آغاز هنر مدرنیسم در ایران تنها با صورت ظاهری جهان را نمایان كرد. گذر از یك دوره هنر سیاسی و همراه شدن با نهضت مدرنیسم، سرازیر شدن پول نفت، برپایی نمایشگاه بین‌المللی، ورود هنرمندان مهم به ایران و قدرت گرفتن مطبوعات مستقل از مهم‌ترین مولفه‌های تحول در دهه ۴۰ است.

آیدین آغداشلو - هنرمند نقاش - در نشست حاشیه‌ی نمایشگاه پژوهشی هنر معاصر ایران دهه ۴۰ و ۵۰ با ابراز خرسندی از برگزاری چنین نمایشگاهی گفت: نمایشگاه‌های زیادی به مناسبت‌های فرهنگی برگزار شده است و در طول زمان مسوولان فرهنگستان هنر كار خود را آموخته و اهمیت برگزاری چنین نمایشگاهی را درك كرده‌اند.

وی به نبود مكان مناسبی برای ارایه آثار هنری اشاره كرد و افزود: موزه‌ی هنرهای معاصر ایران، گالری بسیار مجهزی بوده كه از برنامه‌ریزی مناسب برخوردار است، ولی این موزه به معنایی كه مورد نیاز است، پاسخ‌گو نبوده و به محلی كه بتوان حركت نقاشی معاصر ایران را تعریف كرد، احتیاج است؛ یعنی جایی‌ كه نشان دهد از زمان درگذشت كمال‌الملك تا امروز هنرهای معاصر و تجسمی ایران چه مسیرهایی طی كرده است؛ متاسفانه این مورد در معرض دید قرار ندارد. حتا كتابی درباره‌ی مكتب كمال‌الملك، شاگردانش و‌ آثار وی به چاپ نرسیده است.

وی ادامه داد: به‌دلیل این‌كه چنین موزه‌ای وجود ندارد، از نبود مدرك و نمونه رنج می‌بریم و نمی‌توان دست افراد را گرفت و در تالارهای موزه راه برد؛ بنابراین در این زمینه به جمع‌بندی نیازمندیم.

به‌زعم وی، برپایی این نمایشگاه از این نظر بسیار مهم بوده و امیدواریم جریان مداومی باشد تا در طول زمان حاصل آن به‌دست آید.

آغداشلو عنوان كرد كه از قدم زدن در تالارهای این نمایشگاه و مشاهده آثار جدید هنرمندان بسیار لذت برده و یكی از نقاشی‌های گمشده خود را دیده كه مانند خواب تعبیر شده بود؛ وی چنین استدلال كرد، این نمایشگاه برای افرادی كه در این زمینه سوء سابقه ندارند، بسیار جذاب است.

این منتقد هنری خاطرنشان كرد: برای درك بالا و پایین هنرهای تجسمی ایران در این سال‌ها - دهه‌های ۴۰ و ۵۰ - نمی‌توان به‌طور مجرد درباره‌ی آن سخن گفت؛ بحث من نقد این هنر نیست كه البته آن هم به ناچار خواهد بود، بلكه مساله مهم ریشه‌یابی جریان‌های هنری، فكری سیاسی و اجتماعی است كه هنر این دو دهه را خاص می‌كند.

آغداشلو گفت: این سوال همیشه مطرح است كه در دهه ۴۰ چه اتفاقی رخ داد كه در همه‌ی زمینه‌های فرهنگی تحولی ایجاد شد و البته این تحول به معنای پیروزی نیست؛ ولی پاسخ به این سوال به مولفه‌های بسیاری دربر می‌گیرد.

