«رؤیاهای زمینی» عنوان نمایشگاه آثار حجم (سنگ و برنز) «نادره حكیم الهی» است كه چندی پیش در تالار انتظامی خانه هنرمندان برپا شد. آثار این نمایشگاه كه نمایانگر بیش از یك دهه فعالیت مستمر او در عرصه مجسمه سازی است، غالباً به موضوعات عرفانی و معنوی اختصاص یافته و فیگورها و حالات جست و جوی انسان را برای درك عوالم شهود و معنا نشان می دهند. پیكره هایی كه به دست این هنرمند سنگ تراش از دل سنگ خلق شده اند و اسامی چون «روح، ذهن، جسم»، «پری دریایی»، «راز خلقت»، «مهر»، «توكل» و ... یافته اند و در فضای تاریك گالری زیر شعاعی از نور خودنمایی می كنند، درنگی هرچند كوتاه را در مخاطب بر می انگیزند تا شاید او را به یاد سرچشمه های رؤیاهای زمینی اش بیندازند. با حكیم الهی كه بی اعتنا به محدودیت های عرصه كاری اش از پیگیری كار بی وقفه و خستگی ناپذیر سخن می گوید، گفت و گویی انجام داده ایم كه می خوانید:

● خانم حكیم الهی، در كارهایتان نوعی خودخلوت كردن زنانه همراه با دلمشغولی هایی نسبت به مفاهیم عارفانه یا معنوی دیده می شود. این پردازش حاصل چه نوع دغدغه هایی بوده است

ورود به این موضوعات با تصمیم قبلی اتفاق نمی افتد. مسیر زندگی آدم را به یك نوع نگاه نزدیك تر می كند. درحالی كه این حیطه با تفكر زیاد هماهنگ نیست و خیلی احساسی اتفاق می افتد و خیلی درونی است. انگیزه ام شاید به نوعی آرامش رسیدن در كار بوده، شاید یك تخلیه هیجانی بوده، معتقدم كه زیاد نشستن و فكر كردن و تصمیم درباره روند كاری، هنر نیست.

● در فیگورها مطرح شدن حالات معنوی انسانی به گونه ای با فاصله گرفتن از فضای پیرامون و به طریقی خلوت گزینی در حال و هوای شهودی احساس می شود... در این باره چه توضیحی دارید

نوعی برون ریزی هم هست. البته خود خلوت كردن كه ابتدا گفتید، كلمه مناسب تری است. چون حقیقتاً من با كارهایم در خلوتم، برگزاری نمایشگاه و تمام پروسه هایی كه طی می شود، به اندازه لحظات تنهایی ام با سنگ لذت بخش نبوده و اگر امروز همه این مجموعه را حتی ۱۰ برابر قیمتی كه اینجا گذاشته شده، بخرند برای من قابل مقایسه با لحظات تنهایی و خلوتی كه با كارهایم داشته ام، نیست. این كارها زاییده شده اند و مشاهده آن اتفاق كه من اولین بیننده آن بوده ام، برایم واقعاً ارزشمند است.

● چه تجربیاتی باعث شد كه چنین مشاهداتی داشته باشید

خیلی از آنها شخصی اند، فقط این را می دانم كه هیچ چیز برایم در دنیا لذت بخش تر از ساختن این مجسمه ها نیست و كمك كردن به این كه اینها متولد شوند.

● فكر می كنید چه جور احساساتی در بینندگان با دیدن كارهایتان پیدا می شود

آدم ها ساكت می شوند. حتی وقتی با جمعی به اینجا می آیند.، دیده ام دخترهای هفده، هجده ساله كه پر شر و شورند و شاید فقط آمده اند كه به نقاشی ها، یا آثار و حتی خود یك هنرمند بخندند و بروند، وقتی به كارها نگاه می كنند، ساكت می شوند، به خصوص با تاریكی كه اول نمایشگاه وجود دارد، اول هیجان ها می آیند پائین و بعد با دیدن كارها بیشتر سكوت می كنند. باید بگویم كه برای من همه این نمایشگاه و بازدیدكنندگان یك طرف و شعر و احساس آن بچه ها هم یك طرف است و حاضرم به خاطر آن بچه ها ده، بیست سال دیگر هم كار كنم. در مورد آدم بزرگ ها هم همینطور است، اكثراً معتقدند كه كارها آرامش می دهد و اگر واقعاً اینطور باشد، من موفق شده ام. شما قطره ای از احساس من را موقع ساخت كار می بینید و من لبریزم از چیزی كه اینها قطره ای از آن را می بخشند.

● علت علاقه مندی شما به این انتخاب چه بوده است

من مجسمه سازی نمی كردم. اوایل به كارهای دستی و نقاشی علاقه داشتم و كار هم می كردم. كلاً كارهای دستی بیشتر مجذوبم می كند، چون دستان فرمانبرداری دارم. یعنی انگشت ها و دست هایم برای خودشان هویت جدایی دارند و همیشه هم در حال كار بودند و زمانی از كاردستی غافل نشده ام. ولی مجسمه سازی و علی الخصوص سنگ، فضایی را برایم ایجاد كرد كه دیگر چیزی نمی توانست جایگزینش باشد. كشاكشی كه سنگ ایجاد می كرد و در مقابل لطافتی كه می داد... در اكثر كارها این تضاد وجود دارد. این سنگ است كه آنقدر سخت است و می تواند اینقدر لطیف باشد و من عاشق این تضاد هستم. این غیرقابل پیش بینی بودن سنگ را دوست دارم... این كه سنگ به من وام می دهد و من به سنگ وام می دهم را دوست دارم. برنزها هم برایم جذابند ولی كار سنگ كه هفت، هشت ساعت كار سخت بدنی هم هست، با توجه به این كه بین زنان هم كه فیزیك چندان قوی ندارند، می تواند مرا به جایی برساند كه بی وقفه ادامه دهم، بدون این كه حتی یك چای بخورم.

