گونه معاصر مجسمه سازی در ایران سابقه زیادی ندارد و اگر چه می توان رگه های اصلی آن را تا دوره قاجار ردیابی کرد، اما به طور دقیق تر و البته به شکل آکادمیک، تنها از دهه چهل به بعد قابل پیگیری و تعمق است. با این حساب کاملاً طبیعی است که نسلی جوان، چه به واسطه سن و چه به واسطه عمر فعالیت هنری، سهم بیشتری در مجسمه سازی معاصر ما داشته یا حتی آمار بیشتری برای شرکت در بی ینال ها در اختیار داشته باشند. اما وقتی صحبت از پنجمین دوسالانه مجسمه سازی است، مقایسه کوچکی بین آن و بی ینال چهارم ما را به نتایج مطلوبی خواهد رساند؛ نتایجی که عده زیادی را بر آن داشت تا به شباهت این دو بی ینال رای دهند یا گفته شد که در این بی ینال اتفاق مهمی رخ نداده و در حقیقت همان مسیر طی شده در بی ینال قبلی ادامه یافته است. این اگر چه نظر من نیز است، اما موارد و واقعیت هایی هم وجود دارند که نباید نادیده گرفت.

در بی ینال چهارم تعداد آثار پذیرفته شده و حتی ابعاد آنها نسبت به بی ینال فعلی بیشتر بود و دلایل آن را نیز می توان در یکی دو نکته خلاصه کرد. انتخاب ها در بی ینال چهارم نه بر مبنای اثر ارائه شده به بی ینال، که بر مبنای انتخاب هنرمند برای شرکت در بی ینال صورت گرفته بود. نکته دیگری که نباید فراموش کرد محدودیت فضای ارائه آثار در بی ینال پنجم نسبت به بی ینال قبلی است. بی ینال چهارم که در صبا و بخشی از خانه هنرمندان برگزار شد، به واسطه فضای وسیعی که در اختیار داشت علاوه بر اینکه محدودیتی برای ابعاد آثار در آن ایجاد نمی کرد، خود دلیل موجهی برای تعداد بیشتر شرکت کننده در آن محسوب می شد.

در کنار همه اینها از یاد نبریم که مجسمه سازی هنری گران و هزینه بر است. با این حساب اگر هنرمندی مطمئن نباشد که اثرش به نمایش در خواهد آمد، دلیلی برای ارائه اثر و حتی شرکت در دوسالانه ها نخواهد دید.

اگر چه بنا بر آنچه در ابتدا اشاره شد، سابقه شرکت کنندگان در بی ینال، کمتر از سابقه هیات انتخاب یا داوری این آثار نیست و طبیعی است که برای شرکت کنندگان در چنین بی ینال هایی پذیرفتنی نباشد اشخاصی که هم سطح خودشان هستند آثارشان را داوری و بررسی کنند. نباید از یاد برد که بی ینال اخیر نشان دهنده حضور چیزی حدود هشتاد درصد از پتانسیل و واقعیت موجود مجسمه سازی و حتی هنر امروز ماست و بنابراین می توان به این نتیجه رسید که اگر همه نیز در آن شرکت داشتند تغییر محسوسی در آنچه رخ داده اتفاق نمی افتاد. در تمام بی ینال های برگزار شده در این سال ها به نوعی احساس می کنیم که آثار ارائه شده را قبلاً هم در جایی دیده ایم. این گفته به معنای تقلید یک هنرمند از هنرمند دیگر نیست، ولی به وضوح می توان به کمبود کارهای نو و آوانگارد در فضای هنری امروز ایران اشاره کرد و به تبع آن بسیاری از آثار ارائه شده را تجربه ها و راه های از پیش آزموده شده دانست. هر چند امکان رخداد چنین اتفاقی در سا ل های پیش رو نیز وجود ندارد و ساده ترین دلیل آن اینکه مجسمه سازی ما و حتی دیگر شاخه های هنری، امکاناتی در اختیار ندارند که در قالب یک اثر ارائه شده حرف مهمی برای گفتن داشته باشند.

