دومین فروش هفت نگاه امسال نیز به پایان رسید. اولین حركت هفت نگاه در سال گذشته بود كه با داشتن یك اسپانسر در كل مدت فروش خود به رقمی در حدود ۲۰۰میلیون تومان دست پیدا كردند، اما امسال با وجود اینكه هیچ اسپانسری از این گروه حمایت نكرد هفت نگاه فقط در روز هفته این نمایشگاه به بیش از ۲۰۰میلیون تومان فروش دست یافت و در نهایت دومین هفت نگاه در حالی به كار خود پایان داد كه ۱۸۰تابلو با قیمت ۳۱۰میلیون تومان به فروش رفت.

● حرف پول را نزنید

یكی از گران‌ترین آثار این مجموعه توسط استاد احصایی با قیمت ۲۰میلیون تومان فروخته شد، اما نكته جالب این بود كه وقتی از وی در ارتباط با این نمایشگاه و حضورش سوال كردیم، گفت: من اصلا با اقتصاد و اقتصاد هنر كاری ندارم، حرفه من فقط نقاشی است و حاضر به گفتن هیچ نكته اقتصادی درباره كارم نیستم و این كار را دور از شان خود می‌دانم؟!

● پس‌انداز هنری

خانم لیلی گلستان به عنوان مدیر گالری گلستان در ارتباط با برپایی نمایشگاه‌های فروش سالانه هفت نگاه گفت: قصد این هفت گالری در جهت شكوفایی آثار هنریست و به همین منظور نیز ما تصمیم گرفتیم سالی یك بار در جهت معرفی آثار به مخاطبان و علاقه‌مندان و مجموعه‌داران تلاش كنیم، قدم اول سعی كردیم تا جوانان را مجاب كنیم تا با شكستن قیمت آثارشان وارد این نمایشگاه فروش شوند و این حركت باعث شد تا فقط در هفته اول به فروشی معادل سال گذشته دست پیدا كنیم.

سخنگوی هفت‌نگاه در ارتباط با اینكه امسال این نمایشگاه هیچ حامی مالی نداشت توضیح داد سال گذشته اسپانسر اصلی ما بانك اقتصاد نوین بود كه بسیاری از آثار ما را نیز خریداری كرد، اما امسال هیچ اسپانسری نداشتیم و فقط موزه هنرهای معاصر و فرهنگستان هنر آثاری را از ما خریداری

كردند.

وی در پاسخ به این سوال كه سرمایه‌گذاری بخش‌های خصوصی می‌تواند برای آنها مفید باشد، گفت: تقریبا هیچ‌كس نمی‌داند سرمایه‌گذاری این بخش یك سرمایه‌گذاری هنری است، به عنوان مثال سال گذشته بانك اقتصاد نوین آثاری را از ما خرید و امسال خواستار قیمت‌گذاری مجدد آنها شده. قیمت بعضی از آثار نقاشی كه خریداری كرده بودند حتی در مواردی تا ۷ برابر نیز شده بود. و جالب است بدانید این نكته اصلا در حد انتظارشان نبود و بسیار خوشحالشان كرد، اما نكته قابل بحث در این موضوع این است كه در ایران برخلاف كشورهای خارجی كه بخش‌های خصوصی عمده سرمایه‌گذاری خود را در این بخش انجام می‌دهند به‌خاطر نداشتن اطلاعات درست كمتر در چنین كارهایی مشاركت می‌كنند.

● مجموعه‌داران هوشمند

مژگان والی به عنوان یكی از گالری ‌داران شركت‌كننده در هفت نگاه و مدیر نگارخانه والی درباره فروش بیشتر آثار جوانان نسبت به پیشكسوتان گفت: امسال قیمت‌ها توسط جوانترها پایین آورده شد و در نهایت به‌خاطر قیمت مناسب‌تر این آثار بهتر فروش رفت زیرا در نهایت مجموعه‌داران هوشمند هستند و می‌دانند آثاری كه در حال حاضر با این قیمت از این جوانان خریداری می‌كنند و در سال‌های بعد كه آنها شهرت بیشتری پیدا كنند، سرمایه‌گذاریشان جواب مثبت می‌دهد و چندین برابر خواهد شد.

