پسری که در یک میوه فروشی تهران، آدم کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به تشریح جزییات جنایت پرداخت و برای بررسی سلامت روحی – روانی به پزشکی قانونی معرفی شد.

فریادهای گوشخراش«غلامعلی»که کارگر یک میوه فروشی در خیابان بهار شمالی بود غروب پنجم بهمن ۱۳۸۵ لرزه برجان مردم انداخت.

کسانی که هراسان از خانه هایشان بیرون دویده بودند با مسعود ۲۴ ساله، چاقو در دست رو به رو شدند.او ایستاده بود و می خندید.

غلامعلی به خاطر شدت خونریزی در راه بیمارستان جان بخت و مسعود دستگیر شد.بدین ترتیب بازپرس کشیک دادسرای جنایی تهران در جریان ماجرا قرار گرفت و افسران دایره ۱۰ اداره آگاهی را برای افشای راز درگیری به تکاپو انداخت.

مجرم درنخستین مرحله بازجویی،بدون هیچ مقاومتی جنایت را گردن گرفت،به بازسازی صحنه درگیری پرداخت و کیفرخواست به دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.

در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه ۷۴ برگزار شد ابتدا«آرش سیفی»نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت و از سوی خانواده قربانی،برای«مسعود»اشد مجازات خواست.

وکیل اولای دم نیز وقتی در جایگاه ویژه قرار گرفت به نمایندگی از طرف پدر و مادر قربانی برای مجرم،حکم مرگ خواست.

نوبت مسعود که رسید اظهار داشت:غلامعلی و صاحبکارش مدام سر به سرم می گذاشتند و مسخره ام می کرند. آنان فکر می کردند دیوانه ام. به اهل محل هم گفته بودند من سلامت عقلانی ندارم؛ اما آقای قاضی باور کنید من دیوانه نیستم.

وی ادامه داد:چند روز پیش از درگیری، وقتی به مسخره بازی غلامعلی و همکارانش اعتراض کردم مرا به باد کتک گرفتند.خیلی ترسیدم و با خودم قرار گذاشتم دیگر از کنار مغازه شان رد نشوم اما نشد.آن روز از شدت ناراحتی،چاقوی آشپزخانه را برداشتم و به میوه فروشی رفتم و ...

● قاضی کوه کمره ای:چرا از غلامعلی و همکارانش شکایت نکردی؟

▪ مسعود:موضوع را به پدرم گفتم ولی به خاطر همسایگی مان از غلامعلی شکایت نکرد.

● قاضی:آیا سابقه بیماری روانی داری؟

▪ مسعود:نه، من سالم سالمم.

● قاضی:مادرت در نامه ای به دادگاه نوشته که تو مدتی در بیمارستان روانپزشکی بستری بودی و خودت هم در آخرین بازجویی به این مساله اشاره کرده ای.آیا قبول داری؟

▪ مسعود:نه، دیوانه نیستم.

با پایان حرفهای مجرم،قاضی کوه کمره ای و چهار مستشار وارد شور شدند و با توجه به مدرک های موجود، او را برای تکمیل بررسی های وضعیت روحی – روانی اش به پزشکی قانونی معرفی کردند.۱۲۰