پرویز تناولی تصریح كرد: همین كه یك هیات داور بین‌المللی به انتخاب مجسمه‌ای رای داده و جایزه اعطا كردند، كافی است كه حفظ آن ضرورت یابد.

دبیر سومین بینال بین‌المللی مجسمه تهران در پی امحای مجسمه‌ی هفت متری "رویش"، همان برگزیده‌ی سومین دوسالانه‌ی مجسمه تهران، از حیاط سفارت ایران در پاریس، عنوان كرد: پس از تخریب مجسمه‌ی برتر بینال سوم مجسمه‌ی تهران كه در اقدامی شایسته، توسط سفارت‌خانه وقت كشورمان در یك كشور اروپایی خریداری شده بود، شوكه شده و تعجب كردم؛ آخر چه‌گونه می‌شود موسسه‌ای در حد یك سفارت تا این حد به فرهنگ و هنر كشورش بی‌توجه باشد؟!

به‌عقیده‌ی وی، سفارت‌خانه در یك كشور خارجی، تنها نماینده‌ی دیپلماتیك و سیاسی نیست، بلكه نماینده‌ی هنر و فرهنگ كشورش نیز به‌شمار می‌رود؛ این‌ها وابسته‌ی فرهنگی هستند؛ نمی‌دانم یك وابسته فرهنگی چه‌گونه اجازه دارد مجسمه‌ای را تخریب و یا تكه‌تكه كند؟

تناولی گفت: اصل قضیه اینست كه این اولین‌بار نیست و متاسفانه گویا هر چند وقت یك‌بار اتفاق می‌افتد و تكرار هم می‌شود؛ نمونه‌اش مجسمه‌ی من [تقدیس] در باغ مجسمه‌ی خانه‌ی هنرمندان ایران كه از محل نصب كنده شده، تكه‌تكه‌اش كردند و قطعاتش را در یك گل‌خانه انداختند؛ پس از جریان خبری و اطلاع‌رسانی مسوولان امر كمی توجه نشان دادند، اما باز همان شد كه بود. معلوم نیست چه بر سر مجسمه آمد؛ نمونه‌های دیگر هم از این دست زیاد است.

به باور این هنرمند مجسمه‌ساز، ضرورت دارد در این‌باره فرهنگ‌سازی جدی صورت گیرد؛ مامور سفارت، مامور شهرداری یا كارمند این اماكن به‌طور قطع بالاتری‌هایی هم دارند. این‌ها باید دریابند كه در فرهنگ‌شان چه گذشته است. باید ضمن آموزش‌هایی كه به آن‌ها داده می‌شود، توجیه شوند هنر یك كشور چقدر بااهمیت است و باید برای نگهداری آن كوشید. این وظیفه سازمان عریض و طویلی به‌نام صدا و سیماست كه به مردم آگاهی دهد كه این‌ها نیاز فرهنگی است.

تناولی تاكید كرد، این اتفاق‌ها نتیجه‌ی سهل‌انگاری، ندانم‌كاری و عدم آگاهی به فرهنگ و هنر است و تا زمانی كه این افراد معتقد نشوند كه آثار هنری چه ارزشی دارند، شرایط موجود تغییری نمی‌كند.

او متذكر شد، وقتی تفكر مامور سفارت این است كه با صحبت‌ كردن در مورد جریان مجسمه‌ و تخریب آن، وقتش تلف می‌شود، دیگر چه باید گفت؟ آیا می‌شود انتظار داشت كه اساسا هنر و مجسمه را به حساب ‌آورند؟