● ابتدا از چگونگی علاقه مندی خود به نقاشی و تجربه ها و تحصیلات خود در این زمینه بگویید؟

▪ علاقمندی بنده از زمان كودكی و قبل از مدرسه رفتنم شروع شده بود و مرحوم پدرم وقتی مرا با خود بیرون می‌برد ناخودآگاه در مغازه‌ها و دیوارها دنبال تصویر بودم و هر كجا دیدم به تصویر برخورد می‌كرد توجه مرا جلب میكرد و به آن خیره می‌شدم و بعد از شروع مدرسه كم‌كم مداد بدست گرفته و این زمان بیشتر دوست داشتم نقاشی بكشم. در فضاهای خالی كتابهایم و یا هر كاغذ سفیدی كه پیدا می‌كردم شروع به كشیدن و خطی خطی كردن می‌نمودم.

وارد دوره راهنمائی كه شدم، معلمی داشتیم كه در فرانسه موزیك تحصیل كرده بود. او بعد از دیدن نقاشیهایم مرا تشویق كرد كه در این رشته تحصیل كنم البته تا آن روز نمی‌دانستم كه می‌توان تحصیلات هنر را ادامه داد و با راهنمائی‌های ایشان در امتحان ورودی شركت كردم. بعد از قبولی، دوره چهار ساله نقاشی را در هنرستان میرك تبریز ادامه دادم و با امتیاز عالی به اتمام رساندم. تا اینكه به تشویق اساتیدم سال ۱۳۶۱ برای ادامه تحصیل به آلمان رفتم. مدتی به صورت آزاد فعالیت هنری داشتم بعد از آن به صورت جدی به تحصیل پرداختم و تا مدرك دكتری در همین كشور پیش رفتم.

بعد از اینكه از دانشگاه هنر كاسل آلمان با امتیاز عالی فارغ‌التحصیل شدم. به مدت ۴ سال مشغول تدریس هنر شدم. تا اینكه سال ۸۲ بخاطر بیماری مرحوم مادرم به ایران آمدم و تابه امروز در دانشگاه نبی اكرم (ص) تبریز مشغول تدریس هنر می‌باشم. مشكلات پی در پی كه برایم پیش آمد روند رشد كار هنریم را كند كرد و این اولین بینالی است كه پس از مدتی در آن شركت می‌كنم.

● شما در نمایشگاه بی ینال هفتم نقاشی اثری داشتید، می‌خواستم از سطح این نمایشگاه و كیفیت كارها بپرسم كه از نظر شما این نمایشگاه چگونه برگزار شد و كیفیت آن چگونه بود؟

▪ در یك نمایشگاه هنری فضا بسیار حائز اهمیت است. در ساختمان صبا فضای بزرگی داشتیم اما به جای تابلوهای راهنما تنها چیزی كه بازدید‌كنندگان را به طرف نمایشگاه راهنمایی می‌كرد چند كاغذ بود كه روی دیوار چسبانده شده بود كه آن هم به طور جدی دیده نمی‌شد و این برای بازدید كنندگان مهمان خسته كننده بود و اگر ما از بینال كشوری صحبت می‌كنیم كه آن كشور صاحب تمدن فرهنگ و هنر می‌باشد اینگونه برخورد بسیار ضعیف به نظر می‌رسد از جمله نوع ارائه تابلوها و نورپردازی كاملاً غیر حرفه‌ای در سالن نمایشگاه دیده می‌شد كه فضای بصری و ذهنی بیننده را از بین می‌برد.

از لحاظ كیفیت، آثار متنوعی وجود داشت؛ كارهای خوبی را شاهد بودم ولی تعداد آنها زیاد نبود. در كل، دو سالانه قبلی از لحاظ كیفیت هنری بیشتر مورد توجهم بود.

● شما در غرب هم تحصیل كرده و با بی‌ینال‌های نقاشی آن آشنایید، اگر بخواهید مقایسه‌ای ارائه كنید چه نكاتی را بیان می‌كنید؟

▪ بینال در اروپا بخصوص در آلمان صرفاً یك فعالیت فرهنگی كه فقط متعلق به پایتخت باشد، نیست بلكه حالت ایالتی و عمومی دارد و هر شهر بزرگ و كوچك در حیطهٔ فعالیت فرهنگی شامل بینال هنری جداگانه‌ای است و هر شهر مكان‌های مناسبی برای اجرای بینال در اختیار دارد كه به صورت حرفه‌ای اداره می‌شود و این بینال‌ها از طریق افراد آموزش دیده و حرفه‌ای كنترل و اداره می‌شود بینال‌های آلمان یك فعالیت دولتی نیست و زیر نظر موزه و یا هر ارگان دولتی برگزار نمی‌شود.

