مجسمه آرش كمانگیر چند ماهی می شود كه در مجموعه فرهنگی - تاریخی سعدآباد در مقابل كاخ ملت، رو به غروب خورشید، استوار شده است. این مجسمه كه به سفارش مجموعه كاخ سعدآباد و از سوی گروه مجسمه سازی آرش ساخته شده است، بیش از ۷ متر ارتفاع دارد و بر روی یك سنگ صخره مانند به ارتفاع ۱۷۰ سانتیمتر ساخته شده است.

مجسمه آرش كمانگیر را استاد حسن ارژنگ نژاد به همراه حسین ونكی، اكبر وزیری و ابوذر ونكی ساخته اند و همه مراحل طراحی، مدلسازی، قالبگیری، تولید و نصب آن را بر عهده داشته اند. حسین ونكی یكی از اعضای گروه آرش درباره این مجسمه و چگونگی ساخت آن می گوید: كار ماكت سازی اولیه برای این تندیس از ابتدای تابستان ، در پی دریافت سفارش از سوی مدیران مجموعه سعدآباد آغاز شد و ساخت آن۴ ماه طول كشید.

از نظر او ساخت تندیس آرش كمانگیر یكی از مهم ترین اقداماتی است كه در سال های اخیر در امر ساخت و طراحی تندیس های اساطیری در ایران رخ داده است. او درباره این شخصیت اساطیری می گوید: آرش قهرمانی است كه در دوره منوچهر، نخستین پادشاه پیشدادیان، می زیسته و داستان او چنین روایت شده است كه افراسیاب تورانی، منوچهر، پادشاه پیشدادی را در طبرستان محاصره می كند و بعد از آنكه نیروهای هر دو طرف خواهان آشتی می شوند، دو طرف توافق می كنند كه افراسیاب به اندازه یك پرتاب تیر از خاك ایران عقب نشینی كند و هر جا كه تیر فرود آمد، مرز ایران و توران باشد.

افراسیاب در میان سپاهیانش به دنبال فردی می گردد كه بیشترین توان را برای پرتاب كمان داشته باشد و لشكریان، آرش را به او معرفی می كنند و آرش برای انجام این مهم از البرز بالا می رود و همه نیرو و جان خود را به تیر می بخشد تا در برابر تاریخ سرافكنده نشود.

حسین ونكی این داستان اساطیری را چنین ادامه می دهد كه تیر آرش سپیده دمان از كمان رها می شود و سرانجام در غروب آفتاب در سرزمین بلخ و در كنار رود جیحون بر تنه درختی كه بلندترین درخت جهان بوده است فرود می آید و مرز ایران و توران را مشخص می سازد.

او معتقد است كه تاكنون درباره آرش كتاب ها و مقالات و آثاز بسیاری تألیف شده است كه این آثار را می توان به ۳ دوره باستان، اسلامی، و معاصر تقسیم كرد.

حسین ونكی می گوید: آرش یكی از ماندگارترین شخصیت های اساطیری ایرانیان است و در دوران باستان او را آرش شیوا تیر یا شیپاك تیر یاد شده است و در دوران اسلامی او را آرش كمانگیر نامیده اند و نام و داستان او در كتب تاریخی بسیاری از جمله تاریخ طبرستان، مجمل التواریخ، آثار الباقیه، و غرر السیر و ... آمده است كه در آنها از جشن تیرگان كه خبر رهایی سرزمین ایران از سوی آرش از چنگ تورانیان، یاد كرده اند.

طرح آرش به عنوان بخشی از تندیس سازی و طراحی فضای كاخ موزه سعد آباد است كه ۲ شیر نیز همزمان در این مكان نصب شده است و بخش دیگری كه در دست اقدام است ساخت ۲ سوار و اسب به ارتفاع حدود ۸ متر جهت نصب در ۲ طرف استخر مقابل موزه ملت است كه در حال حاضر ماكت آن به اتمام رسیده و مدلسازی آن آغاز شده است.

یكی از ویژگی های تندیس آرشی كه از سوی گروه آرش ساخته شده است، لباس اوست كه بر خلاف تمام تندیس های پیش از آن از جنس چرم است و با لباس های ایام هخامنشی تفاوت دارد. حسن ونكی در این باره می گوید: لباسی كه ما برای آرش طراحی كردیم ابتدا از نوع لباس های هخامنشی بود، اما با رایزنی هایی كه ما انجام دادیم و تحقیقاتی كه داشتیم متوجه شدیم كه اسطوره حیات آرش به زمانی نسبت داده شده كه انسان ایرانی و سرباز ایرانی نمی توانسته لباسی غیر از لباس از جنس چرم داشته باشد.