نگاهی کوتاه به لیست فارغ التحصیلان و دانشجویان مجسمه سازی و حتی دیگر رشته های هنری در این سال ها ما را به سادگی به این نتیجه خواهد رساند که تعداد زنان هنرمند نسبت به مردان هنرمند بیشتر است. با این شرایط کاملاً طبیعی است که مجسمه سازان زن بیشتری، دست کم در برهه زمانی فعلی، در هر حرکت و اتفاق مربوط به آن حضور داشته باشند. این نکته را نباید از یاد برد که در بی ینال پنجم مجسمه سازی از ساختار آثار گرفته تا استفاده از مواد و متریال های مختلف، حضور زنان مجسمه ساز بیشتر از مردان حس می شد، اما مهم تر اینکه در انتخاب و داوری ها تنها خود اثر جدا از جنسیت صاحب اثر مدنظر قرار گرفته است و نه چیزی بیش از آن. اگر چه تجربه نشان داده است باید منتظر ماند تا ببینیم کدام یک از شرکت کنندگان در این بی ینال و حتی بی ینال های قبلی می توانند دوام بیاورند، کار کنند و همچنان مطرح باشند.

- در کل دنیا شهرهایی هستند که تنها به واسطه بی ینال ها و فستیوال های برگزار شده در آنها شناخته می شوند و هیچ کدام از ما حتی به این فکر نیفتاده ایم که امکان ایجاد چنین قابلیتی برای شهر تهران و حتی فضای هنری آن وجود دارد. با این حساب جمع کردنً پراکندگی های بی ینال های مختلف در یک بی ینال، علاوه بر اینکه نیروهای مختلف حاضر در حوزه های تجسمی را در کنار هم گرد می آورد، می تواند تهران را به یکی از شهرهای شناخته شده به واسطه اتفاقات تجسمی موجود در آن تبدیل کند و این البته اتفاقی است که تا این لحظه رخ نداده است.

- گذشت سال ها نشان داده که جامعه هنری ما، در همه زمینه ها احتیاج به تجربه دارد. حضور داوران خارجی در کنار داوران ایرانی با توجه به اینکه ما تجربه موفق تیم داوری ایرانی را نیز در پرونده بی ینال های مجسمه سازی داریم یکی از این تجربه هاست. اگر چه در هر داوری حضور سلیقه و انتخاب شخصی اجتناب ناپذیر است اما با انتخاب صحیح در ترکیب داوری که می تواند حتی از رشته ها و حوزه های دیگر هنری نیز باشد در نهایت به برآیند مطلوب تری از مجموع آرا ختم خواهد شد.

- برنده شدن در یک بی ینال لزوماً به آن معنا نیست که هنرمند صاحب اثر خواهد توانست به واسطه آن ماندنی شود. هر هنرمندی در طول زمان احتیاج به چیزهای دیگری غیر از این خواهد داشت.

- به همان اندازه که ممکن است ایده فعالیت گروهی در سیاستگذاری ها یا تصمیم گیری های ابتدایی در برگزاری یک برنامه نتیجه مثبت تری به همراه داشته باشد، در شکل اجرایی و تیم اجرایی این برنامه ها نتیجه یی عکس به همراه دارد. این اتفاق تنها به واسطه اختلاف نظرها و سلیقه ها در افراد است که قبلاً هم به آن اشاره شد. وجود شورای دبیری در بی ینال پنجم یکی از این اتفاقات و تجربه های متفاوت بود که بحث و بررسی آن فرصت دیگری را طلب می کند.

- در هر اتفاق هنری آنقدر نوپا هستیم که در هر موردی حتی در نقد آن نیز باید توجه داشته باشیم تا تیشه به ریشه کل اتفاق نزنیم. رشته هایی مثل مجسمه سازی نهال هایی کوچک در حوزه تجسمی ماست که گاهی ممکن است به راحتی از بین بروند. نباید فراموش کرد که حفظ این نهال مهم تر از هر اتفاق دیگری است.