یک گروه نویسندگان به نام کینگ و دیگران (۱۹۵۸) که مدل رفتار استفاده از آب را طراحی کرده بودند، پنج ابزار برنامه ریزی برای شاخص های خشکسالی را براساس مسوولیت دولتی، با توجه به افکار عمومی، کاهش مصرف آب، حفظ منابع و پایش مشترکین برای هماهنگی با برنامه های کمبود آب در زمان خشکسالی پیشنهاد کرده اند. این ابزارها در پنج سوال زیربنایی زیر نشان داده شده اند؛

▪ چطور یک استان یا ایالت متوجه می شود خشکسالی وجود دارد؟

▪ اگر خشکسالی وجود داشته باشد چه کسی مسوول است؟

▪ چگونه جامعه آگاه می شود؟

▪ عوامل اختصاصی جاری و نیز رفتار استفاده از آب چگونه تغییر می کند؟

▪ چگونه از موافقت جامعه جهت تغییر رفتار آنان مطمئن می شویم؟

پاسخ به این سوالات زیربنایی موجب می شود برای هر ایالت یا استان مشخص باشد که برنامه ریزی اجرایی برای مدیریت آب در مواقع خشکسالی را دارد یا خیر؟بنابراین آن ایالت یا استان باید نشان دهد هر سال در شرایط خود به شدت از برنامه مدیریت تقاضای آب تاثیر می گیرد. هر یک از ابزار برنامه ریزی یادشده در جزئیات نیز مورد ارزیابی قرار می گیرند.

● آموزش همگانی

وقتی خشکسالی، اجرای برنامه های مدیریت تقاضای آب را فعال کند، جامعه نیاز دارد آگاه شود. برای ارتقای آگاهی جامعه باید اطلاعات درباره روش های کاهش مصرف، جایگزین های مصرف آب و دستورالعمل برای دستیابی به یک واریانس (اندازه میزان تغییر) به جامعه داده شود. مراحل دقیق آموزش جامعه می تواند به گونه یی باشد که شرایط محلی را نیز دربر گیرد.

● حفظ منابع و کاهش مصرف

باید فهرستی از اولویت های مصرف آب قبل از آنکه خشکسالی اتفاق بیفتد، تهیه شود و هر مشترک بداند که در شروع خشکسالی محدودیت،آب برای چه مصارفی به کار می رود. اگر مسائل تجاری و صنعتی در نظر گرفته شوند، در شروع خشکسالی مشترکین استفاده از آب را براساس آنان کاهش می دهند. برای مثال تلاش زیادی برای نشان دادن استفاده های ضروری و غیرضروری از آب و مدیریت مصرف آب در بسیاری از ایالت ها انجام و کاهش مصرف آب موجب کاهش سود حاصل از تولید آب شد. ولی بیشتر کاهش منابع در زمانی اتفاق می افتد که به دلیل مخارج مقابله با خشکسالی هزینه ها بالا است. در فقدان سود حاصل از تولید آب، افزایش میزان تولید آب به دلیل برداشت اضافی در زمان بروز خشکسالی لازمه جبران آن است. استفاده از این روش مزایای بسیاری در مقایسه با افزایش تولید ساده آب دارد. برای مثال برداشت اضافی آب در زمان خشکسالی آسان تر و بهتر است و این میزان برداشت بیشتر برای مشترکین مورد استفاده است زیرا وضعیت مربوط به زمان خشکسالی است و باعث می شود برای تامین سودی که طی خشکسالی از دست رفته و حتی پس از آن نیز ادامه خواهد داشت، میزان تامین آب افزایش یابد.

● پایش استفاده از آب

تجربه نشان می دهد کاهش مصرف آب بیشتر از ۲۰ تا ۲۵ درصد نمی تواند فقط با اراده جامعه برای صرفه جویی به دست آید. این امر به این دلیل اتفاق می افتد که افکار عمومی به اینکه دستورالعمل های صرفه جویی در مصرف آب الزامی هستند، جلب شده یا آنکه افزایش قیمت آب هنگام خشکسالی موثرترین راه های کاهش مصرف آب در مقایسه با صرفه جویی اختیاری است. در ایالت نیوجرسی اخیراً قانون «قیمت اضطراری آب» به دلیل برتری آن نسبت به محدودیت های اجباری به تصویب رسیده است. برخی از مدیران اجرایی این گونه می گویند که مکانیسم های فشار (اعمال قوانین و مقررات ویژه)، مهم ترین حالت برای برنامه ریزی هستند که دستورالعمل اجرایی آن نیز نادر است. بیشتر پایش مشترکین از طریق فشار «گروه های ویژه» اعمال می شود ولی کارکنان دولت مانند نگهبانان، کارکنان تاسیسات فاضلاب، بازرسان ساختمان ها، لوله کش ها، برقکاران، کارگران ساختمانی و خدمات بهداشتی می توانند به این منظور تقویت شوند که یک وظیفه ملی برای پایش منطقه مورد نظر با حداقل مخارج و حداقل ضررکاری معمول این کارمندان است.

● نتیجه گیری

برنامه ریزی موثر برای مدیریت منابع آب و مدیریت تقاضای آب قبل از ظهور خشکسالی باید انجام گیرد ولی در برخی کشورها اگرچه جامعه تجربه کمبود شدید آب را دارد اما در مجموع این امر از اولویت کمتری برخوردار است. برای بیشتر کشورها رفع خسارت و آسیبی که در اثر خشکسالی به جامعه وارد شده، یک مسوولیت دولت محلی، نه مرکزی محسوب می شود زیرا نقش دولت محلی تامین کمک های مالی به شهرنشینان پس از بروز خشکسالی است. قوانین کیفیت آب ممکن است موجب شوند دولت مرکزی تمایل داشته باشد فقط به مدیریت ناشی از اثرات خشکسالی بپردازد. عوامل زیادی ممکن است دست به دست هم دهند تا آنکه دولت مرکزی طرح های خشکسالی را برای کاهش اثرات آن انجام دهد. این عوامل ممکن است در شروع بروز خشکسالی وجود داشته باشد و طولانی و شدید است و به موجب آن نیاز به منابع ثابت آب افزایش می یابد و به یک آگاهی عمومی و آموزش همگانی در مورد هزینه های اقتصادی خشکسالی و میزان مصارف نیاز دارد. از آنجا که افزایش نیاز به آب ادامه دارد، حتی خشکسالی کوچک و جزیی نیز می تواند شدید باشد، لذا دولت های مرکزی مجبور خواهند بود خود رهبر برنامه ریزی برای مدیریت منابع آب و نهایتاً مدیریت تقاضای آب جهت جلوگیری از خسارات ناشی از خشکسالی باشند.