محسن وزیری مقدم هنرمند ۸۳ ساله مقیم ایتالیا، از جمله قدیمی‌ترین مدرنیست‌های ایرانی به حساب می‌آید كه جایگاه قابل قبولی در هنر خارج از ایران به دست آورده است. او چندی پیش ایتالیا را به مقصد تورنتو ترك كرد تا در اختتامیه نمایشگاهی با عنوان <شاخه‌های نور> در گالری <هد بونز>(مركز شهر تورنتو ) حضور یابد .نمایشگاه او بخش پایانی <شش هفته با هنر ایران در تورنتو> به‌ شمار می‌رفت كه در كانادا تدارك دیده شد.

وزیری‌مقدم در این نمایشگاه آثار شنی‌، مجسمه‌ها و نیز آثار مربوط به سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ خود را ارائه كرد. وی دو سال پیش هم عنوان <شخصیت اروپایی سال ۲۰۰۵ > را از مقامات ایتالیایی دریافت كرده بود. جایزه شخصیت اروپایی، همه ساله روز ۱۴ دسامبر به‌مناسبت سی‌وپنجمین <روز اروپا>، در سالن پروتوموتكا واقع در كاخ كمپیلدولیو (مركز شهرداری رم)، با حضور مقامات دولتی و نمایندگان فرهنگی و مطبوعاتی ایتالیا برگزار می‌شود كه در سال ۲۰۰۵ این جایزه به پاس خدمات ارزنده و منحصربه‌فرد وزیری مقدم، به وی اعطا شد. او در تهران به‌دنیا آمد و در سال ۱۳۲۷ از دانشكده هنرهای زیبا تهران فارغالتحصیل شده. این نقاش ایرانی بخشی از تحصیلا‌ت خود را در ایتالیا انجام داد و در ۵۰ سال گذشته همواره بین تهران و رم در تردد بوده. وزیری مقدم هنگام فارغالتحصیلی از دانشگاه یكی از آثارش به بیست‌ونهمین بی‌ینال جهانی ونیز راه پیدا كرد و بعدها آثاری از او در نمایشگاه‌های متعددی در ایتالیا، آلمان، سان مارینو، انگلیس، برزیل به نمایش گذاشته شد. آثار این هنرمند در سال ۸۳ در نمایشگاهی كه با عنوان پیشگامان هنر نوگرای ایران در موزه هنرهای معاصر برپا شد ، به نمایش در آمد. آخرین نمایشگاه او در ایران بهار ۸۴ در گالری آسیاب تهران بود. در این نمایشگاه ۳۵ اثر از دوره‌های مختلف كاری محسن وزیری مقدم به تماشا گذاشته شد. او همچنین در كار تالیف كتاب‌های دانشگاهی بوده و<شیوه طراحی> و <اندیشه و كار پل‌كلی> ازجمله تالیفات این مدرس قدیمی دانشگا‌ه‌های هنر ایران به حساب می‌آید. وی سال‌هاست كه در خانه‌ای ساده، در مركز تاریخی شهر رم، زندگی می‌كند.

● روایت زندگی شخصیت هنری برتر اروپا و پیشگام نقاشی مدرن ایران چطور آغاز می‌شود؟ ‌

آغاز روایت زندگی من سال ۱۳۰۳ رقم می‌خورد، پدرم نظامی بود و ما به جهت شغل پدر دائم در سفر بودیم. شهر بهبهان خاستگاه كودكی‌ام بود و من دوره دبستان را در این شهر گذراندم و سپس به اهواز رفتیم. ۱۲ ساله بودم كه به تهران برگشتم. دوران سختی بود. محلی برای اقامت نداشتم و به همین خاطر برای ادامه زندگی به دبیرستان كشاورزی رفتم. تا زمان دیپلم سختی زیادی به من وارد شد. تا اینكه بعد از دیپلم روزی به طور ناگهانی با یكی از دوستانم روبه‌رو شدم و من را با مدرسه هنر‌های زیبا آشنا كرد. تا آن زمان هیچگونه شناختی از نقاشی نداشتم. با وارد شدن به مدرسه هنرهای زیبا زندگیم متحول شد و نقاشی كردن را در پیش‌گرفتم بعد از آن وارد دانشكده هنرهای زیبا شدم... ‌

