احمد نادعلیان به تازگی از نمایشگاهی گروهی در آمریكا باز گشته است. ابتدا سفری به بهشتش در پلور می‌کند و بعد برای مصاحبه با ما قرار می‌گذارد.

او را در آخرین روز نمایشگاه «هنر جدید»، در موسسه «صبا» می‌بینم. یکی از اشکالات مجموعه بزرگ صبا شاید این باشد که هیچ صندلی یا مبلی برای بازدید‌کننده‌ها و احتمالا خبرنگاران وجود ندارد که قرار مصاحبه خود را آنجا می‌گذارند..

به ناچار و با پیشنهاد نادعلیان به محوطه بیرونی صبا در خیابان «ولیعصر» می‌رویم. کنار حجاری‌هایی که او کف پیاده‌رو در ورودی صبا انجام داده است و روی نیمکتی می‌نشینیم، اما کار سختی است تشخیص صدای نادعلیان از میان صدای آن همه حرکت و بوق ماشین‌ها. دوباره به داخل مجموعه صبا برمی‌گردیم و خلاصه جایی روی پله‌های حیاط می‌نشینیم، اما نادعلیان حتی برای مصاحبه هم یک فضای باز را جست‌وجو می‌کند.

انگار او بودن در محیط بسته را تاب نمی‌‌آورد. شاید برای همین، کار در گالری را رها کرده و هنرش را در فضاهای باز و بسیار باز، جست‌وجو می‌کند. راستی او در آمریكا برای اولین بار و به اصرار و عمد با شخصیت‌های هنری و اندیشمندان، به اصطلاح عکس گرفته است.

● نمایشگاهتان در آمریكا با حواشی همراه بود، که حضور رایس در مراسم گشایش نمایشگاه مهمترین آن بود. تحلیل شما چیست؟

شاید ما هنرمندان، موجودات خیلی پیچیده‌ای نباشیم. شاید هم ترجیح می‌دهیم که نباشیم؛ چون با تصویر سرو کار داریم. ما سعی می‌کنیم لایه‌های رویی را ببینیم و البته درست ببینیم. به عنوان هنرمند چندان تجربه‌ای در تحلیل سیاسی ندارم. نمی‌‌خواهم ادعا کنم هنر با سیاست بی‌رابطه است و اثر هنری هیچ ربطی به سیاست ندارد.

بسیاری از حرکت‌ها و آثار هنری وجه سیاسی نیز دارند، اما به نظر من، نازل‌ترین لایه اثر هنری یا حرکت هنری وجه سیاسی آن است. سیاستمداران سعی می‌کنند از هنر و هنرمند در جهت اهداف خودشان استفاده کنند. هنرمندان نیز سعی می‌کنند کار خودشان را انجام دهند.

آرامش ما ناشی از این است که دقیقا نمی‌‌دانیم در پس این پرده سیاه چه خبر است. بی تردید، حضور خانم رایس در نمایشگاه باانگیزه سیاسی همراه بوده است، اما هنرمندان شرکت‌کننده تمایل نداشتند وارد این بازی سیاسی شوند. بخش وسیعی از اخبار در رسانه‌های غرب به عدم تمایل هنرمندان به سیاسی شدن نمایشگاه اختصاص داشت.

از دید من، ما با سیاستمدارها همتا و هم‌جنس نیستیم. از این رو بهتر است کبوتر با کبوتر باشد، هنرمند با هنر و سیاستمدار با سیاستمدار. حضور هنرمندان در این نمایشگاه با انگیزه و پیش‌فرض فرهنگی بود. هدف این بود که در چارچوب یک فعالیت فرهنگی- هنری ارزش‌های فرهنگی جامعه خودمان را به جامعه آمریكایی نشان دهیم.

● آیا حضور خانم رایس از قبل اعلام شده بود؟ آیا این حضور از بار هنری و فرهنگی آن نمایشگاه کم نمی‌‌کند و آن را به سمت سیاسی بودن نمی‌برد؟

دعوتنامه رسمی نمایشگاه که ما در ایران دریافت کردیم بر فرهنگی‌بودن این نمایشگاه تاکید داشت. کاتالوگ رسمی نمایشگاه نیز این ادعا را تایید می‌کند که نوع انتخاب و دیدی که نسبت به فرهنگ و هنر ایرانی وجود دارد مثبت است. هیچ مقدمه سیاسی در آن نیست بلکه اشعاری از رومی زینت‌بخش آن است.

