با درخشش كریس رونالدو، بهترین بازیكن جزیره، یك شماره هفت دیگر به هفت‌های تاریخی منچستر اضافه شد.

ما فقط توانسته‌ایم بازی‌های سال۹۰ به بعد مارادونا را ببینیم. بازی‌های او در ناپولی، بارسا و سویا را خیلی كم‌رنگ به یاد می‌آوریم؛ همیشه خیلی خوب بود، خیلی. اما، آن‌طور كه بزرگ‌ترها می‌گویند برای دیه‌گو هیچ‌سالی مثل سال۸۶ نبود؛ همان سالی كه گل معروف به دست خدا را به دروازه پیتر شیلتون زد و یك گل هم با آن حركت استثنایی و بی‌نظیر از خط دفاع آرژانتین تا خط دروازهٔ انگلیس؛ همان گل تكرارنشدنی كه با دریبل ۶‌بازیكن حریف به دست آمد؛ همانی كه گل هفتهٔ پیش لیونل مسی دوباره خاطره‌اش را زنده كرد.

ما آن روزها بچه بودیم و طبیعی است كه یك بچهٔ ۶-۵ساله، در دورانی كه تلویزیون هفته‌ای یك ربع فوتبال پخش می‌كرد، این لحظه به یاد ماندنی تاریخ را ندیده باشد.

پله را كه فقط در برنامه‌های كوتاه فوتبال دیده‌ایم؛ او كه مال نسل‌های قبل‌تر است؛ زمانی كه پدرانمان او را مروارید سیاه می‌نامیدند. اما خب، حالا پله و مارادونا چه ربطی به این مطلب دارند؟ برای پیدا كردن این ارتباط باید به یكی دو هفته قبل برگردیم؛ پیش از دیدار منچستر در مقابل واتفورد.

چهرهٔ سر الكس فرگوسن در برنامهٔ زنده‌ای كه از تلویزیون اختصاصی باشگاه منچستریونایتد پخش می‌شد، بسیار خوشحال بود. حق هم داشت. او درحال به‌دست آوردن دوباره بچه‌ای بود كه خودش بزرگش كرده بود؛ كریس رونالدو ؛ ستارهٔ بی‌نظیر این فصل لیگ برتر و چه بسا فوتبال دنیا.

ارقام پیشنهادی رئال و بارسا برق از كلهٔ همه پرانده بود؛ ۸۰ میلیون یورو برای كریس. رقم فوق‌العاده‌ای بود. اما سر الكس حواس‌اش جمع‌تر از این حرف‌هاست كه ابر‌ستارهٔ تیمش را به همین راحتی از دست بدهد.

خلاصه اینكه كریس با منچستر به مدت ۵ سال دیگر تمدید كرد؛ یعنی هواداران شیاطین سرخ می‌توانند ۵ فوریه سال۲۰۱۲، تولد ۲۷سالگی ستاره تیمشان را جشن بگیرند. مبلغ قرارداد هم ۳۱میلیون یورو اعلام شد. البته حقوق هفتگی ۱۲۰هزار پوندی را هم به این مبلغ اضافه كنید كه بالاترین دستمزد تاریخ باشگاه منچستر است.

سر الكس پس از امضای قرارداد، در حالی كه چهره‌اش از شدت خوشحالی كاملا سرخ شده بود، رو كرد به دوربین‌های تلویزیونی و تا سرحد توان از كریس تعریف كرد. اما یك جملهٔ او تیتر یك روزنامه‌های ورزشی دنیا شد. بدون شك او شب قبل كاملا به این جمله فكر كرده بود: «كریس در ۲۲ سالگی مثل پله و مارادونا بازی می‌كند.

مطمئنم اگر او همین‌گونه در من‌یونایتد عالی ادامه بدهد، مثل آن‌ها به تاریخ خواهد پیوست». كسی جملات دیگر او را نشنید. همه مبهوت این مقایسه سر الكس شده بودند. ۲ روز بعد از این اتفاق، پله اعلام كرد كه هنوز زود است رونالدو را در ردهٔ بهترین بازیكنان جهان قرار دهیم. او باید چند فصل دیگر هم همین‌طوری عالی كار كند تا به این درجه برسد.

پله البته بدجوری حس ناسیونالیستی‌اش را نشان داد، وقتی كه گفت: «ما الان كاكا را داریم كه بسیار سطح بالا بازی می‌كند و رونالدینیو كه ۵-۴ فصل در اوج بوده است».