درباره لباسی كه بر تن تندیس آرش است، استاد ارژنگ پور می گوید: زمان حیات آرش به پیش از ساخت و اختراع زره از سوی بشر باز می شودو در ایامی كه احتمالاً قهرمانی با مشخصه های آرش كمانگیر زیست داشته چرم و نمد از جمله البسه ای بوده است كه برای تن پوش خود تدارك می دیده است.

از نظر او زمان وقوع داستان آرش به دورانی مربوط می شودكه انسان یاد گرفته بود به جای تن پوش ساختن از پوست و پشم حیوانات، چرم آنها را مورد استفاده قرار دهد و ساخت تن پوش رزمی همچون زره نمی توانسته در زمانی اتفاق بیافتد كه آرش كمانگیر می زیسته.

او می گوید: بنا بر تحقیقاتی كه ما داشته ایم استفاده از پوست حیواناتی نظیر گوزن و بزكوهی در دوران مادها امری رایج و عادی بوده است و لباسی كه سربازان و دلاوران داشتند، به گونه ای بوده كه اندام ورزیده و تنومند آنها را به رخ دشمنان و لشكریان می كشانده.

ابوذر ونكی، عضو جوان تیم آرش درباره پوشش آرش می گوید: ما تحقیقات بسیاری را درباره آرش داشتیم و از نظر زمانی بنا به نوشته های تاریخی آرش به دوران پیش از مادها تعلق داشته. چنانكه در اوستا باران های سریع و تند را به تیزی تیر آرش تشبیه كرده اند و این موضوع حكایتگر آن است كه آرش كمانگیر احتمالاً از نظر زمانی به دوره پیش از اوستا مربوط بوده است.

حسین ونكی از خواب هایی می گوید كه از آرش كمانگیر دیده است و درباره این خواب ها می گوید: در طول مراحل ساخت این تندیس من بارها خواب آرش را دیدم و در یكی از این موارد وقتی من و سایر اعضای تیم بر روی نحوه ساخت پیش بازوی آرش به مشكل بر خورده بودیم، من آرش را در خواب دیدم كه پشت بازویش را به من نشان داد و گفت پشت بازوی من این شكلی است و همین شكلی را كه می بینید من ابتدا در خواب دیدم.

البته حسین ونكی معترف است كه جثه آرشی كه در خواب دیده است به مراتب بزرگتر و تنومند تر از آرشی است كه تندیسش را ساخته است.

تاكنون چند تندیس آرش از سوی تندیس سازان و طراحان ایرانی ساخته شده است كه هر كدام از آنها بر اندام تنومند آرش تأكید داشته اند، با این همه مجسمه آرشی كه از سوی گروه تندیس سازی آرش ساخته شده است، تفاوت های بنیادی بسیاری با سایر تندیس های هم نوع خودش دارد كه علاوه بر لباس نوع و نحوه كمان گرفتن این تندیس و برخورداری از اندامی نه چندان غیر عادی و غلو شده این مجسمه است كه به باورپذیرتر شدن آن كمك شایانی می كند.

با این همه چند نكته در نحوه نصب و جایابی این مجسمه باقی است كه باید بیشتر مورد توجه مسئولان كاخ موزه سعد آباد و سازندگان آن قرار گیرد. نخست اینكه بنا بر آثار باقیمانده از حكایات اساطیری، سمت و سویی كه آرش برای تعیین مرز ایران انتخاب كرده نه از جانب شرق به غرب كه از جانب غرب به شرق ایران بوده است.

كافیست به حكایاتی كه درباره این شخصیت اساطیری در كتب تاریخی وجود دارد نگاهی دوباره بیفكنیم كه جملگی بر سر این موضوع توافق دارند كه تیر آرش از قله البرز به سوی سرزمین بلخ و رود جیحون پرتاب شده است.

به هر روی ساخت تندیس آرش یكی از اقدامات مثبت و قابل تقدیر مدیران فرهنگی دولت است كه در صورت ادامه یافتن آن می تواند به جریانی تأثیرگذار در عرصه طراحی و ساخت تندیس های اساطیری منجر شود. امری كه البته باید از سوی مسئولان امر بیش از این مورد توجه قرار گیرد.