از طرفی مرکز بین‌المللی مریدین به عنوان یک مرکز غیردولتی شناخته شده. در سایت رسمی این مرکز اهداف فرهنگی ترسیم شده. این مرکز، چندین سال قبل نیز هنر معاصرایران را معرفی می‌کرد. آن نمایشگاه هنرمندان معتبر و موجهی از کشورمان را با انگیزه فرهنگی با خود همراه داشت. دفتر نمایندگی ایران در واشنگتن و دست‌اندرکاران فرهنگی ایران در نیویورک‌، نیز سابقه فرهنگی و بسیار مثبتی از مرکز «مریدین» بازگو می‌کردند.

با توجه به دلایل بالا حضور خانم «رایس» قابل‌تصور نبود‌. یکی دو روز قبل از نمایشگاه زمانی که ما در واشنگتن بودیم اعلام شد که خانم رایس در زمینه موسیقی کار می‌کند و به هنر علاقه دارد و تمایل ایشان به حضور در این نمایشگاه اعلام شد.

پیشنهاد اصلی عکس دسته‌جمعی با همه هنرمندان بود. عملا چنین عکسی با جمع هنرمندان گرفته نشد. عکس موجود هنرمندان را در فضای نمایشگاه و در کنار آثار نشان می‌دهند.

حضور خانم رایس و رسانه‌های همراه، چند ساعت قبل از افتتاحیه رسمی و در مدت زمانی کمتر از نیم ساعت انجام شد. از دید من سیاسی‌شدن نمایشگاه تنها وجهی است که خارج از حوزه مورد‌علاقه هنرمندان بوده و چیزی از جنبه هنری و فرهنگی نمایشگاه کم نمی‌‌کند.

خانم رایس در نمایشگاه از تمدن، فرهنگ و هنر ایران تمجید کرده است. آیا تعریف ایشان می‌تواند چیزی از تعالی فرهنگ ما کم کند؟ بار فرهنگی نمایشگاه به قوت خود باقی است.

آثار انتخاب‌شده برای این نمایشگاه در دو سال آینده در ایالت‌های مختلف به نمایش درخواهد آمد، در این مدت صاحبنظران، اندیشمندان، هنرمندان و هنردوستان بسیاری این آثار را خواهند دید و به‌واسطه این آثار با فرهنگ و هنر هنرمندان جوان ایرانی آشنا خواهند شد.

● آیا برای گرفتن عکس اجباری وجود داشت؟ و عکس العمل مسوولان ما چه بود؟

رفتار برگزارکنندگان نمایشگاه در آمریكا با ما بسیار محترمانه بود. حتی با آنهایی که تمایل نداشتند هنگام حضور خانم رایس حضور داشته باشند. هر آنچه غیر از این شایعه بوده است. به‌رغم تحلیل‌ها و نظرات متناقض در رسانه‌های آمریكایی و ایرانی مسوولان کشورمان نیز نهایت لطف و محبت‌شان را شاهد بودیم.

زمانی که در واشنگتن بودیم یک روز مسوولان دفتر نمایندگی ایران در آنجا از هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه برای میهمانی دعوت کردند. دیدار صمیمانه‌ای بود. خانم «نانسی» ماتیوس نیز حضور داشت. آنها در حضور ما از خانم نانسی ماتیوس انتخابگر آثار هنرمندان ایرانی تشکر کردند.

در نیویورک نماینده پیشین جمهوری اسلامی ایران درسازمان ملل از هنرمندان دعوت کردند. در این جمع هنرمندان‌، اندیشمندان و خبرنگارانی حضور داشت. از این ملاقات هنرمندان خاطره خوبی در ذهن دارند. آقای ظریف با هنرمندان بسیار صمیمی بود و به هنرمندان هدیه دادند. پس از بازگشت متوجه شدیم که در غیاب ما شایعه و خبر دروغ زیاد بوده است که صحت نداشتند.

نه سرزنش شدیم و نه تشویق. حد اقل من انتظار هیچ کدام را نداشتم. به‌درستی هنوز نمی‌‌دانم همانند کشتی‌گیرها آیا می‌شود و آیا باید درعرصه فرهنگ و هنر تشک را ترک کرد؟ به هر حال با در نظر گرفتن ابعاد ماجرا با حضور سیاستمداری مثل خانم رایس تشک را ترک کردیم. در حوزه سیاسی صاحبنظر نیستم و تمایلی ندارم با سیاستمداران همنشین شوم، اما در این سفر با آدم‌های بزرگی که با من هم‌جنس و همتا هستند ملاقات داشتم و با آنها عکس گرفتم.

