نقاشی و تندیس های او همینك باعث افتخار موزه های شیكاگو، تیت لندن، موزه هنرهای مدرن پاریس و دیگر مراكز هنری سراسر جهان است.