محمدابراهیم جعفری هنرمند نقاش و شاعر ۶۷ ساله این روزها با قلم و مركب به سفری می‌رود تا خاطراتش را به تصویر كشد، به همین بهانه با او گفت و شنودی داشتیم كه در پی‌ می‌خوانید.

● برنامه كاری شما در سال جاری چیست؟

- دو ذهنیت همیشه با من است: یكی نقاش شاعر و دیگری تدریس كه تدریس مهمترین دغدغه من است. به عنوان كار تدریس نمی‌كنم، شوق اینكه جوان‌ها را وادار كنم دنیا و حساسیت هنر را بشناسند.

هیچ ذهنیتی قابل انتقال به ذهن دیگر نیست. به دنبال این هستم خلاقیت محضی ایجاد كنم كه حرف نویی در جهان داشته باشد. دانشجویان نباید معلم‌ها را الگوی خود قرار دهند، بلكه آنها را باغبان خود بدانند، باغبانی كه در سایه درختی بلندتر از خود آواز بخوانند.

اما درباره نقاشی‌هایم معتقد هستم نباید برای به نمایش گذاشتن اثر خلق كنم. نقاش با توجه به جهان پیرامون خود و آنچه كه در درونش است شروع به خلق اثر می‌كند. در حقیقت شوق كار كردن یك چیزی است و شوق به نمایش گذاشتن اثر یك چیز دیگر. الان بیش از ۲۰۰ كار كوچك و بزرگ دارم كه آنها را به نمایش نگذاشته‌ام و وقتی به آنها نگاه می‌كنم می‌بینم قابل نمایش است.

با همه این حرف‌ها قرار است به یاری استاد همایون سلیمی آبان ماه سال جاری نمایشگاهی در گالری ماه برپا كنیم و بعضی از آثارمان كه می‌تواند مكمل هم باشد به نمایش بگذاریم تا تضادها و هماهنگی با هم موثر واقع شود.

● در آثار جدید چه‌ رنگ‌هایی را به كار بردید؟

- خاطرات همیشه سیاه و سفید است، هر چند گاهی اوقات رنگ‌ها هم در آن نمود پیدا می‌كند. خاكستری‌ها را دوست دارم، مصداق‌ همان جمله‌ای كه در نقاشی‌هایم آنجا كه تاریكی است به دنبال تو می‌گردم و آنجا كه روشنی است تو را از دست داده‌ام.

● فضاهایی كه خلق كرده‌اید چه چیزی به مخاطب القا می‌كند؟

- به نظرم گرافیست نباید تلاش كند تا چیزی را به مخاطب القا كند. هنر باید حادث شود. نقاش واسطه است بین آن چیزی كه نمی‌داند و آن چیزی كه به وجود می‌آید، و بعد معنا پیدا می‌كند. نقاشی شعر تصویر است و شعر كلامی است بی‌معنا و با مفهوم. شاعر بر همان مفهوم كلی كه در ذهنش است شعر می‌گوید ولی همان شعر معناهای عجیبی پیدا می‌كند.

هنر دو پایه دارد: یكی رمز است كه درونی‌است و دیگری تعادل و ظاهر كار است. اگر به رمز فكر كنیم هنر اصیل خلق نمی‌شود.

● می‌خواهید بیشتر بر روی چه موضوعی كار كنید؟

- با خلق یك اثر نقاشی یا ارائه شعر جست‌وجوهای خود را نمایش نمی‌دهم، بلكه یافته‌هایم را عرضه می‌كنم. همه آثارم با یك نخ به هم متصل هستند. اتصالی كه ناشی از سفارشی بودن كارها نیست و حس‌ها تغییر نمی‌كند.