● چه سالی؟

فکر می‌كنم سال ۱۳۲۲ بود. خلا‌صه بعد از چهار سال كه از ورودم به دانشكده گذشت، با رتبه عالی فارغالتحصیل شدم. مدتی كار گرافیكی كردم و مدتی هم به طور سفارشی نقاشی می‌كردم تا اینكه در هنرستان تدریس را آغاز كردم. بعد از آن هم در یك موسسه مشغول كار شدم كه حقوقم در آنجا بالا‌ و خوب بود. سال ۱۳۳۴ به ایتالیا رفتم و در آكادمی هنرهای زیبا مشغول تحصیل شدم. آن زمان بود كه فهمیدم نقاشی یعنی چه! ‌

در سال ۱۹۶۳ هم به ایران برگشتم. از سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ تا حدود سال‌های ۱۳۵۳ در فضای دانشگاهی فعال بودم ولی بعد از آن از دانشگاه بیرون آمدم. ‌

● چه شد كه از دانشگاه بیرون آمدید؟ ‌

من خودم نخواستم بیرون بیایم، بلكه یك توطئه باعث اخراجم از دانشگاه شد. ‌

مساله برمی‌گردد به سال ۱۳۵۵ در زمان رژیم پهلوی، آن زمان به بهانه اینكه چند روز اول سال تحصیلی را غیبت كرده بودم گفتند دیگر نمی‌توانم در دانشكده هنرهای زیبا تدریس كنم و به همین خاطر از دانشگاه اخراج شدم. ‌

● سال ۲۰۰۵ در سن ۸۱ سالگی شما به عنوان یكی از شخصیت‌های هنری برتر اروپا شناخته شدید. نحوه اهدای این جایزه، به شما چگونه بود؟ ‌

این جایزه بود كه در ایتالیا فقط به افراد فعال در رشته‌های هنری داده نمی‌شود و فعالا‌ن دیگر رشته‌ها و تخصص‌ها را هم در برمی‌گیرد. نام من در كنار تعدادی دیگر به عنوان یك فرد موفق در نقاشی اعلا‌م شد. خب من در طی این سال‌ها در جشنواره‌ها و رقابت‌های مختلف شركت كرده‌ام و برای مثال می‌توانم به دریافت جوایزی چون مدال شهر‌داری رم، جام طلا‌یی رئیس‌جمهوری ایتالیا و مدال مجلس سنای این كشور اشاره كنم. این موفقیت‌ها در نامزدی من برای این عنوان بی‌تاثیر نبوده‌اند. ‌

● شما یكی از پیشگامان نقاشی مدرن ایران هستید. فكر می‌كنید نقاشی امروز ایران به كجا منتهی خواهد شد؟ ‌

خب باید بگویم كه من با اتكا به تجربیات زمان خودم نقاشی كرده‌ام و این تجربیات بر یك پایه و اساسی قرار داشته ولی مدرن كار كردن به معنای این نیست كه ما اصول نقاشی را زیرپا بگذاریم. مهم‌ترین این اصول شناخت فرم و رنگ و تحلیل طبیعت است كه به نظرم دانشجویان و هنرمندان جوان می‌بایست اهتمام بیشتری به آن رشته داشته باشند. ‌

مدرن بودن به مفهوم زیرپاگذاشتن همه چیز نیست...

