وقتی از نقاشی دیواری صحبت می شود افكار ناخودآگاه به سمت و سوی نقاشی های شعارگونه و تصویرهای كلیشه ای سوق داده می شود، در صورتی كه تاریخچه نقاشی دیواری یا همان دیوارنگاری از قدیمی ترین آثار هنری به دست آمده از دوران گذشته تا به امروز موجود است. عده ای فكر می كنند كه نقاشی دیواری فقط برای مفاهیمی خاص انتخاب و اجرا می شود در صورتی كه نقاشی دیواری عام ترین، مردمی ترین و صمیمی ترین هنرها به شمار می رود. هنری كه در طول شبانه روز و یا ماه ها و سال ها در معرض دید و نقد و بررسی عامه مردم جامعه قرار می گیرد. اگر بزرگ بینی نباشد هر روز بیش از پیش چه از لحاظ تكامل هنرمند و چه از لحاظ تكامل خود هنر دیوارنگاری روبه تكامل و ترقی می رود.

نقاشی های روی دیوار شهر می تواند در شهروندان دلبستگی ایجاد كند، می تواند خاطره های جدیدی را برای ساكنان شهر از دنیای فراموش شده دهه های گذشته رقم بزند. این كاركرد اجتماعی نقاشی دیواری شاید مهمترین كاركرد آن باشد كه قطعاً تأثیرات آن در درازمدت شناخته خواهدشد. یكی از مواردی كه باید مسئولان زیباسازی به آن توجه كنند تدوین شناسنامه هایی برای نقاشی های دیواری است. شناسنامه هایی كه بتواند به عنوان یك سند هویت، مخاطب را بیشتر با نقاشی درگیر كند. در بعضی مواقع ذكر یك شرح كوتاه یا یك شعر متناسب با فضای نقاشی نیز مؤثر خواهدبود. چرا كه مخاطبان نقاشی دیواری، مخاطبان تخصصی آثار هنری نیستند. نقاشی دیواری از این جهت كاری سهل و ممتنع است. هم باید بتواند نظر مخاطب عام را به خود جلب كند و هم در تأیید نظر مخاطب خاص توفیق داشته باشد.

● نخستین نقاشی دیواری

شروع هنر دیوارنگاری یا همان نقاشی دیواری را می توان به كنده كاری های انسان های نخستین روی دیواره غارها نسبت داد، به زمانی كه بشر تمایل داشت روی همه چیز، درخت ها، سنگ ها و دیوارها، علامت بگذارد. البته در آن زمان همه چیز به یك امضای ساده ختم می شد، اما امروزه دیوارنگاری با رنگ و قلم مو و سطوح وسیع سیمانی تعریف می شود و ضمناً طرح ها هم دیگر آن دیوار نوشته های ساده پیشین نیستند بلكه به طرح ها و تصویرهای انتزاعی خاص دوران معاصر بدل شده اند و حضور و تنوع رنگ در آنها نیز مؤلفه ای اساسی است كه برای هر چه شاداب تر نشان دادن محیط و ایجاد نشاط بصری در ذهن رهگذران تصویر می شود. در دنیای امروز به نقاشی دیواری باید به عنوان یك هنر چند وجهی نگریست. هنر چند وجهی و همگانی كه توانسته گرایش های دیگر هنرها را در خود تجربه كند و قابلیت های دیداری محیط را به كار گیرد. این نوع از نقاشی، ضمن آراستن فضای شهری، خلأ موجود میان عناصر دیداری در طبیعت و ساخته های بشر را تلطیف می كند. به هر شكل هنوز دیوارنگارهایی از این دست سابقه چندانی ندارند به طوری كه از پیدایش نخستین نقاشی دیواری به سبك جدید حدود یك سال بیشتر نمی گذرد.

● نقاشی هایی برای ندیدن

تكلیف نقاشی های دیواری مشخص نیست. معلوم نیست كه اثر هنری هستند یا ابزار اطلاع رسانی و تبلیغی كه می توان آنها را نادیده گرفت و جایشان را با چیز دیگری پركرد. جانمایی نقاشی های دیواری خیلی مهم است. پدیده ای كه گویا در تمام مناطق ما خیلی به آن توجه نشده است. بعضی از نقاشی ها را جایی كشیده اند كه انگار برای دیده نشدن كشیده شده اند. بعضی از این نقاشی ها آنقدر تماشایی هستند كه اگر خوب از آنها نگهداری شود می توانند سال ها زیبایی خودشان را حفظ كنند.