او اضافه كرد: یكی از این مولفه‌ها، گذر از یك دوره‌ی هنر سیاسی و همراه‌شدن با نهضت جدید مدرنیسم است كه در جهان آغاز شد، تاكنون نیز ادامه دارد. همچنین سرازیر شدن پول نفت به ایران و به‌وجود آمدن طبقه‌ای كه بالفعل خریدار آثار هنری بودند و امكان رفتن و دیدن موزه‌ها و امكان برپایی نمایشگاهی بین‌المللی در ایران و در نتیجه‌ی آمدن هنرمندان بسیار مهم‌، قدرت گرفتن مطبوعات مستقل و به‌وجود آمدن نسلی از منتقدان هنری به‌عنوان آغازگر آن، نخستین نقد را در سال ۱۳۴۱ درباره‌ی نقاشی نوشته مجموعه بسیار بااهمیت است كه می‌تواند بسیار نتیجه‌بخش باشد.

آغداشلو گفت: نقاشی مرزی با نوشتن عده‌ای از هنرمندان تحصیل‌كرده در خارج از كشور در مجله خروس جنگی و برپایی نمایشگاه و بازگشایی گالری‌ها دوره‌ی آغازگری است كه نسلی از هنرمندان تحصیلكرده تصور خود را از مدرنیسم شكل دادند.

وی با اشاره به این كه نهضت مدرنیسم جهانی از سال ۱۹۰۸ آغاز و در ایران با تاخیر ۴۰ ساله شكل گرفت اظهار كرد: در این دوره ساختار جامعه مدرن شد و تصویر بیرونی و خارجی و صورت این تحول به‌ناچار به‌صورت شعر و موسیقی و ادبیات عرضه شد و ما از سال ۱۳۳۰ پا در عرصه‌ی مدرنیسم گذاشتیم؛ زیرا جامعه به كمك مدرن شدن پیش رفت.

او متذكر شد: حركت باطنی جامعه با حركت ظاهری آن و تفاوت برای درك و تفاوت شكست مدرنیسم از دهه ۳۰ به بعد به این تفكر منجر می‌شوند آیا تفكری كه جامعه اروپا بعد از جنگ به خود گرفت، همان تفكری است كه در ایران بعد از ۱۳۳۰ ایجاد شد؟

او افزود: در واقع صورت ظاهری این تفكر در ایران به شكل موجهه جهانی نمایان شد، ولی از لحاظ باطنی مشكل اصلی نمودار شد؛ زیرا هنرمندان دهه‌ی ۳۰ شكلی را ایجاد كردند كه بیشتر نشان‌دهنده شكل جهانی و كمتر آیینه‌دار جامعه ایران بود و این تناقض خردكننده است. در حالی‌كه در آغاز مدرنیسم در هنر جهان نیز این مسایل وجود داشت كه به‌تدریج برطرف شد و حركت به‌صورت نهادینه، درست و حقیقی به سنت مدرنیسم شكل گرفت؛ ولی ما آیینه‌ای آراستیم كه در باطن حركت نمی‌كرد.

آغداشلو تصریح كرد: البته هنرمند نباید اسیر حركت باطنی جامعه باشد، زیرا پیش‌تاز است و برای عمده‌شدن طرح می‌دهد، ولی این فاصله و تناقض آن‌قدر مجزا باقی‌ماند كه یك دهه یعنی از دهه ۳۰ تا ۴۰ وقت و نیروی هنرمندان صرف مجادله‌هایی شد كه فقط به هنرهای تجسمی متعلق نبود و به‌صورت نبرد میان شهر كهن و نو به‌وجود آمد و در حقیقت تمام نیروهای زنده و فعال صرف مجادله‌ای شدند كه در نهایت نتیجه واضحی دربر نداشت و هر كس جهان را به روایت خود تعریف می‌كرد.

وی تشریح كرد: در آن سال‌ها هنر مدرنیسم آغاز شد، ولی گالری و منتقدی وجود نداشت كه به خریداران و مخاطبان نشان دهد كه چرا یك اثر هنری به خودی خود یك ارزشی بوده و می‌تواند به سرمایه تبدیل شود و تنها این ایده مطرح شد كه باید جهانی بود و با زبان جهانی صحبت كرد، اما زبان و ابزار آن وجود نداشت و حتا تاریخ اول قرن ۲۰ گالری نمایشگاه، سالس سخنرانی و همایش در كشور وجود نداشت كه این هنر را نمایش دهد. بنابراین در یك عصر به كلی خالی ماند و عقیم قرار گرفت و توقع سنگینی است كه هنرمندان این دوره این موارد را به‌دوش بكشند.

