آنچه در محدوده هنرهای تجسمی طی دهه گذشته تحقق یافته است بی شباهت به جهش یک فنر بعد از فشردگی نیست، به ویژه آنچه که نزد نسل جوان شاهد هستیم. معیار دیگری بر این سنجش اضافه می شود؛ «فعالیت موثر سنین جوان تر». به عبارتی دیگر انتقال مرکز ثقل فعالیت چشمگیر و نو هنرمندان به میانگین سنی پایین تر. این سنجش البته احتیاج به یک بررسی آماری دارد لیکن نزد مخاطبان حرفه ای امری است بدیهی. حمید قیاسی با میانگین سنی ۲۷ به مانند بسیاری از هم قطاران خود از جمله هنرمندانی است که به سرعت امکان حضور خود را در عرصه های حرفه ای تر بعد از دانشگاه به رخ می کشد و نسل های بالاتر را متوجه نکته ای می سازد؛ جریان پویای تحولات هنری، فعال و شتابان است و امکان تکرار، محدودتر و تنگ تر می شود. این نکته را اضافه می کنم آنچه که در گذشته در میان جمع انگشت شماری از هنرمندان به عنوان مثال، سقاخانه ای متحقق شد، فرهنگی محدود در میان بخش کوچکی از موثرین فرهنگی بود. آنچه که امروزه در جریان است انتقال دستاوردها با تغییر کانون های فعال به میان سطوح وسیعی از نوجویان هنرجو است. قطعاً مساله آموزش به رغم نقد متعدد آن از طرف بسیاری از اساتید و محافل خارج از دانشگاه، در جریان پرشتاب این رشد موثر بوده است. انتقال تجارب ممتد اساتید که اکثراً خود از هنرمندان فعال هستند، امکان برطرف شدن فواصل بین دوره های سنی مختلف را ممکن ساخته است. بنابراین با مساله نهادینه ای مواجه هستیم که حتی تصور عقب گرد نیز ممکن نیست.

اما این جریان پرشتاب به خصوص که از رشدی متوازن در تمام عرصه ها برخوردار نیست پرخطر جلوه می کند. انحرافی در کار نیست و نباید نگران بود، اما به میزان رشد نسل تازه وارد باید تعمق نیز صورت پذیرد. منظور از تعمق نمایش یا گرایش ترسیمی خاصی نیست، بلکه مشرف شدن و ته نشین شدن اتفاقات و رویکردها است.

سعی دارم تاحدی با نقد یک نمونه به نمایندگی انواع آن اقدام کنم و لذا جنبه های بسیار شخصی کار قیاسی را وامی گذارم و به جنبه های عام تری می پردازم که مشخصه نسل او است. مضافاً که معتقدم جنبه های شخصی کار او در اینجا ضرورتی برای نقد ندارد، مخاطب آن را یا می پذیرد یا نه، میزان کمیت این پذیرش به موفقیت های شخصی هنرمند کمک می کند و او باید به آن توجه بسیار داشته باشد. لیکن در اینجا تعیین کننده آن بخش از فرآیند خلق اثر هنری است که مشترک یک نسل است؛ به این جهت کار حمید قیاسی از چند جهت اهمیت می یابد؛

الف- توجه ساختارگرایانه به ساختارشکنی که ویژگی مشترک بسیاری از هم قطاران اوست. نوعی تعریف آکادمیک نو متاثر از ماجرای جهانی تجسم.

ب- فضای گزینشی اثر که سابق بر این انتظار آن را در این رنج سنی نمی توان داشت.

پ- حضور پررنگ مفهوم انتزاعی طراحی به جهت رسوخ آن در فضا و اجزا

ت- تبدیل بسیاری از خصوصیات طراحی اعم از توانایی ها و ضعف ها به ویژگی شخصی

ج- و شاید مهم تر از همه حضور حساسیت های اجتماعی است که گاه مستقیم و گاه در بطن اثر ردیابی می شود.

به عبارتی دیگر به رغم تصور اولیه از این نسل که بعد از توفان تحولات اجتماعی قهرآمیز به کنش های غیراجتماعی متمایل می شوند، که اگر چنین شود خرده نمی توان گرفت، اما اغلب گروه زیادی از این هنرمندان حساس و واکنش مند بروز کرده اند. آنها اغلب تحلیلی درست عرضه می کنند و به طریقی ذوقی تمام مشاهدات خود را از اجتماع به بطن اثر رسوخ می دهند و جواب هایی اغلب منطبق بر ضروریات و عموماً اجتناب ناپذیر ارائه می دهند.به عنوان مثال قیاسی با فضاسازی تیره و بدون رنگ خود پیش زمینه ای نقادانه عرضه می دارد، لیکن در درون این فضا تحولات زیادی مثل کنش و واکنش های متعدد به گذشته و حال در قالب موضوعات تصویری و ارجاعات گوناگون رخ می نمایند. فارغ از سقوط در دام یک تصویر سازی معمولی.هر نسل فعال «ماده» اصلی فعالیت خود را از «صورت» نسل قبل استخراج می کند و در شرایط تحول سریع این انتقال و نوع ذوقی آن درخشان است. تمام انگیزش های نظری نسل درگیر در تحولات اجتماعی (صورت) به شکل ماده اصلی آثار نسل جوان تر تبدیل شده است و عجب آنکه تحقق صوری متفاوتی را (متفاوت از انتظارات آرمانی نسل قبل) به دنبال داشته است. اغلب حضور نتایج تصویری بکری که بدون تعمد و حتی ناخودآگاه (به جهت عدم پشتوانه نظری) جلوه می یابند. به عنوان مثال مساله «هویت» و کسب موقعیت ملی به دور از الگوهای نسل قبل و تجویزات خسته کننده آنها حضور بطئی و دلپذیر دارند. مشاهده کلی آثار نسل جوان گواهی است بر زمینه های اجتماعی خاصی که ما در آن به سر می بریم. اما هر حرکت پرشتابی عوارضی را نیز به دنبال دارد که ناشی از انتقال سریع از نسلی به نسل دیگر است؛

الف- گرفتار شدن در چنبره های مستحکم موفقیت های زودرس

ب- بی توجه به پریود زمانی ضروری برای تعمق

پ- کلکسیونی از تجمع تاثیرات بی جمع بندی

ت- پررنگ شدن مرموز شهرت طلبی انتزاعی که بر مفاهیم اثر به سرعت اثر می گذارد.

ج- حضور تلطیف نشده اثرات آموزشی

و بسیاری دیگر عوامل که البته به اعتقاد من خود عامل غربالگری سره از ناسره است.

در هر جریان پرتعدادی به هر حال شما می توانید نمونه هایی را بیابید که به تنهایی مثال هایی مناسب برای انواع گروه خود هستند شاید به این دلیل که در مرحله ای قبل از شخصی شدن کامل به سر می برند. قیاسی از این دست هنرمندان است. او تمایلات فرمی و موضوعی نسل خود را به همراه توانایی حساس و فنی به نمایش درآورده است. نمایشگاه او به رغم وجود چندگانگی در رویکردهای موضوعی که شاید در قدم اول اجتناب ناپذیر باشد، آینه نمایان ویژگی های نسل خود است؛ مهم تر از همه تحقق فنی و کثیر رویکردهای هنری نسل قبل، نمایش همزمان تضادهای سنت و تجدد، نگاه اخلاقی به دیدگاهی که اساساً موضوع اخلاقی نمی یابد، نفی ساده و جذاب مدرنیسم و...

خسرو خسروی