۳۶ سال- درست به اندازه به ثمر نشستن یك نسل- است كه تهرانی ها هر روز تصویر ابرمردی را- كه تاریخ ادب پارسی به دستانش برقرار و با دوام شد- نظاره می كنند. تصویری كه به دستان پر توانی از دل سنگ مرمر بیرون آمد و بر میان میدانی جای گرفت. مجسمه فردوسی میدان فردوسی، یكی از مشهورترین آثار ابوالحسن خان صدیقی- بنیانگذار مجسمه سازی نوین ایران- است كه البته نمونه های دیگری نیز از حكیم توس، حاصل چكش های مداوم و پی درپی او بر سنگ، برجای مانده است؛ یكی در توس مشهد و دیگری در ایتالیا- سرزمین پیكر تراشان بزرگ.

تهران ،۸۶ بعد از گذشت این سال ها، شاهد فردوسی دیگری است. این بار نه به دستان پر توان میكل آنژ ایران- كه سال هاست رخت سفر بسته- و نه در میدانگاهی در قلب شهر و نه از جنس مرمر. فردوسی جدید، مجسمه برنزی ۷‎/۵ متری است در محوطه ساختمان جدید كتابخانه ملی ایران كه قرار است از بزرگراه همت دید داشته باشد.

● كار من شاعرانه تر است

از قرار معلوم ماجرای ساخت مجسمه فردوسی برای نصب در كتابخانه ملی ایران به سال ۸۳ بر می گردد. رضا امیر یار احمدی- مجسمه ساز، كه در چند پروژه دولتی نیز همكاری داشته است- خود، پیشنهاد ساخت فردوسی را برای این مكان به مسئولان می دهد: «وقتی صحبت از كتابخانه ملی ایران می شود، خیلی از شاعران را می شود نام برد. اما كسی كه صرفاً زبان پارسی را از آلایش به زبان های دیگر محافظت كرد، فردوسی بود. كتابخانه ملی بدون فردوسی نمی توانست كتابخانه ملی باشد.»

«یاراحمدی» ویژگی های فردوسی خود را چنین شرح می دهد: «اولاً، فردوسی دست روی پیشانی برده و سایبان چشم گرفته و افق ادب پارسی كه در آن دوران به باد می رفت را نظاره می كند كه توانست آن را حفظ كند. نكته دوم، بادی است كه در لباس او افتاده است و وضعیت دوران وی را نشان می دهد و علامت تخریب و ویرانگری است. من توفانی را نشان داده ام كه در اوراق كتاب هم افتاده است و می خواسته آن را ورق ورق و نابود كند.»

بعد از گذشت سالیان دراز از طرح ها و نقاشی ها و همچنین مجسمه های ابوالحسن خان از مشاهیر ادب ایران، ساخت اثر جدیدی از آنها برای هنرمند امروز بسیار دشوار می شود چرا كه نه می توان تصویر حك شده آنها را در اذهان عمومی كه سال ها به آن خو گرفته تغییر داد و نه می توان مجدداً تصویر عین به عینی ارائه داد. پسر مرحوم صدیقی در گفت وگویی پیش از این از تأسیس انجمن آثار ملی در سال ۱۳۳۲ گفته بود كه بنا شد در آنجا برای مفاخر ملی یك چهره رسمی ثبت شود و بعد از آن هر هنرمندی كه بخواهد مجسمه ای از آنان بسازد، شباهت آن چهره را حفظ كند و در ادامه گفته بود كه چهره مشاهیری مثل ابوریحان بیرونی، خواجه نصیر طوسی، حافظ، فردوسی و سعدی كه توسط ابوالحسن خان كشیده شده بود در انجمن ثبت شد و امروز تصویری كه از فردوسی در ذهن ما ثبت شده است تصویری است كه شاگرد كمال الملك از حكیم توس ساخته است.

یاراحمدی- مجسمه ساز و طراح داخلی- وجه تمایز فردوسی خود و فردوسی های ابوالحسن خان را بسیار بسیار مشخص می داند: «ایشان به عنوان بنیانگذار مجسمه سازی در ایران در عصر جدید، اسلوب ها و روش ها را درست رعایت می كردند و وجه شاعرانه را نیز تا حدی در نظر می گرفتند، اگر چه به لحاظ موقعیت تاریخی كه در آن قرار داشتند، كمتر به وجه شاعرانه اثر پرداختند. در مجسمه من موقعیت تاریخی و معنوی قضیه در نظر گرفته شده است- همان توفان و تندباد حوادث- و اصولاً كار من شاعرانه است.»

اگر چه یاراحمدی اذعان می كند كه مجسمه فردوسی واقع در میدان فردوسی، یك الگو و معیار است و به مسئولان توصیه می كند كه اجازه ندهند از این به بعد زیر این استاندارد، كاری ساخته شود اما او به عمد تغییراتی در چهره فردوسی می دهد و تأكید می كند: «ما منابع داخلی كه مشخصات فیزیكی چنین مشاهیری را مشخص كند نداریم و این را بر مبنای اطلاعات تمام ادبا و مورخین تراز اول ایران می گویم. به همین دلیل همه چیز به تخیل هنرمند بر می گردد.»

