برگزاری دوازدهمین نشست علمی فرهنگی از سوی پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری كه چندی پیش در حوزه هنری قم برگزار شد، فرصت مناسبی فراهم آورد تا با دكتر مرتضی حیدری، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و استاد دانشگاه شاهد به گفتگو بنشینیم.

حیدری علاوه بر عضویت در هیات امنا و موسس انجمن هنرهای تجسمی ایران، عضو شورای هنری موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)‌ نیز است. او تاكنون در نمایشگاه‌های متعدد انفرادی و نیز ۱۴ نمایشگاه مشترك در داخل و خارج از كشور حضور داشته كه مهم‌ترین عنوان كارنامه هنری وی، طراحی ضریح مطهر حضرت علی(ع)‌ است كه چندی پیش با همراهی استاد محمدباقر آقامیری انجام شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید پاسخ‌های وی به پرسش‌هایی درباره وضعیت هنرهای تجسمی در ایران، مشكل فروش آثار هنری در داخل و نیز بحث چگونگی نوآوری در هنر است.

با توجه به این كه شما یكی از موسسان انجمن هنرهای تجسمی ایران بوده‌اید، شاید بهتر بتوانید وضعیت كنونی هنرهای تجسمی را در كشور بیان كنید.

خوشبختانه همه هنرمندان شركت‌كننده در هفتمین دوسالانه نقاشی كشور اذعان كردند كه جشنواره با شكوه برگزار شده و بویژه به دلیل اشتیاق بالای جوانان و درخشش آنها، این نظر كه جشنواره قوت بالایی داشته بخوبی مشهود بوده است.

اكنون در ایران، استعدادهای هنری بخصوص در بخش هنرهای تجسمی از میان نسل جوان به وفور یافت می‌شود؛ یعنی این كه به طور بالقوه وضعیت هنرهای تجسمی در شرایط خوبی به سر می‌برد و افق آینده آن بی‌شك روشن است.

با این حال نمی‌توان از مشكلاتی چون كمبود بودجه و امكانات در این حوزه چشم‌پوشی كرد. من معتقدم اگر می‌خواهیم در هنرهای تجسمی شكوفایی و رشد مداوم داشته باشیم باید به نحوی مشكل بودجه رفع شود.

جدای از مشكلات مالی، هنرهای تجسمی از چه مشكلات و نواقصی رنج می‌برد كه باید برای اصلاح آن اقدام كرد؟

شاید مشكل اصلی كه اتفاقا به بحث بودجه ارتباط نزدیكی دارد، مدیریت نامناسب باشد. ضمن این كه باید بپذیریم متاسفانه هنر ما متولی به معنای جدی كه مثلا برای ۱۰ سال آینده سیاستگذاری و برنامه‌ریزی دقیق و منسجم داشته باشد، ندارد ؛ همچنین تعویض مدیران كم‌تجربه‌تر با مدیران باتجربه و موفق از دیگر مشكلات ماست، در حالی كه در كشورهای پیشرفته برای نظام دادن به مسابقه‌ها و المپیادهای علمی و هنری، مدیریت منظم و به سامانی وجود داردكه هدف‌گیری‌ها و چشم‌اندازها كاملا مشخص است و به همین علت بر خلاف ما در آنجا، افراد بی‌دلیل عوض نمی‌شوند.

در هر صورت به عقیده بنده درخشش جوانان در هنرهای تجسمی و نیز توجه جهانی به هنر ایرانی كه به طور خاص در حراجی‌‌های هنری همچون حراجی كریستی نمود پیدا می‌كند، این را به ما می‌گوید كه نباید چندان ناامید بود.

اشاره‌ای داشتید به بحث فروش آثار هنری. براستی چرا بر خلاف خارج از كشور در داخل آن طور كه باید و شاید آثار هنری مثل تابلوهای نقاشی یا خط به فروش نمی‌رسند؟

متاسفانه واقعیت همین است، یعنی ما با این كه در خارج با استقبال بسیار خوب خریداران و علاقه‌مندان به هنر روبه‌رو می‌شویم، اما در كشور خودمان در عمل می بینیم كه فروشی به ‌آن صورت نیست.

جدای از مقوله فرهنگ‌سازی، بخشی از چرایی ماجرا به این باز می‌گردد كه برخی مسوولان و حتی نمایندگان مجلس تصورشان این است كه اساسا خرید آثار هنری توسط دولت نوعی رانت به هنرمند محسوب می‌شود؛ در حالی كه همین آثاری كه گاهی حتی با زیر قیمت واقعی خریداری می‌شوند در بازارهای خارجی چندین برابر به فروش می‌رسند و این خودش برای دولت سودمند است و نیز ارز‌آوری برای كشور دارد.

