سال بعد از المپیك، سال خانه تكانی در تیم های كشتی صاحب سبك سراسر جهان است اما ما نیازی به خانه تكانی نداریم، یا بهتر است بگوییم خانه تكانی دردی از ما دوا نمی كند. خانه تكانی به درد تیم هایی می خورد كه در المپیك دست های خود را دراز كردند و چنگ به مدال های طلا و نقره انداختند. خانه تكانی مختص روسیه، اوكراین، امریكا، تركیه، بلغارستان، ایتالیا، آلمان، ژاپن و فرانسه است. چرخ های كشتی ما در جاده صعب العبور پكن، با ایست كامل، توی گل و شل فرو ماند. اگر چرخ های حركتی بقیه تیم ها برای بعد از المپیك، با یك تنظیم باد مختصر، مجدداً رو به راه خواهد شد، داستان چرخ های در گل فرو رفته ما خط سیری كاملاً متفاوت دارد. چرخ ها باید تعویض شوند. موتور باید بیاید پایین. یاتاقان زده ایم خلاصه. درد تیم ملی ما با خانه تكانی دوا نمی شود. تیم ملی نیاز به زلزله دارد؛ ۷ ریشتر در هفت وزن. كاری كه غلامرضا محمدی باید انجام دهد، می تواند كه انجام دهد اگر كه بگذارند.

● تورنتو ۹۳

تورنتو، فصلی جدید در داستان كهن دنیای كشتی است. از آن روز بود كه پیكر كشتی جهان، لباسی مدرن به تن كرد. شوروی تجزیه شد. یك روس در هر وزن، شد ۱۷ روس در هر وزن. اگر سابقاً مثل سوخته سرایی در ۱۹۷۸ به روس هم ضربه می شدی باز مدال می گرفتی! این بار باید دست كم سه روس را زمین می زدی تا برنز خودت را قطعی كنی. كلاس كشتی در جهان، بر خلاف آنهایی كه حسرت كشتی كند و كم تحرك هفتاد سال پیش را می خورند، از تورنتو به بعد بود كه زیر و زبر شد و با جهشی محیرالعقول، هم از خطر حذف از المپیك ها رهایی یافت و هم این كه عصر كشتی گیران شكست ناپذیر و تافته های جدا بافته به پایان رسید.

تیم ما هم نو نوار شده بود. دیگر اثری از برادران محبی، سلیمانی، سوخته سرایی، كاظم غلامی، ناصر زینل نیا و مجید تركان در تیم ملی نبود. غلامرضا محمدی با موجی از مخالفت ها روانه تورنتو شد. مخالفینی كه دركی از جوانگرایی نداشتند و هنوز حسرت كشتی بیست دقیقه ای از تشك را می خوردند. دورانی كه اگر مثل بن جانسون از تشك فرار می كردی، تماشاگران برایت دست هم می زدند! محمدی، دلاور لر، در تورنتو روس ها را پر پر كرد. ابتدا سرگئی زامبالف از روسیه و سپس میخائیل كوشنیر از اوكراین را. والنتین یوردانف هم فقط به مدد شان و اعتباری كه داشت، با قضاوت مهربانانه داوران از كمند سه اخطاره شدن گریخت، یادش به خیر. محمدی پنج بار به مچ پای یوردانف رسید و او را مثل گونی روی دوش خود سوار كرد. در تیم تورنتو، ابراهیم مهربان هم برای نخستین بار ملی پوش شده بود؛ مثل نادر رحمتی، دودانگه و رضایی منش. غول نوخاسته لاهیجانی، مقابل آندریاس شرودر آلمانی به تساوی صفر-صفر رسید. همان ژرمن بی شاخ و دمی كه در ۱۸ سالگی و مسابقات جهانی ادمونتون، سوخته سرایی نامدار را شكست داده بود. همان آلمانی كه در شهر مارتینی سوییس، سخت ترین كشتی عمر ورزشی علیرضا سلیمانی را رقم زد.

در تیم تورنتو، اكبر فلاح بهترین كشتی های عمر ورزشی اش را گرفت. علی اكبر دودانگه هم فقط بر حسب یك اتفاق باور نكردنی، پایش روی تشك لیز مقابل خسوس ویلسون كوبایی لیز خورد و مدال مسلم را از كف داد. در آن تیم، رسول كه طی یك تصمیم صد در صد اشتباه از سوی كادر فنی همیشه پر اشتباه تیم ملی به ۱۰۰ كیلوگرم تبعید شده بود، به الكسی پورنكو اوكراینی باخت. امیر رضا خادم اما ضعیف ترین عضو اعزامی بود و طی یك كشتی انتقاد آمیز، با ضربه فنی به لاسلو دووراك از مجارستان باخت و حذف شد.

● ۱۵ سال بعد

تورنتویی های شگفتی ساز، امروز سكان هدایت تیم ملی را در اختیار دارند. غلامرضا محمدی سرمربی تیم ملی شده. ابراهیم مهربان هم دستیار توانای اوست. علیرضا رضایی منش نیز در رقابت های لیگ، یكی از ناظران ثابت تیم ملی است. بارسلونای ۱۹۹۲ برای این كادر فنی، حكم المپیك ۲۰۰۸ را دارد. بعد از بارسلون، همین كادر فنی بود كه در كشتی ایران چهره شد و حالا برای بعد از پكن، زلزله ای در تیم ملی مورد نیاز است تا فجایع استادیوم دانشكده كشاورزی پكن به فراموشی سپرده شود.