وی اضافه كرد: این تناقض ادامه یافت و علت مهم شدن دهه ۴۰ قرار گرفت و مخاطب به تدریج ساخته شد؛ زیرا در این دهه گالری، منتقد شكل گرفت و خریدارانی پیدا شدند كه بخشی از درآمد خود را صرف خرید این آثار می‌كردند. بنابراین دهه ۴۰ این‌گونه آغاز شد و آغاز مباركی بود كه همه موارد جا افتاد و هنرمندان كار خود را در این دوره آغاز كردند كه مدیون دهه ۳۰ بود.

آغداشلو توضیح داد: در این دوره چند اتفاق روی داد كه مهم‌ترین آن تفكیك‌شدن جنبه‌های شیوه‌شناسی و سبك‌شناسی در هنرهای تجسمی بود. تا پیش از این دو شیوه مشخص وجود داشت كه یكی مكتب كمال‌الملك و شاگردانش بود كه به آن تابلو می‌گفتند و در كنار آن عده‌ای هنرمند عادی بودند كه می‌گفتند هنر وظیفه دیگری دارد، اما از دهه ۴۰ به بعد چالش‌های جدیدی پیدا شد و همه شاخصه‌ها تعلل یافت.

وی یكی از مهم‌ترین چالش‌ها را مساله بازیابی هویت ملی و مذهبی و قومی دانست و افزود: این امر به‌صورت دغدغه درآمد و در كنار هنرمندان ۱۳۲۵ به بعد، مانند جلیل ضیاپور، هم همین تمایل وجود داشت كه در آثار خود هویت ملی را نشان دهند.

او مهم‌ترین سبك مشخص دهه ۴۰ را سبك سقاخانه و نقاشی‌خط دانست و اظهار كرد: به‌خاطر خلاء عظیمی كه در جامعه روشن فكر ایجاد شد و در همه وجوه این خلاء آشكار شد كه سهم ما چیست و چگونه هنرمند مدرنیسم ثابت كند كه اثر او ایرانی است، تمهیدی اندیشیده شد كه سبكی به‌وجود آید كه درعین حال كه به زبان جهانی صحبت می‌كند، معنای قوی ملی و مذهبی جامعه را به‌همراه داشته باشد؛ به‌همین دلیل ایرانی كردن آثار آغاز شد و مكتب سقاخانه به هنر مردمی نگاه كرد؛ از هر چیز كه هنرمندان غیررسمی به‌وجود می‌آورند و نیز مجموعه‌ی هنرهای مختلف كه در میان مردم وجود داشت، ازجمله هنر خوش‌نویسی و نگارگری،‌ برگرفته شد.

او توضیح داد: در نقاشی خط نیز به دلیل این كه خوشنویسی سنتی گمان كرد كه باید خود را نو كند به دو شاخه تقسیم شد؛ شاخه‌ی خوش‌نویسانی كه مدرنیسم شدند و مدرنیسم‌هایی كه از خوش‌نویسی استفاده كردند كه در هر دو نمونه آثار ارزنده‌ای ایجاد شد كه در این نمایشگاه نمونه‌هایی از آن قابل مشاهده است؛ بنابراین، این‌ها ‌دو نهضت بسیار مهم بودند كه در كنار آن در دهه ۴۰ و ۵۰ آغاز شد و تا امروز درحال حركت است.

وی خاطرنشان كرد: شیوه‌هایی در نقاشی خط شروع به شكل‌گیری كرد و هنرمندانی به‌وجود ‌آمدند كه برخلاف تصور رایج آن زمان اصل را بر این قرار دادند كه اثر هنری بازگوكننده تفكر اجتماعی دوران باشد، بنابراین این بخش شروع به فعالیت كرد و شیوه‌های متعددی به‌وجود آمد كه بخشی از نقاشی‌ها از درون آن شكل گرفت.

