موزه هنرهای معاصر در هفته گذشته شاهد نمایش آثار پنجمین دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران بود. این دوسالانه شامل نمایش آخرین آثار هنرمندان مجسمه ساز کشور است که توجه تعداد کثیری از هنردوستان را به خود جلب کرده است، هر چند نمایشگاه چنان که باید و شاید مورد توجه رسانه ها و جراید قرار نگرفته، لکن اشتیاق جوانان بسیاری را برانگیخته به طوری که از هم اکنون انتظار می رود به صورت پربیننده ترین نمایشگاه هنری دو سال اخیر کشور در آید و شمار بازدیدکنندگان آن از مرز چهل هزار نفر نیز بگذرد. آثار ارائه شده در دوسالانه پنجم از بین تعداد زیادی اثر انتخاب شده اند. ۳۷۱ نفر با ارسال آثارشان برای شرکت در دوسالانه اعلام آمادگی کرده بودند که در نهایت ۱۱۲ اثر از ۱۰۳ هنرمند به دوسالانه راه یافت که بیش از هر چیز جوان بودن جمعیت شرکت کننده جلب نظر می کند؛ از میان ۳۷۱ شرکت کننده سن ۲۶۳ نفر زیر ۳۵ سال است.

آثار ارائه شده در بی ینال بسیار متنوع و گونه گون است، این آثار از مجسمه های فیگوراتیو با نگاهی اکسپرسیو، مجسمه های فرمگرای مدرنیستی، جریانات مربوط به مجسمه سازی مفهومی مجسمه های پریمتیو مجسمه سازان تازه کار تجربی تا چیدمان و ویدئو آرت را در بر می گیرد. کارها از لحاظ کمی نسبت به بی ینال های قبل گسترده تر و از لحاظ کیفی سنجیده تر هستند. گونه گونی وسیع، تمایل به تجربه آزمایی در تمامی زوایای امکانات مجسمه سازانه، نظر به ویژگی ها و دغدغه های احساس و اندیشه، گستره وسیع و وجه بارز ویژگی بی ینال پنجم نسبت به بی ینال های قبلی است به طوری که فضای فعال تر و زنده تری را ایجاد کرده است و موجد بحث ها و چالش های زیادی در میان مجموعه شرکت کنندگان - هیات انتخاب و هیات داوری شده است و نوید قابلیت و پتانسیل شکل گیری فضای تئوریک فعال و سازنده یی است که می تواند بررسی جایگاه بی ینال پنجم مجسمه سازی معاصر تهران را در تحول مجسمه سازی معاصر کشور صراحت بخشد. از لحاظ کیفی و شیوه نگاه بایستی که دوسالانه پنجم را در تداوم نگاه دوسالانه چهارم ارزیابی کرد به گونه یی که می توان از قطعی شدن گذار معینی در مجسمه سازی معاصر کشور سخن گفت.

از زمان آغاز دوسالانه های مجسمه سازی معاصر تهران بیش از دوازده سال می گذرد و تحولات مجسمه سازی در این مدت می تواند سیمای روشنی از ویژگی مجسمه سازی معاصر به دست دهد. سویه عمده تحولات این دهه را به عنوان گذار قطعی نگرش از جریان های ساخت گرای مدرن به جریان بعد از مدرنیته چه به عنوان کنکاش های هنر آوانگارد و چه به عنوان هنر پاپیولار «مردمی» مطرح می کند. شیوه هایی از فعالیت مجسمه سازانه که قابلیت ارتباط اندیشه و احساس را آزادانه و سوای از قیود و وابستگی های سبکی مطرح می کند. قابلیت رشد و تحول پویا مبین توجه و علاقه مندی عمومی به هنر مجسمه سازی و ضرورت گریزناپذیر پرداختن به آن است.

اما در مجموعه کارهای موجود در بی ینال همچنان مشکل ضعف قابلیت های آکادمیک و بنیان های آموزش، به چشم می خورد. عدم وجود فضای فعال اجتماعی در عرصه مجسمه سازی به کمبود تبادل نظر در بررسی مضامین و کم مایگی کارها کمک کرده است. همچنین فقدان ارتباطات جهانی به تسهیل رشد و گسترش مجسمه سازی منجر نمی شود. اقبال همه جانبه، حجم وسیع مجسمه سازان تجربی، گسترده شدن و متنوع شدن هرچه بیشتر جریان های مجسمه سازی همگی بر گسترش کمی و کیفی آموزش ضرورت ایجاد رشته مجسمه سازی در دانشگاه ها و آکادمی ها، ضرورت ایجاد امکانات بیشتر فعالیت اجتماعی، ضرورت برگزاری سمپوزیوم ها و نمایشگاه های گروهی و همچنین ارتباطات بیشتر جهانی را یادآور می شود. رویکرد و اشتیاق به مجسمه سازی از سویی و کمبود امکانات از سوی دیگر می تواند به سرخوردگی منجر شود. به نظر می رسد مسوولان فرهنگی کشور بایستی راهی بیابند تا خود را راضی کنند تا سهم ناچیزی برای هزینه های فرهنگی و هنری کشور اختصاص دهند.

شاید خسران فقدان قابلیت های هنری و فرهنگی در آینده یی نه چندان دور به لطمه یی جبران ناپذیر تبدیل نشود... از فعالیت های جانبی بی ینال مجسمه سازی می توان به Work Shop و همایش مجسمه سازی معاصر که همزمان در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار می شود اشاره کرد. هرچند که مشکلات مالی برگزارکنندگان به محدود شدن فعالیت ها منجر شده، و دامنه اثر بی ینال را کم رنگ تر کرده است.

حمید شانس