مارادونا كه به تازگی از بیمارستان مرخص شده و در موارد مشابه، احساساتی‌تر از پله است، به خبرنگاران گفت: «رونالدوی منچستر، فنومنون واقعی است». فنومنون به معنی «پدیده» است و لقب رونالدوی برزیلی است اما افسانهٔ آرژانتینی كه در بیمارستان بازی رونالدو در مقابل واتفورد را تماشا می‌كرد، او را پدیدهٔ واقعی دنیای فوتبال نامید.

كریستیانو رونالدو، بازیكن شماره۷ منچستر، شور و حال عجیب و جدیدی در دنیای فوتبال ایجاد كرده؛ در فوتبالی كه هر روز قدرتی‌تر از گذشته می‌شود و خلاقیت‌ها در آن رو به نابودی‌اند، همه چیز در تاكتیك‌های پیچیده و سخت خلاصه شده و بازیكنان خلاق فقط در محدودهٔ مشخص شدهٔ خود می‌توانند توانایی‌هایشان را نمایش دهند.

سر الكس اما به خوبی فضا را برای نمایش استعداد ذاتی رونالدو كه با تجربه و مهارت‌های جدید همراه شده، فراهم آورده و شماره ۷ شیاطین سرخ، حالا و در ۲۲ سالگی، یكی از برترین‌ها و شاید برترین بازیكن دنیای فوتبال باشد. درخشش بی‌نظیر كریس ما را به یاد شماره ۷‌های بی‌نظیر منچستر انداخت.

همیشه شماره ۱۰ها، بازیكنان ویژه هستند، مثلا همان پله و مارادونا. ولی در منچستر قانون دیگری حكمفرماست؛ پادشاهان منچستر همه شماره ۷ بر تن می‌كردند و همیشه شماره‌ ۷‌های قرمزپوشان بوده‌‌اند كه اولدترافورد را به هیجان می‌آورده‌اند. شدت صوتی هوراها برای شماره ۷‌ها چند گام بالاتر از هوراها برای بقیه بازیكنان بوده است.

او حالا به قدری فوتبال انگلیس را به هم ریخته كه گزارشگر شبكه Sky سر گزارش یكی از مسابقات منچستر وقتی كریستیانو رونالدو داشت مدافعان را دریبل می‌زد، حركات او را این‌جور توصیف كرد: «آدم احساس می‌كند كه دارد فیلم ماتریكس را می‌بیند. حركات رونالدو شباهت زیادی به جلوه‌های ویژه سینما دارد».

● دیوید بكام : كرنرو شهرت

روزی او بهترین بود. بنا را بر سلیقه می‌گذاریم و می‌پذیریم كه همه او را بهترین نمی‌دانستند. اما هیچ‌كس نمی‌تواند منكر شود كه او مشهورترین چهره فوتبالی دنیا بود و شاید هنوز هم هست.

از اول هم بنایش را بر جنجال‌سازی گذاشته بود؛ با مدل موهای متفاوت، با ازدواج با یكی از ستاره‌های موسیقی بریتانیا و با حاشیه‌هایی كه همواره حول و حوش زندگی‌اش شنیده می‌شد. او اما در زمین فوتبال هم قابلیت‌هایی نمایش داده بود كه هیچ‌كس نمی‌توانست او را نادیده بگیرد.

تنها ۱۷سال داشت كه به تركیب اصلی منچستر رسید. او پرورش یافته مدرسه بی‌نظیر فوتبال ‌بابی چارلتون در منچستر بود؛ درست مثل برادران نویل، نیكی بات و پل اسكولز. از همان ابتدای حضورش با حفظ لهجه وی‍ژه لندنی‌اش، به گاو پیشانی سفید منچستری‌ها تبدیل شد.

پدرش، تد، هر روز او را از لندن به اولدترافورد می‌آورد و منتظر می‌ماند تا تمریناتش تمام شود و دوباره با اتومبیل‌شان به لندن بازگردند. اولین دیدارش را با پیراهن منچستر در یكی از دیدارهای جام اتحادیه و در برابر تیم «برایتون» انجام داد.

پسرك موطلایی، خیلی زود به تركیب اصلی راه یافت و از همان ابتدا با سانترهای دقیقش میان هواداران منچستر محبوب شد. اما روز ویژه او، در فینال جام اتحادیه رقم خورد. او پشت ضربه كرنر ایستاد و با گول‌زدن مدافعان حریف، توپ را به سمت اریك كانتونا فرستاد و او با یك شوت سر ضرب، توپ را به كنج دروازه فرستاد.

