وقتی لته سنگ بزرگ مرمرین زیر چكش‌های بنیان‌گذار مجسمه‌سازی نوین ایران شكل می‌گرفت، تقویم حوالی سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ را نشان می‌داد. حالا ۳۷ سال از حضور همیشگی حكیم توس كه "ابوالحسن‌خان صدیقی" حجم و در یكی از میدان‌های اصلی شهر تهران جای داد، می‌گذرد.

اما سال‌هاست كه حوالی رسیدن بهار و آغاز سال جدید، دود و سیاهی و ضربه و انفجار بر دامن او و همان معدود مجسمه‌های مشاهیر موجود در فضای شهری می‌نشیند. این در حالی است كه این روزها و این سال‌ها، بسیاری از كشورهای همسایه می‌كوشند با فعالیت‌های فرهنگی و هنری، ازجمله نصب مجسمه‌ها و تندیس‌هایی در كشورهای خود و حتا كشورهای غربی، مشاهیر ما را از آن خود جلوه دهند.

روزها و شب‌های گذشته صدای نارنجك‌های دستی و مواد منفجره‌ای كه هرساله در حوالی آخرین چهارشنبه‌ی سال به اوج می‌رسند، از گوشه و كنار كوچه‌پس‌كوچه‌های بالا و پایین شهر شنیده می‌شوند و گویا دیگر چشم‌ها به هر روز بیشتر دیدن جای خاكستری دود بر دیوارهای سنگی، بیلبوردهای تبلیغاتی، تابلوهای راهنمایی شهری، ایستگاه‌های اتوبوس و حتا تابلوهای مسیریابی در اتوبان‌ها، عادت كرده؛ تا جایی‌كه این روزها همان معدود میدان‌هایی را كه به مجسمه‌ای با تندیسی از مشاهیر علم، هنر و ادب ایران مزین شده‌اند، به این امر مبتلا كرده است.

سال‌هاست هنرمندان مجسمه‌ساز و كارشناسان هنری پیشنهادهایی عمل‌شدنی را مبنی بر حفظ و نگهداری این آثار كه شاهكارهای هنری كشور به‌شمار می‌روند، ارایه كرده‌اند اما...

"فضای شهر تهران خالی از مجسمه‌های مشاعر و هنرمندانی است كه نشانگر فرهنگ و تمدن این مرز و بوم هستند."

این جمله‌ای است كه سعید شهلاپور - مجسمه‌ساز پیش‌گام ایران - درباره‌ی حفظ نگهداری و حوادثی كه این روزها متوجه مجسمه‌های شهری است، گفت.

او با بیان این‌كه فضای شهری امروز، فضای مناسبی برای مجسمه‌ها نیست، تصریح كرد: فضاهای كنونی در اطراف میدان‌هایی مانند فردوسی، به‌دلیل وجود بیش از حد چراغ‌ها و دوربین‌های ترافیك، فضای بصری نامناسب را برای مجسمه‌های موجود در آن‌ها به‌وجود آورده است.

این هنرمند مجسمه‌ساز تأكید كرد: ضرورت دارد از مجسمه حكیم توس واقع در میدان فردوسی كه از كارهای با ارزش ابوالحسن‌خان صدیقی است، نمونه‌ای قالب‌گیری‌شده، تهیه و در محل نصب و اصل آن هم در موزه یا فضای سربسته‌ای نگه‌داری شود.

شهلاپور درباره‌ی برخورد مواد محترقه در روزهای پایانی سال به مجسمه‌های شهری با ابزار نارضایتی تصریح كرد: استفاده از این مواد، در بسیاری از نقاط جهان دیده می‌شود، اما هیچ‌كدام از آن‌ها به شاهكارهای هنری خود ضربه نمی‌زنند.

به‌زعم او، كسانی كه این‌كارها را انجام می‌دهند، كم‌ترین احترامی برای این شخصیت‌ها كه نشانگر فرهنگ و تمدن ایران هستند، قایل نیستند.

وی همچنین با بیان این‌كه فضای اطراف میادینی كه مجسمه‌های مشاعر و هنرمندان در آن‌ها نصب شده است، باید از آلودگی‌های بصری پاك شود، افزود: این مجسمه‌ها زمانی طراحی و نصب شده‌اند كه فضای اطرافشان معقول بوده است، اما هم‌اكنون پس از گذشت سال‌ها این فضاها تبدیل به فضاهای آلوده بصری شده است.

شهلاپور اضافه كرد: پیشنهادهایی مبنی بر حفظ قبلا به مسوولان شهرداری ابلاغ شده است، اما مانند سایر پیشنهادات،‌ بر زمین مانده‌اند؛ گویا باوری به مسایل فرهنگی وجود ندارد و‌ برخی مسوولان امر حتا یك‌بار هم كتاب فردوسی را باز نكرده‌اند!