از نظر بنده تبلیغات و برنامه‌ریزی در زمینه هنرهای تجسمی در كشور ما ضعیف به نظر می‌رسد. حتی دعوت نامه گشایش نمایشگاه ده روز بعد از افتتاح بدستمان رسید و عدم هماهنگی بین ارگان‌های دولتی و هنری و ضعف سیاستگذاری و سرمایه‌گذاری هنری نسبت به آلمان به وضوح دیده می‌شود.

● پیشنهاد برای این نمایشگاه دارید؟ جای چه بخش‌هایی را خالی دیدید؟

▪ دعوت از روزنامه‌نگاران داخلی و خارجی جهت ترویج و فضاسازی هنری و ارج نهادن به هنر و هنرمند.

و اینكه اگر بعد از برگزاری بینال هر كسی به دنبال كار خود باشد هنر در كشور ما پیشرفت نخواهد كرد؛ بنابراین دعوت از موزه‌ها و گالری‌های معتبر جهان و برگزاری بینال كشوری در خارج از محیط ایران و اجرای بینال به صورت زنجیره‌ای در شهرهای بزرگ كشورمان ضروری به نظر می‌رسد تا به این طریق دامنه ترویج فرهنگ و هنر به معنای واقعی در دسترس تمامی ملت ایران قرار گیرد.

ایجاد هفته‌ای بنام هفته بینال و دعوت از مهمان‌‌های داخلی و خارجی و ایجاد بحث و بررسی در زمینه‌های هنری و سیاست‌گذاری هنری.

ایجاد سایت‌ها و بانك‌های اطلاعاتی در موزه و محل برگزاری نمایشگاه بینال كه اطلاعاتی را در زمینه آثار و زندگی‌نامه هنرمندان شركت كننده در دسترس بازدیدكنندگان قرار دهد.

و نداشتن شرایط سنی از نقطه نظر جایزه بردن در بینال

● با توجه به حضور شما در ایران وضعیت هنرهای تجسمی را در دوره كنونی چگونه می‌بینید و ارزیابی شما از وضعیت این هنر درایران چیست؟

▪ از نیمه دوم سال ۸۲ كه در ایران مشغول تدریس شده‌ام ۹۰ الی ۹۵ درصد دانشجوهایم دختر خانم‌ها هستند كه اغلب آنها میل و رغبت هنری خوبی دارند و این خوشحال كننده است كه مادران آینده از درك و حس هنری برخوردار خواهند بود و مادر و فرزند حس‌های نزدیكی به هم خواهند داشت. حال سوال من این است كه آیا آن نماینده‌ای كه به مجلس راه پیدا می‌كند و یا روزنامه های معتبر كشورمان از این واقعیت باخبر هستند یا نه.

من از مسئولین روزنامه همشهری دعوت می‌كنم تا دیداری از تبریز داشته باشند و از نیروهای جوانی كه به دنبال هنر هستند گزارش تهیه كنند تا بتوانیم از این طریق بی‌توجهی كه به آینده هنرهای تجسمی و زخم‌هایی كه ایجاد شده، مسئولین كشوری را آگاه كنیم علی‌الخصوص در شهر تبریز، با این همه پتانسیل هنری و هنرمند هنوز شهر صاحب گالری خصوصی نمی‌باشد و فضاهای محدود فرهنگی این همه علاقمند را پوشش نمی‌دهد. هنوز هنرمند ما و جوانان هنر دوست در كنج خانه كوچك خود نقاشی می‌كنند و با گران بودن وسایل هیچ گونه حمایتی از هنر و هنرمند نمی‌شود و خیلی ضعف‌های دیگر كه آینده و افق هنر و هنرمند را در كشورمان با خطر روبرو كرده.

● چه نوع مساعدهایی به این هنر می‌توان داشت؟

▪ در طی مسافرتهایی كه همه ساله به خارج از كشور دارم هر بار فعالیت‌های دانشجویانم را جهت معرفی استعدادهای جوانان این مرز و بوم به آنان نشان می‌دهم. اكثراً با تحسین روبرو شده‌ام. وقتی از این مساله آگاه می‌شدند كه با چه امكانات ابتدائی توانستیم با این جوانان كار كنیم برایشان تعجب‌آور بود. اگر ما بتوانیم حمایت بخش دولتی و یا خصوصی را جهت چاپ آثار و فعالیت‌های جوانان هنرمند را كه مدتها آنها را جمع‌آوری كرده‌ام، جلب كنیم راه مطمئنی است كه می‌تواند به رشد فضای هنری كمك كند.

