پیروان كوبیسم اهمیت ویژه ای برای حضور «طبیعت بی جان» در كادر خود قائل بودند

«طبیعت بی جان» از دوران كهن همواره از موضوعات مورد توجه نقاشان بوده و در طی سال ها با گذر از مكتبی به مكتب دیگر به حیات خود ادامه داده است.نخستین نقاشی ها با موضوع «طبیعت بی جان» را می توان بر دیواره مقابر مصر مشاهده نمود. مصریان عقیده داشتند باترسیم میوه و انواع خوراكی ها بر دیوار محل دفن متوفی برای وی امكان استفاده از آنها را در جهان دیگر فراهم می آورند. رومی ها نیز به موضوعات «طبیعت بی جان» علاقه خاصی داشتند. نقاشی های به جای مانده از گلدان ها و ظروف میوه بر دیوارهای بناهای پمپی و هركولیوم ، منعكس كننده توجه اشراف زادگان رومی به انعكاس زندگی تجملاتی خود بوده است.

اصطلاح «طبیعت بی جان» ترجمه مستقیم واژه هلندی still even است كه از سال ۱۶۵۶ برای توصیف نقاشی هایی كه با موضوعاتی نظیر گلها، میوه و یا قطعه ای از یك میز ضیافت شام ترسیم شده بود به كار رفت. سوژه های طبیعت بی جان در بین نقاشان هلند از محبوبیتی خاص برخوردار بود. كم كم هنرمندان ایتالیا، اسپانیا و فرانسه نیز در جرگه علاقه مندان «طبیعت بی جان» قرار گرفتند. با ظهور نقاشی های مذهبی و چهره نگاری در اواخر قرن شانزدهم میلادی، این سنت برای مدتی به حاشیه رانده شد. پس از اصلاحات مذهبی و هنگامی كه هنر مذهبی در شمال اروپا ناپدید گشت، این نوع نقاشی با نگرشی متفاوت به همراه موضوعات متنوع تر، بار دیگر بر بوم نقاشان ظاهر گردید. «طبیعت بی جان» این بار در فرم سمبولیك و گاه نیمه مذهبی با چیدمان هوشمندانه اشیا در كنار هم، برای رسیدن به مفهومی نمادین به كار گرفته شد.

ترسیم ساعت شنی، جمجمه، آیینه، پروانه، گل ، شمع های در حال سوختن ، قطعه ای نان و یا كاسه ای آب در جهت رسیدن به مفاهیم نمادگرا بروز یافت. با گذر از این مرحله، «طبیعت بی جان» به ندرت به عنوان یك موضوع مستقل ظاهر گردید ولی همچنان كاركرد سمبولیك خود را حفظ نمود. امپرسیونیست ها و پست امپرسیونیست ها با نگاهی خاص به اشیاء از شیوه خاصی در انعكاس تأثیرات رنگ بر آنها استفاده می كردند. تابلوی «آفتابگردان ها» اثر ونگوگ نمونه بی نظیری از هماهنگی تكنیك و موضوع در كنار یكدیگر است. پیروان كوبیسم نیز اهمیت ویژه ای برای حضور «طبیعت بی جان» دركادر خود قائل بودند. تجربیات ارزنده «پل سزان» در این راستا باب نوینی را در مكتب كوبیسم باز كرد. پیكاسو، جورج باروك و خوان گریس با نگاه مكعب وار خود به اشیاء و آلات موسیقی با استفاده از شیوه كلاژ، برگ زرینی را در موضوعات «طبیعت بی جان» آفریدند. در آغاز قرن بیست و ورود هنر مدرن به آمریكا، هنرمندان این خطه با تركیب مكتب رئالیسم آمریكایی با مدرنیست اروپایی، چهره تازه ای از «طبیعت بی جان» به نمایش گذاردند. ظهور كالاهای مصرفی در قالب هنر پاپ آرت نمونه ای از این دست است.