والی در ارتباط با نحوه قیمت‌گذاری آثار در این نمایشگاه توضیح داد: قیمت‌گذاری با توافق هنرمندان و گالری‌داران صورت گرفت و قرار شد آثاری كه انتخاب می‌شوند ۱۵% زیر قیمتی باشد كه در گالری ارائه می‌شود.

متاسفانه در حال حاضر حركت خاصی در جهت توسعه كمی و كیفی آثار هنری در ایران به آن شكلی كه باید وجود ندارد و چنین فروش‌هایی باعث می‌شود كه خودمان را به بازارهای نزدیك كنیم و از سوی دیگر هنر ایرانی را نیز با ماهیت و شكل درست آن ارائه دهیم طوری كه دیگر به آن فقط به چشم یك تابلوی زیبا روی دیوار نگاه نكنند.

● پرهیز از تقلید

فاطمه بهرامی، جزو نقاشان جوانی است كه امسال با ۹فروش توانست بیشترین فروش را به خود اختصاص دهد، این نقاش پرهیز از تقلید فكر دیگران و داشتن تفكر خاص در آثارش را مهم‌ترین علت فروش بالای آثارش می‌داند.

این نقاش در ارتباط با نحوه برگزاری این دور از نمایشگاه فروش هفت نگاه گفت: من با این اعتقاد به این نمایشگاه آمدم كه به قیمت‌هایی كه پیشكسوتان بر روی آثارشان می‌گذارند نگاه كنم تمام آثار من بین ۳۰۰ تا ۶۰۰هزار تومان قیمت‌گذاری شد و با اینكه هیچ‌كدام از آنها میلیونی نبود مورد استقبال قرار گرفت، تنها نكته‌ای كه این بار در این نمایشگاه دیدم عدم حضور اسپانسر برای این نمایشگاه بود، این اتفاق خیلی عجیب است و تقریبا در هیچ جای دنیا رسم نیست، به عنوان مثال بخش‌های خصوصی كشورهایی مانند فرانسه و ژاپن از پشتیبانان فعالیت‌های فرهنگی كشورشان هستند و به آن به چشم یك سرمایه ملی نگاه می‌كنند درحالی كه ما هنوز در ایران با چنین برنامه های مشخص و ساده‌ای مشكل داریم.

علیرضا سعادتمند نیز با فروش شش اثر در این نمایشگاه جزو كسانی بود كه فروش خوبی داشت. وی درباره حضورش در نمایشگاه امسال گفت: در نمایشگاه امسال اتفاق بسیار خوشایندی كه افتاد این بود كه دیگر كسی برای خریدن امضای یك شخص به نمایشگاه نیامد، بلكه بسیاری از مجموعه‌داران پس از دیدن آثار، كارهای مورد علاقه‌شان را می‌خریدند جالب است بدانید كه آقای محمدرضا لطفی به عنوان یكی از كسانی كه یكی از كارها را خریدند خیلی از كار جوانانی تعریف می‌كردند كه هنوز معروفیت خاصی نداشتن چون تنوع و تفكر بیشتری در كارهای جوان‌ترها می‌دیدند.

این نقاش در ارتباط با فروش آثار خود گفت: یكی از كارهای من را موزه هنرهای معاصر خرید و یك خریدار خارجی هم داشتم كه یكی از آثار سنتی‌ام را خرید و جالب است بدانید این بار بر عكس سال‌های پیش، كه كارها توسط ارگان‌های دولتی و موزه‌ها خریداری می‌شد دیگر خریدها توسط مجموعه‌داران خصوصی انجام شد.