نخستین نكته ای كه از دیدن فردوسی ابوالحسن خان به ذهن متبادر می شود، پیری است كه شاهنامه را به پایان رسانده است و اكنون دردست دارد. در حالی كه فردوسی كتابخانه ملی- اگر نه در عنفوان جوانی- اما مشخصاً در سن و سالی نیست كه این كار عظیم را به پایان برده باشد. از این جهت كتابی كه در دست دارد بی دلیل می نماید. این مجسمه ساز كه مشاوره زیباسازی شهرداری تهران و استانداری خوزستان و برخی از پروژه های دولتی را در كار نامه خود دارد، در این باره به ۲ مشخصه جوانی و جاودانگی كه مد نظر داشته اشاره می كند: «من ایده ای داشتم كه با دكتر شفیعی كدكنی در میان گذاشتم و گفتم كه می خواهم جوانی و جاودانگی را در چهره فردوسی رقم بزنم. ایشان گفت این كار را تا حدی بكن كه تشابه و تصویر عمومی كه مردم از فردوسی مرحوم صدیقی در ذهن دارند از بین نرود. من هم این مسأله را رعایت كردم كه شباهت خیلی از بین نرود.»

یار احمدی تأكید می كند كه در ساختن مجسمه از مشاهیر حتماً باید متخصصان و كسانی كه در مورد آن شخصیت خاص، تحقیق و پژوهش داشته اند، مورد مشاوره قرار گیرند. در مورد مجسمه فردوسی كتابخانه ملی نیز به گفته او، دكتر شفیعی كدكنی و دكتر ایرج افشار مورد مشورت قرار گرفته اند، اما این مشاوران در هنگام پرده برداری در روز افتتاحیه حضور نداشتند تا نظرشان در مورد محصول نهایی مشخص شود. آن طور كه یار احمدی می گوید، هیچ یك از استادان ادبیات در روز افتتاحیه حاضر نبودند.

● فردوسی كتابخانه ملی، یك هنجارشكنی است

تهران، سال ،۱۳۵۰ میدان فردوسی. سطح گرد میدان پوشیده از چمن، یك آب نما و سطوحی كه به تدریج به ارتفاع شان افزوده می شود. با قله سنگ های رودخانه ای كه در مركزی ترین نقطه آنها، مجسمه مرمرین فردوسی قرار گرفته است و ساختمان های اطراف كه نهایتاً ۲ طبقه هستند و در پس زمینه فردوسی، كوه های شمیران دیده می شود.

یاراحمدی فضاسازی و قرار گیری مجسمه در یك مكان شهری را بسیار با اهمیت می داند، نكته ای كه در بسیاری از مجسمه هایی كه در سال های اخیر در شهر های مختلف نصب شده، رعایت نمی شود. او به مجسمه میرزا كوچك خان جنگلی در غرب تهران به عنوان نمونه ای ضعیف و ناموفق اشاره می كند. مجسمه ای كه نه تنها سرو شكل ناموزون و رنگ خاكستری خنثی آن، بلكه مكان و نحوه قرارگیری آن از نقطه ضعف های مهم این مجسمه به شعار می رود: «اندازه مجسمه، اندازه میدان، آب نما، درخت، درختچه، فضای سبز، معبر و دید، نكاتی است كه باید در نصب یك اثر مورد توجه قرار گیرد. ما به طور دقیق و كلاسیك با متد كاملاً فرنگی آموزش دیدیم، بنابراین استانداردهایی را در نظر می گیریم كه قابل تغییر نیست. این استاندارد ها به ما می گوید كه فاصله چیست؟ نگاه كردن به مجسمه از بزرگراه همت چه معنی دارد و نگاه كردن از داخل محوطه چه معنی؟ تعیین محل نصب اثر، ارتفاع اثر، جنس اثر و فرم اثر نكاتی است كه در تأثیرگذاری یك اثر بسیار نقش دارد.» به گفته این مجسمه ساز طرح فردوسی كتابخانه ملی از ابتدا حدود ۱۵-۱۴ متر در نظر گرفته شده بود كه مهندسان مشاور بنا، به دلیل تحت الشعاع قرار گرفته شدن بنا توسط مجسمه، با این ارتفاع موافقت نكردند. اما نكته ای كه در این میان مشخص نمی شود این است كه هدف از ساخت این مجسمه با این ابعاد چیست؟ اگر دید آن از بزرگراه همت مدنظر بوده است كه از آن منطقه نیز چیز زیادی از مجسمه پیدا نیست و تنها می شود یك حجم كلی دید و ارزش تصویری و فرمی آن پیدا نمی شود. وظیفه ای كه یاراحمدی در گفته های خود بر دوش هنر می اندازد كه آن كندن انسان از جای خود و بردن او به فضایی جدیداست، و در مورد مجسمه كتابخانه ملی شاید تنها با ابعاد بزرگش مصداق داشته باشد. این مجسمه ساز اشاره می كند كه مجسمه فردوسی كتابخانه ملی كاملاً ۲ منظوره ساخته شده و هم به دید نزدیك و هم به دید از دور آن توجه شده است.