هرچند كانتونا با این گل همه‌كس و همه‌چیز را تحت تأثیر قرار داد اما باعث شد پس از مدتی كه بدن‌ها سرد شدند، همه به یاد پسركی بیفتند كه این سانتر دقیق را برای اریك كبیر فرستاده بود.

پس از جدایی اریك هم بود كه شماره۱۰ را كنار گذاشت و شماره۷ پادشاه شیاطین سرخ را بر تن كرد و عرصه را برای یكه‌تازی خود در جمع قرمزپوشان منچستری فراهم دید. او به سمبل منچستر تبدیل شده بود و اگر نشانه‌گیری فرگوسن به سمت ابروی او با استوك این‌قدر دقیق نبود، شاید او همچنان در منچستر حكمفرمایی می‌كرد.

● بیتل پنجم

در دوران اوج بیتلز، ستارهٔ منچستریونایتد بود؛ از سال ۱۹۶۳تا ۱۹۷۴. او یك بلفاستی بود كه توانست در سال ۱۹۶۸ بازیكن سال اروپا شود. او یك مهاجم نبود، یك بال بود كه عالی دریبل می‌‌زد، با دو پا بر توپ مسلط بود و عالی‌تر گل می‌زد.

اما خب، به تنهایی قادر نبود ایرلند شمالی را به جام جهانی برساند؛ درست مثل رایان گیگز كه حسرت حضور ولز در یك جام جهانی بر دلش ماند.بست در سال ۹۹ و در رأ‌ی‌گیری بزرگ بهترین بازیكنان قرن، در رده یازدهم قرار گرفت. اهالی بلفاست جمله جالبی داشتند: .«Pele good, Maradona better , George Best»

آنها می‌گفتند:«پله خوب بود، مارادونا بهتر و جورج بهترین» كه یك جور بازی با كلمه Best (بهترین) بود. او یك فوتبالیست صرف نبود. پیش از او ستاره‌ها، بابی چارلتون و گوردون بنكس بودند. اما او یك چهره مشهور و محبوب بود؛ هر چند الكل او را خیلی زود از بین برد.

چیزی از آن مرد جذاب مستطیل سبز باقی نماند؛ او در ۵۹ سالگی از دنیا رفت تا صد هزار هوادارش در یك روز بارانی در میدانی در شرق بلفاست در مراسم تشییع جنازه‌اش شركت كنند.

جورج بست، ۱۵ ساله بود كه استعدادیاب باشگاه منچستر او را در بلفاست كشف كرد. باب بیشاپ سریع به مت بازبی، سرمربی منچستر تلگراف زد كه: «فكر می‌كنم برایت یك بازیكن خارق‌العاده پیدا كرده‌ام».

روز ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۳ در حالی كه فقط ۱۷ سال داشت، در اولدترافورد در دیدار مقابل وست برومویچ به میدان رفت . پس از یك قهرمانی در فصل ۶۵-۱۹۶۴، در مرحلهٔ یك چهارم نهایی لیگ قهرمانان در سال ۱۹۶۶، دو گل وار د دروازه بنفیكا كرد و از همان روز رسانه‌های اروپایی به او لقب «ال بیتل» دادند.

او هم مثل بیتل‌ها از انگلستان آمده بود. استعداد بی‌نظیر در زمین فوتبال و خصوصیات نمایشی او باعث شد او به چهرهٔ محبوب مردم و رسانه‌ها تبدیل شود. او بعدا به فولان پیوست و حتی حضور در MLS را هم تجربه كرد. اما هنوز هم همه او را در پیراهن شماره هفت «من یو» به یاد می‌آورند. او به‌قدری خوش‌تیپ بود كه به او بیتل پنجم می‌گفتند.

● برایان رابسون: دو گل تاریخی كاپیتان مارول

پاپ رابسون یكی از اولین مربی ـ بازیكنان فوتبال مدرن بود. چرا پاپ؟ چون او دومین رابسون فوتبال انگلستان بود؛ بعد از باب رابسون كبیر. پس از ۶ سال حضور در وست برومویچ، در سال ۱۹۸۱ به منچستر پیوست و تا سال ۹۴ به تیم محبوبش وفادار ماند؛ یك هافبك خوشفكر و یك شماره ۷ واقعی.

