شیرین پیله وری، تعدادی از نقاشی های خود را در نگارخانه هفت ثمر به نمایش گذاشته است.

پیله وری با جذابیت و افسون طراحانه اش به آرایه های تجسمی نقاشی هایش استحكام می بخشد.

آثاراین نقاش، گزارش هایی تصویری از مفاهیمی هستند كه ذهن او را به خود مشغول داشته اند: اجرای واقع نمایانه همراه با تعابیر ذهنی او، نوعی ابهام دلپذیر كه در مقابل نگاه مخاطب آشكار و پنهان می شود... آثاری كه گاه به یك قطعه سونات موسیقی می مانند.

شیرین پیله وری از روش كنار هم چیدن عناصر، فضاها و اشكال استفاده می كند. او این روش از بیان تصویری را از فضاسازی هنر ایرانی استخراج كرده است.

همسازی درونی این آثار با ذائقه تصویری هنر ایرانی، بیش از آن كه نوعی گرته برداری به حساب آید، یك خویشاوندی حسی و ذهنی است.

انسجام و فصاحت در بیان نقاشی های شیرین پیله وری، ریشه در چیدمان عالمانه ای دارد كه وجه بارز آثار اوست.

ساختار هندسی تابلوهای این نقاش به گونه ای است كه با حذف مثلاً فیگورهای انسانی، درخت، گل، یا ... هیچ لطمه ای به ارزش آنها وارد نمی شود.

پیله وری توانسته است به ظرفیتی در پرداخت آثارش برسد كه با هر تغییر دیدگاه بتواند فرم متناسب با آن تغییر را به سرعت كشف كند. بیان این نكته نیاز به توضیح دارد:

▪ او با تأكید بر فیگورها، درخت ها و فضاهای رئالیستی اش، می تواند به یك «رئالیسم شاعرانه» نزدیك شود.

▪ با حذف فیگورها، درخت ها و فضاهای رئالیستی اش و تأكید بر ضرباهنگ قلم و توزیع سطوح، رنگ ها، بافت و تركیب بندی های هوشمندانه اش، می تواند به پردازشی «انتزاعی» دست پیدا كند.

▪ با تمركز چهره پردازی و پرداختن به حس و حال چهره های انسانی اش، قادر است به یك «اكسپرسیون» مطلوب و تأثیرگذار دست پیدا كند.

▪ با به كارگیری خطوط رقصان و رنگ های برگرفته از هنر ایرانی، نوعی هنر مشابه نقاشی سقاخانه را بازآفرینی كند.

شیرین پیله وری، اما به شدت هسته های یك موج انتزاعی را در پس و پشت آثارش نهفته دارد.

حاصل آن كه، گام های بعدی در كنترل اوست. همه چیز به روحیات او مربوط می شود:

«آرمانگرایی»، «واقع نمایی»یا «انتزاع خالص و ناب».

بودن در چنین وضعیتی همانقدر جاه طلبانه است كه می تواند خطرناك نیز باشد. او حالا دیگر كمتر نیازمند مهارت های اولیه و تمرین های پایه است ... پیله وری اكنون به نگاهی ناب و لحنی انحصاری محتاج است. او دوران شكل گیری اش را سپری كرده و در آستانه دستیابی به فردیتی است كه به تعادل و تشخص هنری او منجر خواهد شد.

انسان گرایی رؤیاگونه او با رنگ های درخشان، شور نقاشانه اش را كامل می كند.

بینش این نقاش از تصاویری جان می گیرد كه نتیجه غور در تاریخ هنر است. آثارش به چراغی می مانند كه از روغن تاریخ مایه گرفته و با قوای تخیل او روشنی می گیرند.

پیله وری با هر اثرش به بینشی گواهی می دهد كه فقط با سمفونیك كردن عناصر و اشكال مورد نظرش، تحقق پیدا می كند.

او از آن دسته از هنرمندان نیست كه با جهشی غیرمنتظره به چیزهایی غیرمتعارف دست پیدا كند. او با حركتی منظم و با بهره گیری از صبر و تأنی، رفتار روبه گسترش خود را در اعماق پی گرفته و آنچه كه به دست می آورد را با همه وجود به دست می آورد!

شیرین پیله وری طرز فكر و احساسی را كه انسان نوین در خود و محیط اش دارد به زبان نقاشی عرضه می كند.

مسأله مهم و محوری در كارهای این نقاش، به تلقی جدید از مفهوم واقعیت مربوط می شود. بارقه هایی از واقعیت های نو، به درون آثارش راه یافته و از او نقاشی ساخته كه تلقی های نوین انسانی، شامه تیز تصویرگرانه اش را به كار می اندازد.

هنر این نقاش در تجسم صوری اعتقادهای او خلاصه می شود. شیرین پیله وری، به چیزهایی فراتر از فن نقاشی دلبستگی دارد، چیزهایی كه حضور خود را به نقاشی او دیكته می كنند و شاید اجازه ورود به تجربه گری های تجسمی ناب را از او سلب می كنند.

از چنین منظری، می توان پی برد كه چرا این نقاش چندان بر عنصر «شهود» نمی پردازد.

انگیزه نقاشی كردن برای او بیشتر در سودای نمایش اندیشه هایی است كه هر چه باشند، اما اندیشه های ناب نقاشانه نیستند.

به عبارت دیگر، پیله وری به برخی «معنی ها» و «یعنی ها» اجازه می دهد تا بر فرم تابلوها و حساسیت تصویری اش سایه بیفكنند.

نقاشی در دستان او همچون تیغی دودم است كه به واسطه آن هم بیانیه هایی زیباشناسانه اش در وصف اندیشه های ـ عمدتاً زنانه اش ـ را عرضه می كند؛ و هم سرزمینی فراخ و دلگشاست كه شوق نقاشانه اش را در آنجا می پروراند.

شیوه كار شیرین پیله وری به گونه ای است كه چه باسواد، چه بی سواد، چه با فرهنگ و چه عامی با آن رابطه برقرار می كنند و با اطمینان خاطر آن را می پذیرند ... زیرا می توانند چهره، منظره یا هر تصویر دیگری را در آن بازشناسی كرده و آن را با خود و جهان اطراف خود مقایسه كنند.

دقت تصویری، یا شباهت اطمینان بخش یا باوركردنی با دنیای آشنا، برای مخاطب عام، معیار اصلی داوری در مورد اصالت یا مزیت هر اثر هنری است. شیرین پیله وری با آگاهی از چنین امری، سطح اثر و حد زیبایی شناسی اش را تعیین می كند تا بتواند تأثیر مطلوب خود را بر هوش و حواس مخاطب حفظ كند.

او با مراعات این نكته كه نشان دهنده تعهد انسانی و اجتماعی هنرمند است، در واقع مانع پرگشایی های خالص نقاشانه و كسب فضاهای ناب تجسمی در روند تكامل آثار خود می شود.

شیرین پیله وری، به تابلوی نقاشی به عنوان یك سند قابل رجوع و فرصتی كه برشی از لحظه، نور و منظره را به طور ثابت در اختیارش می گذارد، می نگرد.

آثار این نقاش، از نیروی پایداری بسیار بی همتایی برخوردارند، نیرویی كه «رئالیسم شاعرانه» همواره حامل آن بوده و هست و هرگز كهنه نمی شود.

احمدرضا دالوند