● برخی می گویند زنان برای مجسمه ساختن باید دارای آمادگی های فیزیكی و... بیشتری باشند، واضح تر این كه قدرت بدنی زنان برای این كار كافی نیست. شما در این باره نظرتان چیست

من آدم ضعیفی نیستم. ولی برایم عجیب است، خسته هم می شوم، بارها دیده ام دستیار من كه یك مرد است و دو برابر من هیكل دارد، خیلی از من خسته تر است و دیگر نمی تواند كار كند و من حاضرم دو برابر او كار كنم. با این وجود كه او هم عاشق كار است و اصلاً بی حوصله نیست و دارد پا به پای من كار می كند. منظورم این است كه فیزیك چیز مهمی نیست و توانایی بدنی انسان را دست كم گرفتن ساده لوحی است. چون چیزی در درون انسان است كه این قدرت را می دهد. من قبل از این كه به طور حرفه ای كار كنم خیلی ضعیف بودم. همیشه فشارم پائین بود و زود خسته می شدم. من فكر می كنم كه عشق قدرت می دهد در هر حال به نظر من مجسمه سازی آسان ترین كار دنیاست، سختی و آسانی فقط به عشق مربوط می شود و اصلاً بدون عشق نمی توان كاری را به این حجم انجام داد.

● امروز در مجسمه سازی استفاده از متریال های مختلف (د ر بی ینال مجسمه سازی سال گذشته و در بین آثار جوانان این موضوع مشهود بود) متداول شده با این نوآوری ها در فضای امروز موافقید یا مخالف

اشكالی ندارد. سنگ تكنیك است. چوب و كاغذ و پلی استر و... هم تكنیك است. مجسمه ساز بنا به كاری كه می كند، در آن ابعاد و كارایی آن، مواد و متریال انتخاب می كند. حالا اگر من می گویم بین همه مواد حتماً سنگ و برنز. به خاطر جذابیتی است كه این مواد برایم دارند. نه این كه اگر كاری از كاغذ و پنبه بود، مجسمه نیست یا ارزش هنری كمتری دارد این یك سلیقه است. من و سنگ رفاقتی با هم داریم و تا آخرین لحظه این اطمینان را ندارم كه من به حرف سنگ گوش می دهم یا سنگ دارد به حرف من گوش می دهد و تا لحظه امضا این را نمی فهمم.

● در عرضه و ارائه كارتان تا به حال چه محدودیت هایی داشته اید

مشكلات كه هست. خوب گالری ها وقت هایشان پر است. محیط مناسب ندارند، نور ندارند، پایه ندارند، حتی مشتری ندارند. من از سال ۸۳ و از گالری گلستان، متأسفانه دیگر اقدامی برای ارائه كارهایم نكردم.

● در زمینه كار مجسمه و به طور اخص كار خودتان، تا به حال با چه نوع برخوردها و نگرش هایی مواجه بوده اید

كار من به نظر كار عجیبی می آید. البته برخوردها دوستانه است. با وجود این كه همه تعجب می كنند از حجم و شكل كاری كه انجام می دهم. خیلی ها می گویند ما نمی توانیم درباره تكنیك اظهار نظر كنیم. ولی كارهایت به دل می نشیند. خوب همین برایم كافی است و خوشحال می شوم وقتی می بینم این احساسم را می توانم با دیگران تقسیم كنم.

● فضاهای فرهنگی، هنری مان را چقدر برای ارائه كارهایتان بسترساز می دانید

به من یاد داده اند كه غر نزنم، گلایه كردن دردی را دوا نمی كند. من فكر می كنم در مقابل هر برخوردی كه شده، یا با من یا هر هنرمند دیگر، باید آنقدر كار كنیم كه دیگران منتظرمان باشند و دیگر برخوردی نشود.

● چه پیشنهادهایی برای هموار شدن مسیر كاری خودتان دارید

كار من البته متفاوت است. من حتی ابزار كارم را پیدا نمی كنم. چون در ایران چیزی به نام مجسمه ساز سنگ تراش نداریم كه ابزار كارش وارد یا ساخته شود. كار من قلم و چكش مخصوص می خواهد و یك سری قلم ها را از اروپا آورده ام، یا باید فولاد های خشكه را بدهم بسازند یا صفحه فلزی را كه استفاده می كنیم، وارد كننده ها وارد كنند. تا سه سال پیش باید می رفتم به سنگ بری ها التماس می كردم كه صفحه كهنه شان را به من بدهند .

● سنگ ها را از كجا می آورید

من همیشه دنبال سنگ می گردم، سنگ بری های شوش، شهر سنگ و ... بعد از این نمایشگاه دیگر سنگ هایم تمام شده، دستم خالی است و می خواهم در كل ایران دنبال سنگ بگردم