تصویر، تماماً سیاه است، با صدای جاروبرقی در پس زمینه آن سیاهی. آرام آرام چهره مردی پدیدار می شود. آرواره هایش به خوردن تكه های مرغ می جنبد. تنومند است. در تصویری درشت ، تكه های مرغ با دستان گوشتالود مرد از اندام چاق و درسته آن پاره می شود و به سمت دهان او می رود. لرزش اندام سپید مرغ، بر دهشتناكی این عمل می افزاید. در سكانسی دیگر، چشمی به غایت درشت، نظاره گر است. چشمی كه شاید متعلق به مردی دیگر است - مردی نحیف. هر دو در سایه روشنی شدید نشسته اند. ظرف غذا خالی می شود. مرد تنومند انگشت به حلق می برد و تصویر، درست در همین لحظه به نمایش نیم رخ دو مرد عوض می شود. بعد از لحظاتی دو مرد بر روی رینگ، نبرد می كنند. مرد تنومند پیروز می شود و بر پس زمینه تصویر پیروزی او، صدای گاو پخش می شود. مدالی با شماره ۱ بر روی ظرفی پر از غذا، جایزه برتری اوست كه روی میز قرار می گیرد. ظرف و مرد تنومند دوباره در تاریكی فرو می روند.

این فیلم كوتاه ، ویدئو آرتی بود اثر «سیامك نصیری زیبا» كه در مجموعه نمایشگاهی تحت عنوان Transform/nation در نگارخانه نیكزاد به نمایش درآمد. نمایشگاهی كه توسط گروه ایرانیان فرامرزی شكل گرفته است. این گروه شامل جوانان ایرانی هستند كه در خارج از كشور تحصیل می كنند و با اهدافی چون آشنایی با اصلیت، سنت و فرهنگ ایرانی ، آشنایی و یكدستی ایرانیان در نقاط مختلف باهمدیگر، برنامه ریزی برای پروژه های متحد بین ایرانیان نقاط مختلف، كارهای متعددی را به انجام می رسانند. آخرین آنها فستیوال هنری Transform/nation است كه به طور همزمان در تهران و واشنگتن برگزار شده است. آن طور كه یاسمن نیكزاد - مدیر نگارخانه نیكزاد و هماهنگ كننده این جریان در ایران - ازمراحل برگزاری این نمایشگاه می گوید، دو سال كار مداوم و مستمر را در پی داشته است. هماهنگی چنین برنامه ای بدون هیچ حمایت و پشتیبانی و تنها از طریق یك NGO و یك نگارخانه خصوصی كاری طاقت فرسا بوده است:

«دو سال پیش، برنامه ریزی و اهداف چنین نمایشگاهی مشخص شد و از یك سال پیش تحقیقات و امور اجرایی شروع شد. ما از طریق موزه هنرهای معاصر تهران ، انجمن هنرمندان نقاش ایران و وب سایت های مرتبط و همین طور شیوه زبان به زبان و دعوت شفاهی فراخوان دادیم و از این طریق ۶۴۲ هنرمند آثارشان را ارسال كردند. به خاطر محدودیت های موجود، امكان نمایش این همه آثار را نداشتیم بنابراین آثار توسط موزه الیپس (elips) واشنگتن بازرسی شد و نهایتاً ۱۲۶ اثر به عنوان آثار برگزیده انتخاب شد.» نیكزاد اشاره می كند كه همین تعداد نیز فراتر از توان نمایشی گروه بود، بنابراین آثار مجدداً بازبینی شدند و نهایتاً ۳۰ اثر انتخاب شدند كه به طور همزمان ۱۵ اثر در داخل كشور - در نگارخانه نیكزاد - و ۱۵ اثر درموزه الیپس به نمایش درآمدند. این حركت زمانی تحسین آمیز به نظر می رسدكه مشخص شود، در تمام مراحل كار از آغاز تا پایان از هیچ گونه حمایت داخلی و خارجی برخوردار نبوده است.

