عبدالمجید حسینی راد در خصوص برگزاری دو سالانه نقاشی در ایران گفت: متاسفانه عدم برنامه ریزی و هدفمندی روشن در برگزاری اینگونه نمایشگاه ها باعث کاهش اثر بخشی بهتر آنها شده است به طوری که هفتمین دوسالانه تفاوت چندانی با دوسالانه اولیه نداشته است.

سومین روز از همایش هفتمین دوسالانه نقاشی با حضور واحد خاکدان، ژیلا کامیاب، عبدالمجید حسینی راد، سید حسن سلطانی در سالن اجتماعات موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد .این همایش، چهار روزه بود که از روز یکشنبه آغاز شده است.

طی این مراسم واحد خاکدان درخصوص رئالیست و معضلات آن در دنیای امروز گفت: رئالیست تحت تاثیر مشکلات سیاسی بوده و می توان گفت که دو واقعه مهم در دنیا باعث بدنامی رئالیسم شد نخست ظهور هیتلر در آلمان و بعد انقلاب لنین. نمایشگاه در این دوره نمایانگر هنر منحط و گمراه بود که نشان می داد که هنر نقاشی چقدر می تواند به بیراهه رود.

این دو واقعه تاثیر منفی در بازار رئالیسم ایجاد کرد اما در چند سال گذشته، رئالیسم به حیطه مثبت خود بازگشته و قابل هضم شده است و نوعی رئالیسم در آینده نقاشی حاکم خواهد بود.

بعد از جنگ جهانی اول هیچ اتفاق خاصی در زمینه رئالیسم نمی افتد اما در دهه ۶۰ با روی کار آمدن پاپ آرت در آمریکا، نقاشان آمریکایی به نوعی رئالیسم کشش پیدا می کنند.

وی همچنین اشاره کرد: بعد از خاتمه تحصیل برای خدمت سربازی به روستایی اعزام شدم. این اولین برخورد من با جامعه ای خارج از تهران بود که موجبات تعمق را در من به وجود آورد، که آثاری که تا کنون داشته ام، مختص جامعه مرفه است در حالی که اثر یک نقاش باید بر همه جامعه تاثیرگذار باشد. از این دوره به بعد موضوعاتی که در شهرهای کوچک دیده بودم الهام بخش آثار من شدند. این خط فکری قبل از این نبود و بسیاری از جوانان بعد ازاین دوره برای خلق اثراز آن الهام گرفتند.

در ادامه این همایش ژیلا کامیاب بیان کرد: ما شاهد دنیایی هستیم که در آن درگیری و جنگ بسیار است و اینها در ذهن هنرمند اثر می گذارد و هنرمند در کارش آن را منعکس می کند. بعضی از هنرمندها با نشان دادن خشونت احساس خود را نشان می دهند و بعضی دیگر آرامشی که شاهد آن نیستند، در واقع یک مدینه فاضله را به تصویر می کشند و از آنجایی که شرقی ها آدم هایی تخیلی هستند و به دنبال زیبایی اند ، از خشونت گریزانند. من نیز با توجه به روحیاتم در کنار طبیعت و با کمک المان هایی مثل اشعار، احساسم را منعکس می کنم.

سپس عبدالمجید حسینی راد در خصوص هفتمین دوسالانه نقاشی معاصر ایران و همچنین قطع توجه به هنرمندان جوان که در کنار هر دوسالانه قرار دارند، اظهار داشت: دوسالانه به عنوان یک رخداد هنری در ایران ،که همواره با چالش هایی که ادامه پیدا نکرده همراه بوده است، اگر برنامه ریزی منسجم و پیگیری را داشتیم قطعا نتیجه چشم گیری می توانست به وقوع بپیوندد و تعارضاتی که امروزه مسوولان با آن مواجه هستند، پیش نمی آمد. در صورتی که باید در دوسالانه میزان خلاقیت و نوآوری هنرمند ارزیابی شود و به چالش کشیده شود.

در حال حاضر حواشی پررنگ تر از متن دوسالانه شده است و اگر دوسالانه های ما با همین روند برگزار شود باز ما در پله اول خواهیم ماند.

وی ضمن بیان این مطلب که دوسالانه های ما از دبیرخانه متمرکز برخوردار نیستند، گفت: با یک دسته بندی مشخص می توان نتیجه بهتری از دوسالانه گرفت. مجموعه ای که از فراوانی آثار نمی توان ارزیابی دقیقی از آن کرد ،ثمره ای برای هنر کشور در پی نخواهد داشت. جایگاه هنر جوانان ما باید بیشتر ارزشمند جلوه داده شود.

از خصوصیات آثار جوانان هنرمند صراحت و شجاعت و صداقت در بیان هنراست اما وقتی به سنی می رسند دوره تثبیت هنر آغاز می شود و این صراحت در بیان کاسته می شود.

علاوه بر این خصوصیات مثبت در آثار جوانان نوعی سردرگمی نیز دیده می شود. این سردرگمی در ارتباط با هنر جوانان نیست بلکه هنر معاصر جامعه اینگونه اقتضا می کند.

در خاتمه این همایش سید حسن سلطانی پیرامون بحث آموزش نقاشی تصریح کرد: با توجه با اینکه در جامعه معاصر ما فضاهای آموزشی آکادمیک شکل گرفته است، اکثرا شنیده می شود که این روند با مشکل روبه رو است. اما جوانانی که امروز آثارشان به نمایشگاه راه یافته فارغ التحصیلان همین دانشگاه ها هستند وما ماحصل تحقیق و تحصیل آنها را در دوسالانه ها دیده ایم.

آموزشی که امروزه مطرح می شود با گذشته از نظر هویت متفاوت است. زمانی هنرمند فردی کار می کرد و بیشتر تلاشش بر این بود که از استاد خود الگو بگیرد. اما امروزه آموزش همگانی به افراد این امکان را داده صرفا نه با یک استاد بلکه با وسایل ارتباطی نوینی که در اختیار آنان است به یک فضای آموزش همگانی دست یابند.