● دار و ندار تیم ملی

سال بعد از المپیك است و پایه ریزی فونداسیون تیم ملی باید برای مسابقات المپیك لندن انجام شود اما از تیمی كه به پكن رفت، چند نفر می توانند خودشان را به لندن برسانند واقعیت ها را باید پذیرفت. راه باید باز شود برای ورود جوانان. اردوی تیم ملی باید پر شود از جوانانی كه در لیگ برتر دارند هنر نمایی می كنند. اگر علی دایی هراسی از میدان دادن به حسن اشجاری، محمد نوری، جلال رافخایی و احمد جمشیدیان ندارد، شك نداریم كه غلامرضا محمدی هم سجاد محمدی را نادیده نخواهد انگاشت. یار ۶۶ كیلویی تیم محمدیان یاری كه هر چهار هفته لیگ را روی تشك آمده و هر چهارتا را هم پیروز شده! اصلاًً بیاییم وزن به وزن، دار و ندار كشتی آزاد ایران را بررسی كنیم.

● وزن اول

دلشاد منصوروف به سهولت بر فرید دژم خو غلبه كرد. در حالی كه همین دژم خو، رقیبی سرسخت برای تمام مدعیان وزن نخست است. باید بپذیریم كه در این وزن، حتی برای مدال گرفتن در آسیا هم مشكل داریم. مگر تقی داداشی در دوحه مدال گرفت مگر همین تقی داداشی در جی جو به مقام پنجم نرسید در این وزن قبل از لیگ، تمام موجودیت ما در عباس دباغی و حسن رحیمی بودند اما در كوران لیگ، مسعود محمودی از كلاردشت و سلطانی از راه آهن هم شایستگی كافی، حداقل برای دعوت به اردو را از خود بروز دادند.

● وزن دوم

مسعود اسماعیل پور از گاز، كیفیتی بهتر از سایرین داشته. در حالی كه به اعتقاد ما سعید احمدی و محسن آقاجانی به هیچ وجه راضی كننده نبوده اند. مراد محمدی هم فعلاً مصدوم است. علی اصغر سلیمانی را نیز در دور برگشت، راحت تر و دقیق تر می توان محك زد. همین. آیا غیر از این ها، چیزی در ۶۰ كیلو داریم كه بشود برای لندن به آن فكر كرد گرچه ناگفته نماند عارف علیزاده از نیروی زمینی هم كشتی خوبی با تقی داداشی گرفت.

● وزن سوم

خدا این مهدی تقوی را حفظ كند برای كشتی ایران. كسی كه تصمیم اشتباه و مهلك محمود معزی پور، باعث تأخیر یك ساله در شكوفایی او شد. تقوی امروز رقیبی در ایران برای خود نمی شناسد اما برای كسب مدال از دانمارك، هنوز هم باید تن خود را به شلاق تمرینات اردویی بسپارد. در این وزن سعید داداش پور را هم داریم. سجاد محمدی هم لیاقت دعوت به اردو را دارد البته عسگری محمدیان هم باید مقداری به او استراحت دهد. عاشوری از سیمان دو رود هم خوب بوده.

● وزن چهارم

تراكم چشمگیری از مدعیان داریم. گرچه برخی از آن ها قطعاً به لندن نمی رسند اما برای دانمارك، رقابت داخلی نفسگیری خواهیم داشت. علی اصغر بذری در نتیجه گیری موفق بوده. میثم جوكار معلوم نیست چرا هنوز نتوانسته خودش را از كابوس پكن رها كند. ستاره لیگ تا این جای كار، سعید ریاحی است كه طی سال های گذشته با جفای مربیان وقت تیم های ملی روبه رو شده. ریاحی لیاقت دعوت به اردوی جام جهانی را دارد. انگیزه و تشنگی او برای كسب پیروزی، واقعاً مثالزدنی است. سعید توكل را هنوز در لیگ ندیده ایم. ایمان محمدیان هم باید پیشرفت محسوس خود را با عینیت بیشتری به نمایش بگذارد.

● وزن پنجم

اسماعیل نجاتیان بهترین بوده تا امروز. باید او را در دیدارهای بین المللی هم بسنجیم. رضا یزدانی فعلاً در ۹۶ كشتی می گیرد. از حامد تاتاری و جمال میرزایی و مهدی حاجی زاده هنوز كشتی های رضایت بخشی در حد تیم ملی ندیده ایم. همین و دیگر هیچ. واقعاً سرمربی تیم ملی در این وزن، چقدر جای مانور دارد !

● وزن ششم

آن چه از ۹۶ كیلویی های لیگ دیدیم، فقط حسرت و اندوه به جا گذاشت برایمان. سعید امیری بسیار دور از انتظار بود. سعید ابراهیمی هم مصدوم شده. امیر گنجی هم مدت هاست كه از صحنه دور است. سه جوان شایسته به نام جعفر شمس ناتری، مهدی نوری و عرفان امیری، در صورت قرار گرفتن در یك پروسه آموزشی تكنیكی، می توانند آینده خوبی داشته باشند.

● وزن هفتم

فردین همچنان بهترین است. خبری از امیر قاسمی منجزی نیست. آذرشكیب را هم باید در دیدارهای جدی تر محك بزنیم. مهران رشیدی و هادی گوركانی، كشتی های خوبی گرفته اند اما بسیار بی تجربه اند و باید در جام تختی آبدیده تر شوند و حتماً باید رنگ تورنمنت های بین المللی را هم ببینند.

مهدی رستم پور