با گذشت کمتر از ۴ سال از آبگیری سد کارون ۳ در استان خوزستان که نابودی بیش از ۵هزار هکتار از جنگل‌های بلوط ایرانی را به دنبال داشت، این بار وقوع زمین لغزش‌های شدید در حاشیه سد خبر از یک بحران قریب‌الوقوع زیست محیطی در منطقه می‌دهد. گزارش و تصاویر تهیه شده توسط کانون دیده‌بانان زمین برگ دیگری از آثار مخرب سدسازی در ایران را نشان می‌دهد. این تشکل زیست‌محیطی با ارسال گزارش خود به رسانه‌ها و قراردادن تصاویر رانش‌های زمین در اطراف سد کارون ۳ در پایگاه خبری خود، ضمن اعلام هشدار به دست‌اندرکاران احداث سد کارون ۴ در زاگرس مرکزی، خواستار پاسخگویی دستگاه‌های مسوول و نیز قوه قضائیه به افزایش روزافزون پیامدهای زیست‌محیطی سدسازی در کشور شده است. در این گزارش آمده است: «در بازدید اعضای کانون از روستاهای حاشیه سد کارون ۳ در منطقه «دهدز» در خوزستان و دهستان بارز از بخش منچ شهرستان لردگان در چهارمحال و بختیاری متاسفانه شاهد زمین لغزش‌های وسیعی در محدوده روستاهای حاشیه سد، خشک شدن اراضی کشاورزی و شالیزارها، خشک شدن بخشی از جنگل‌های باستانی بلوط زاگرس و... بودیم. در اثر این زمین‌لغزش‌ها شکاف‌های بزرگی در جاده و دامنه کوه ایجاد شده است. این در حالی است که رانش زمین و زمین لرزه‌های ناشی از آن همچنان ادامه دارد و باعث ترس مردم شده است. ساکنان روستای «ده بارز» اظهار می‌دارند که از پاییز ۱۳۸۶ و به‌ویژه از بهمن ماه زمین لغزش‌های مکرر رخ داده است که تا کنون بی‌سابقه بوده است. گفته می‌شود که روستاهای بالاتر از روستای «سادات حسینی» از جمله روستای «غریبی‌ها» بیش از سایر روستاها دچار زمین لغزش شده‌اند».

کانون دیده‌بانان زمین در گزارش خود می‌افزاید: «کمتر از دو دهه است که سدسازی سایه خود را بر پیکر پرارزش‌ترین آبخیزهای سرزمین خشک و نیمه خشک ایران گسترانیده است. سدسازی‌هایی که نه پایین دست را می‌بیند نه بالا دست را، نه اقلیم، نه مردم منطقه، نه میراث طبیعی و فرهنگی این نسل و نسل‌های آینده و نه پیامد‌های ناشی از این سدسازی‌ها را ! پیامد‌های مخرب ناشی از سدسازی‌های نادرست، نظیر زمین لغزش، تشدید فرسایش خاک، آلودگی آب مخازن سد‌ها و منابع تامین‌کننده آن، کاهش آب مخازن سد‌ها به دلیل تبخیر و خشکسالی‌ها و بی‌خاصیت شدن آنها در یک دوره طولانی، خشک شدن تالاب‌های پایین دست، خشک شدن بستر رودخانه‌ها در پایین دست، تخریب و نابودی اراضی کشاورزی پایین دست، آوارگی زیست محیطی ساکنان منطقه، اشتغال‌زدایی و.....حاکی از عدم برنامه‌ریزی آمایش سرزمین، بخشی نگری مدیریت آب، سوء مدیریت در حفظ و توسعه خردمندانه منابع آب و... در کشور است. این عدم برنامه‌ریزی و سوءمدیریت در سرزمینی انجام شده و می‌شود که بخش اعظم آن خشک است و رودخانه‌های موجود آن محدود و آلوده است و با افت شدید منابع آب‌های زیرزمینی مواجه است و از نظر زمانی نیز در بحران گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی فاحش در کشورمان قرار داریم»!

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: در نیمه سال آبی ۸۷-۸۶ میزان ورودی آب در حوزه کارون ۳ حدود ۲۷۸۰ میلیون مترمکعب یعنی ۴۵ درصد، دز ۲۵۳۰ میلیون متر مکعب یعنی ۳۷ درصد، کرخه ۱۳۴۸ میلیون مترمکعب یعنی ۵۲ درصد نسبت به مدت مشابه در سال آبی پیش کاهش داشته است. در خبری دیگر از قول رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری اعلام می‌شود که هر سال حجم پنج سد در كشور بر اثر رسوب‌دهی از بین می‌رود و خسارت زیادی به سدها وارد می‌شود و یا در خبر دیگری از قول مدیر حفاظت منابع آبی شركت آب منطقه‌ای استان مركزی اعلام می‌شود که ۱۵ حوزه از ۱۷حوزه‌ آب‌های زیرزمینی استان مركزی با افت شدید آب مواجه است. این اخبار اگر چه بخشی از آن به دلیل کاهش بارندگی است ولی از طرفی ناکار آمد بودن سد‌ها در مواقع خشکسالی و از طرفی گویای عملکرد ناکارآمد دستگاه‌های مسوول است. نظیر خبر پرشدن سد‌ها که اگر در یک کشور پیشرفته اتفاق می‌افتاد دست‌کم مسوولان مربوطه در ایجاد چنین خسارت‌های ملی تحت تعقیب قرار می‌گرفتند»!