آغداشلو گفت: در دهه ۴۰ و ۵۰ در ایران گروهی اكثریت داشتند كه هر واقعی در جهان رخ می‌داد و شیوه‌ای كه در اروپا رایج می‌شد، بلافاصله در ایران شكل می‌گرفت، به‌طوری كه حتا نقاشی پاپ آرت ایجاد شد درحالی‌كه چگونه می‌توان در سرزمینی كه جامعه مصرفی ندارد، این شیوه ایجاد شود و این سوال مطرح است كه چگونه قدم به قدم هر چیزی كه به‌عنوان دستاورد در جهان مطرح می‌شد، فارغ از این كه بر چه اساس و كشف و شهودی شكل گرفته است، در ایران ایجاد می‌شد.

وی ادامه داد: هنرمندانی نیز وجود داشتند كه معنای درونی را تصویر كرده و با چشم باز كل جهان را نظاره می‌كردند و جایگاه خود را جست‌وجو كردند؛ زیرا هنرمند آیینه‌دار و تصویرگر جهان است كه گزارش‌گری و داوری می‌كند و ماندگارترین آن‌ها كسانی بودند كه فارغ از تمهیدات جهانی توانستند شخص خود را نشان دهند و البته از ابراز و زبانی استفاده كردند كه جهانی بود و معنا را منتقل می‌كرد؛ اكنون نمونه‌های بسیار زیادی از آن‌ها وجود دارد.

این منتقد هنری با اشاره به این نمونه‌ها ادامه داد، دنیای ابوالقاسم سعیدی دنیای باطراوتی است كه این دنیا را به زبان جهانی ترجمه می‌كند، ولی جهان بهمن محصص، جهان آخر زمانی است كه به اسطوره‌ی توجه می‌كند، اما این انسان نابغه‌، جهانی مالامال از صفا ساخت و به‌دست مخاطبان داد.

او با تاكید بر این كه ۴۰ و ۵۰ دهه بازیابی و ادعایی است كه در جهان ایستاده‌ایم، خاطرشان كرد: پذیرفته‌شدن این ادعا و فروخته‌شدن نقاشی‌خط بعد از سال‌ها نشان‌دهنده‌ی ادامه یافتن راه آغاز شده است.

آغداشلو این دوره را دوره پر تب و تاب پر تحول و پر تنش خواند و تصریح كرد:‌ هنرمندان مهمی در این دوره فعالیت كرده و افرادی كه در تنهایی محض در مسیر نهضت و راه پر پیچ و خم قدم زدند، می‌توانند قضاوت كنند، اما نمی‌توان رهرو آن‌را از نظر دور داشت، همان‌كه انسان سعی كرد تا جهان اطراف را كشف كند و خون تازه‌ای یافت؛ حتا به قیمت از دست دادن خون رگ‌های خود، آن‌را شكل دهد و این امر معنایی ایجاد كرد كه خوشبختانه تاكنون ادامه دارد.

این هنرمند و منتقد هنری گفت: چگونگی شكل‌گیری هنرمندان این دوران و ساختن مخاطب و ادامه یافتن حركت آن تا به امروز و به‌وجود آمدن آثار جدید توسط هنرمندان جوان این امید را به‌وجود می‌آورد كه نسل جوانی كه همان‌قدر جهانی فعالیت كرده و با نگاهی تیز جهان را دوباره تعریف می‌كند، به‌وجود آمدند و مشاهده آثار هنرمندان دیگر ۳۰ سال و وحدت و تلاش آن‌ها اسباب شگفتی است.

وی اظهار كرد: به‌عنوان كسی كه از آغاز دهه ۴۰ فعالیت‌های فرهنگی انجام داده است می‌گویم كه باید به نسل جوان نگاه شود، زیرا امید عظمی در این نسل نهفته است.