اگر چه دولت ها برای مواقع خشکسالی می توانند به طور موثر برنامه ریزی کنند، ولی مشکلات بنیادین پیش روی فعالیت های ضروری وجود دارند. پنج مانع برای برنامه ریزی درباره خشکسالی ها تشخیص داده شده که عبارتند از خصوصیت خشکسالی، تصادفی بودن آن، پدیده خشکسالی، هزینه خشکسالی و ملاحظات سیاسی که در اینجا به آنان پرداخته می شود.

● خصوصیت خشکسالی

برنامه ریزی برای خشکسالی و مدیریت پیشگیری از وقایع ناشی از آن که به خوبی مشخص و قابل تشخیص برای همه هستند، بسیار مشکل است چون شدت و تکرار وقایع نامشخص است. گرچه هیچ تخصص فنی برای تشخیص و تعیین زمان بروز سیل، فوران آتشفشان یا زلزله لازم نیست ولی تجربه شده است که تردید قابل توجهی نسبت به زمان شروع و خاتمه خشکسالی ها وجود دارد. خشکسالی تقریباً از حوادث غیرقابل پیش بینی است. برنامه ریزی برای مواقع خشکسالی و مدیریت منابع آب نیاز به تعاریفی دارد که خشکسالی را تعیین می کند. کمبود خصوصیت های خشکسالی می تواند یک عامل مهم در برنامه ریزی باشد و دلیل آن این است که به برنامه ریزی برای خشکسالی و مدیریت منابع آب هنگام خشکسالی کمتر از آنچه سزاوار آن بوده، توجه شده است.

● تصادفی بودن خشکسالی

این نکته که خشکسالی از لحاظ تاریخی چه موقع به وقوع می پیوندد، بسیار مورد توجه دولت ها بوده است. آن چیزی که بیشترین مانع برای برنامه ریزی جهت جلوگیری از کمبود آب در مواقع خشکسالی است، تصادفی بودن آن است. این تغییرپذیری ذاتی که موجب واکنش به بحران و کمبود آب شده و تلاش ها برای برطرف سازی آن بیشتر از برنامه ریزی برای مقابله با آن است، باید کاملاً از قبل پیش بینی و مهار شود. مردم تمایل دارند خشکسالی را یک بخش طبیعی از سیر آب و هوایی بدانند و معتقدند خشکسالی بالاخره برطرف می شود. در خشکسالی دو چیز کاملاً نامشخص باقی مانده است؛ یکی تکرار آن و دیگری سختی و شدت آن بنابراین برنامه ریزی جهت کاهش هزینه هایی که ناشی از خشکسالی است و نیز سختی و شدت آن لازم است.

● پدیده خشکسالی

مانع دیگر برای برنامه ریزی خشکسالی مربوط به ذات پدیده خشکسالی است. اگر چه خشکسالی روی افراد تاثیر می گذارد، در زمان خشکسالی مشکلات جامعه مشخصات ویژه یی دارد. تمایل هر فرد برای استفاده از امکانات جمعی به حداکثر خود برای دریافت سریع آنان می رسد. نتیجه آن کاهش و زوال کلیه امکانات جمعی و همگانی جامعه است. این پدیده بهترین سیاست غیرقابل اجرا را ایجاد می کند مگر آنکه به وسیله دولت اجرا شود. اشخاص تجربه شان از خشکسالی، کمبود آب است و این در حالی است که راه های موثر برای مقابله با کمبودهای آب محدود است. استفاده از آب های زیرزمینی هنگام خشکسالی در بسیاری از ایالت های شرقی در امریکا شرایط قابل تحمل تری را به وجود می آورد. اما این مطلب نیز نیاز به برنامه ریزی و قانونگذاری دارد زیرا چاه های عمیق تر و پمپ های قوی تر بیشترین میزان برداشت آب را خواهند داشت.

● هزینه خشکسالی

کمبود اطلاعات درباره هزینه خشکسالی دلیل دیگری برای این است که فقط مسائل حاشیه یی در برنامه ریزی برای خشکسالی مدنظر قرار می گیرد. وقتی هزینه های واقعی خشکسالی شناخته شدند، خسارات خشکسالی می تواند خسارات ناشی از سایر بلایای طبیعی را نیز کمتر کند. برای مثال کشور استرالیا اعلام کرد در دوره زمانی سال های ۱۹۷۵- ۱۹۴۵ هزینه های خشکسالی چهار برابر هزینه های سایر بلایای طبیعی بوده است. به علاوه تمام هزینه ها با هزینه های خشکسالی ترکیب شده و به طور واضح قابل تشخیص نیستند. اثرات اجتماعی خشکسالی ها و هزینه های ترکیب شده چگونگی تاثیرات آنها در جامعه و اینکه چه کسانی نهایتاً از این خشکسالی تاثیر می پذیرند، باید بیش از گذشته مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند. رنج های انسان کمتر می تواند عاملی باشد که در ارزیابی هزینه ها اندازه گیری شود. همچنین هزینه های غیرمستقیم بسیار بیشتر از هزینه های مستقیم هستند و نیز به خاطر طبیعت منتشرشونده، تشخیص و تعیین آنان مشکل است و عموماً نامشخص باقی می مانند. تا زمانی که این هزینه ها نامشخص باقی بمانند، تصمیم گیران اطلاعات ناقصی در ارتباط با هزینه خشکسالی خواهند داشت.طول زمان خشکسالی نیز تاثیر قابل توجهی روی هزینه های کلی دارد. خشکسالی های طولانی به مراتب هزینه برتر از خشکسالی های کوتاه تر هستند. یک خشکسالی پایدار مانند آنکه در دهه ۱۹۳۰ اتفاق افتاد، می تواند هزینه های اجتماعی و اقتصادی را که هیچ وقت پیش بینی نشده است، در پی داشته باشد.

● ملاحظات سیاسی

بالاخره ملاحظات سیاسی می تواند با برنامه ریزی و مدیریت بهتر اثرات خشکسالی را کاهش دهد. تصادفی بودن خشکسالی موجب می شود جامعه این گونه باور کند که تلاش اندکی می توان برای کاهش هزینه های خشکسالی قبل از وقوع آن انجام داد. به علاوه اطلاعات جامعه از تراژدی های گذشته اغلب کم است و توجه معمولاً بیشتر به مشکلات جدید سیاسی جلب می شود، لذا تصمیم گیران حمایت افکار عمومی را که برای برنامه ریزی مقابله با خشکسالی و مدیریت منابع و تقاضای آب ضروری است، اغلب ندارند. در مقابل کمبود حمایت عمومی جامعه، گروه هایی خاص در سطح کشوری یا استانی ممکن است فعالیت هایی را که برای یک برنامه اجرایی مدیریت موثر تقاضای آب در زمان خشکسالی لازم است، داشته باشند.