● موقعیت طبیعی زاگرس مرکزی

زاگرس مرکزی آبخیز بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رودخانه‌های کشور نظیر کارون، جراحی، کوهرنگ، لردگان، زاینده رود و... است که بخش وسیعی از مناطق غرب، جنوب غرب، جنوب و مناطق مرکزی ایران مرتبط با پایداری این آبخیزهای حیاتی است. بنابراین به دلیل شاخص‌های طبیعی منحصربه فرد، زاگرس مرکزی از دیر باز با اکوسیستم‌های غنی جنگلی و مرتعی از تنوع زیستی بالایی برخوردار بوده که در طول تاریخ نیز زیستگاه اقوام مختلف و تمدن‌های گوناگون بوده است و این همه در حالی است که به دلیل ساختار زمین‌شناسی، اشکال توپوگرافی، نوع اقلیم و... بسیار شکننده و آسیب پذیر است. با این وجود سد‌های کارون یک، کارون۲، کارون ۳، کارون ۴ و کارون۵، سد بازفت، دز، کرخه، گتوند، مسجد سلیمان و.. همگی در منطقه حساس و بسیار آسیب‌پذیر زاگرس مرکزی احداث شده و یا در حال احداث و در دست مطالعه است.

کانون دیده‌بانان زمین درباره پیامدهای اجتماعی احداث سد کارون ۳ می‌افزاید: با آبگیری سد كارون۳، حدود ۶۳ پارچه آبادی شامل ۱۲۹۱ قطعه زمین كشاورزی و مسكونی به زیر آب رفت. مطابق آمارهای وزارت نیرو با آبگیری این سد حدود ۱۵ هزار نفر یعنی ۳هزار خانوار، واحدهای مسكونی خود را از دست دادند و راه های ارتباطی سه هزار خانوار دیگر قطع شد و همچنین هشت هزار نفر از كشاورزان منطقه كار خود را از دست دادند. در چنین شرایطی که روستا‌ها و ابنیه‌های دیرینه با قدمت بسیار زیاد به زیر آب رفته و مردم آن آواره می‌شوند در کمال شگفتی بر پیکره آبخیز‌های سد و در حریم آن و همچنین بر بستر جنگل‌های بلوط یک شهرک توریستی با اهداف سوداگرانه و مخرب طبیعت در حال شکل‌گیری است که جای سوال دارد! جالب تر اینکه از بالای این شهرک روستای «غریبی‌ها» که در معرض زمین لغزش‌های وسیع قرار گرفته کاملا مشاهده می‌شود. این روستا یکی از روستا‌های قربانی شده سد است. محل قبلی روستا در زیر آب دریاچه سد مدفون شده است و مردم روستا برای حفظ معیشت خود و ماندگاری در سرزمین آبا و اجدادی و از دست ندادن اقتصاد و هویت‌های فرهنگی و قومی خود به بخش بالاتر کوچ کرده و خانه‌های خود را با موافقت مسوولان سد دوباره ساخته‌اند زیرا مایل به سکونت در شهرک‌های اطراف دهدز و یا رفتن به ایذه نبوده‌اند. اما از آذر ماه ۸۶ دچار زمین لغزش‌های وسیع شده است این در حالی است که مسوولان وزارت نیرو و سایر سازمان‌ها و نهاد‌های این منطقه به گفته اهالی سکوت معنی داری را برگزیده‌اند!

کانون دیده بانان زمین با اشاره به بیابانی شدن منطقه و تهیه ده‌ها عکس از این موضوع می‌افزاید: به فاصله پنج کیلومتری از روستای «دهنوبارز»، منطقه کاملا خشک و بیابانی می‌شود. این منطقه قبلا پوشیده از جنگل بوده ولی با آبگیری سد سطح رودخانه بسیار بالا آمده و آب، به دامنه‌ها نفوذ کرده و اراضی جنگلی را غرقابی کرده است، در نتیجه ماندگاری آب در این اراضی جنگلی، ریشه‌های درختان بلوط دچار خفگی شده که این امر سبب نابودی بخشی از جنگل‌های بلوط زاگرس مرکزی شده است و در بازدید اخیر که سطح آب به علت کاهش بارندگی‌های سال آبی جاری تا حدودی پایین آمده، نتایج شیوه‌های نوین بیابان‌سازی وزارت نیرو با همکاری سازمان جنگل‌ها به نمایش در آمده است!

این تشکل زیست‌محیطی بر این باور است که « احداث سدها با توجه به عوارض جبران‌ناپذیر زیست محیطی، از بین رفتن میراث طبیعی و فرهنگی، از هم پاشیدگی ارتباطات اجتماعی و قومی و از بین رفتن ذخیره‌گاه طبیعی و خزانه فرهنگی بین اقوام که با از بین رفتن روستاها و آوارگی روستاییان صورت می‌گیرد، سال‌هاست که در دنیا با چالش‌های فراوان روبه‌رو شده و منسوخ شده است اما در ایران هنوز این اشتباهات بدون هیچ‌گونه بازنگری به نتایج سدهای ساخته شده قبلی همچنان ادامه دارد! آیا زمان آن فرا نرسیده است که به این سد سازی‌های فله‌ای خاتمه داده شود؟»

این تشکل در پایان تاکید می‌کند: تخریب سر منشا بزرگ‌ترین رودخانه‌های حیات بخش ایران از جمله آبخیزهای زاگرس مرکزی نابخشودنی است و حفظ آنها برای این نسل و نسل‌های آینده یک وظیفه ملی و برخورداری از آنها یک حق ملی است. به‌علاوه تامین آب و حفظ منابع آبی در شرایط اقلیمی کنونی و گرمایش زمین، مدیریتی خردمندانه را می‌طلبد و با شیوه‌های کنونی ره به جایی نمی‌برد! بی‌توجهی به این امر مهم یعنی تشدید بحران کمبود آب، امری خطرناک است که دامن همگان را می‌گیرد.