● برنامه‌های مختلفی که در این سفر داشتید چه بود؟

حدود سه هفته آنجا بودیم. یک هفته‌ای در واشنگتن که محل نمایشگاه بود حضور داشتیم. چند روزی در نیویورک بودیم، بعد در شهری به اسم کانزاس میسوری که درمرکز ایالت متحده آمریكاست رفتیم و چند روزی هم در نیومکزیکو که در غرب آمریكاست، در شهر سنتافه بودیم که بافت کاملا متفاوتی به نسبت واشنگتن و نیویورک دارد.

در بازگشت هم چند روزی در واشنگتن بودیم. منهای مساله حضور۲۰ دقیقه‌ای رایس قبل از افتتاحیه رسمی، جدول برنامه‌ریزی فرهنگی نمایشگاه مملو از بازدید از موزه‌ها، مراکز فرهنگی، دانشکده‌های هنری، بازدید از هنرمندان، بازدید استودیوهای‌شان و ارتباط با اندیشمندان و هنرمندان بود. این برنامه‌ها بیشتر در فاصله مکانی صبح تا بعدازظهرمان بود و عصر خیلی از روزها فراغت داشتیم.

همواره سعی می‌کردم در اوقاتی که وقت دارم برنامه کاری خودم (کارهای محیطی در طبیعت آمریكا) را دنبال کنم. این سفر یکی از پربارترین مسافرت‌هایی بود که داشتم، از نظر تنوع کارهایی که در طبیعت انجام دادم، در بستر رودخانه ها، یا چیدمان‌ها در محیط شهری، پروژه گنج‌های پنهان و بازدید از شخصیت‌های مهم فرهنگی مخصوصا در نیویورک، برای من سفر خیلی پرباری بود.

توانستم در واشنگتن در رودخانه مرکزی راک کریک ریور کار کنم. در نیویورک در سنترال‌پارک کار کردم. چون دو سال پیش هم در آن پارک کار کرده بودم و آنجا را می‌شناختم. دو سال پیش کارم گنج‌های پنهان بود، اما امسال مستقیما روی صخره‌هایش حجاری کردم.

● اجراهایتان در محیط شهری چه بود؟

در کانزاس‌میسوری دردو پارک کار کردم که ابتدا همان چهره‌های سرخپوست‌ها بود بر سنگ‌های قرمز شکسته شده. این سنگ‌ها در چمن‌های پارک از چند روز پیش به همین منظور نصب شده بود. بعد از چند روز اجرا ترجیحا آنها را در دل زمین در همان پارک‌ها پنهان کردم که در دو مکان این سنگ‌ها دفن شد.

این آثار اشاره به قومی هستند که که تاریخشان نادیده گرفته شده است و زخمی چند صد ساله در چهره‌ها دیده می‌شود. همین داستان در سنتافه نیز تکرار شد. در نیومکزیکو یکی از آثارم را به ویکتور مونتویا رهبر و شهردار سرخ‌پوستان ساندیا پوئبلو دادم.

این اثر هدیه‌ای بود به سرخپوستان آمریكا. یکی از هنرمندان حاضر گفت دوستی ما سرخپوستان و شما ایرانی‌ها بر سنگ ثبت شد. در نیومکزیکو یک فیلمساز حرفه‌ای به نام باب دمبوسکی مرا همراهی می‌کرد و روند شکل‌گیری آثارم را تصویربرداری می‌کرد. در پایان تعدادی حجاری در باغ مرکز بین‌المللی مریدین انجام شد که یکی از آنها رد پایم را نشان می‌دهد.

● نیویورک را در حال حاضر به عنوان مهمترین مرکز هنر جدید در دنیا می‌شناسند. بسیاری از هنرمندان هنر جدید هم معمولا در نیویورک زندگی می‌کنند. دیدارهایی هم بااین افراد داشتید؟

قاعدتا به خاطر رشد رسانه‌ها و اینترنت شاید بتوان گفت نیویورک تنها قطب مهم هنر پیشرو نیست.

در گوشه و کنار دنیا حرکت‌های بسیاری به صورت موازی وجود دارد. در این سفر امکانی فراهم شده بود که از مجموعه نگارخانه‌ها و گالری‌های جنوب نیویورک دیدن کنیم.

در محله چلسی حرفه‌ای‌ترین هنرمندان دنیا را می‌شود دید. آنجا موفق به دیدن اندی گلدزورسی یکی از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان هنر محیطی شدم.

نمایشگاه داشت و در محل نمایشگاه دو ساعتی با هم حرف زدیم.

او در چارچوب هنری فعالیت می‌کند که کارهای من نیز در آن حوزه قرار می‌گیرد. در یک سری از کتاب‌های هنری مثل کتاب هنرفردا ادوارد لوسی اسمیت، حجاری ماهی من در کنار کاراو که با گل نقش انتزاعی مار ساخته منتشر شده است. هدایایی به اندی دادم.