پیش از هر چیز باید گفت وجود دوسالانه نقاشی، ولو با حواشی بسیار و كارشكنی های فراوان، برای جامعه تجسمی كشور بسی سودمندتر از فقدان آن است. چهار سال پیش زمانی كه دفتر دوسالانه ششم بسته شد قشر هنرمند با امیدواری به دوسالانه هفتم و برگزاری آن رأس موعد مقرر انتظار آن را می كشیدند ولی هیچ فكر نمی كردند كه دوسالانه هفتم به پرحاشیه ترین دوسالانه هنری كشور ملقب شود. هنوز از انتخاب آیدین آغداشلو به عنوان دبیر دوسالانه هفتم چیزی نگذشته بود كه با انتخابات ریاست جمهوری، دولتی در رأس امور قرار گرفت كه دیدگاهی متفاوت از آنچه كه در دوسالانه ششم روی داده بود، داشت. حبیب ا... صادقی به عنوان مدیر امور تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرست موزه هنرهای معاصر با دیدگاهی ملی، عزم خود را برای برپایی تمام دوسالانه های بر زمین مانده جزم كرد و آستین همت بالا زده، یك به یك دوسالانه ها را برگزار كرد تا داستان به دوسالانه نقاشی رسید.

از یك سو انجمن نقاشان معاصر ایران با پافشاری بر خواسته های خود و از سوی دیگر نظریات متفاوت صادقی پارادوكسی ایجاد كرد كه آغداشلو از سمت دبیری استعفا داد ولی هیچ گاه دلیل این استعفا را تمام و كمال بر زبان نراند. صادقی در چند نوبت از انجمن نقاشان برای همراهی در دوسالانه دعوت كرد و برای ایجاد تعامل و ایجاد فضایی مهربان تر به دور از سمت های خود با حضور در دفتر انجمن، آنها را برای حضور در دوسالانه تشویق كرد. ولی برخی كج خلقی ها در انجمن نقاشان تمامی نداشت هر چند كه می شد كمی بیشتر از طریق گفتگو راه را هموار كرد ولی این راه گویا هموار شدنی نبود. در این گیر و دار صادقی با انتخاب حبیب آیت الهی به عنوان دبیر و تشكیل شورای داوری و سیاست گذاری دوسالانه نقاشی اعلام داشت كه دوسالانه نقاشی را برگزار می كند ولو بدون حضور انجمن نقاشان ولی باز هم از تمام هنرمندان خواست كه با حضور در دوسالانه چراغ این فانوس امید را روشن كنند. از طرفی رئیس انجمن نقاشان اذعان می دارد كه بیش از ۷۵ درصد اعضای انجمن در این دوسالانه شركت نكرده اند ولی تعداد زیاد آثار دوسالانه گواه بر ادعای صادقی مبنی بر شركت كردن آنهاست. بر دوسالانه نقاشی نقد بسیار وارد است و هیچ كس را هم از نقد ابایی نیست.

بی شك می شد كه آثار كمتری بر روی دیوارها برود تا یك یك آثار بهتر دیده شوند ولی اگر به حجم گسترده شركت كنندگان بنگریم به شوق ایجاد شده در میان شركت كنندگان به خصوص جوانان كه در دوسالانه حاضرند پی خواهیم برد. شاید آثار دوسالانه هفتم را بیشتر نقاشان جوان كشیده باشند كه به قولی به دوسالانه دانشجویی تبدیل شده بود ولی باز هم در اینكه این حضور می تواند باعث دلگرمی نسل جوان شود هیچ حرفی نیست. شاید اگر تعداد كمتری اثر از فیلتر دبیرخانه می گذشت این دوسالانه از حالت یك سمپوزیوم و یا یك نمایشگاه در می آمد ولی باز هم خرده ای نیست زیرا از میان جوانانی كه اثرشان به دوسالانه راه یافته بی شك می توان نقاشان خوب و ورزیده ای برای سال های آتی متصور شد. جان كلام اینكه بر این دوسالانه نقد بسیار وارد است ولی هیچ كس نمی تواند منكر ثمرات زیاد آن شود. چه آنجا كه جان تازه ای در كالبد نقاشی كشور دمیده و چه آنجا كه فرصتی پیش آورده تا جوانان هنرمند بسیاری از آثار خود را در دوسالانه نقاشی معاصر ایران ببینند پس بی شك برگزاری آن در این برهه از زمان به سود جامعه تجسمی بود.