الان وضعیت ناگواری به وجود آمده كه در ایران تنها بین ۵ تا ۱۰ درصد آثار هنری خلق شده توسط هنرمندان كشورمان به فروش می‌رسند و ۹۰ تا ۹۵ درصد آنها در انبارهای منازل خاك می‌خورند و این برای كشوری چون ما كه سرشار از استعداد است اصلا مناسب نیست و واقعا حیف است كه كارهای خوب و حرفه‌ای جوانان ما روی دست هنرمندی كه طبعا دوست دارد پس از ۲ دوره بی‌ینال كارهایش را بخرند بماند و خریداری برای آنها نباشد.

یك راهكار جدی برای حل چنین معضلی این است كه مدیران بیایند با بودجه‌ای معادل ۱۵۰ هزار دلار، در كیش یا دبی مراكز فروش آثار هنری ایجاد كنند كه این كار همان طور كه عرض كردم در صورت تحقق قطعا برای دولت به صرفه است.

با توجه به این مساله در حال حاضر سطح آموزش هنر را در مراكز دانشگاهی كشور چه طور ارزیابی می‌كنید؟!

البته باید به این نكته توجه داشته باشید كه سطح آموزش تا حدود زیادی با سطح سلیقه استادان هنر ارتباط دارد، به نحوی كه بافت سلیقه آنها حتی هر دانشكده را متفاوت با دانشكده دیگری می‌كند؛ به عنوان مثال سطح كیفی آموزش در دانشگاه هنر با دانشگاه الزهرا متفاوت است و این دو با مثلا دانشگاه شاهد فرق دارند.

اما آیا این مساله ایراد است یا نه به نظر من یك ایراد بزرگ است،‌ چرا كه اصول آموزشی باید در همه مراكز هماهنگ باشند، ولی از آنجا كه معلم و استاد هنر بیشتر نقش هدایتگر و مشاوره دهنده را به دانشجویان دارد، طبعا تفاوت در روش‌ها و ایده‌ها معقول است و مشكلی ایجاد نمی‌كند.

با توجه به این كه با تدبیر رهبر معظم انقلاب، امسال به عنوان سال نوآوری و شكوفایی نامگذاری شده است،‌ می‌خواستم بدانم به نظر شما یك هنرمند نوآور باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد تا بتواند به مرز شكوفایی برسد؟!

با عنایت به این كه اساسا ذات هنر توام با نوآوری است به ۳نكته اشاره می‌كنم. نخست این‌كه هنرمند به لحاظ ادراك نباید خود را محدود به حس كند، بلكه باید به نگاه بیرونی و درونی باور داشته باشد و این را هم بداند كه هنر بیشتر قطب درون‌زاد است و از این رو باید قطب نوآوری هم باشد.

دوم آن كه هنرمند -‌ بویژه در هنرهای تجسمی‌- ‌ برای موفقیت در خلق اثر هنری، حس و عاطفه را با هم بیامیزد و سپس از آنها عبور كند و به مرحله تخیل و تعقل برسد تا پس از آن كار تولیدی او واجد معنا شود.

و نكته آخر، درست است كه جوهره اصلی در فرآیند نوآوری، قوه تخیل است اما باید توجه داشت كه اگر تخیل هنری اشراف عقل را بر خود پذیرفت، قطعا ماحصلش اثر خوبی می‌شود؛ اثری ارزشمند كه چون توام با خرد است، معنا هم خواهد یافت.

در هر صورت آنچه كه مهم است این‌كه در تقلید صرف چه در هنر و چه در دیگر حوزه‌ها هیچ نتیجه و حاصلی شكل نمی‌گیرد مگر این‌كه از تخیل به قصد نوآوری بهره‌گرفته شود. به همین علت است كه می‌گویند نقش استاد صرفا هدایت هنرمند است نه این‌كه او را تقلید كننده بار بیاورد.

گاهی اتفاق می‌افتد كه به اسم نوآوری و خلاقیت، آنچه تحقق‌ می‌‌یابد به نوعی تكرار و موازی كاری است. به نظر شما برای پرهیز از دچار شدن به این معضل چه باید كرد؟

ببینید آنچه مهم و ارزشمند است ترویج فرهنگ خلاقیت و نوآوری است كه برای این منظور بی‌شك جسارت حرف اول را می‌زند. باید ما كاری كنیم كه باور نوآور شدن شكل بگیرد و مهم شود. به تعبیر حضرت امام (ره)‌ اگر ما به شعار «ما می‌توانیم» اعتقاد و باور عمیق داشته باشیم خود به خود خیلی از این مسائل حل می‌شود.

مرحوم دكتر شریعتی در این‌خصوص حرف خوبی دارند. او می‌گوید فرق علم با هنر این است كه علوم به دنبال آن چیزی است كه وجود دارد و تو باید آن را به ‌دست آوری؛ اما هنر به دنبال آن چیزی است كه باید باشد، ولی الان نیست.