● اخیراً شاهد انتشار چاپ دوم كتابتان درباره پل كله بودیم. همچنین كتاب شیوه طراحی‌تان در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود. چرا با اینكه كتاب‌هایتان در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود خودتان به تدریس نمی‌پردازید؟ ‌

یك انسان واقعی، یك هنرمند مثل درخت می‌ماند. به قول برشت، درخت كارش میوه دادن است. كتاب‌شیوه طراحی همان‌طور كه شما اشاره كردید، امروز در كلا‌س‌های هنری تدریس می‌شود، بی‌ آنكه نامی از نویسنده آن برده شود. من البته خودم حاضر نشدم یك ذره از این كتاب را به عنوان درس دانشگاهی در كلا‌س‌ها ارائه دهم. ‌

● این روزها بیشتر به چه فعالیتی مشغولید؟ آیا ضعف بینایی همچنان شما را آزار می‌دهد و مانع نقاشی كردن‌تان می‌شود؟ ‌

این روز‌ها بیش از هر زمان دیگری به نقاشی فكر می‌كنم و سعی می‌كنم از نهضت‌جهانی هنر عقب نمانم؛ منتها بدون اینكه ادعایی داشته باشم یا بخواهم خودنمایی كنم. مدام به من می‌گویند نمایشگاه نمی‌گذاری، می‌پرسم نمایشگاه بگذارم كه چه شود؟! ‌

كارهایم را پاسپارتو می‌كنم و در انبار می‌گذارم! من به پول احتیاجی ندارم، آن زمان كه احتیاج داشتم كسی به من نداد، از این فضاها پایم را یك قدم آن طرف‌تر گذاشته‌ام... وضعیت بینایی‌ام هم اندكی بهتر شده و از این رو بهتر از گذشته می‌توانم به نقاشی كردن بپردازم. ‌

● بعضا كارهای شما در حراج كریستی دیده می‌شود، آیا این كارها را خودتان به این حراج می‌فرستید؟

نخیر، این آثار را مجموعه‌داران و گالری‌داران به این حراج می‌فرستند متاسفانه قیمت آثار هنرمندان ایرانی در این حراج دو سه برابر قیمت واقعی آنها در ایران است. البته من معتقدم اگر كسی اثر من را به عنوان قطعه‌ای از وجود من قبول دارد باید آن را در خانه‌اش نگهداری كند نه اینكه چنین اثری را به حراج بفرستد یا به دیگری بفروشد من در اروپا دوستی دارم كه می‌گوید آرزو می‌كنم یكی از آثار تو را جلوی بخاری بگذارم و تا زنده هستم، به آن نگاه كنم. ‌

البته شاید گفته شود اثری كه از یك هنرمند به فروش رفت دیگر متعلق به او نیست و می‌تواند به حراجی‌های مختلف فرستاده شود...

بله، این كار برای من نقاش زیان ندارد؛ چون من اثرم را فروخته‌ام، ولی فكر می‌كنم كار درستی نیست. من همیشه از كاسبی هنر فراری بوده‌ام. ما نقاشان زیادی در سراسر جهان داریم كه فكر می‌كنم قبل از هر چیز باید كارهای آنها را جمع كنند و در موزه‌ها به نمایش بگذارند. این كاری بود كه من ده سال پیش در پیش گرفتم ولی با شكست مواجه شد. آن زمان آثارم را به شهرداری هدیه دادم. ولی در نهایت با تكه پاره‌های آنها مواجه شدم. این امر باعث شد فشار خونم بالا‌ رود و روی بینایی‌ام اثر بگذارد.

وضعیت بینایی‌ام الا‌ن تعریفی ندارد. البته من با تمام این گرفتاری‌ها از پای ننشسته‌ام به راهم ادامه دادم. این می‌تواند درسی باشد به كسانی كه فكر می‌كنند آدم به سنی معین كه می‌رسد باید همه چیز را كنار بگذارد. در حالی كه من در هشتاد سالگی هنوز آونگاردم و آونگاردترین آثار را ارائه می‌دهم! ولی نه اینكه برایم به‌به و چه‌چه كنند و به من مدال دهند. من احتیاجی به این مدال‌ها ندارم، من در ماه شیر به دنیا آمده‌ام، لئون هستم.

پرویز براتی