وی در پایان گفت: تهران شهر فقیری از مجسمه‌های مشاعر و هنرمندان است و ضرورت دارد از همین تعداد كم هم حفاظت و نگه‌داری شود.

اما رییس انجمن مجسمه‌سازان ایران با تاكید بر اینكه انجمن متبوعش قدرت اجرایی ندارد، در این‌باره به خبرنگار ایسنا گفت: در تمام دنیا مرسوم است كه مجسمه‌های اصل باید به موزه منتقل شود و یك بدل قالب‌گیری از آن را نصب می‌كنند، تا خاطره‌ی ذهنی‌ای را كه در افراد تداعی می‌كند، زنده نگه دارد.

طاهر شیخ‌الحكمایی با یادآوری این‌كه تخریب مجسمه‌هایی كه توسط مجسمه‌سازانی كه یا حضور ندارند و یا درگذشته‌اند، جای افسوس دارد، تأكید كرد: این‌گونه مجسمه‌ها وقتی به مرحله‌ای می‌رسند كه ارزش هنری و ارزش نگه‌داری در موزه را داشته باشند، ضرورت دارد، بدلی از آن‌ها تهیه و فضای شهری نصب و اصل آن به فضای سربسته‌ و امنی انتقال داده شود.

وی افزود: انجمن مجسمه‌سازان ایران قدرت اجرایی ندارد تا از این آثار به شكل جدی‌تری دفاع و حفاظت كند، اما می‌تواند با بیان مشاوره و راه‌كارهایی مسوولان اجرایی را راهنمایی كند.

او تأكید كرد: حفاظت از این آثار برعهده سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و سایر سازمان‌هایی است كه در این زمینه فعالیت می‌كنند و این نیاز به امكانات وسیع دارد. همان‌طور كه كارهایی را برای مجسمه خیام در پارك لاله انجام دادند و به‌طوری‌كه قالب‌گیری آن به‌پایان رسیده و فقط امكانات جابه‌جایی آن باقی مانده است تا این مجسمه به موزه انتقال داده شود.

وی با اشاره به این‌كه این تخریب‌ها و بی‌توجهی‌ها شامل ساختمان‌های قدیمی نیز می‌شود،‌ افزود: هر اثری كه در مملكت به‌وجود آمده و یا می‌آید، ضرورت دارد زمینه‌های نگه‌داری و حفظ آن‌ها فراهم و شناسنامه‌ای برای آن‌ها تهیه شود تا بتوان از تخریب آن‌ها جلوگیری كرد.

با این حال حبیب‌الله صادقی - سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران گفت: برای نگه‌داری این‌گونه مجسمه‌ها فضاهای بزرگی مانند باغ رودن در فرانسه لازم است.

وی افزود: ضروری است موزه‌های بزرگ، باغ و موزه شاعر را راه‌اندازی كرد و این باید به همت شهرداری انجام شود تا از آثار اصلی كپی گرفته شود و به جای اصل آن در محل نصب شود تا بتواند ضمن آسیب‌ندیدن، تاریخ را در ذهن مردم تداعی كنند.

به گفته‌ی او، موزه هنرهای معاصر بیشتر برای هنرمندان معاصری است كه بیان نو دارند، پس نمی‌تواند مكان مناسبی برای تحقق این امر باشد.

مدیر دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان این‌كه موزه‌های مردم‌شناسی، ایران‌شناسی و مشاعر از تهران وجود دارند، گفت: این موزه‌ها می‌توانند به رشد فرهنگ و همچنین حفظ و نگه‌داری از این مجسمه‌ها مناسب باشند، زیرا محیط خوبی دارند.

صادقی گفت: مجسمه‌های اصل باید در مكان مناسبی قرار داده شوند تا از برودت، طوفان،‌ صدا و سرما در امان باشند.

وی همچنین با یاد آوری این نكته كه نگه‌داری از آثار هنرمندان برجسته كشور بسیار مهم و از وظایف ماست، تصریح كرد: این امر به امكاناتی مناسب احتیاج دارد كه باید به‌صورت جدی در شورای انقلاب فرهنگی و سازمان‌های مربوط پیگیری شود تا با این‌كار‌، اندیشه و تلاش هنرمندان در یك دوره تاریخ حراست شود.

● سرانجام؟!

مدیر دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نهایت خبر داد: موزه هنرهای معاصر تهران و وزارت ارشاد اسلامی این‌كار را به صورت جدی در دستور كار دارند و می‌خواهند مجسمه‌های موجود در كل كشور را كه قابلیت‌ این را دارند كه در محل امن باشند، با شناسنامه‌دار كردن و كپی‌برداری، اصل آن‌ها را در محل مناسب قرار دهند.