نمایشگاه نقاشی پگاه امینی با عنوان «خانه نشین ها» از تاریخ ۲۶ مرداد تا ۵ شهریور در گالری هما برگزار شد.

بی گمان برای موضوع نمایشگاه پگاه امینی در گالری هما می توان جایگاه ویژه یی در نظر گرفت. اما موضوع همه مساله یک نمایشگاه نقاشی نیست که قرار باشد تمام بار یک نمایشگاه انفرادی را (آن هم برای شخصی که اولین تجربه نمایشگاه انفرادی خود را پشت سر می گذارد) به دوش بکشد. هرچند شاید ساده ترین راه حتی برای خود نقاش هم انتخاب همین موضوع و تاکید بر آن بود؛ به شکلی که موضوع نقاشی ها تمام این نمایشگاه را تحت تاثیر خود قرار بدهد و همه صحبت ها تنها به موضوع ختم شود. در نمایشگاه مورد بحث این اتفاق نمی افتد.

پگاه امینی در اکثر کارهایش نشان می دهد که از موضوع تنها به عنوان یکی از ابزاری که در اختیار داشته و در کنار دیگر عناصر استفاده کرده و مسوولیت بیشتری را بر عهده آن نمی گذارد. در نمایشگاه قرار است «خانه نشین ها» را ببینیم، اما در آن با فیگورهایی نشسته و خوابیده مواجهیم که به واسطه عناصر مانوس (واقعی) و یا عناصر تجریدی (استفاده از رنگ در فضاسازی) دارای مشخصه هایی می شوند که تجربه یی غیر از این خانه نشینی را در مخاطب ایجاد می کند. تنها ایراد چنین موضوعی شاید در توقعی باشد که از قبل در مخاطب ایجاد کرده است و او قرار است با تک تک آثار چنین رابطه متوقعی برقرار کند و البته در تعداد بیشتری از آثار (نسبت به آثاری که چنین موضوعی را القا می کنند) این اتفاق نمی افتد. بدین شکل این موضوع برای نقاشی که آن را انتخاب کرده است به نوعی در مرز حرکت کردن است و هر لحظه ممکن است کارکردی غیر از آنچه از قبل اندیشیده شده است پیدا کند.

به گمانم «حرکت در مرز» مشخصه کلی این نمایشگاه است. پگاه امینی هم تجربه های گرافیکی داشته است و هم تجربه نقاشانه. برای گفتن از این حرکت در مرز همچنین می توان کل نمایشگاه را که مجموعه یی از طراحی ها و نقاشی هاست یا برخورد اکسپرسیو و در نقطه مقابل آن برخوردی کاملاً منطقی و کنترل شده را در نقاشی کردن اضافه کرد. هر کدام از اینها به نوعی مرزهای مشخصی دارند و آنجا که هر دو نمونه را در نمایشگاه می بینیم می توان از آن به حرکت در مرز تعبیر کرد. البته حرکت در مرزها هم می تواند مثبت باشد و هم به شکلی منفی خودش را نشان بدهد. مثبت از آن جهت که امکانات بیشتری در اختیار نقاش قرار داده است و منفی به آن دلیل که در مواقعی درست دو نقطه مقابل هم در یک اثر یا مجموعه آثار دیده می شود و عجیب تر اینکه یکی از آن دو دیگری را کاملاً تحت تاثیر قرار داده یا محو می کند.

برای مثال می توان به استفاده یی که پگاه امینی در کارهایش از رنگ کرده است اشاره کرد؛ این استفاده هم گرافیکی است و هم نقاشانه و البته در هر دو به شکلی مجزا موفق نشان داده است. رنگ در نقاشی های او گاه به عنوان تنها عنصر فضاساز (به شکل سطح رنگی) استفاده شده و وظیفه ایجاد عمق را هم انجام می دهد و از طرفی دیگر در بعضی آثار، این فضاسازی با استفاده از وسایل واقعی (میز، صندلی، فرش و...) و با برخورد نقاشانه با آنها (باز با استفاده از رنگ) انجام شده است. اگر قرار باشد از نمونه های منفی در مرز حرکت کردن هم مثالی آورده شود می توان از حرکت در مرز میان نقاشی و طراحی (و ارائه طراحی ها و نقاشی ها در کنار هم) صحبت کرد. اگر چه برای صاحب اثر نشان دادن این دو تجربه در کنار هم، به این علت که موضوع واحدی با خود دارند، دلیلی برای عدم ارائه پیدا نمی کند، اما برای مخاطب دیدن هر بخش، دیدن بخش دیگر را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. طراحی ها، به این دلیل که نقاشی ها مولفه های بیشتری برای ارتباط در اختیار دارند، در هر صورت از زیر سایه نقاشی ها خارج نخواهند شد. طراحی ها را می توان تجربه هایی تکنیکی محسوب کرد و حتی می توان گفت مقدمه یی برای ورود به فضای نقاشی از طرف خود نقاشند.

کلیت این نمایشگاه مساله درگیری فیگور و فضا است. این درگیری و نشان دادن کنش میان این دو بدون شک در نقاشی ها بهتر به نتیجه رسیده اند. این مورد البته هیچ چیز از ارزش طراحی ها، به خودی خود و در مجموعه یی جدا از این نمایشگاه، کم نخواهد کرد. به مواردی که گفته شد می توان به شکل استفاده از رنگ هم در طراحی ها اشاره کرد. رنگ در این طراحی ها یک عنصر پرکننده است و اگر با سابقه یی که از دیدن نقاشی ها (و استفاده یی که از رنگ در آنها شده است) در ذهن داریم به طراحی ها نگاه کنیم به احتمال زیاد ترجیح خواهیم داد تنها به دیدن نقاشی ها بسنده کنیم. به همه اینها این را اضافه کنید که قرار نیست نقاش در نمایشگاهش تمام مسیری را که شخصاً طی کرده است در اختیار مخاطب بگذارد.

به نظر می رسد استفاده از چنین موارد دوگانه یی (مثبت یا منفی) توسط پگاه امینی بیشتر به خاطر همان تجربه گرافیک و نقاشی او باشد. اما هر جا او به خود اجازه می دهد که یکی از این دو را انتخاب کرده یا وظیفه بیشتری برای آن در نظر بگیرد (و البته هر جا که نقاشی را ترجیح داده است) موفق تر نشان می دهد. همانطور که در فضاسازی ها، انتخاب زاویه دید از بالا در بعضی کارها و حتی استفاده از فرم های تزیینی در نقاشی اش چنین کرده است.

علی مطلب زاده