چقدر زود سلا‌م، خداحافظی شد ، استاد كیهان ورزشی به تو سلا‌م كرد. ما از نسل دهه ۶۰ این شغل عاشق‌كش بودیم، حسین خوانساری و دیگران از نسل دهه ۵۰ و تو... از نسل ماموت‌ها. از نسل معرفت‌های منقرض‌شده.

پارسال بود، پیرارسال بود، كی بود كه از درخت سیب می‌چیدیم؟ ابلیس همه آن خاطرات خوب را از من دزدید. دعاهایم را ربود. خشكسالی شد. دعای باران من بی‌حاصل. استاد گفت: هر چی كیسه نایلون دارید پر كنید از سیب. سیب‌ها سرخ بودند مثل گونه‌های استاد وقتی زیاد احساساتی می‌شد، ارغولا‌نی می‌شد. ما سیب‌ها را چیدیم و گاز زدیم. كاش بو می‌كردیم. كاش وقتی سیبی روی زمین می‌افتاد، می‌فهمیدیم زمین چه تكانی می‌خورد. ارغوان رفت كنار نهر زیر سایه درخت چرت عصرانه بزند. نمی‌شد ارغوان باشد و ما ساكت بمانیم. از سنگریزه شروع شد.

رسید به قلوه سنگ. هر سنگی كه بدجنس‌تر از دست در می‌رفت و به او می‌خورد، پلكی می‌گشود و لبخندی می‌زد و تهدیدی موكول به آینده كه هیچ وقت به عمل نمی‌رسید. ظرفیت شوخی‌اش نیل بود. اروند بود. جریان خود ارغوان در اقیانوس تصفیه می‌شد. شوخی شوخی رسیدیم به پیراهنش كه از شاخه درخت آویزان بود. پیراهن را نشانه رفتیم. افتاد توی آب.

هر چی كارت ماشین و گواهینامه و بیمه و... بود، افتاد توی نهر. آب نهر سندها را برد و روزگار ما را دریغ از یك گلا‌یه ارغوان به خاطر این شوخی‌ها. این خاطره را گفتم كه بگویم هر اندازه در رفاقت نرم بود و انعطاف‌پذیر، قلمش برعكس بود، تیز و یخ و انعطاف‌پذیر. با كسی شوخی نداشت. همه آنها كه از دور و نزدیك با او دوست یا همكار بودند به مهربانی، معرفت، رفاقت، عزت‌نفس، استقلا‌ل قلم و همه نیكمردی‌های دیگر او معترفند. تشییع پیكرش هم از همان خانه ۸۰ متری ۴۰ سال پیش كوی نویسندگان بود. چهره شرافت چروكیده می‌شود تا در این روزگار عزت‌نفس‌كش یكی صفحه‌فروش نشود. میان آن همه پهلوان، ارغوان ما فروشنده نشد. جوری رفتار نكرد و حرف نزد كه پایانش فرسایش روح باشد.

به این نتیجه برسی كه زبانش بگوید نه اما زور بزند سطر اول شعر رفاقت بنشیند. یكدستی ظاهر و پنهانش او را بالا‌نشین هر شعر رفاقتی كرده بود.حالا‌ هم انصاف نیست بگوییم ارغوان نازنین ما اسیر چنبره مرگ شد. بهتر است بگوییم خان و مان دنیا را به هیچ گرفت و رفت و گلا‌یه كنیم چرا قبل از رفتن كسی را به جای خودش به ما معرفی نكرد كه وقتی كنار سفره‌اش نشستیم، تعداد قاشق‌هایمان را نشمارد!

اسدالله مشایخی