یك منتقد انگلیسی گفت:هنر معاصر ایران در قرن ۲۱ بازتاب‌ تجربیات اجتماعی و تاریخی ایران است و همین خصیصه آن را نزد مخاطبان موجه و اثرگذار می‌سازد.

«ادوارد لوسی اسمیت» منتقد، شاعر، نویسنده و محقق تاریخ هنر معاصر، درهمایش بین‌المللی تداوم یاگسست نگارگری در نقاشی معاصر ایران، با موضوع هنر معاصر ایران در بستر دیگر فرهنگ‌های معاصر به سخنرانی پرداخت.

این هنرمند انگلیسی تبار اظهار داشت: « غالباً گرایش بدان داریم كه درباره هنر معاصر ایران صرفاً از دیدگاه رابطه آن با مدرنیسم اروپایی بیاندیشیم، كه خود مدرنیسم از سنن جا افتاده ایرانی است كه از تاریخ فرهنگ پیش از اسلام و دوره اسلامی این كشور برآمده و تأثیر پذیرفته است.

اسمیت افزود: در واقع، بهتر آن است كه به كار هنرمندان معاصر ایرانی در چارچوبی بسیار وسیعتر و در مقام داستانی كه اكنون فرهنگ‌های بسیاری را در بر می‌گیرد بنگریم. یكی از انگیزه‌های مؤثر در آفرینش مدرنیسم جنبه مردم‌شناسانه داشت. انگیزه‌ای دیگر از نگرش باستان‌شناسانه نشأت می‌گرفت. به عبارت دیگر، هنرمندان مدرنیست نسل اول در عین حال از هنر قبایل آفریقایی و هنر فرهنگ‌های نخستین، مانند هنر جزایر سیكلاد، درس آموختند. آنها غالباً عناصری وام گرفته از این دو را مستقیماً در آثار هنر نوین خود به كار بردند.

این محقق تاریخ هنر معاصر ادامه داد: فرض اولیه بر یكسویی این داد و ستد بود – اروپاییان می ‌توانستند هر آنچه را كه می‌خواهند از هر فرهنگی كه مجذوب آن می‌شدند به عاریت گیرند، اما اگر هنرمند غیر اروپایی همین كار را می‌كرد، كارش فاقد اصالت و مردود بود. تغییر این وضع در فاصله دو جنگ جهانی، با پیدایش هنری نو، بومی ولی مدرنیست، در آمریكای لاتین آغاز شد. به ویژه دیوارنگاران مكزیكی (دیگو ریورا، اوروزكو، سیكیروس) هنر نوینی آفریدند كه هم به عصر پیش از كریستف كلمب و گهگاه دوره استعمار رجوع داشت، و هم به مدرنیسم. آماج هنرشان مخاطبان آمریكای لاتین بود، نه صرفاً اروپاییان. از آن پس، طیف انواع هنر مدرنیست گسترش بسیار یافته است.

وی به ذكر مثالی دراین زمینه پرداخت وگفت: در سال‌های اخیر، هنر معاصر متأخر چین، كه پس از خاتمه انقلاب فرهنگی پرداخته شده است، در سراسر جهان توجه و تحسین برانگیخته است. چند فرهنگ غیر اروپایی دیگر، از جمله هنر قبایل مائوری زلاند نو و هنر بومیان استرالیا، در همین مسیر گام نهاده‌اند. هنری كه تولید می‌كنند آشكارا معاصر است، ولی به همان اندازه آشكارا غیر اروپایی است. در این مضمون است كه باید به محصولات بسیار متنوع صحنه هنری ایران در این آغاز قرن بیست و یكم بنگریم. این آثار، بازتاب‌ تجربیات اجتماعی و تاریخی ایران هستند، و همین خصیصه آنها را، چه نزد مخاطبان محلی، و چه، همچنان كه به طور فزاینده رخ می‌دهد، در نظر بینندگان نمایشگاه‌های بین‌المللی، موجه و اثرگذارمی‌سازد.»

در آخرین سخنرانی این همایش دو روزه «حمید كشمیرشكن» دبیر علمی همایش و منتقد و محقق تاریخ هنر معاصر و مدرس دانشگاه، هنر معاصر ایران را در دو دهه پیشین مورد بررسی قرار داد و خاطر نشان كرد: « به گفته استوارت هال، در كتاب هویت فرهنگی و مهاجرت "هرهویت در یك فرهنگ، یك زبان، و یك تاریخ قرار گرفته و نهاده می شود ... اما به موقعیت های تثبیت شده، دایمی و تغییرناپذیر گره زده نمی شود." غالب مفسران تغییر اجتماعی جهانی و محلی می پذیرند كه "هویت" در تحلیل اجتماعی آنان نقش اساسی ایفا می نماید؛ ولی همچنین زمانی كه سعی در تعریف نیرو و تجربه آگاهی فردی وشناخت جمعی دارند غالبأ آن را مفهومی متناقض و سردرگم می یابند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فرهنگ‌های بصری ایران در دوره پس از انقلاب اسلامی ، افزود: « چگونه بازآفرینی (احیاء) اسطوره تقریبا به اشتیاقی برای نسل جدید مبدل شده است و اینان برای تغییر اندیشمندانه و زیبایی شناسانه كه همچنین آغازگرراه مشاركت در فرهنگ جهانی است تلاش می كنند.

هم اندیشی بین المللی تداوم یا گسست نگارگری در نقاشی معاصر ایران بعدازظهر امروز با برپایی میزگردی با حضور « فرح اصولی» نقاش و دبیر نمایشگاه ، «خسرو خسروی» نقاش و مدرس دانشگاه و « نصرت ا.. مسلمیان» نقاش و مدرس دانشگاه به كار خود پایان می‌دهد.