او سطح كیوبیك (Cubic) و شكسته مجسمه میدان فردوسی را به دید از دور آن مربوط می داند كه مجسمه ساز این مسأله را درنظر داشته و از روی عمد سطوح را نرم نكرده و اغراق آمیزتر و شكسته تر كار كرده كه در مجسمه سازی دنیا این امر مرسوم و متداول است. اندازه و ارتفاع یك مجسمه در چگونگی طرحی كه برای یك موضوع در نظر گرفته می شود تأثیر زیادی دارد. مسلماً طرحی كه در مجسمه ۲ متری قابل قبول می نماید، در ابعاد ۸ متری یا بیشتر كاربردی ندارد. اگر چه یاراحمدی تأكید می كند كه طرح مجسمه بعد از كوچك شدن آن تغییری نكرده است. به اعتقاد او، مجسمه كتابخانه ملی با همین اندازه نیز در میان مجسمه های كوچك و نامتعارفی كه در تهران و شهرهای دیگر ساخته می شود یك هنجار شكنی است.

● ساخت مجسمه فردوسی؛ مسابقه یا سفارش؟

در اخباری كه بعد از مراسم افتتاحیه و پرده برداری مجسمه كتابخانه ملی درج شد، از هنرمند آذربایجانی به نام نسیم عیسی اف، به عنوان سازنده این مجسمه یاد شده است، در حالی كه یار احمدی در توضیح خود، اشاره می كند: عیسی اف، تنها ریخته گری كار را انجام داده است و در هیچ یكی از مراحل ساخت و حتی قالب گیری حضور نداشته است. او علت ریخته گری مجسمه در باكو را نبود امكانات در ایران و در جایی دیگر ارزان تر تمام شدند پروژه عنوان می كند و توضیح می دهد: این كار كه در نهایت با ۸۵ میلیون تومان تمام شده است، در ایران حداقل ۳ برابر این قیمت هزینه بر می داشت.

از طرف دیگر صفری- معاون مالی، اداری كتابخانه ملی- به مفاد قرارداد ساخت این مجسمه اشاره می كند كه طی آن قرار بر این بوده است كه كلیه مراحل ساخت مجسمه تماماً در ایران انجام شود و نیز مهلت انجام كار ۵ ماه ذكر شده بود كه نهایتاً تا ۳ سال طول كشیده است.

اما چه شد كه كتابخانه ملی تصمیم گرفت ساخت مجسمه فردوسی را به یار احمدی بسپارد؟ آن طور كه یاراحمدی می گوید، انگیزه اصلی پیشنهاد ساخت این مجسمه به چند سال پیش و جریان مسابقه ساخت مجسمه فردوسی از سوی دولت تا جیكستان بر می گردد: «دولت تاجیكستان، از انجمن صنفی مجسمه سازان ایران دعوت كرد تا در مسابقه طرح مجسمه فردوسی شركت كنند. تا در نهایت طرح برگزیده، توسط خود هنرمند اجرا شود. اما من در آن زمان پی بردم كه در این قضیه قصد دارند ما را وارد بازی كنند و در نهایت به عنوان بازنده كنار بگذارند. مرحوم قهاری هم با نظر من موافق بود و او هم در این مسابقه شركت نكرد. بعدها شنیدم كه تاجیكی ها گفتند: اصلاً شما پارسی نیستید. چون عربی وارد زبانتان شده است.

این مسائل باعث شد كه خودم پیشنهاد ساخت مجسمه فردوسی را به كتابخانه ملی بدهم.»

نكته ای كه در این میان جالب توجه است، شیوه عملكرد دولت تاجیكستان برای داشتن یك اثر حجمی از فردوسی است. جایگاه حكیم توس، آنقدر در ادب پارسی تثبیت شده است كه طرح ساخت مجسمه اش به مسابقه گذاشته شود و نهایتاً بهترین طرح برای اجرا انتخاب شود در حالی كه مسئولان ایرانی، حتی اگر به فكر ساخت مجسمه از مشاهیر هم بیفتند، این روش را در نظر نمی گیرند. در نهایت هزینه ای هم كه صرف می شود به نتیجه موفقیت آمیزی منتهی نمی شود.

● بسی رنج بردم در این سال سی...

شاید می بایست سی سال از فردوسی كتابخانه ملی بگذرد، تا جایگاهش در اذهان مردم روشن شود. اما فردوسی ابوالحسن خان هم با آن درجه محبوبیت، سرنوشت خوبی نداشته است. شكسته شدن انگشت و ترك های پی درپی در اطراف آن دراثر گرما و سرمای ناگهانی و عدم نگهداری مناسب، شایسته مجسمه ای نیست كه ۳۶ سال به شهر خاكستری ما طراوت و تازگی داده است.

هدی امین