در ۲۲سالگی، كاپیتان وست برومویچ شد. یك سال بعد در سال ۱۹۸۰، ۲ گل تیم ملی انگلستان را به ثمر رساند تا انگلستان، جمهوری ایرلند را با نتیجه۰-۲ شكست دهد و به جام ملت‌های اروپا راه پیدا كند؛ اولین بازی و ۲گل ملی؛ یك اتفاق ویژه در فوتبال اروپا.

رون‌اتكینسون كه در وست‌بروم سرمربی او بود، به منچستر پیوست و رابسون هم با قراردادی ۷۵/۱ میلیون پوندی به جمع شیاطین سرخ اضافه شد. ركورد قیمت او تا ۶سال شكسته نشد تا اینكه پیتربردسلی در تابستان ۱۹۸۷با قراردادی ۹/۱میلیون پوندی این ركورد را جابه‌جا كرد. او در جام‌جهانی ۱۹۸۲، یك ركورد بیست ساله به نام خود ثبت كرد. در دیدار افتتاحیه در مقابل فرانسه، در ثانیه بیست و هفتم یك گل به ثمر رساند كه در سال ۲۰۰۲ توسط هاكان شوكور در دیدار تركیه مقابل كره‌جنوبی شكسته شد.

او عضو ثابت تیم فرگوسن هم بود اما امان از مصدومیت كه امان رابسون را بریده بود! او تا ۳۷سالگی عضو منچستر بود. همین مسئله میزان نفوذ، اعتبار و محبوبیت او میان هواداران را نشان می‌داد. رابسون به واقع یكی از بهترین‌ هافبك‌های تاریخ باشگاه منچستر بود؛ همردیف با بزرگانی همچون بابی‌چارلتون، روی كین‌ و جورج بست.

● اریك كانتونا: فوتبالی از صمیم قلب

اگر فقط كمی به منچسترعلاقه داشته باشید یا حتی نه، اگر از این تیم متنفر باشید و فقط كمی فوتبال را دنبال كنید، به اریك‌كانتونای‌كبیرعشق می ورزید . شما البته تنها نیستید؛ در نظرسنجی بزرگ باشگاه، او عنوان بهترین بازیكن قرن منچستر را به خود اختصاص داد و از همه مهم‌تر به لقب افسانه‌ای «پادشاه» نائل آمد.

كانتونا در فصل ۹۳-۹۲ به منچستر پیوست؛ زمانی كه تیم، مشكل بزرگی به نام گلزنی داشت. اما با ورود كانتونا ورق برگشت؛ البته نه اینكه او مدام گل بزند، او برای سایرین فرصت گل می‌ساخت.

او از همان ابتدا عالی كار كرد و در دیدار فینال جام حذفی سال ۱۹۹۴ دو گل به چلسی زد تا منچستر قهرمان شود. او همان سال، به عنوان بهترین بازیكن سال لیگ برتر انتخاب شد. اما در سال ۹۵، شماره ۷، بسیار خبرسازتر شد.

روز ۲۵ژانویه، او در دیدار مقابل كریستال پالاس از بازی اخراج شد. ریچارد شاو پیراهن او را بی‌دلیل كشید و او به شاو ضربه زد. در حین خروج از زمین و در پی توهین یكی از هواداران كریستال پالاس كه روی سكوهای كنار زمین نشسته بود، با یك حركت كونگ‌فو او را روی صندلی‌ها ولو كرد.

دوران حضور كانتونا در منچستر، موفق‌ترین دوران تاریخ این باشگاه بود. كانتونا در ۷ سال،۶بار قهرمان لیگ برتر شد. او گفته بود:«من قلب داشتم و می‌دانم كه بدون قلب، نمی‌توانستم بازی كنم».اریك كانتونا در سن ۳۰سالگی از فوتبال خداحافظی كرد. همه خداحافظی او را یك شوخی می‌دانستند. اما او در اوج، از تخت پادشاهی یونایتدها كنار رفت.

در سال ۲۰۰۴ ، در گفت‌وگویی با روزنامهٔ «سان» گفت:«من افتخار می‌كنم كه هواداران هنوز هم نام مرا صدا می‌زنند، اما من از فردا می‌ترسم كه آنها دیگر این كار را نكنند. می‌ترسم چون آن را دوست دارم و هر چیزی كه دوستش داری،‌ می‌ترسی كه از دستش بدهی...».

كانتونا هم جزء همان كمپانی معروف ستاره‌های دنیای فوتبال، شامل جورج بست، آلفردو دی استفانو و رایان گیگز است كه هیچ وقت حضور در جام جهانی را تجربه نكردند.

مجید رئوفی