توجه به حضور یا حذف نور در جهان هنر به شكل گیری برخی از مكاتب هنری انجامیده است

انسان از بدو تولد با پدیده نور و روشنایی آشنایی دارد. نور قادراست تا بر احساسات و امیال انسان تأثیر مستقیم گذارد. تنها در حضور نور است كه رنگ معنا می یابد. توجه به حضور یا حذف نور، در جهان هنر از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ تا جایی كه شكل گیری بسیاری از مكاتب هنری مدیون توجه هنرمندان نكته بین به قدرت تأثیر این پدیده طبیعی است. خورشید منبع و سرچشمه نورانی جهان پیرامون ماست و ما در مقام انسان هیچگونه قدرتی در كنترل سرچشمه نور طبیعی نداریم. جهت و شدت نور منتشر شده از خورشید بنا به عوامل جوی تغییر پذیراند و ما تنها قادریم تا با محاسبه شرایط، بازتاب نور را مهار نمائیم و از آن در جهت مقصود خود بهره ببریم. ناپایداری نور طبیعی در هنر عكاسی می تواند در جهت ثبت تصاویری شگفت انگیز و بی همتا از طبیعت مورد استفاده هنرمند عكاس قرار گیرد. حركت چرخشی زمین سبب تغییر زاویه نور می شود.

این زوایا در ساعات مختلف روز می توانند در هیأت خطوط شكسته و یا منحنی هایی مواج ظاهر شوند و رنگ نور طبیعی می تواند گرم باشد در این صورت بیشتر به قرمز تمایل دارد . نور سرد نیز اصطلاحی است كه به نورهای آبی و سبز اطلاق می شود كه بنا به موقعیت خورشید در آسمان بازتاب آن در محیط پیرامونی ما قابل مشاهده است. دوری یا نزدیكی خورشید به خط افق نیز سبب بزرگ و كوچكتر شدن سایه ها می شود و اینها نكاتی است كه در هنر عكاسی به مدد نگاه خلاق هنرمند می آید . تمام این فاكتورها در هنر سینما نیز قابل تجربه هستند. در مهار نور طبیعی می توان از انواع فیلتر بهره گرفت. فیلترها می توانند با نصب بر لنز دوربین های عكاسی و تصویربرداری مورد استفاده قرار گیرند. در تصویربرداری از مكان های داخلی، شیشه های پنجره و پرده ها نیز مشابه فیلتر عمل می كنند . در هنرهای دراماتیك از آنجایی كه اغلب نمایش ها در سالن های بسته به صحنه می روند، از نور طبیعی استفاده نمی شود.

نورپردازی صحنه در تئاتر به مدد پروژكتورهای نصب شده در سالن صورت می پذیرد. توجه به كاركرد نورهای رنگی و معنای آنها در ذهن مخاطب می تواند در جهت ایجاز نمایش به كار گرفته شود. از سوی دیگر نور در تئاتر می تواند شبیه به تمهیدات انتقالی پرده های یك اجرا عمل نماید. در هنر نمایش، نور در خدمت بازی بازیگران قرار می گیرد و بنا به خلاقیت كارگردان می تواند در قالب یك موتیف برای معرفی یك شخصیت در صحنه تابانده شود. شاید بتوان اذعان داشت كه هنر نقاشی در مقایسه با دیگر شاخه های هنرهای تجسمی همچون گرافیك و مجسمه سازی، بیشترین بهره را از نور برده است. تولد دوباره هنر در مكتب رنسانس با آشتی هنرمندان نقاش با نورهای موجود در طبیعت همراه بود. ایشان در ترسیم تصاویر روایات كتاب مقدس، دقت بسیاری در انعكاس نورهای طبیعی در سوژه های خود داشتند . چرا كه به این نحو آثارشان از باور پذیری بیشتری برخوردار می گشت. دیگر مكاتب هنری نقاشی نیز هر یك به نحوی از پدیده نور بهره برده اند. تا جایی كه مكتب امپرسیونیسم نام خود را از اصطلاح «تأثیرپذیری از طلوع خورشید» وام گرفت.