در آلمان بخش خصوصی قسمتی از پرداخت مالیات خودشان را به ترویج اشاعه هنر اختصاص می‌دهند. از جمله، بانك‌ها، بیمه‌ها، بیمارستان‌ها و خیلی از ارگان‌های دولتی و خصوصی این كار را می‌كنند تا همگی بتوانند در یك اتمسفر فرهنگی، زندگی عاری از بیماری‌های روانی داشته باشند چرا كه آنها به تاثیر هنرهای تجسمی و قدرت و نیرویی كه در آن است كاملاً آگاه هستند. برای مثال در طی نمایشگاهی كه شخصاً در گالری شركت مرسدس بنز آلمان داشتم این شركت از بخش بودجه مالیاتی خود، دو تا از كارهای نقاشیم را با قیمت خوبی خرید.

كارهایی از این دست را خیلی از موسسات انجام می‌دهند. یادم هست یك روز "هلموت كهل"، رئیس‌جمهور وقت آلمان، در مجلس صحبت می‌كرد و می‌گفت: "در كشور ما باید علم و فرهنگ همزمان و به طور موازی حركت كند چرا كه علم بدون فرهنگ و هنر محكوم به نابودی است؛ مهندس و دكتر و معلم و كارمند ما باید تواماً با هنر و فرهنگ پیش برود"؛ تداعی این اندیشه، در تمامی سطح آلمان احساس و دیده می‌شود. تابستان گذشته كه در آلمان بودم بخاطر سرماخوردگی به دكتر مراجعه كردم. وقتی وارد سالن انتظار شدم چندین تابلو در فضای اطاق انتظار روی دیوار دیده می‌شد یعنی در واقع فضا، تنها فضای بیماری و سرماخوردگی نبود، البته بود ولی با هنر و فضای هنری، ۲۰ دقیقه بعد دكتر آمد خودش را معرفی كرد و مرا با برخوردی مودبانه و شاد به اطاق معاینه برد. ضمن تجویز دارو، شغل مرا پرسید. خودم را هنرمند نقاشی معرفی كردم. خوشحال شد و نظر مرا راجع به تابلوهایی كه در سالن به نمایش گذاشته بود، جویا شد. از سبك‌های نقاشی و از نقاشان برایم صحبت كرد. نقاشان مورد علاقه‌اش را كه "كلودمونه" و "رامبراند" و "رنوار" بود برایم شرح داد و در نهایت از من خواست در صورت امكان، كارهایم را برایش نشان دهم و در صورت تمایل، در مطب وی ۱۰ تابلو از كارهایم را به نمایش بگذارم. بله دوستان، این فرهنگ‌سازی است و ایجاد فضا و اتمسفر فرهنگی و هنری؛ باور می‌كنید سرماخوردگیم اصلاً‌ همان لحظه خوب شد. دیگر سردرد نداشتم. بله دوستان، اگر ما نتوانیم بودجه كافی برای هنر و هنرمند در كشور عزیزمان برای فضاهای فرهنگی داشته باشیم یا كم داشته باشیم و یا یك بعدی حركت كنیم، آینده خوبی از نظر هنر و هنرمند نخواهیم داشت.

هنرهای تجسمی یكی از موثرترین و نزدیك‌ترین راه‌ها برای نفوذ به فرهنگ‌ها و قشرهای دیگر است كه اگر درست برنامه ریزی شود می‌توانیم بواسطه آن هویت خود را به بهترین وجه به جوامع بین‌المللی معرفی كنیم.

● هنرمندان ایران و آثارشان می توانند در یك بازار رقابتی با آثار و نقاشی‌های هنرمندان غرب قرار بگیرند. در این زمینه چه تمهیداتی را باید رعایت كرد؟

▪ عدم ارتباط هنرمندان ما در كل با دیگر جوامع، و فعالیت آنها در محدوده محلی باعث شده از میزان اعتماد به نفس كمی برخوردار باشند و این در حالی است كه ما هنرمندان با استعداد بزرگی داشتیم و داریم. مسئولین ما می‌توانند با اقدامات لازم تبادلات فرهنگی و هنری را با جوامع دیگر بهبود بخشند؛ از جمله نمایشگاه‌های پی در پی در دیگر جوامع و ارتباط هنرمندان ما با آنها می‌تواند كمكی در راستای ارزیابی ما در فراتر از مرزهای خود باشد.