● جست وجوی هویت، دغدغه ای مشترك

Transform/ nation مجموعه آثار هنری هنرمندان داخل و خارج از كشور است. در سویی آثار هنرمندانی دیده می شود كه در وطن خود می زیند و از این رو دغدغه های ذهنی متفاوتی را بروز می دهند. اما در سویی دیگر، گروه مهاجر قرار دارند. طیفی كه سال هاست در نقطه ای دیگر از این جهان خاكی به زیستن ادامه می دهند. آثار گروه دوم را می توان همسوتر و منسجم تر ارزیابی كرد، چرا كه سال هاست به گفت وگوی مشتركی مشغول اند و سال هاست در اندیشه جمعی شان، مسأله ای لانه كرده است كه در پی هر نوع آفرینش هنری سر بیرون می آورد؛ مسأله هویت. اگرچه هویت و یافتن معنای درونی و تلاش برای رسیدن به من حقیقی ناخودآگاه در هر پدیده هنری و در لایه های متفاوت آنها دیده می شود، اما در آثار هنرمندانی كه «مهاجر» خوانده می شوند قطعاً نخستین بازتاب و بارزترین جلوه خود را می نمایاند. هویتی كه گاه - مانند عكس های شادی یوسفیان - چند پاره می شود، تكه تكه و چند وجهی و گاه به طور همزمان به چند «من» از آن شخصیت واقعی تبدیل می شود و چند چهرگی را پدید می آورد. چشمان سیاه بادامی جایشان را با دهان قرمز عوض می كنند. این آثار از آنجا نشأت می گیرد كه هنرمند به این حقیقت دست پیدا می كند: «من «شادی»های مختلفی را در وجود خودم پیدا كردم.

عكس های شادی یوسفیان، با تكرار یك چهره به جای اعضای آن، هویت چندگانه و تكه تكه را باز می نمایاند. چهره هایی كه با چشم بند تكرار می شوند، در تلاش برای یافتن معنای حقیقی و تاریخی انسانی هستند كه سال هاست از سرزمین مادری خود جدا افتاده است. كسی كه با فرهنگ، زبان و آداب و رسوم و به طور كلی قومیت خود فاصله ای پیدا كرده است و فرهنگ، زبان و آداب و رسوم كشوری دیگر را پذیرفته است. این دو وجه در درون او پس از سال ها زیستن در موقعیت دوم، به گونه ای تركیب شده است كه جداسازی و تشخیص و شناخت حقیقی خود را به تلاشی طاقت فرسا همراه با نتیجه ای نامعلوم رهنمون می سازد.

یوسفیان، سلف پرتره های دوگانه خود را نه تنها برای نمایش هویت دوگانه ایرانیان مهاجر، بلكه برای تجربه های مشابه دیگر مهاجران دنیا نیز قابل تعمیم می داند.

«مریم شیرینلو» هنرمند دیگری است كه در این مجموعه با نوشته - نقاشی های خود به تعریف دیگری از هویت ناشناخته دست یافته است. شیرینلو كه از ابتدای ورود خود به عرصه نقاشی، خود چهره نگاری و سبك فیگوراتیو - اكسپرسیونیسم را به عنوان زبانی مناسب برای بیان درونیات خود انتخاب كرده بود، بعدها تحت تأثیر ادبیات و شعر عرفانی، نوشته را وارد نقاشی های خود می كند. در این آثار، اشعار عرفانی گاه به تمامی - یا قطعه ای از آن - در كنار نقش ها و رنگ ها قرار می گیرد و گاه نوشته ها - یا حروف فارسی - فارغ از بار معنایی آنان وارد تابلوها می شوند. این عناصر گاهی اوقات حتی از خاصیت زیباشناسانه نیز عاری می شوند، چرا كه شیرینلو خود تأكید می كند: «من ابداً سعی نمی كنم فرم نوشته هایم را تصحیح كنم یا آنها را برای زیباترشدن تحت كنترل درآورم. بلكه نوشته و حروف را در حالت خام و ناشیانه آن ها به كار می برم.» او گاهی حروف را با ماده ای- مثل چسب- اجرا می كند تا به آن اجازه فرم گرفتن آزادانه را داده باشد. شیرینلو همچنین به سرعت و اتفاق در آثارش بسیار علاقه مند است، بنابراین فنون كالیگرافی، فرم و كنترل آنها در شیوه نقاشانه شیرینلو حضور ندارند. با این همه اگرچه او به استفاده آزادانه از نوشته ها در نقاشی هایش معتقد است، اما به سختی می توان یگانگی و انسجام حال وهوای پس زمینه تابلوهایش - كه در واقع بخش نقاشی گونه آن است- را با نوشته ها- كه اشعاری از دیوان شمس تبریزی است- نادیده انگاشت. به تعبیری روش نقاشانه شیرینلو در این آثار، با جامه درانی و شیفتگی و شور دیوانه وار مولانا در دیوان شمس بی مناسبت نیست.