امروزه نقاشی دیواری از نظر ایجاد تأثیرات قدرتمند بصری و آفرینش زیبایی و هماهنگی در فرم و ریتم جایگاه ارزشمندی در زیباسازی شهری برای خود دست و پا كرده است. این رشته هنری اگر به خوبی شناخته شود و به درستی به اجرا درآید با توجه به فضاهای زیبا و باشكوهی كه خلق می كند، می تواند نقش بسزایی در تلطیف شرایط روانی شهروندان و فراتر از آن آرامش فضای شهری ایفاكند. از این رو سازمان زیباسازی شهری نیز باید نگاه تازه ای به این شكل از هنر داشته باشد تا شاهد رویش آثار جدیدی بربوم های سیمانی شهر و محله ها باشیم و البته حركت های موفقی دراین باره انجام شده است.

● نقاشی با نور

نقاشی با نور بر روی دیوار از آن تكنیك هایی است كه همه نقاشان تاریخ را مقهور خود كرده است.

این نوع نقاشی را فقط شب ها می توان تماشا كرد. چرا كه در تاریكی تازه جان می گیرد و با شروع صبح آرام آرام محو می شود.

استفاده از نور در زیباسازی سازه های شهری آلودگی بصری كمتری ایجاد می كند و از آنجا كه تشكیلات آن ثابت نیست و می توان تنوع زیادی درآن ایجاد كرد هرگز كهنه نمی شود و چشم ها به آن عادت نمی كند. از آن گذشته نور تركیب خشن و نامتجانس سازه ها را می گیرد و به آنها نوعی شكوه و ابهت تاریخی می دهد.

● نقاشی های بدون ضابطه

نقاشی های گرافیتی و یا به عبارتی نقاشی های ممنوعه كه بدون ضابطه روی دیوارها كشیده می شوندمعمولاً یا حرف و حدیث و مشكلی در خود دارند و یا فقط نشانه دهن كجی نقاشان غیرحرفه ای هستند كه با قلم مو و اسپری به جان دیوارها افتاده اند. كافی است گشتی در محله ها بزنید و ببینید كه بسیاری از این نقاشی ها اتفاقاً قابل تأمل هستند. بعضی ها هم فقط جای كمبود رنگ و تنوع در شهرك ها را پر كرده اند. اگر فكری به حال این دیوارهای ساكت نشود بزودی از ساختمان ها تنها مجسمه هایی پیچیده در تكه های روزنامه ها و كاغذهای كادو به جا خواهدماند.

كمتر كسی این نوع كار غیرحرفه ای را به عنوان هنر تلقی می كند. این عده با به تصویر كشیدن اشكال و فرم هایی كه حتی اصول و قاعده اصلی طراحی یا نقاشی را ندارند چشم بیننده و مخاطبانی را كه حتی به صورت گذری از كنار این دیوارنگاره ها می گذرند، آزارداده و كلیت این هنر را زیرسؤال می برند و بعضی وقت ها انتقادات زیادی را از همان مخاطبان می شنویم كه البته باید در این مورد به آنها حق داد.

اگر شهرداری ها این هنر را به صورت مسابقه در سطح تمامی شهرهای بزرگ و كوچك به اجرا بگذارند و تمامی هنرمندانی كه در این عرصه فعالیت دارند را شناسایی و فرصت معرفی به آنها بدهند شاید این هنر بیشتر شناخته شود و از حضور آن عده از افرادی كه بدون هیچ اصولی این كار را انجام می دهند جلوگیری شود، چون تجربه ثابت كرده است این هنر در زیباسازی شهرها بسیار پاسخگو بوده و هنری است كه اگر نتوان آن را از رسانه ای چون تلویزیون بالاتر دانست می توان به جرأت آن را هم ردیف این رسانه ملی خواند؛ چه از لحاظ طیف تبلیغی و چه از لحاظ فهم اجتماعی و اخلاقی دركنار زیبایی و زیباپسندی جامعه. بنابراین توجه به آن به عنوان یك گونه خاص هنر نقاشی می تواند به شناخت جایگاه ویژه این هنر قدیمی كمك كند.

ناهید جعفرپور كامی