«از دل گریخته ها» - اثر دیگری در این مجموعه- نیز نگاهی به میراث گذشته دارد. آنچه فراموش شده و از یادها رفته است و اكنون قرار است از زیر غبارها بیرون آید و بر دل ها بازبنشیند. «امیر اصفهان» هنرمندای است كه پروای محو میراث گذشته خود توسط فرهنگ جدیدی كه در آن قرار گرفته است را دارد. بنابراین از طریق هنر راهی را برای بازسازی آنچه از دست داده، یافته است. «اصفهانی» در روند تحقیق در میراث گذشته، خود را باز یافته است، هویتی كه فراموش شده و از یادها- و شاید دل ها- گریخته است.

ویدئو آرت «نوشتم، خواندی»- اثر فریده شاهسوارانی (كه در واقع روند پاكسازی ساختمان روزنامه اطلاعات از روزنامه هایی است كه طی چند هفته به مجموعه حیرت انگیزی بدل شده بود) گرچه ممكن است در این دغدغه جست وجوی هویت توسط ایرانیان مهاجر ارتباط مستقیمی پیدا نكنند، اما با كمی تعمق در همان مسیر گام برمی دارد. روزنامه هایی سیاه شده كه در تركیب كلی، كاغذهایی سفید می نمایند و تمامی فضای یك ساختمان عظیم را پوشانده اند، از هزاران سرنوشت، هزاران اتفاق، هزاران انسان مشهور، انسان گمنام، انسان بیگانه می گویند؛ روایت هایی كه اكنون دیگر به كار هیچ كس نمی آیند. كاغذهایی كه زیر پای بازدیدكنندگان لگدمال می شوند و بعد از اندكی و بعد از روند پاكسازی، بازیافت می شوند.

نمایشگاه Transform/ nation نمایشگاه مهمی است، نه به دلیل اهمیت آثار ارائه شده در آن، بلكه به دلیل ایجاد یك گروه و مجموعه كه از این طریق، حرفی مشترك را با زبان ها و بیان های متفاوت بازگو می كنند. دغدغه هویت و هویت چندگانه، دردی متعلق به مهاجرین نیست، امری است كه ممكن است در نهاد انسانی كه در موطن خود زیست می كند و هرگز از آن جدا نیفتاده است نیز تكرار شود. مسأله ای كه همواره در ذهنیت انسان ها وجود داشته و ادامه دارد.

Transform/ nation ، آثار جمعی منیژه آرمین را در كنار ویدئو آرتی از یك جوان دور افتاده از وطن نمایش می دهد. امری كه شاید در وهله اول، بیننده را متعجب سازد، اما قطعاً به نتیجه مهمی می انجامد؛ گشودن باب گفت وگو.

Transform/nation جدا از دغدغه های هنرمندان شركت كننده در آن كه در قالب آثاری متفاوت ظهور یافته است، به هدف والاتر خود كه ارتباط میان ایرانیان نقاط مختلف دنیاست می اندیشد و این مسأله آنقدر غنیمت است و ستودنی كه از نمایش چند اثر جمعی، ویدئو آرت، نقاشی و چیدمان بسیار فراتر می رود، حركتی كه حضورش بسیار ضروری می نماید.

هدی امین